Pierwsze 200 wierszy.
.:VDvDP:. تقديم ميکند
نميخوام همش رو بگم
چون دوست دارم دوباره با همه دوست باشم
ولي اگه از من در مورد اون دوره سوال مي پرسيد
وب داستان اينطور شد
درست همينطوري كه ميگم
و همه چي يهويي خراب شد
كسي نميخواد اسم برادرهاي پاپا دوباره زنده بشه
درست مثل ادم هاي ديوونه
ولي همه چي سنگين تر و سخت تر ميشه
چيزايي كه فكر ميكنيد هيچ وقت رخ نمي دن
و حقيقت اينه كه اين پسر با بقيه فرق داره
واسه هر داستان سه جنبه مختلف وجود داره
نقل من ، نقل شما و حقيقت
تا قبل از اون هيچ جايي وجود نداشت
بهجز پراهان اگه شما اسكيت بُرد بازي مي كرديد
با همه نوع ادم سر و كله مي زديد
ولي كه شلوارهاي لي و كتان مي پوشند
.. موهاي لند
شلخته ..
مهم نيست شما كي بوديد
بايد قبول كنيد كه يه اسكي برد باز هستيد
تو از اونا خوشت مياد ؟
اره من يكي از اونا هستم - از بقيه خوشت مياد ؟
اره البته . مجبوم - مجبور ؟
نظرت در مورد اون پياده ها چيه ؟
نميخوام چيزي بگم
من هميشه مدرسه رو تا ساعت 3 تموم ميكردم
اسكيتم رو بر ميداشتم و ميرفتم سربالايي
فقط دوست داشتم همين كارو كنم
اوه - راست ميگي
چرا اسكيت بازي ميكني ؟
واسه تفريح - تفريح ؟
اره . مگه دليل ديگه اي داره ؟ مثلا پول ؟
من با اسكيت برد احساس ازادي مي كنم
انگار زندگي من براي اين كاره
من فقط اسكيت برد رو دوست دارم
مدرسه چيز خوبي بود واي اسكيت برد
واسه من معني بيشتري داشت
به نظر جاي خوبي مياد گرك
اره خيلي خوبه
هر هفته بعد از مدرسه
ما ميرفتيم پايين پراهان
خيلي جالب بود چون ادمايي بودند
كه از اطراف ملبورن مي اومدن و خيلي جالب بود
هي، از اسكيت بازي خوشت مياد ؟
چون ميدوني بايد يه كمي به وضع زندگي هم برسم
ميدوني ؟ - برو يكمي حال كن پسر
مادرم از اين متنفره
اون اصلا نميدونه من چرا ميخوام برم به پراهان
هيچوقت درك نكرد فرهنگ اونجا رو
حتي همين الانم هيچ دركي نداره
تو نظرت در مورد اسكيت برد چيه ؟
اسكيت برد ؟ تا به حال بهش فكر نكردم
ولي ميدوني ورزش خوبيه
اگه باعث هيجان مردم بشه چرا كه نه
من يه روز پايين پرهان بودم
فكر كنم 11 يا 12 ساله بودم
و اين بچه ها داشتند ميومدن به سمت بالا
مثل اينكه تا به حال نزديك اسكيت برد نشده بودند
اونا رفتن سمت شيب و رفتند پايين
نا نصفه هاي شيب حركت كردند
اصلا به اين اهميت نميدادن اگه يه نفر بهشون ميگفت
بريد از اين سربالايي گم شيد اونور فقط به كارشون ادامه ميدادن
مي بيني كه خيلي سختي بوده
بعد فهميدم اسم اونا بن و تاس هستش
وقتي به پراهان رسيديم خيلي جوون بوديم
كه يكمي از ملبورن دور بود
ما بچه هاي نرمال و عادي بوديم
تو محيط ارومي بزرگ شديم
تنها كار بدمون خاك بازي و سنگ بازي بود
خونه ها نزديك هم ساخته ميشدن
من شيب هاي زياديتو محل زندگي مون ديدم و توجه منو به خودش جلب كرد
چطور ممكنه اون مردم بتونند روي هوا پرواز كنند
ما كنجكاو بوديم
تو همه جاي كشور اينجور ادم ها هست
فكر كنم تو امريكا به اينجو ادم ها ميگن اشغال هاي سفيد
بايد اشغال هاي امريكايي باشن
تو استرليا ميگن بوگان
ولي خيلي از نوع امريكايي بدتره
ما نيمه يونايي و نيمه استرليايي هستيم
يه جورايي تركيب دوتاشون
ما خيلي به مادر و پدرمون وابسته بوديم
اونا سعي ميكردن ما رو به خودشون نزديك كنند
ولي هر شب فقط دعوا بود
مادر عصبي بود
اونا به هم دعوا ميكردن
اون داد ميزد و من ميترسيدم
! مامانو نزن
بعد مامان با يه ليوان نزديكش شد
و زد تو سر بابا
... و روي زمين افتاد ، زمين پر خون بود
من يه طوري شدم .. اه ... پدرم مرد
اينجور چيزا رو ما وقتي بچه بوديم مي ديديم
من و بن هر دومون خيلي نزديك بوديم بهم
همديگر رو كتكم مي زديم
ما چيزاي زيادي ياد گرفتيم
وقتي پنج ساله بودم به كلاس كنگ فو ميرفتم
ميخواستن همه چيزو به من بگن
چون من يه بچه پنجم دبستاني رو كتك زدم
وقتي كه كلاس اول بودم
فكر كردم بروس لي شدم
پدرم عمو ويلي مدرسه جوجيتسو،مبارزه ژاپنى ميرفتن
و اولين چيزايي كه به ما ياد دادن
اين بود كه فشار رو بايد تحمل كرد
معابد ، چشم ها گوش ها
گلو و بيني
اون به ما سه فن كشتن ادمو ياد دادن
تو سر كلاس به ما همه چيزو گفت
ميخواي چيكار كني ؟
اومدي داخل و داري با مادرت بدرفتاري ميكني
در موردش فكر كن داره مي ميره
ميخواي با اون بلوك چيكار كني؟
تو كله من رفته كه اونو بكشم
ولي اونا رفتن
بهتره
بابا مثل ويلي بود
وقتي حمله كردن اونا كاري نكردند
ولي من اسكيتم رو برداشتم و با بن فرار كردم
يه هفته بعد پيداشون شد
بن بلند شد و رفت دنبالشون
خيلي سريع شده بودند
اونا اين كارو براي تفريح كرده بودند
ما دوستاي خيلي خوبيي شده بوديم
بن ! اره
ما گروه نزديكي تشكيل داديم
همه به ما حسودي ميكردند
ما كساني بوديم كه بقيه ارزو داشتند باشن
و يه جورايي به روانشناسي ربط داره
يه كاري كن
كي ميخواي اسكيت برد بازي كني ؟
اون راهشه
اينو نگاه - به اندازه كافي خوب نيست
خوب نيست
تو يه ديوونه اي بيا بريم
خيلي ها قبلا مي اومدن خونه من
ما همه اينطور بوديم
مي شستيم و تلويزيون تماشا مي كرديم
ما هميشه در حال هيجان بوديم
وقتي كه به ويديو هاي خيلي قشنگ نگاه ميكرديم
ما مثل برادرهاي خيلي نزديك به هم بوديم
يه مشت دوست كه دارن تلويزيون مي بينند
رانندگي من در حاله پيشرفته
ما داريم به انجام كارهاي جديد دست مي زنيم
براي اينكه ببينيم چيكار ميكنند
من ذهنم رو خالي كردم
من همه چيزم رو استفاده كردم
من به حرف هاي بقيه هيچ توجهي نداشتم
چه مدتي هست كه اسكيت برد ميكني؟
شش سال
كي شروع كردي ؟ - وقتي شش ساله بودم
امريكايي ها يه چيزي دارن
كه هميشه ميگن مثلا كلمه هي
تو داري پرواز ميكني
تو ديگه اسكيت برد نمي كني تو داري پرواز ميكني
اين كلمه رو از فيلم توني وارز كپي نكردي؟
تو ديگه اسكيت برد نمي كني
تو داري پرواز ميكني
من به كارم اهميت ميدم
اين روز خودمه
من اتاقم رو يادم مياد
به امريكا ميرم
ميرم به سرزميني كه دوست داشتم باشم
من روياهاي بزرگي دارم
تو داري با خودت فكر ميكني
كه استرليا اين هيجانات رو نداره
فرهنگ امريكا با اسكيت برد عجين شده
من با پدرم هفته ها زندگي كردم اونجا
ما اخر هفته ها با پدر و مادرمون بوديم
مادرم به كليفتون هيل رفت
اونجا شيب هاي خيلي خوبي بود
شيبي كه از شيب هاي پراهان هم بهتر بود
من خيلي اونجا كيف كردم
ما براي خودمون هر كاري مي كرديم
بعضي موقع دوستايي رو پيدا ميكرديم
دو نفرشون رو يادم مياد
يادم مياد كه به برادرم گفتم اونا كي هستن؟
اونا من و بن رو ديدن كه داريم با هم دعوا ميكنيم
و به ما كمك كردن
من ميرم بالاتر بايد به مبارزه ادامه بديم
اين بچه ها برادر هستند
كه خياي دوست دارن شيطنت كنند
و توي استرليا پرورش يافتند
كه اصلا نميدونند كي هستن
خوشبختانه اسير اونا نشديم
اگه بازي رو شروع ميكردي
و اسكيت برد رو شروع ميكردي بهت كمك ميكردن
البته . همينطور بود
استفان و دوستش خيلي به شيب ها نزديك بودند
اونا ميگفتن بيايي بچه ها بهتون ياد ميديم
كه الان اين كار عاديه ماست
ما بهتون وسيله هاي جديدي مي ديم
من يه تي شرت مخصوص ازشون گرفتم
من خيلي حال ميكردم باهاش
بعد از اون روز ما خيلي به هم نزديك شديم
برادرهاي هيل
من و بن اسپانسر پيدا كرديم
از اين بهتر نميشد
ولي اونا چيزاي خوبي به ما ياد دادن
جري سانت به فستيوال ملبورن خوش اومدي
No comments yet. Be the first to leave one.