Pierwsze 200 wierszy.
حالا اون زنجيرت کجاست ؟
! خدايا
! احمق مو دُمب اسبي
. بفرمايين
. دوستت دارم - . منم دوستت دارم ، عزيزم -
. ( لعنت بهت ( فيدو
. . چي
! صورتتو نشون بده
All The Rights Of Translation Reserved To WwW . Free - Offline . CoM
Translated By -= S . O . H . E . I . L =-
قسمت دوم " اولين مزه "
. خيلي بده که دندون نيش بزرگ ندارم - ! آره -
. اونوقت گردنتو باهاشون پاره ميکردم
. بگيرش که اومد
آماده اي ؟
. لعنت
! آره
سکس خشني بود ، مگه نه ؟
. لعنت
. لعنت
! لعنت
. يا مسيح
. احمق
. من نکُشتمش
! من نکُشتمش
. ولي مطمئنا يکي اونو کُشته
يه خون آشام ؟
مطمئني ؟
. دندونهاشو ديدم
مائودت ) يه جاي گازگرفتگي ) . توي کشاله رونش داشت
. ميدونيم . جسدشو تشريح کرديم
اين ، همون خون آشاميه که خواهرت باهاش چيک و پيک داره ؟
. . اول از همه
. خواهرم با هيچکي چيک و پيک نداره . اون کسي نيست که اهل خوش گذروني باشه
. . و دوم اينکه
. نميدونم
. تا حالا اون يکي خون آشام رو نديدم
. تا حالا هيچ خون آشامي رو از نزديک نديدم . اميدوارم که هيچوقت هم پيش نياد
اين خون آشامي که ميگي توي نوار ضبط شده بود ، چه شکليا بود ؟
. کچل
. يه خالکوبي اسکلتي عجيب و غريبي هم داشت
. و ديوونه هم به نظر ميومد
. اينگار بدجوري قاطي پاتي بود
. . جالبه ، چونکه
اين تنها نوار ويدئويي هست که . توي آپارتمان ( مائودت ) پيدا کرديم
پس معنيش اين ميشه که حتما يکي اون نوارها رو دزديده ؟
يکي که نميخواسته شما اون نوارها رو ببينين ؟
يا اينکه يکي ميخواسته ما فقط اين يکي نوار رو پيدا کنيم ؟
چونکه احتمالا اين نوار ميتونه . . اونو تبرئه کنه
براي وقتي که شايد بعدا خواست بياد و . . به اون قتل اعتراف کنه ؟
. ( بس کن ( اندي
. من که اينقدرها باهوش نيستم
. پاهامو حس نميکنم
زودباش ، قبل از اينکه زخم بسته بشه . بنوش
اگه بخورم ، خون آشام ميشم ؟ - . . خون آشام نميشي ؛ لعنت -
ميخواي زنده بموني يا نه ؟
. برگشتم به اتاق سبز
معلوم شد که اولين نفري هستم . که توي مسابقه شرکت کرده
راه رفتن و حرف زدن اينقدر ها هم که ميگن سخت نيست ، مگه نه ؟
بي جي ) ؛ تو در مسابقه بايد در مورد ) . اسامي ايالات مختلف حرف بزني و راه بري
. مامان ، لعنت
. ( ايالت ممفيس )
. ( نيوجرزي ) ؛ ( نيويورک ) ؛ ( کانيتيکيت )
سلام ، جنده خانم ، حالت چطوره ؟ - کجايي ؟ -
. دارم به يه مهموني توي ( مونرو ) ميرم
و محاله که قبول کنم بيام دنبالت . تا باهمديگه بريم
. لافايت ) ؛ خواهش ميکنم )
. . مامانم روي مبل از هوش رفته و
حوصله ندارم تروتميزش کنم . . . و بزارمش توي تختخوابش
. کار خيلي افسرده کننده اي هست
چيزي که افسرده کننده است ، اينه که . . من تعداد زيادي تماس از طرف تو دارم
. اون ، افسرده کننده است
چرا به ( جيسون استک هاوس ) زنگ نميزني ؟
. تو يه جنده بي ادب کثافتي
. . تو هم بايد از خونه مامانت نقل مکان کن
. اون ، کاريه که بايد حتما انجامش بدي - . آره ، حالا هرچي
. خيلي خوب
. خيلي خوب . دارم ميام دنبالت
ولي بهت گفته باشم که . بايد خودت تنهايي برگردي خونه
البته اينو براي موردي گفتم که . شايد يکي رو تور کردم
منظورت چيه که اگه يکي رو تور کردي ؟
اينقدرها هم که ميگي با کلاس نيستي . هميشه يکي پيدا ميشه که ترتيبت رو بده
. درسته
. خداروشکر . خداروشکر
. دارم ميام
. يا مسيح
چيه ؟
مگه بهت اجازه دادم که اين جا پيدات بشه ؟
. ساعت سه صبحه
اصلا نميدوني تصورشو بکني که . از ديشب تا حالا چي ها کشيدم
همه روز رو فکر ميکردم . که ( مائودت پکينز ) رو من کُشتم
. خداي من
فکر ميکردم تصادفا موقع سکس . کُشته باشمش
. . و ( باد ) و اون ( اندي ) لعنتي
دوازده ساعت صبر کردن و اون ويدئو رو که . . . نشون ميداد بي گناهم رو بهم نشون ندادن
. فکر ميکردم به همه زندگيم گند زده باشم
مزه خون من ، با بقيه مردم فرق داره ؟
. آره
تو چه موجودي هستي ؟
. ظاهرا مُرده که نيستم
. من با نيروي ذهن با ديگران رابطه برقرار ميکنم
. ميتونم فکرهاي آدمها رو بشنوم
حتي فکر من رو هم ميشنوي ؟
. به خاطر همينه که اينقدر ازت خوشم مياد
. اصلا نميتونم فکرهاي تو رو بشنوم
حتي نميتوني فکرشو بکني که . . بعداز اينهمه مدت ، چه احساس خوبي داره
ميتونم يه سئوال خصوصي ازت بپرسم ؟
بيل ) همين الان بود که داشتي ) . خونهاي روي صورتم رو ليس ميزدي
فکر نکنم ديگه خصوصي تر و شخصي تر . از اون کار ، چيزي وجود داشته باشه
. . چطور از پس مديريت زندگي اجتماعي
با مَردهاي هم دوره ات برميايي ؟ . .
. . تنها فکرشون اينه که - . من با کسي رفيق نيستم -
هيچوقت تاحالا با کسي نبودي ؟
. . من
. يه چند باري قرارهاي عشقي داشتم
. ديگه نميتونم صبر کنم که لخت ببينمش . موندم رنگ موهاش واقعا بلونده يا رنگ کرده
هيچي بدتر از اين نيست که يکي موهاي سرش بلند باشه . ولي موهاي زيرش مشکي باشه
چي ؟
. البته ، همه مردها مثل خوک رفتار نميکردن
اين از اون دختراييه که ميتونم باهاش ازدواج کنم . و بقيه عمرم رو باهاش با عشق سرکنم
و ديگه اينقدر به ( مت ديمون ) يا . اون ستاره فيلم جاردهد ،فکراي بد نداشته باشم
که توي خيالاتم کلاه قرمز کوچولوي بابانوئل گذاشتن کجا ميري ، چي شده ؟
. . ولي
. هميشه قرارهام يه جور تموم ميشدن . .
بايد آدمهايي اينجا باشن . که درمورد استعدادت ميدونن
. اونهايي که بهم نزديکن ميدونن
. ولي . . هيچوقت درموردش حرف نميزنيم
و منم نهايت سعيم رو ميکنم . که به فکراشون گوش نکنم
. بعداز چندين سال بلدم که کنترلش کنم
فکر کردم يه جورايي غير اخلاقيه . . که به فکرهاي افراد خونواده ام گوش بدم
. و همچنين به فکرهاي دوستهام و رئيسم . .
. ولي . . اونا ميدونن که اين قابليت رو دارم
بقيه مردم يه شکهايي بهم کردن . يا پيش خودشون فکر ميکنن يه جور واسط روحي هستم
. بيشتر مردم فکر ميکنم ديوونه ام
چه حسي داره ؟
. . شبيه اينه که
. يه جريان فکري توي سرم جريان داره . .
. . وقتي مردم عصباني باشن ، عجيب و غريب تر ميشه
. . حس غم و . .
. . بعضي وقتا . .
. بعضي وقتا فقط چند تا تصوير ذهني دارم . .
. ديگه بايد برم خونه
. بيل ) حس ميکنم کاملا خوب شدم )
. همينطوره
دکترها ميدونن که " خون دراکولا " همچين قابليتي داره ؟
. نه . و ميخوايم همينطور سربسته باقي بمونه
. بايد تا ماشينت همراهت بيام
حالت چطوره ؟ مادرجنده ؟ - چه خبرا ( جوئي ) ؟ -
. هي سکسي ، بيا اينطرفها
. سلام ، عزيزم
گُنده بک ، چه خبرا ؟
چه خبرا ، عزيزم ؟
. من ( ترل ) هستم
. ( تارا )
. . حالا
. . يه دختر خوبي مثل تو . .
چرا اينجا تک و تنها نشسته ؟ . .
دارم پسرعموي خنگولم رو ديد ميزنم . که داره به مَردهاي غريبه ور ميره
. صحيح
عزيزم ، من مستقيم ترين مَردي هستم که . توي اين مهموني ميبيني
راستي ؟
ميتوني از هرکدوم از دخترا که . ميخواي بپرسي
. . ببين
. بايد اينو بهت بگم . من ازدواج کردم
. از ديد من که مشکلي نداره - . خيلي خوب -
. شوهرم يه سرباز مزدوره
. تو کار تجارت نفته
تازه از کُشتن و ترور چند نفر . توي عراق برگشته
. اين حرفا رو از خودت درآوردي - . کاشکي اينطور بود -
. چونکه اون لياقت منو نداره . . اگه منو با يه مرد ديگه ببينه
. اونوقت هرجفتمون رو ميکُشه . .
. نميتونم بگم اول من رو ميکُشه يا اون مرد بيچاره رو
. به احتمال زياد اول منو ميکُشه
. اميدوارم
. زنيکه جنده ، تو عقلت رو از دست دادي
همين تازگيها تو خايه يکي شليک کرد . فقط به اين خاطر که برام يه سي دي خريده بود
. من که نيستم
! لعنت
! خداي من
اينطوري ميخواي بازي کني ؟
چند سالته ؟
اجازه دارم بپرسم چند سالته ؟ - . در سال 1865 بود که خون آشام شدم -
. وقتي که 30 ساله بودم - . مسن تر از 30 به نظر مياي -
. اونوقتها زندگي سخت از الان بود
توي جنگهاي داخلي شرکت داشتي ؟
. توي اون جنگها بودم
ميشه بيايي و توي کلوپ مادربزرگم درموردش حرف بزني ؟
بيشتر وقتا ، يه مشت آدم پيرن که . افرادي ازخونوادشون توي جنگهاي داخلي بودن
. به خودشون ميگن ، نسل عظيم سوخته
عظيم سوخته " ؟ "
هيچ چيز اينکه توي جنگ بميري . باشکوه و عظيم نيست
يه مشت بچه پسر ، گرسنه که . . دارن از سرما يخ ميزنن
و همديگه رو ميکُشن تا . . . آدمهاي پولدار ، پولدار باقي بمونن
. ديوانگيه
. مطمئنم که ترسناک بوده
اگه اين کارو انجام بدم باعث خوشحاليت ميشه ؟
مادربزرگم رو که از خوشحالي . نشئه و بي حال ميکنه
تو رو . . خوشحال ميکنه ؟
. البته
. پس ، اين کارو برات انجام ميدم
No comments yet. Be the first to leave one.