Pierwsze 180 wierszy.
برنده,آکیرا شیرویاناگی
این یکی رو بردم
ولی خیلی چیزا در مورد این توانایی هست که باید امتحانشون کنم
بازی تازه داره شروع میشه
میدونم که اون یه مغالطه گره
همه چیز همونطور که برنامه ریزی شده بود پیش رفت
مگه نه , آکیرا؟
هرچی نباشه توانایی تو
تو
> آقای آکیرا شیرویاناگی توانایی شما "هر اون چیزیه که حریف شما فکر میکنه شما دارید."
توانایی شما هر اون چیزیه که حریف شما فکر میکنه دارید
برای استفاده از اون توانایی باید در ذهن حریف خود تصویری از اون چیزی که میخواید بسازید
برای مثال اگه من توانایی یه خفاش رو توضیح بدم
بعیده حریفم به این آسونیا باورش کنه
خب پس اون مجبور بود تا شرایط رو جوری سر هم کنه تاحریفش در مورد تواناییش ازش سوال کنه
اگه جای شکی بزارم حتما کارم تمومه
فقط یه شانس واسه قانع کردنش دارم
اون قانعش کرد شاید توانایی خطرناکی باشه
و وقتی اون حمله کرد
اون کلماتش رو گفت
بدون هیچ تعجبی
تصویر وارد ذهنش شد
بطور خلاصه
بدون زحمت
و دقیق
تصویری رو بزار تو ذهن حریفت
تصویری رو بزار تو ذهن حریفت
توانایی من
مغالطه گره
توانایی تبدیل دست به توپ
هرچیزی که هرکس فکر میکنه توانایی تو اونه پس توانایی تو همونه
دنیای انیمه تقدیم می کند
مترجم MrManjiro
زیرنویس های بیشتر در کانال تلگرامی @awsub
قسمت دوم "خدای شیطان صفت"
باید برگردم خونه
امروز سر کار نمیری یوری؟
امروز شیفتم نیست
پس دوست داری بریم بیرون؟
پول ندارم
ها؟ تو سخت کار میکنی بعضی وقتا مدرسه رم میپیچونی
دارم پول جمع میکنم
نگاه گن طوله سگ
خیلی خوشگله
خیلی هم دوستانه برخورد میکنه
بیا نازش کن یوری
اخماتو باز کن یوری
اتفاقی پارس کرد دیگه
شانسی شد
انقدر بهم نگو شانسکی شد
از اتفاقای شانسکی بدم میاد
اون موقع بود که
یه پسری رو دیدم که بقیه نسبت بهش بیخیال بودن
این موضوع خیلی عصبانیم کرد
فکرش رو هم نمیکردم
اما اون یه منحرف چشم چرون از آب در اومد
دیگه هر جا میرفتم دنبال من میومد
باز همدیگرو دیدیم یوری
دلم برات تنگ شده بود یوری
یوری
یوری
یوری
دیگه سو استفاده از اعتماد دیگران بسه
برگشتم
یوری
یه نفر هست که میخوام بهت معرفیش کنم
این همون دختر معروفه؟
خوشگل نیستش؟
ما همین الان تو بار آشنا شدیم
مثل اینکه کار سرنوشت بود
دوباره نه
من تا حالا زنی به خوشگلی اون اونجا ندیدم
مامانم همه مردایی رو که از بار میاره خونه مثل همن
ازشون متنفرم
چطور ميتوني همچين دختر بزرگي داشته باشي ، ميناکو؟
تو باید خیلی جوون باشی
اوه تو چقدر شیرینی
اوه یوری؟
اونم یه دختر داره
دختر اونم شبیه تو هستش
برو مراقبش باش
عجب فکر بکری
طرف یهویی دوست پسر پیدا کرده اونم بچه داره حالا
از من میخوان تا از اون مراقبت کنم
برو بابا
خسته شدم
اون روز باز
زندگی جدید شما اینجاست نیاز های مسکنی خود را به املاک ساتو ریل استیت واگذار نمایید
دوباره اون؟
اگه اونو رو پشت بوم ندیده بودم
هی تو چه مرگته
بی نظیره
از کجا فهمیدی که اینجام؟
ما با یه نخ نامریی بهم وصل شدیم یوری
از احمق بازیات دست بردار و از اونجا دور شو چشم چرون عوضی
اصلا اگه خودتو بکشی هم اهمیتی نمیدم
ولی این مظلومیتته که باعث دل رحمی من شده
نمیرم
اگه احساساتمو قبول نمیکنی ترجیح میدم که بمیرم
اوه بخاطر عشق؟
چرا داره این اتفاق میوفته؟
بیا دستمو بگیر
من خودم کار دارم سرم شلوغه
میدونستم
تو نمیتونی منو ول کنی
مثل همون روزی که پیدات شد و منو نجاتم دادی
زر نزن بابا احمق خان
امکان نداره
این نمیتونه
تقریبا مطمن بودم که تو اطاق خودم بیدار میشم
بعد متوجه میشم که اون خودکشی عشقولانه حال بهم زن
و اون زن عجیب و توپ بازوییش
همش بخشی از یه رویای عجیب غریب بوده
بعدش فقط روزم رو شروع میکردم و
باید برم خونه,خونه
حتی دستگیره درم نداره
کلا مهر و مومم کردن
چرا داره این بلاها سر من میاد؟
ما تو رو
تصادفی انتخاب کردیم
همینطوری منو انتخاب کردید؟
خنده داره
در واقع اصلا هم خنده دار نیست
ولم کنید ببینم
شما نمیتونید منو همینطوری بخاطر یه انتخاب شانسی زندونی کنید
بزارید برم بزارید برم
بزارید برم خونه
من واقعا باید برم خونه
اون جالب نیست؟
یه نامزد قوی
تواناییش چیه؟
خب اسمش یوری آماگاکه هستش
تواناییش
این توانایی با اون شخصیت؟
میتونه جالب باشه
درسته منم یکی از اون توانایی ها رو گرفتم
ولی چی گرفتم؟
اینا یعنی چی؟
چطوری باید امتحانش کنم؟
امکان نداره
ایول
خوشم اومد
چقدر قابل پیشبینیه
بیخیال
اون توانایی احمقانه کاملا بدرد نخوره
امیدوارم با خودش فکر نکرده باشه که ما این توانایی رو بهش میدیم تا باهاش فرار کنه
واسه من همیشه همینطوریه
هیچی اونطور که دوست دارم پیش نمیره
من برگشتم
موجودی حساب مخفیم تقریبا به همون مقدار که میخوام یعنی یک میلیون ین نزدیک شده
تقریبا به اندازه ای که اینجا رو ترک کنم و یه زندگی جدید واسه خودم بسازم هست
کی اونجاست؟
ریریا؟
اوه بچه دوست پسر جدید مامانم
اونا بهم گفتن تا با تو بمونم
جدی؟
اونا کی رفتن؟
نمیدونم فکر کنم صبح
صبح؟
صبحونه چی خوردی؟
هی آروم بخور
خیلی ممنون
تو با اینکه بچه هستی اما رفتار خوبی داری
و تو هم آشپز خوبی هستی
اینطور فکر میکنی؟
من از وقتی بچه بودم آشپزی میکردم
من نمیدونم بابات کی برمیگرده
خب حالا برو حموم کن
میخوای باهم بریم؟
آخرش افتادم دنبالش
من چم شده؟
خب اونا بزودی برمیگردن
تا اون موقع میتونم تحمل کنم
من متاسفم
یعنی چی؟
چرا همیشه این اتفاق میوفته؟
مامان مامان
گریه نکن
تو هنوز منو داری
البته که دارمت یوری
No comments yet. Be the first to leave one.