Pierwsze 200 wierszy.
وقتی یه بچه بودم سیاره ام کریپتون در حال مرگ بود
من برای حفاظت از پسرعموم به زمین فرستاده شدم
اما البته غلاف من داغون شد
و تا وقتی که به اون جا برسم
پسرعموم بزرگ شده و به سوپرمن تبدیل شده بود
من هویت واقعیم رو مخفی کردم
تا این که یه روز یه تصادف
منو مجبور کرد هویتم رو برای جهان فاش کنم
برای بیشتر مردم من یه گزارشگر تو رسانه بین المللی کاتکو هستم
اما در خفا، من با خواهرخونده ام برای سازمان عملیات های ماوراطبیعی کار می کنم
تا از شهرم در برابر حیات بیگانه
و هر کس دیگه ای که بخواد بهش آسیب بزنه محافظت کنم
من سوپرگرل هستم
...آن چه گذشت
وقتی سوپرمن لکس رو به زندان انداخت
من قسم خوردم که شرکت خانوادگیم رو پس بگیرم
یه یک نیروی خیر تبدیلش کنم
دارم از کاتکو مرخصی می گیرم
من رئیس جدیدم
اسنپار کار، با کارا دانورز آشنا بشین
اسناپر در مجله کاتکو تیم تحقیقاتی رو مدیریت می کنه
دیشب در یک غلاف کریپتون رو زمین فرود اومد
نمیدونیم اون کیه
پس وقتی بیدار میشی پیشت خواهم بود
!همون جا نگهش دار
!حرکت نکن
!بی حرکت
مسلما زمان اشتباهی رو برای خلاص شدن
از تمام کریپتونیت هام انتخاب کردم
تو خوبی؟
آره، آره، خوبم فقط یه کم شوکه شده ام. اون کجاست؟
تو شهر ناپدید شد
که همون چیزیه که بهش نیاز ندارم
یه کریپتونی شورشی فرار کرده
درست همون موقع که منتظر ملاقات با رئیس جمهور هستیم
صبر کن رئیس جمهور داره میاد این جا؟
آره، میخواد از سازمان دیدن کنه وقتی در ناسیونال سیتی هست
تا قانون عفو بیگانگان رو امضا کنه
فوق العاده است یه فرمان اجرایی که به بیگانگان روی زمین اجازه میده
از سایه ها بیرون بیان و مثل شهروندان کامل زندگی کنن
داره تاریخ ساز میشه
از نظر من نه فکر می کنم داره اشتباه بزرگی مرتکب میشه
حالا، از بین این همه آدم تو چطور میتونی این رو بگی؟
چون تجربه سختی که داشتم میگه
انسان ها و بیگانه ها نمیتونن درهم بیامیزن
تو و من چطور؟ - چی؟ جریان ما چیه؟ -
میتونیم مثل اونا بشیم، همرنگ جماعت میشیم
خیلی از بیگانه ها نمیتونن
و مردم این دنیا با کسایی
که متفاوت به نظر میان زیاد مدارا نمی کنن
اون رو به عنوان یه بیگانه و به عنوان کسی که
به مدت 15 سال چهره یه سیاهپوست داشته میگم
حق با جانه
میتونم تعداد بیگانه های خوبی که میشناسم رو با انگشتای یه دست بشمرم
که دو تا انگشت هم اضافی میاد
خب، خوشحالم که رئیس جمهور چیزا رو مثل شما نمی بینه
خب، وقتی دیدیش حتما این رو بهش بگو - چی؟ -
انتظار داره که بلندمرتبه ترین بیگانه ی ناسیونال سیتی
بهش خوش آمد بگه
من با رئیس جمهور ملاقات می کنم؟
مگر این که برای همچین کاری بیش از حد عصبی باشی
عصبی؟ نه
من؟
من...نه، من عصبی نیستم
نه، این...عصبی؟ آره، آره آره، من واقعا استرس دارم
من استرس دارم! رئیس جمهور داره میاد
تو نماینده کل این سازمان خواهی بود
انتظار دارم حرفه ای رفتار کنی
بله
و محض اطلاع اون خوش شانسه که داره با تو ملاقات می کنه
ممنونم. باید مهمونی بدم؟
اوه، خدای من
چی؟
بچه ها، به جلسه تحریریه
برای کتاب های تاریخ خوش اومدین
من حقیقتا ایمان دارم که یه روز جلوی بچه هامون خواهیم ایستاد و بهشون میگیم
وقتی رئیس جمهور از حقوق افراد صرف نظر از سیاره زادگاهشون تمام قد دفاع کرد
ما کجا بودیم
پس، ما به یه تیتر درشت نیاز داریم ایده ای دارین؟
قراره این جا وایستیم و تیتر پراکنی کنیم؟
خب، کارا این جا این جوری پیش میره، اسناپر
شما اول یه تیتر به ذهنتون نمیرسه، اولسن
اول به خیابون میرین و محور خبری رو پیدا می کنین
تیتر در مرحله دوم میاد
...خب، کاپیتان گرانت
پرنسس پاف این طوری کار می کرد
گاری رو پشت اسب بذارین قبلا اون رو گفتی
میخوای یه نسخه رنگ و رو رفته از رئیس قبلیت باشی
یا میخوای یه خبرنگار جدی باشی؟
نشونه خودت رو بذاری
...اوکی، اممم
بیاین پس فعلا تیتر رو کنار بذاریم
اولین الویت ما گرفتن یه مصاحبه انحصاری با رئیس جمهوره
امروز هر چیز دیگه ای بی اهمیته
من میگم هر چیز دیگه ای مفت گرونه
اسکوپ با ای.اف.ال تماس بگیر
که به لایحه واکنش نشون بدن
آیا اتحادیه ها می ترسن که بیگانه های قانونی
به بازار کار سرازیر بشن و دستمزدها رو پایین بیارن؟
کارگر امریکایی درمورد رقابت با بیگانه ها سر شغل چه حسی داره؟
...خوبه، عالیه. پس جلسه بعدی - ادیسون، درمورد سی.دی.سی -
چه باکتری ها و بیماری هایی
این بیگانگان از سیاره های دیگه با خودشون میارن؟
چه پروتوکل های پزشکی مد نظر هستند؟
موریس، تو بخش علاقه انسانی رو کار کن
«ازدواج بین سیاره ای»
از کشیش ها، روحانیون یهودی، مورمون ها (فرقه متعصبی از مسیحیان)، یکتاپرستان نقل قول بیار
...مصاحبه با رئیس جمهور - اون به عهده دانورزه -
دانورز یه تازه کاره ما به یه آدم تند و رک نیاز داریم
باور کن، دانورز رک و بی پرده است
بهم اعتماد کن من میتونم جوری حسابش رو برسم که باورت نشه
به علاوه معلوم نیست بعدا به رئیس جمهور بربخورم یا نه
پارکر، مصاحبه با رئیس جمهور با تو
دانورز، تو برو سراغ لنا لوتور
برادرش برای احساسات ضدبیگانه اش بدنامه
تمام نسخه هات تا ظهر رو میز باشه
و اگه میخوای جوازت رو نگه داری بهتره اشکال نداشته باشه
آه، عذر میخوام. باید برم
سوپرگرل با رئیس جمهور ملاقات می کنه
چیز خاصی نیس
خیلی عالیه، درسته؟ - میشناسیش؟ -
...نه، نه، نه هنوز، اما
مطمئنم که با هم خوب خواهیم بود. میدونی؟ درسته؟
اوه، خدای من - !برو -
!مراقب باش
پس، الان رئیس جمهور کجاست؟
اون رو به سازمان عملیات های ماوراطبیعی برمی گردونن
اون... اون خیلی خوب بود
و حق شناس و من رو سوپرگرل صدا زد
این اسمته - ...آره، میدونم. اما -
وقتی اون به زبون میاره بهتر به نظر میرسه
«سوپرگرل»
چطور کسی دلش اومد به اون یکی حتی رأی بده؟
وقتی که تعریف کردن از ...بهترین دوست جدیدت تموم شد
الگوی سوختگی با یه امضای حرارتی تطابق داره
کریپتونی فراری ما شیش ساعته بیداره
و اولین کاری که می کنه تلاش برای کشتن رئیس جمهوره؟
وین داره رو ردیابی اون کار می کنه
در این ضمن بیاین هر مدرکی که میتونیم پیدا کنیم رو جمع آوری کنیم
هی! دارین تو صحنه جرم من چه غلطی می کنین؟
تا حالا کسی بهتون گفته که تمام شما مأمورای فدرال شبیه همین؟
انگار همتون همون فیلم های بد رو با هم تو کوانتیکو تماشا می کنین
تو کی هستی؟
کاراگاه مگی سایر بخش علوم اداره پلیس ناسیونال سیتی
ما به تمام پرونده هایی که شامل بیگانگان و مخلوقات وحشتناک
باشن رسیدگی می کنیم
مال خودمو بهت نشون دادم مال خودت رو بهم نشون میدی؟
الکس دانورز، سرویس مخفی
مطمئنم نیت شما خیره، کاراگاه
اما این یه صحنه جرم فدراله
شما دارین مدارک من رو آلوده می کنین - من دارم آلوده اش می کنم؟ -
دستیار شما اون جا داره قالیچه سوخته و بیسکوییت ترد رو
تو یه زیپلاک بسته بندی می کنه
فکر کردم سرویس مخفی
به جزئیات توجه بیشتری می کنه
ما تکنولوژی هایی داریم که آزمایشگاه اداره پلیس شهر شما
در برابر اون مثل یه فر آسان-پخت به نظر میاد
و ما پلیس های احمق محلی
هرگز نتیجه نمی گرفتیم که مهاجم رئیس جمهور
کریپتونی یا اینفرنی بود
هر دو گونه دید حرارتی دارن - ممنونم -
از این جا به بعد دست ماست
فرودگاه تو حوزه قضایی منه
حوزه قضایی تو همون جا که من بگم تموم میشه
می بینمت، دانورز
مطمئن شو که اون رو درست بسته بندی می کنی
به سازمان عملیات های ماوراطبیعی خوش اومدین خانوم رئیس جمهور
من غافل گیر شدم حالا که هویت حقیقی شما برای دنیا معلومه
شما آشکارا شبیه خود مریخیتون زندگی نمی کنین
می دونم که شبیه انسان بودن باعث میشه آدما راحت تر باشن
خوشبختانه قانون عفو بیگانگان من اون رو تغییر خواهد داد
برای شما و هر کس دیگری از ورای ستاره ها
که زمین رو خونه خودشون میدونن
میدونم که مأموریت سازمان عملیات های ماوراطبیعی شکار بیگانه های شروره
اما اون مأموریت باید تعدیل بشه
شما مخالفین، رئیس؟ - بله، خانم رئیس جمهور -
بیگانه هایی اون بیرون هستن
قاتلینی که مفهوم همون حقوقی که بهشون
پیشنهاد می کنین رو نمی فهمن
مخلوقات بدکار میتونن از اراده نیک شما سوء استفاده کنن
فکر کنم همین حرف زمانی راجب خودت گفته شده بود جان جونز
اما کسی مزیت شک رو بهت داد
وقتش نیست که اون رو تلافی کنیم؟
برای دراز کردن دوست دوستی
زمانی بهتر از الان به فکر من نمیرسه
حتی اگه اون دست گاز گرفته بشه؟
باید امید داشت - اگه امید کاذب باشه چی؟ -
این امیده، جان. چطور میتونه کاذب باشه؟
شنیدین؟
مثل یه نقل قول صادقانه بود
مردم ازش نقل قول خواهند کرد
اوکی، خب، من باید برم
من اولین مصاحبه ام رو به عنوان یه گزارشگر انجام میدم
فقط بهم زنگ بزن اگه چیز باحال دیگه ای گفت اوکی؟
چی فکر می کنی؟
فکر می کنم امید قرار نیست قاتل ما رو دستگیر کنه
خانم لوتور - لنا، خواهش می کنم -
از دیدن دوباره شما خوشحالم، خانوم دنورز
..خب، اگه قراره شما رو لنا صدا بزنم - کارا -
ام، اگه یه بلیط پارکینگ دارین
No comments yet. Be the first to leave one.