Pierwsze 200 wierszy.
« ...آنچه گذشت »
...شلیک کردی
!توی سرم
.آره، ایول. ده از ده .باید همین الآن بریم
کیت چا یک مبارز شجاع بود
من... دوباره خودم هستم، ویلیام؟
چطور یه مدت زمان کوتاه روی زمین
تو رو به این خائن ضعیف احساساتی تبدیل کرده؟
،این بچه برادرِ مارکـه
که باعث میشه عضو خانوادۀ من هم باشه
من برای شما کار میکنم، خانم گریسون
،وقتی کشیدیمت بیرون مغزت سالم بود
ولی بقیۀ بدنت، نه چندان
.خودم رو تغییر دادم ...میتونم همین کار رو برای
شروع نکن
- حس میکنم دارم امبر رو ناامید میکنم - حس میکنم دارم مارک رو ناامید میکنم
همۀ نوشتههای این کتابها واقعی هستن
میرم دیدن یه دوست قدیمی
همگان در مقابل گروم زانو خواهند زد
شاید تو هم باید دفعۀ بعد که داشتی
با یه فضایی یا یه دانشمند دیوونه میجنگیدی
،به جای اینکه بهش مشت بزنی
،ازش بخوای باهات سلفی بگیره میدونی چی میگم؟
تظاهر کنی طرفدارشی
با یه چندتاشون شاید این حرکت جواب بده
...خیلیخب، این دیگه
من واقعاً قیافهام اینطوری میشه؟
...اگه فکر میکنی اون عجیبـه
!آره! یوهو
...مراقب باش، آدم بده. چون ما
« ترجمه از علی محمدخانی و امیر ستارزاده » .:: H1tmaN & AliMK_Sub ::.
نمیشه همینجا زندگی کنیم؟
،میتونیم یه غرفه اجاره کنیم یه چادر کوچولو بزنیم
و با هاتداگ و ناچوهای مونده یه زندگی بخور و نمیر داشته باشیم
چون اگه سه ساعت اینجا باشیم
از کمیک زیاد اوردوز میکنی
اینجوری خوشحال میمیرم و ارزشش رو هم داره
اوه! خیلی وقته دنبال نسخۀ فیزیکیِ اونام
نمیتونی که همهچیو بخری، مارک گریسون
!حالا ببین
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
خوبی؟ - هوم؟ -
آره، خوبم
مطمئنی؟ - من خوبم -
لازم نیست همۀ روز همینجا بمونیم ها، میدونی؟
میتونیم بریم یه کاری انجام بدیم که تو دوست داری
کی گفته این کارو دوست ندارم؟
صحیح. باشه
فقط میگم این بیشتر جزو علاقههای منـه
ما خیلی نمیتونیم پیش هم ...وقت بگذرونیم، واسه همین
میخوام مطمئن بشم کارهایی که تو دوست داری هم انجام میدیم
هر موقع که داشت بهم خوش نمیگذشت بهت میگم
خیلیخب. ببخشید
.من خوبم .بیا همینطوری کنار هم وقت بگذرونیم
میدونی، راستش اونقدر اهمیت نمیدم که داریم چیکار میکنیم
و محض اطلاع، از اونجا که این روزها
،همش سرگرم نجات دنیایی
احتمالاً من بیشتر از تو کمیک بوک میخونم
احتمالاً حق با توئـه
وایسا ببینم
ما الآن تو صفایم؟
فیلیپ شف کتابهاشو امضاء میکنه
« سگ جادوگر »
گفتی همین که پیش هم هستیم مهمـه، درسته؟
« فیلیپ شف، خالق سگ جادوگر »
فیلیپ شف. اوه، پسر
من یکی از طرفدارهای پر و پا قرصتم
ممنون، رفیق. خیلی برام باارزشـه
باید بپرسم
فصل جدید سگ جادوگر کِی میاد؟
منظورت سریالشـه؟
احتمالاً تا یه سال دیگه نمیاد
شرمنده. انیمیشنسازی زمانبره
نمیتونم تصور کنم ساختِ صحنههای مبارزه
چقدر زحمت داره
،آره، خیلی وقت میگیرن
ولی از جاهای دیگه میزنیم تا بتونیم اونا رو درست کنیم
تا حالا توجه کردی هرکس که داره صحبت میکنه
دهنشون توی تصویر نیست تا نتونی حرکت لبهاشون رو ببینی؟
ها. نفهمیده بودم
آره، یا به همین دلیل وقتی یکی داره صحبت میکنه
از پشت سرش تصویر رو نشون میدیم
بقیۀ وقتها، از دور تصویر میگیریم و آروم دوربین رو میچرخونیم
،بنظر میاد که داره حرکت میکنه ولی اینقدر دوره که
متوجه نمیشی که هیچی حرکت نمیکنه
،بهترین قسمتش اینجاست که
چون همۀ این صحنهها ،حرکات محدود دارن
میتونیم کیفیت نقاشیها رو ببریم بالا
ولی بعضیوقتها هنرمندها کنترلشون رو از دست میدن و
انگار داری یه سریال دیگه میبینی
باورت نمیشه چه کارهایی میشه کرد و هیچکس هم نمیفهمه
!ممنون که اومدی
نه، از شما ممنونم
فصل دوم رو با دقت بیشتر میبینم
خیلی آدم باحالیـه
خیلیخب، حالا کجا بریم؟
نمیدونم، بنظرم کوچۀ هنرمندان باحالـه
آه... یه لحظه وایسا
سلام، ایو. چه خبر؟
مارک، رکس از بیمارستانِ س.د.ج فرار کرده و
تنهایی رفته یه مأموریت انجام بده
جواب بیسیمش رو نمیده و
واقعاً نگرانم تو دردسر افتاده باشه
...خودم میرفتم ها، ولی
دستم یه جا دیگه بنده
...آه... آخه
باشه. آدرسش رو پیامک کن
میخوای منو تو کامیککان قال بذاری، مگه نه؟
...آم
رکس تو دردسر افتاده
...ولی شاید بتونم - نه، اشکالی نداره -
برو. بعداً صحبت میکنیم
ممنونم وسایلم رو برام نگه میداری
.تو بهترینی .خیلی دوستت دارم. خداحافظ
!همگان در مقابل گروم زانو خواهند زد
« تأسیساتِ ذخیرهسازیِ هستهایِ واکرتون »
،این کار رو نکن. بیخیال .یالا، این کار رو با من نکن
تا حالا هزار بار این کار رو کردی
هربار موفق شدی
حتی یه گلوله توی سرت هم نتونست تو رو بکشه
و این یارو؟ هیچی نیست
...یه هیولای کاملاً عادی
آه... یه هیولای هشتپای لعنتی
عالی شد
کیر توش
کیر توش، کیر توش، کیر توش
این کاریـه که قراره بکنی، رکس
میری اونجا و تکتک پاهاشو میکَنی و
میکنی تو تمام سوراخ کونهاش
حالا هرچندتا سوراخ کون که داره
بعدشم بستهبندیش میکنی و میفرستیش به سیارۀ کسشعرش یا
هر گورستونی که ازش اومده، چون
تو رکسپلودی و این کارِ همیشهتـه
بزن بریم
نیاز است بیشتر از گرد و غبار برای صدمه زدن به اکتوباس
من... وایسا، چی؟
تو شنید من چی گفت
حالا کاری کرد که تو درد کشید
آه. اوه، نه
چرا زودتر یه چیز احمقانه نگفتی؟
رفیقهات هم مثل خودت کسخلن؟
اکتوباس وقت زیاد گذاشت تا
یاد گرفت زبان شما
!شرمنده صحبت نکرد خیلی خوب
،ببین، مطمئنم خیلی سرت شلوغـه و احترام میذارم که
،وقت گذاشتی زبون ما رو یاد بگیری
با اینکه خیلی خوب هم صحبت نمیکنی
ولی هنوزم قراره !دهنت رو سرویس کنم
اوه
دهن کی حالا شدم سرویس؟
آه، لعنتی
رکس - ها؟ -
خوبی؟
من خوبم
جلوی اون احمقها رو بگیر
دیوی جونز با من
مطمئنی؟
خیلی گُندهست ها - رفیق، لطفاً -
به این احتیاج دارم
ها؟
هوم
ها. دفعۀ بعد، با همین شروع میکنم
همهجا امنـه. سربازها رو بفرستید
ممنون، رفیق
...بعد از، میدونی
...فکر میکردم باید برگردم به
میدون مبارزه
یا باید این کار رو میکردم یا یه جای گرم بار باز میکردم
هوم. وایسا. چرا همین کار رو نمیکنم؟
داریم وارد میشیم
آره، منم بعد از قضیۀ بابام ...همین حس رو داشتم
آره، معلومـه
احتمالاً خیلیها بعد از چیزهایی که تو
پشت سر گذاشتی نمیتونستن برگردن سر کار
راستش، فکر نکنم اصلاً کسی بتونه بعد از
چیزهایی که پشت سر گذاشتی برگرده
درضمن، باورم نمیشه دندونهات دوباره در میان
کیر توش. کاش منم این قدرت رو داشتم
قیافهام مثل این بازیکنهای هاکیِ کسشعر شده
رابطهات با امبر چطوره؟
مشکلاتتون رو حل کردید؟
راستش نه
هر بار میخوایم بریم سر قرار یه مشکلی پیش میاد
تو کامیککان ولش کردم اومدم اینجا
،خب، من بهت مدیونم پس گوش کن چی میگم
یه روز رو انتخاب کن و
من و محافظان جای خالیت رو پر میکنیم
هرچی هم که بشه
و میدونی چیه؟ سیسیل میتونه بره درِ خودش بذاره
اصلاً نمیدونم همچین کاری میشه کرد یا نه
داداش، بهم اعتماد کن
،بر خلاف تمام چیزهایی که پشت سر گذاشتیم
ما هنوزم بهترین تیم ابرقهرمانانِ سیاره هستیم
!مادرجندهها
آروم باش
خودت آروم باش. خیلی مسخرهست
سعی نکن با زور بری جلو
سیستم طوری طراحی شده تا طبق افکارت عمل کنه و
اوه! آفرین
...حالا میتونیم ریست کنیم و
No comments yet. Be the first to leave one.