Pierwsze 198 wierszy.
= دوشیزه هلمز =
پدر
ژی
بیا اینجا
بیا بشین
پدر
من از لیست کاندید های همسر شاهزاده چی
خبر دارم
تو بهش گفتی؟
عفو کنید سرورم
تقصیر منه
پدر ، عصبانی نشید
خودم خواستم بهم بگه
یینگ یینگ و سرزنش نکنید
مرخصی
بله
بیا اینجا ، بشین
ژی
حتما فهمیدی دیگه
لیسته مشکوک میزنه
میدونم
هیچ بانوی اشرافی جوانی انتخاب نشده
واضحه که
کی پشت این کاره
حالا که میدونی
چرا میخوای ریسک کنی و
اصرار داری فقط و فقط با شاهزاده چی ازدواج کنی؟
من قبلا هم گفتم که
همسرم
باید مثل شما باشه
بااخلاق ، شجاع ، سرسخت
باهوش و جسور
یه مرد ِ واقعی
شاهزاده چی
همچین مردیه
!صب کن
اینجا خیلی قشنگه
منظرش خیلی قشنگه
خانم ، یه بالن ارزو انتخاب کنین
برادر سو
توام مثل من اولین باره
میای اینجا؟
رو شوانگ
پایتخت خیلی جاهای باحالی داره
من میتونم باهات بیام
...من
...تو
بلندتر پرتاب کن
چقدر اینجا پرنشاطه
قاتل چجوری قربانیشو انتخاب میکنه؟
و چطوری اطلاعاتشونو میگیره؟
چزا همه ی عابد ها دخترن؟
رو شوانگ ، یه چیزی
معبد پوهوا
معروفه به دعا برای ازدواج
شنیدم اونایی که اینجا دعا میکنن معمولا جواب میگیرن
واقعا؟
میتونی اونجا دعا کنی
اون درخت و میبینی؟
به اون درخته میگن درخت ازدواج
باید اسم خودتو و اسم کسیو که دوست داری
روی یه تیکه چوب بنویسی
و پرت کنی طرف درخت
بعدش دیگه دوتاییتون میتونین تا ابد کنار هم باشین
ارباب جوان
از این فرصت استفاده کنین تا برای ازدواجتون دعا کنین
...چه تصادفی اخه
چی؟
چه تصادفی واقعا
اخه خونواده ی ارباب هم میخوان برا ارباب یه همسر انتخاب کنن
برادر سو
منم میخوام واسه ازدواجم دعا کنم
میخوای باهام بیای؟
باید همینجاها باشه
!اونجاست
پس من چی؟
برادر شیه
فک کنم اونی که باید نگران بشه
تویی
سو
من حتما کمکت میکنم
تا بتونی وقتی میری بین مردم خودت باشی
فانگ ، توام اومدی اینجا واسه ازدواج دعا کنی؟
برا چی اومدی اینجا؟
اونا اونجا دارن چیکار میکنن؟
اگه بتونی سکه ی مسی رو بندازی تو گل نیلوفر
ارزوت براورده میشه
واقن؟
پس من یه امتحانی میکنم
آروم بنداز
...امیدوارم برادر سو و من
رو شوانگ ، این فوق العادس
ارزوت براورده میشه
روش حساب میکنم ، فی یوان
بیا بریم درخت ازدواج و ببینیم
بریم
بریم
بد نیس
یه نگاهی بنداز
مرد جوون
تو داری سرنوشت بقیه رو خراب میکنی
تو باید مهربون باشی- آرومتر-
میدونم ، غلط کردم
الان میرم
اسم ها روشون نوشته
چرا نرفتی پیششون
یکم خوش بگذرونی؟
اونی که اون تیکه چوب هارو میفروشه
هرروز یه عالمه دختر و میبینه
سو
امیدوارم
هرچن وقت یکبار یکم خوش بگذرونی و بقیه چیزا رو فراموش کنی
این دختر سرنوشتش اینه که یه ستاره ی تنها باشه
کسی که باعث مرگ خونواده و دوستانش میشه
و تنهایی به زندگیش ادامه میده
همچین ادمی چطور میتونه خوش بگذرونه؟
اگه یه کلمه ی دیگه حرف بزنی
خودم کاری میکنم تبدیل به ستاره ی تنهایی بشی
اینا همش حُقشونه
بهش فک نکن
بریم
اقا
شما دو تا سرنوشت مشابهی دارین
والدینتون فوت شدن
یکیتون یه ستاره ی تنهاست
و اون یکی پناهگاه
ولی
اگه دوتاییتون با هم یه زوج و تشکیل بدین
ستاره ی خوش یمنی که بر ازدواج نظارت داره ظهور میکنه
ستاره ی تنهایی همراهش رو پیدا میکنه
شما دو تا ستاره های تنهایی میتونین مکمل هم باشین
شما دو نفر زندگی ای پر از خوشی رو تجربه خواهید کرد
و با هم همراه با عشق پیر خواهید شد
ما هردومون مَردیم
!چرت و پرت نگو
از اونش دیگه
فقط خدا
من ، و شما خبر داریم
اقا ، صبر کنید
چرا یه قفل عشق نمی خرین؟
با این تا اخر عمرتون به هم قفل میشین
و هیچ کس نمیتونه جداتون کنه
در حقیقت ، هردومون به خاطر یه قفل
همو میشناسیم
این چیزا
فقط یه سری حُقست
تا باهاش دخترای احمق و گول بزنین
رو شوانگ
تو چی نوشتی؟
بچه هایی مثل تو ندونن بهتره
بیخیال چی هست مگه
بیا مال منو ببین
فی یوان
این دعا واسه ازدواجه
تو برداشتی اسم خودت و ارباب جوونتو نوشتی
اینکارا چیه؟ میخوای ازدواج کنی؟
چیه مگه؟
فی یوان ، بهش محل نذار
بیا پرتشون کنیم
...این
...این
...این
رو شوانگ
اگه نمیتونی پرتش کنی
خیلی زور نزن
اصلا امکان نداره
باید هرطور شده بره اون بالا
!رفت اون بالا
فی یوان
بیا بریم برادر سو رو پیدا کنیم
بریم
شیه بی مینگ
بیا دیگه بریم خونه
مامان ، این خیلی خوشمزست
من نمیخورم
برادر پی چرا هی به من نگا میکنی؟
تو چن لحظه پیش داشتی بالا پایین می پریدی
ولی انگار خسته نیستی
خیلی تو کنگ فو خوب شدی
برادر پی
تو رو خدا به رو شوانگ چیزی نگو
کارم
ضایع بود؟
نه اصلا
خب پس خیالم راحت شد
فوق ضایع بود
برادر پی
من که انقدر ضایع ام
...چرا رو شوانگ
این یعنی هیچ شانسی ندارم؟
برادر شیه
نگران نباش
امکان نداره رو شوانگ و سو بتونن با هم باشن
!همینه
چرا یادم رفت؟
آره ، امکان نداره
خیالم راحت شد
یان ژی
No comments yet. Be the first to leave one.