Pierwsze 144 wierszy.
از اواخر دهه ی1880، هنرمندان و داستان سرایان از .تصاویر متحرک برای خلق آثاری شگفت انگیز استفاده کرده اند
هنوز چیزی نشنیده اید
...فیلمها الهام بخشمان بوده اند - .من چیزی فراتر از امید دارم -
.ما را به هیجان آورده و تصوراتمان را اسیر خود کرده است ...
فیلمها کمکمان کرده اند تا تجربیات .و رویاهایمان را به اشتراک بگذاریم
،فیلمهای فتوشیمیایی برای بیش از 100 سال ،تنها شکل استفاده شده برای فیلمبرداری، ظهور فیلم .به روی پرده بردن و ذخیره ی تصاویر متحرک بوده است
تنها چند سال است که تکنولوژی جدیدی پدید آمده که جایگاه نوار فیلم به عنوان استاندارد طلایی برای .کیفیت و گردش کار را با چالش مواجه کرده است
فناوری دیجیتال تا آن مرحله تکامل یافته است که ممکن است به آسانی جایگزین نوار فیلم، به عنوان .ابزار اولیه ی اشتراک گذاری و خلق فیلم شود
،"مستندی که داریم میسازیم، اسمش هست "پهلو به پهلو .مستندی که راجب علم، هنر، و تأثیر سینمای دیجیتال میباشد
،تاریخ صد ساله ی فیلم های فتوشیمیایی .امروزه دیگه به آستانه ی نقطه ی اوج خود رسیده
...در این مصاحبه، به نوعی این .تقاطع زمانی، مرحله ای تاریخی در تاریخ سینماست
،ما به نحوی به مرحله ای رسیده ایم مرحله ای که آیا پایان تاریخ فیلم (نگاتیو) است؟
الان جایگاهمان کجاست؟
،هیجان انگیزه، چون این فناوری .خلق مجدد رسانه ای جدید است
،اگر پروسه ی فیلمهای فتوشیمیایی به فرهنگ ما رخنه کرده الان دیگه در مرحله ی دیگری هستیم
و اینکه چطور از آن برای داستان گویی .یا خلق یک تصویر استفاده کنید
شما با فیلم (نگاتیو) خداحافظی کردین؟ - .منو مقید به اقرار این مسئله نکن "کیانو"، ولی به نظرم آره -
،دوربین های دیجیتال زیبایی شناسی جدیدی است که به سینما آمده .و در عین حال ما برای از دست رفتن فیلم، سوگواری هم میکنیم منظور از فیلم، همان نوار فیلمی است که در دوربین های آنالوگ استفاده میشود
.همیشه از من میخوان فیلمبرداری روی نوار فیلم رو توجیه بکنم ولی هیچوقت ندیدم از کسی که فیلمبرداری رو .به صورت دیجیتال انجام میده، علتشو بپرسن
،من میخواستم هر چیزی رو که میتونستم تصور کنم .یه چیزی بشه که بتونیم بهش واقعیت ببخشیم
،من دروازه ای دیدم که به روی عرصه ی احتمالات باز شده .به طوری که نمیتونستین با فیلم انجامش بدین
این واقعاً ناراحت کننده است که ببینین دوربین های دیجیتال .با کیفیت پایین تری جای نوار فیلم رو بگیرن
من رنگ های روغنیم رو با سِت .مداد شمعی عوض نمیکنم
.افرادی خواهند بود که دیجیتال رو تحقیر کنند
،افرادی هستند که نه تنها غاز با تخم طلا رو میکشند .بلکه در ابتدا بهش تجاوز هم میکنند
،اگه هدف این باشه که دیجیتال جایگزین فیلم بشه .من ناراحت میشم اگه به درستی نتونه بمانند فیلم عمل بکنه
اونا فیلم دیجیتال رو طوری پردازش میکنن که .شبیه فیلم باشه، بطوری که طبیعتاً فیلم، بهتر هست
،ما از مدلی که بهتر به نظر میرسه خوشمون میاد .که به نوعی به نظر میاد دلبخواهی هست .این فقط چیزیه که بهش عادت کردیم
.فیلم اختراع قرن نوزدهمه .ما در قله ی پروسه ی فیلمهای فتوشیمیایی هستیم
.بیشترین حدی که قرار بود بره همینه
،دیجیتال الان اینجاست، ولی داره پیشرفتش رو ادامه میده .و شما هم باید بخشی از اون باشین
کی قراره بخشی از اون باشه و مسیر این فرایند رو تعیین کنه؟
.من اینطور فکر نمیکنم که مسیر فیلم دیگه به جایی نمیره .به نظرم این به نفع هیچکس نیست که کاملاً فیلم رو حذف کنه
،خیلی از ماها هستند که به خاطر فیلم رقابت و مبارزه میکنند ."به خاطرتجربه ی فیلمبرداری روی "امولسیون
.ما واقعاً در میانه ی یک نوع انقلابیم که وضعیت موجود رو تهدید میکنه
این مسئله به طور بالقوه یا چیزیست ترسناک .و یا اینکه خیلی رهایی بخش هست
پهلو به پهلو
.یکی از اولین مراحل پروسه ی تولید، ضبط تصاویر با دوربین است
کارگردان، بازیگران، فیلمبردار، و کل تیم تولید .با هم کار میکنند تا به فیلمنامه زندگی ببخشند
،فیلمبردار، که مدیر فیلمبرداری یا "دی.پی" نیز گفته میشود .به کارگردان فیلم برای دستیابی به حالت مورد نظرش کمک میکند Director of Photography دی.پی = مخفف
مدیر فیلمبرداری این وظیفه را دارد که تشخیص دهد چه تجهیزاتی .لازم است، و در ضبط صحنه ها چگونه عمل میکند
.لطفاً دوربینت رو ببر بالا
اونجا
حرکت
،مدیر فیلمبرداری به رنگ ها و ترکیب بندی و زوایا و تمام این چیزها .به این لحاظ که فیلم چگونه ساخته بشه، توجه میکنه
،کیفیت نور روی پوست، روی موها، روی پنجره .یا بازتاب نور روی زمین
اونا ساختار دنیای فیلم رو با نوری که .اشیاء منعکس میکنند، متعادل میکنند
سوالمون پیرامون کادر بندی، حساسیت، و .نحوه ی تحت تأثیر قرار دادن مخاطب هست
...احساس انگیز بودن نور ناشی از تناسب و .بهترین صحنه ها یه چیزی فراتر از تناسب رو دارا هستند..
،اونا از اینکه چقدر صحنه ی بسیار جذابی هستند .شدیداً شما رو شگفت زده میکنن
...با اون مرحله از استادی و اون تخصص فنی شما نمیتونین توضیح بدین که میخواین چیکار کنین
بنابراین باید به حد قابل توجهی .به تو اعتماد داشته باشند
.فیلمبردار بودن یعنی شناخت داشتن از هنر
بدون هیچ شکی، امروزه سینما آمیزه ایست .از هنر و تکنولوژی
امروزه در این دوران، شما باید تا حدی تکنیسین باشید .و از تجهیزات سر در بیارید
و این واقعاً برای فیلمبردار مهم است که از کل زنجیره ی تصاویر، از مرحله ی فیلمبرداری .تا مرحله ی نمایش اطلاع داشته باشه
با شماره ی پنج شروع کنین ...و
با شماره ی پنج لطفاً
!حرکت
،دوربین فیلمبرداری وسیله ایست که بر روی فوتون های نور متمرکز شده .آنها را سنجیده و به صورت تصاویر ضبط میکند
به وسیله ی دوربین، نور وارد لنز شده .و با نگاتیو پشت لنز برخورد میکند
فیلم با لایه ای از "امولسیون"، که حاوی .کریستال های هالید نقره است، پوشیده شده
،وقتی نور با این کریستال ها برخورد میکند به طور شیمیایی واکنش نشان داده و در .مرحله ی ظهور به فلز نقره تبدیل میشوند
.و تصاویری روی نوار فیلم تشکیل میشوند
چیزی راجب بافت و ساختار نقطه ای فیلم وجود داره که .به شخصه دوستش دارم و برام راحت تره
.و بیشتر ملموس و واقعی هست
هالید ها (نوعی ترکیب شیمیایی) رها شده .و نوعی کیفیت بافت گونه پدید می آورند
،با این همه ساختار دانه دانه ای تصویر .نور های روشن رو زنده نگه میداره
و نقاط تیره رو با جزئیات .و ویژگی های طبیعی اشیاء حفظ میکنه
.من ذره ها، دانه، و بافت رو دوست دارم .این بهت گستره ای از فرصت های متنوع رو میده
گردش کار در صحنه ی فیلم در واقع اینطوری هست که شما هزار فوت نوار فیلم دارین که میذارین توی خشاب
و این باعث میشه که بتونین در هر حلقه ی فیلم .تقریباً ده دقیقه ی اضافی برای هر فیلمبرداری داشته باشین
کات
..بارگذاری مجدد دوربین
و بعد از اینکه خشاب رو در آوردند و یه خشاب تازه .از فیلم رو سوار دوربین کردند، کار رو ادامه میدین
.بعدش فیلم میره به لابراتوار و یک شبه ظاهر و پرینت میشه
.و روز بعد میرین که پرینت های اولیه ی فیلم رو ببینین
سال های سال برایمان خیلی لذت بخش بود که .از عوامل صحنه باشیم
به همین خاطره که ما .پرینت های اولیه ی فیلم رو دوست داریم
،همه مون میرفتیم، بازی میکردیم، نورپردازی میکردیم کارامون رو میکردیم و کاری که میکردیم رو .دوست میداشتیم و بعد فیلم رو بسته بندی میکردیم
،و صبح روز بعد فیلم از لابراتوار برمیگشت "!ما هم میگفتیم، "واو، ببین چی گرفتیم .میدونین، مثل جادو بود
.مدیر فیلمبرداری مثل یه شعبده باز بود
اون تنها شخصی بود که در واقع شاید میدونست روز بعد .قراره چه اتفاقی روی پرده ی نمایش بیفته
.و این بهت قدرت و اختیار زیادی میداد
یک اعتمادی هست که وقتی فیلمبرداری میکنین بدست میارین ...و یه چیز واقعاً رمانتیکی راجبش وجود داره
مثلاً پرینت های اولیه ی فیلم به دستتون برسه .و همه از اینکه ببینن چیکار کردی شدیداً هیجان زده بشن
.ولی من از افشاء پرینت های اولیه خوشم نمیاد
از این خوشم نمیاد که ببینم بخشی از اجرا و کار گرفته نشده و بعد ببینم تو صفحه ی نمایش 25 پایی، تار دیده میشه .و بدونم که راهی برای اصلاح و جبران وجود نداره
چیزی که راجب فیلم دوست نداشتم، اون احساسی بود که تو میانه و انتهای روز داشتم. مثلاً میگفتم، "امروز یه چیزی "تونستیم بگیریم؟ من که چیزی یادم نمیاد. جداً تونستیم؟
،برام مشخص نبود که چیکار کردیم .چون نمیتونستی ببینی .مثل نقاشی کردن با چراغ های خاموش بود
،ولی مدیر فیلمبرداری که بهت میگفت "چراغ ها خاموش نیست... اونا تو ذهن منه"
.اونها تو ذهنشه ،این عالیه
.ولی من دوربین رو اداره میکنم .لنزها رو من انتخاب میکنم .نحوه ی اجرای کار رو من داوری میکنم
.یک دوربین دیجیتال از نوار فیلم استفاده نمیکند بجای آن دارای یک حسگر، یا .تراشه ی الکترونیکی هست که پشت لنز قرار میگیرد
،حسگر، از میلیون ها جزء تصویر کوچک .یا به اختصار "پیکسل" ساخته شده است
وقتی نور وارد دوربین می شود، با پیکسل ها برخورد کرده .و هر پیکسل بار الکتریکی جداگانه ای تولید میکند
این بارهای الکتریکی اندازه گیری و تبدیل به داده های .دیجیتالی شده و به صورت تصویر نشان داده می شود
نقاط دانه ای فیلم دائماً در حرکتند، و نتیجه اش به نوعی عدم وضوح هست. درحالیکه پیکسل ها .تصویری معین، دقیق، و کاملی رو ارائه میدن
ما یه حرکت دیگه با دوربین .و حاملش انجام میدیم
فکر کنم بار آخر جواب داد
!حرکت
با دوربین دیجیتال و مانیتور، شما میتوانید در حین فیلمبرداری .هرآنچه را که در صحنه ضبط می کنید ببینید
خوبه
برخلاف دوربین های حاوی فیلم، شما مجبور نیستید .یک روز صبر کنید تا ببینید چه چیزی ضبط کرده اید
.آن ها دیگر پرینتهای اولیه از نتیجه ی کار روزانه نیستند .آنها تصاویر زنده هستند
شما یه جایی پشت صحنه و یا تو چادر نشستین و به یه مانیتور بزرگی نگاه میکنین و به وسیله ی اون صحنه رو کنترل میکنین. که من خیلی .از این حالت خوشم میاد چون تصویر رو همانطور که هست میتونین ببینین
درحالی که در ضبط فیلم های قدیمی، یک شبانه روز طول میکشید که بتونین تصویر رو ببینین. بعضی وقتا هم میشد که تو تختخواب .با خودتون فکر کنین که نکنه فیلمبرداری رو درست نگرفته باشین
"یا مثلاً میگین که، "به نظرم به نور پس زمینه ی زیادی نیاز داریم "فیلمبردار هم میگه، "نگران نباش، تو پرینت های فیلم عالی دیده میشه
اونا به خوبی همه میدونن که شما میرین و پرینت های فیلمو میبینین "و میگین، "واقعاً به نظرم باید نور پس زمینه ی زیادی اونجا داشتیم
،ولی اگه فیلم رو تو صحنه ببینید "میتونین بگین، "نه! نور پشت صحنه ی زیادی لازمه
خیلی خوب !کات
اونا هم نور رو زیاد کنن، من هم بگم، "خیلی خوب، این دقیقاً همون چیزیه که من میخوام، چون دقیقاً "همون حالتی رو داره که قراره تو سالن سینما دیده بشه
مرد میگن، "خدا رو شکر، میتونم بلافاصله برداشت هام رو ببینم. مجبور نیستم تا فردا صبر کنم. فوکوس تصویر رو "میتونم ببینم. از اینکه چی برداشت میکنم آگاهی دارم
اگه در صحنه مانیتور رو نگاه کنین، و احساس کنین که واقعاً هر آنچه که برداشت میکنین رو .میتونین ببینین، به نظرم دارین خودتونو گول میزنین
مخاطب، اون فیلمو تو سینما خواهد دید، که هزاران برابر بزرگتر .از اون مانیتور هست. ولی شما تو یه تلویزیون بزرگ میبینینش
.بله، شما هرچه که ضبط میکنین رو میبینین .درست همونجا
ولی مشکلی که من دارم اینه که هنوزم فکر میکنم .لازمه که بعداً برداشت ها رو ببینین
به نظرم به منظور تمرکز روی کار یا تنها به خاطر انگیزه... هنوزم .فکر میکنم باید تو یه زمان بخصوصی ببینیدشون
.پروسه ی فیلم برداری، هنر و راز فیلمبردار بود
ولی امروزه با فیلم برداری دیجیتال، بر کار فیلم بردار نظارت میشه، و کارایی که میکنن میتونه .دیده بشه، نقد بشه و زیر سؤال برده بشه
.این کار بعضی وقتها خیلی مخرب هست
من با چندتا از بازیگرا کار میکردم که .اصرار به دیدن هر برداشت داشتند
یکی از بازیگرا بود که از این کار منصرفش کردم، چون باعث میشد .تو اجرای نقشش خیلی خجالتی باشه
درسته
همچنین متقاعد شدم که همه .فقط میخواستن موهاشونو ببینن
...یکی از بهترین لذت های فیلم بردار بودن این بود که کل مجموعه و تهیه کننده ها، همشون فکر میکردن که میدونن چطور بازیگری کنن، چطور فیلمنامه بنویسن، چطور کارگردانی کنن
.ولی همشون میدونستن که نمیدونن چطور فیلمبرداری کنن
،به همین خاطر اگه واقعاً اعصابتو خورد میکردن "میتونستی بگی، "بیا بگیر، این دوربین و این هم شما
.و این باعث میشد خفه بشن .ولی الان فکر میکنن که میتونن فیلمبرداری کنن .الان دیگه مثل سابق نیست
فیلم بردارهایی هستند که به خاطر .علاقه شون به جادوی فیلم برداری، فیلم بردار شدن
اونا به این علاقه دارن که کارگردان بهشون بگه خیلی خوب اون پایین، اون گوشه، میتونیم" "اون چیزو ببینیم یا اینکه یه جوری ناپدید میشه؟
،اونا هم بهت میگن، "تا فردا صبر کن ".فوق العاده خواهد بود. خوشت میاد
.من یه همچین تجربه هایی رو داشته م "!تو برداشت های اولیه مینشستم و میگفتم، "اوه
بعضی از کارهای "داریوش خنجی" تو "فیلم "هفت" بودن که فقط میگفتین، "وای! چه فوق العاده
ولی درست به اندازه ی همون دفعات، پیش میومد که "برداشت های فیلمو میدیدم و میگفتم، "اون دیگه چه گهیه؟
الان با دوربین های دیجیتال، همه میتونن .دقیقاً همه چیزو به همون شکلی که قراره دیده بشه، ببینن
.این کار باعث میشه شیوه ی نورپردازیت رو تغییر بدی ،شاید حتی باعث بشه شیوه ی کارت رو هم تغییر بدی .چون باعث میشه کل کار حس متفاوتی داشته باشه
.این به ما فرصت زیادی برای خلاق بودن میده
.این چیزیه که هیجان انگیزه .در نظر من انقلاب دیجیتال در دوربین ها یعنی همین
در سال 1969 در آزمایشگاه های "بل" در نیوجرسی جورج اسمیت" و "ویلارد بویل" ایده ی طراحی دستگاه بار جفت شده" .را ارائه دادند، و اولین تراشه ی "سی سی دی" اختراع شد تراشه ی سی سی دی = همان دستگاه بار جفت شده
یکی از چیزهایی که باعث منحصر به فرد بودن سی سی دی میشود، قابلیتش برای اجرای .کارهای بخصوص، مثل دوربین میباشد
تصویری که از هر دویمان در صفحه ی تلویزیون مشاهده میکنید، توسط این دوربین سی سی دی .کوچک تهیه شده که درست مقابلمان هست
در اوایل دهه ی 1970، بعد از بازدید از آزمایشگاه های بل"، شرکت سونی شروع کرد به سرمایه گذاری" "و توسعه محصولات مبتنی بر تکنولوژی "سی سی دی
...بنیان گذار و رئیس
No comments yet. Be the first to leave one.