Little Women

Little Women (작은 아씨들)

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

Little Women E04 HDTV[@AirenTeam]
Komentarz od AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

Tagi

other
Opublikowano: 2022-09-11
Pobrania: 26
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

چرا به هیو رین گفتی که نقاشیای تو رو بده؟

چون هیو رین کشیده بودشون

من هیو رین بودم وقتی اون نقاشی هارو میکشیدم

،با حالات و رفتار اون توی وجود خودم

من رنگ و سبک مورد علاقه ی اونو استفاده میکردم

این نقاشی عالیه

ژنرال میدونست من با بقیه فرق دارم

به همین خاطر بود که من به جای سانگ وو خونشو به ارث بردم

،من مجبور بودم یه فداکاری بزرگ بکنم

اما تونستم با همشون کنار بیام

...تو

اون عروسک رو میخوایی؟

بله

...پس

میتونی انجامش هم بدی؟

...میتونی به کسی خیانت کنی که

تو رو بیشتر از هرکس دیگه ای تو این دنیا دوست داره؟

شما چطور؟

مجبور بودین چه فداکاری بکنین؟

...مرگِ

پدرم

،درست زمانی که بعد از طلاقم، از آمریکا برگشتم

یک آپارتمان با منظره ی رودخانه ی هان خریدم

همه سعی میکردن جلومو بگیرن

اونا میگفتن با پولی که تو دستام دارم باید دوباره فکر ازدواج باشم

به جای اینکه یک خونه بخرم که تنها توش زندگی کنم

تا به حال به خاطرش پشیمون شدین؟

من باور دارم که مردم با انتخاب هاشونه که پولدار میشن

باید ازدواج کنم یا پولدار شم؟ توی یه دوراهی گیر کرده بودم

و انتخاب کردم که پولدار بشم

میشد همونجوری اون پایین منتظر بمونی، زود برمیگشتم

مشکلی نیست ، خوشحال میشم که اینجا باشم

من همیشه دوست داشتم خونتو ببینم

تو دوست منی

میخواستم این خونه رو نگه دارم و اجاره بدمش

نمیخواستم به هیچکسی بفروشمش

...شما مطمئنین که

مشکلی ندارین که این خونه رو به من بفروشین؟

هر خونه ای یک روح عالی تو وجودش داره

اگه این خونه با تو مشکلی نداره و انتخابت کرده، پس منم باید خودمو بکشم کنار

بازش نکن

چرا؟

دیگه بسته نمیشه

چطور اینجا حموم میکنی؟

... خب

اینطوری

اینطوری؟

وقتی آدم توی یک خونه ی درست و حسابی زندگی میکنه، انگیزش هم برای موفقیت بیشتر میشه

چون میتونی تمام مشکلاتو پشت در خونه بذاری و بعد واردش شی

اینا مورچه ان؟- آره

اونور بشین، اینجا لونه ی مورچه هاست

کاپیتالیسم یک بازی روانشناختیه

احساساتی وجود دارن که فقط آدم پولدارا میتونن بهش غلبه کنن

درحالی که فقرا، نسبت بهش ناتوانن

اونا چه احساساتین؟

حس‌ باختن و از دست دادن

متوجه ام

تو باید آمادگی از دست دادن چیزهایی رو در ازای بدست آوردن یک پول گنده داشته باشی

چون فقط کسایی که ریسک میکنن، میتونن برنده بشن

،میدونی

،اگه یه خونه مثل این داشته باشم

حتی اگه همه چیزم از دست بدم میتونم دوباره از نو شروع کنم

...منم

منم همینطور فکر میکنم

میتونی اینجا تنها بشینی و غروب خورشید و شب رو تماشا کنی

تو میتونی فردا صبح هم تصمیم بگیری، درسته؟

هرچیزی که توی خونته، واقعیه

مال تو چطور؟ چیزی داری که غیرواقعی باشه؟

و همینطور به نظر میاد که خواهرات واقعا دوستت دارن

به همین خاطر کلی بهت حسرت میخورم

تو یه جوری اون عشقو قبول کردی که انگار یک وظیفه بوده و باید همیشه وجود میداشت

خیلی سپاسگزارتر میشدم اگه جای تو بودم

... می‌دونی ، در مورد عشق

اگه کسی بهمون دادش، باید حتما قبولش کنیم ؟

نمیشه اگه علاقه ای بهش نداشتی، فقط پرتش کنیم یک کنار؟

میتونیم؟

هی! میخوای برای پنجره ای که بسته نمیشه چیکار کنی؟

فقط باید چراغ هارو خاموش کنیم

پرده افتاده، به همین خاطر سوسک ها میان داخل

ولی ظاهراً قراره حتی موش هم بگیریم

آخرین بار که یک موش کوچولو اومده بود

میشه همین الانم ببندیمش- !موش-

اونی امشب میرم پیش دوستام میخوابم

عالیه

فکر کنم این خونه دوستم داره

هیچوقت فکر نمی‌کردم با این زندگی کوفتی که دارم بتونم یک همچین خونه ای بخرم

پس تو میخوایی با پول دزدی یه آپارتمان بخری؟

چرا همش تکرار میکنی "پول دزدی"؟

این پولیه که خودم بدستش آوردم

چطور بگم، باید خودت تجربه اش کنی

یکبار که انجامش بدی، متوجه اش میشی

چه جوری بگم؟

مثل این میمونه که همیشه ی خدا کسیو دارم که مراقبم باشه، مهم نیست که چی‌بشه

نه! هیچوقت قرار نیست بفهممش

تو قبلا یک چیزای دیگه ای هم گفته بودی

موقعی که داشتی با شوهرت ازدواج میکردی

گفتی اون مراقبته، مهم نیست چی بشه

و اون صاحب یک آپارتمان توی سئول بود

هی! چطور میتونی همچین چیزیو با اون قضیه مقایسه کنی

این کیونگ! بیا دوباره همه چیو از نو شروع کنیم

من یک شغل دیگه هم پیدا میکنم، میشینم زبانم رو هم ادامه میدم

مدرک حسابداری هم میگیرم

ما تا الان بدبخت و بیچاره بودیم، الان حق داریم که خوشحال زندگی کنیم

پس اون چی؟

فقر می‌تونه آدما رو زمین بزنه، ولی از اون طرف هم می‌تونه قدرتمندترشون کنه

ما با مشکلات زیادی کنار اومدیم تا به جایی که الان هستیم برسیم

من به خودمون افتخار میکنم

من همه چیو به خاطر دو میلیارد پول بی ارزش ول نمیکنم

دو میلیارد پول بی ارزش؟

تو خیلی به خودت مطمئنی

ما ماه پیش داشتیم خودمونو به زمین و آسمون می‌زدیم ، فقط چون ۲٫۵ میلیون وون نداشتیم

ما نمیتونستیم پنجره ای که سه ساله گیر کرده بود، رو درست کنیم

...و خواهرمون

بدون هیچ دوا درمونی افتاد و مرد

چطور میتونی در مورد این پول اینطوری حرف بزنی؟ این پول میتونه زندگیمونو عوض کنه

دو میلیارد پول بی ارزش؟

منم به خاطر خواهرمون قلبم شکسته

..به همین خاطره که

باید از این فرار کنیم

من مست کردنو ترک میکنم، و زندگیمو دوباره از نو می‌سازم

میتونم انجامش بدم

تو اسکلی! فقط یک راه وجود داره که زندگیمونو دوباره بسازیم

چیه؟

دیگه فقیر و فلک زده نباشیم

من همشو برمیگردونم

مامان، بابا ، این هه، و تو

من مطمئن میشم که بدون هیچ نگرانی نسبت به پول زندگی کنیم

این جو ، من کسیم که اختلاس و دزدی رو گزارش میکنم

و اونو یه جرم میدونم

حالا تو بگو! چطور میتونم همچنین خبرهایی رو گزارش کنم درحالی که

خودم دارم تو خونه ای که با پول های دزدی خریده شده زندگی کنم؟

خوب که چی؟

میخوایی گزارش منم بدی که این خونه رو خریدم ؟

اگه اینقدر مجبوری ، پس بیا قطع رابطه کنیم

من نمیتونم تصمیم تورو قبول کنم- چی ؟-

دیگه بهم زنگ نزن می‌خوام بلاکت کنم

هی! این کیونگ

اون خیلی به خودش مغرور شده

بلاک مخاطب

این روز رو یادت میاد؟

این مریض از صبح زود مشکل درست کرده بود

بلند بلند داد میزد که یکی اومده که بکشتش

خودشو توی دستشویی حبس کرده بود و بیرون نمیومد

،موقعی که در رو وا کردم و رفتم داخل

همون‌طور که انتظار میرفت، همه چیز حسابی به همین ریخته بود

،کسایی که توی شرایط سردرگمی به سر میبرن

دوست دارن که اطرافشون رو هم مثل افکارشون آشفته کنن

اول از همه، یه آرامبخش آماده کردم

،ترجیح میدادم کاملا

کمتر از سی ثانیه طول میکشه تا سرنگ رو آماده کنم

ولی بیمار آروم شده بود ...جنگ-

...وقتی بیمارا انقد آدرنالین دریافت میکنن

یکم طول میکشه تا آروم بشن

با خودم فکر کردم،" اون وکیل کیه؟"

"بیمار تقریبا عادی نفس میکشه و نرمال صحبت میکنه"

شنیدی که چی گفت؟

جنگ هنوز تموم نشده

"جنگ هنوز تموم نشده"

ژنرال منتظرن

"ژنرال منتظرن"

فکر میکنی یه نفر از پایین ترین نقطه تا چه حد میتونه بره بالا؟

...به بالاترین

و درخشان ترین جاها

...بعد وکیله بهم نگاه کرد

و من تقریبا جیغ کشیدم

چرا؟

چون خیلی سرد به نظر میرسید

بین پزشک های مستعد، مردایی مثل اون وجود دارن

افرادی که حتی توی بدترین شرایط هم ضربان قلبشون رو زیر نود نگه میدارن

درست مثل افرادی که بمب ها رو خنثی میکنن

"وکیل ها هم باید اینجوری باشن؟"

یادم میاد که کنجکاو بودم

این چیه؟

فکر کنم بیمار یه چیزی توی دستاشه

این یه گله، ظریف و آبی رنگ

فکر کنم وکیل بهش داده

...احیانا

این بود؟

خودشه

شبیه یه صورت نیست؟

اگه از نزدیک بهش نگاه کنی به نظر میرسه که اونم بهت نگاه میکنه

واسه همینه که بهش میگن ارکیده ارواح؟

خیلی عجیبه که یه کتاب کامل راجع به این ارکیده نوشته شده

"جوئل فیلدز، جانگ ساپیونگ"

و عجیب ترش اینه که یکی این کتاب رو ترجمه کرده

چطوری این کتاب رو پیدا کردی؟ توهم همونقدر عجیبی

بچه که بودیم کارآگاه بازی میکردیم

تو رئیس بودی و من دستیار

قرار بود هر هفته جامون رو عوض کنیم ولی تو فراموش کردی

...واسه همین من همچنان رئیس موندم

و تظاهر کردم که منم فراموش کردم

من فراموش نکردم

میترسیدم اگه از تو بخوام که جامون رو عوض کنیم دیگه باهام بازی نکنی

هیورین کجاست؟

بیا تا وقتی هیورین پیش معلم ریاضیشه سر یه قرار کوچولو بریم

توی راز نگه داشتن خوبی؟

بله

میخوام بدون اینکه کسی بفهمه یه کاری رو انجام بدی

"ارکیده ای که بهش روح هم میگن"

More Farsi Persian subtitles for Little Women

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left