Pierwsze 200 wierszy.
من ، پارک کی دان، وجود الهی ای که تجسم یافته ام
منطق الهی کل جهان را در دستم جمع میکنم
....و به این پیرو ، به خاطر باور کردن من به عنوان تنها ناجی اش
همه ی چهار قربانی وقتی 10 سالشون بوده اون بورسیه رو دریافت کردن
رییس موسسه . همتون میشناسیدش
زندگی جاویدان
پارک کی دان
همون رهبر فرقه ی معروف؟- زندگی جاویدان-
چه خبره ؟
...تو
اون کارآگاه ذهن خوانه
کار آگاه دونگ بکه
نگاه کنین، کارآگاه دونگ بک- راست میگی-
ولم کن
بی ملاحضه رفتار نکن
برو بیرون
همین الان
به حرفم گوش کن
واقعا می کشمت
این یه دستوره
چطور جرئت کردی اینجوری رفتار کنی ؟
نباید با رهبر روحانی اینجوری رفتار کنی
من عدرخواهی میکنم- با عذر خواهی حل میشه ؟-
تو دست رو بدن مقدسش بلند کردی
من سرپرست هان سومی هستم
اون دستگیر و جوابگو خواهد بود
...تو حتما
خاطرات منو خوندی
اون اخیرا فاقد صلاحیت لازم برای انجام وظایفش بوده
...اون خودش نیست- درسته، همش رو خوندم-
روانی قاتل
کارآگاه دونگ- چی گفتی الان؟-
دیوونه شدی ؟
اجازه بدین زنگ بزنم به فرمانده کل
میدونستم
...مهارت های روانی
کار شیطان هستن
شیطان ؟
یه کلمه ی دیگه نگو
تا حالا بهش شک نکردی؟
تا حالا فکر نکردی که
پیغام رسان شیطان هستی ؟
شیطان همینجوریه
قدرت اشتباهی رو به کسی میده که
هدف هایی برای فروکشاندن در نظر دارن
حق باتوعه. من شیطانی ام که تو رو میکشونم به جهنم
چیکار میکنین ؟ به حراست بگین بیاد اینو ببره
هنوز هم دیر نشده
توبه کن
باشد که رستگار باشی
میخوای جلوی همه با مشت بزنم به صورتت ؟
به اندازه کافی شجاعتشو نداری ؟
شجاعت ؟
!حراست
فقط صبر کن
به زودی احساس آتیش گرفتن رو تجربه میکنی
ای احمق
متوجه شدی کار هات چقدر احمقانه بودن ؟
نه نشدم- اون تاثیر گذارترین-
رهبر فرقه ی این کشوره
که چی ؟ واسه همین انقدر مودب بودی ؟
من میخواستم گاردش رو بیاره پایین
نمیخواستم بدونه مظنون اصلیه
میخواستی همینجوری اونجا رژه بری و اون گاردش رو بیاره پایین ؟
من میخواستم مضطربش کنم
اون وقتی دچار اشتباه میشه که
ندونه ما دقیقا کجا ایستادیم
ولی تو دستمون رو رو کردی
همچین آدم کله خری مثل تو چرا باید پلیس بشه ؟
کله خر ؟
گفتی کله خر ؟
من میتونم برم اونجا و جوری بزنمش صدای سگ بده
ولی
...جلوی خودمو گرفتم چون
ویلاش. اول اون جارو بگردین
تو بدون اینکه به ما خبر بدی رفتی اونجا ؟
دوباره دردسر درست کردی آره ؟ چیکار کردی ؟
خدای من . سرپرست هان ، شما چرا تشریف آوردین اینجا ؟
چیزی هست که بخواین به ما دستور بدین ؟
ما وقت زیادی نداریم- ببند-
اون همیشه اینجوری نیست
ولی هر از گاهی به خاطر توانایی ای که داره
عقلشو از دست میده
بهش عادت میکنین
بجنبین بابا
پس ما بعدا میبینیمتون
ای کله خراب
انقد سر کسی که هم سن باباته داد نزن
مجوز رو گرفتی ؟
دادستان امضاش نمیکنه
چرا ؟
باور نمیکنه که هیچ کدوم از این ها درست باشه
امکان داره کسی توی تنگنا قرار داده باشتش ؟
نه، مثل اینکه مثل یه پیشی کوچولو ترسیده
دادستان چی شد ؟- جلسش به زودی تموم میشه-
ویلا رو محاصره کردین؟- اینجا هیچ موردی نیست-
فقط یکم پیش یه ون کوچیک وارد شد
ون کوچیک؟- مال خدمتکار هاست-
همشون خانم های پیرن
من مجوز رو برات فکس میکنم ، پس آماده ی حرکت باش
...فکس؟ اگه اصرار کنن که
اون ها فقط خدمتکارن پس به زور وارد شو
دلیلتون چیه ؟
مگه نگفتم ؟
گفتم مدرک کافی وجود نداره
مدرک حتی بیشتر از کافی وجود داره- کارتو بهتر انجام بده-
من بهت گفتم به مدرک بیشتری نیاز دارم
پس برو بیرون و دنبال مدرک بگرد
دارین باهام شوخی میکنین؟
اگه من همچین مدرکی داشتم
مجوز دستگیری نمیخواستم
بیا روراست باشیم
میدونی چند تا افسر درجه بالا
توی تعطیلات از پارک کی دان هدیه ی پولی دریافت کردن ؟
صد ها نفر که قاضی کل هم جزوشونه
!خب اون ها رو به خاطر رشوه گرفتن بگیرین
پس دارین میگین از همچین اعضای فرقه ها میترسین ؟
فرقه ؟ سرپرست هان
فرقه بودنشون برامون مهم نیست
این فقط برای مذهبی ها مهمه
پس چی مهمه ؟- قدرت-
و قدرت از پول میاد
و پارک کی دان توی کشور ما بالای زنجیره ی غذاییه
این چیز ها وقتی داریم دنبال قاتل میگردیم چرا مهمه ؟
اگه نمیدونی ، پس من دیگه حرفی باهات ندارم
برای همینه که حتی زن ها هم باید برن سربازی
واقعا مجوز رو صادر نمیکنین ؟
من گفتم نه پس نه
چیه ؟
سرپرست هان ، باید بیاین اینجا
چی شده ؟
اون ها با مجوز جستجو و مصادره اومدن اینجا
چی ؟
الان چی ؟
کنسل شدن دستگیری دونگ بک ، تحقیرآمیز بود
خب ، اینطور نبود که اتهام ها
به اندازه ی کافی شدید نباشن
...ولی دفتر دادستانی بخش شمالی
ما میتونیم یه دستگیری دیگه رو دادخواست بدیم
شما ها به خودتون میگید دادستان ؟
من میدونم شما ها منو جادوگرشیطانی صدا میزنین
....ولی اگه میدونستین این روز ها منو چقدر دور زدن
...اگه فقط میدونستین
چی میخوای؟- یه خواهشی دارم-
میخوای تبرعت کنم ؟
چه بچگونه
نه من به همه ی اتهام ها اعتراف میکنم
پس میخوای با حکم دادگاه معامله کنی ؟
هر حکمی بدین قبول میکنم
چرا؟- ولی به یه شرط-
واقعا ؟
تو دیوانه ای ؟
تو میخوای بدون مدرک قطعی بری دنبال پارک کی دان ؟
من خاطراتشو خوندم که داشت مرتکب قتل می شد
که چی ؟ ذهن خوانی بدون اجازه ی تو
توی دادگاه پذیرفتنی نیست
مدرک ضعیف کافی وجود داره
و واحد تجسس کلان شهر قبلا بدون دخالت ذهن خونی من
یه مجوز صادر کردن
پس برو به بخش مرکزی سئول ازشون مجوز بخواه
دادستان مسئولش زانو زده بود
...منطق الهی کل جهان را در دستم جمع میکنم
...و به این پیرو به خاطر پذیرفتن من به عنوان تنها ناجی اش- اونم بورسیه رو دریافت کرده-
واحد تجسس کلانشهر هیچ شانسی توی بخش مرکزی سئول نداره
باشه
بیا بگیم من صلاحیت حقوقی رو زیرپا گذاشتم و مجوز رو صادر کردم
چرا این دفتر باید اونو امضا کنه؟
قاضی سونگ یونگ پیل از دفتر دادستانی غربی
...اون فقط دنبال دیوونه هایی میره که
اونو هم دیوونه میکنن ، درست مثل من
اینو همه میدونن
ما فقط باید تحقیقاتش رو بگردیم
خاطرات قتلش مطمئنا اونجا هست
وقتی پارک کی دان بیفته پشت میله های زندان، من اتهام هایی که بر علیهم هستن رو قبول میکنم
به چه دلیل من باید توی باتلاق تو فرو برم ؟
من فکر میکردم همه ی دادستان ها توی مرکز توجه بودن رو دوست دارن
بدون شک ریسکش بالاست
روی سگش رو بالا آوردن ممکنه کل مسیر شغلی تو رو نابود کنه
..ولی- ...ولی-
...لحظه ای که به خاطر قتل میگیریش
ستاره ی ملی میشی
ریسک بالا ، بازده بالا
ما مجوز جستجو رو اجرا میکنیم
مسئولتون کیه ؟
نداریم
طبق آیین دادرسی کیفری
بر اساس آیین دادرسی کیفری ما خونه و متعلقات اون رو میگردیم تا مدرکی که
به مظنونیت پارک کی دارن به قتل- اون احمقه؟-
مربوط باشه رو پیدا کنیم- اون ها همشون کارآگاهن-
که شامل منطقه ی عمومی اطراف خونه هم میشه
مجوز جستجو
...در اختیار خدمتکار و افراد مقیم خونه
اون ها همشون کارآگاهن- ....چی ؟ کارآگـ-
کارآگاه چوی
بریم
از این طرف
از دادستانی اومدیم. باز کنید
!باز کنین ! من دادستانم
کی داخله ؟
دو تا خدمتکار خونه
No comments yet. Be the first to leave one.