See

See

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

See S01e01 1080p WEB-DL 6CH x264 NightMovie
See S01e02 1080p WEB-DL 6CH x264 NightMovie
See S01e03 1080p WEB-DL 6CH x264 NightMovie
See S01e04 1080p WEB-DL 6CH x264 NightMovie
See S01e05 1080p WEB-DL 6CH x264 NightMovie
See S01e06 1080p WEB-DL 6CH x264 NightMovie
See S01e07 1080p WEB-DL 6CH x264 NightMovie
See S01e08 1080p WEB-DL 6CH x264 NightMovie
See S01 Complete 1080p WEB-DL 6CH x264 NightMovie
Komentarz od DLBR
فقط هماهنگی - قسمت اول : شارمین فیروزی بقیه اش رو نمی دونم، من فقط با نسخه ای که داشتم هماهنگش کردم و آپلود کردم.

Tagi

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
1080
Opublikowano: 2019-12-23
Pobrania: 91
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫به دنبال شیوع ویروسی کشنده در قرن 21

‫جمعیت انسان‌ها به کمتر از 2 میلیون نفر کاهش یافت

‫انسان‌هایی که زنده ماندند همگی کور شدند

‫حال، قرن‌ها بعد، بینایی تنها یک افسانه ست.

‫که حتی صحبت از آن هم کفر در نظر گرفته شده

‫- آروم آروم! ‫

‫- پاریس ‫- دارم میام. آتش خداوند داره شعله می‌کشه

‫تولدی که صبح بهش برکت داده

‫آب رو حس می‌کنم، بیا

‫کجا بودی؟

‫جایی معطل بودم

‫کیسه آبم پاره شدش

‫حالامن بچه‌ات رو به این جهان فرا می‌خونم

‫ راه را پیدا کن،بچه ‫ راه، بچه، راه، بچه

راه را پیدا کن راهی به سمت من بچه

‫ عصای دست مادر ‫ عصای دست پدر

راه را پیدا کن راهی به سمت من بچه

بلند شو

‫ سرش اول داره میاد

‫خبر خوبیه

بلند شو، بلند شو بچه

‫ماگرا، گوش کوچیکش رو حس می‌کنم ‫مثل یک غنچه لغزنده اس

‫- باشه، باشه خیلی‌خب ‫- از الان قویه

‫- فقط بیارش بیرون، خدای مادر... ‫- باشه،باشه

‫بابا واس کجاست؟

‫بابا واس سرش شلوغه

‫بیا، بِچِش ، بِچِش

ما به یه کله خر بزرگ نیاز نداریم

‫این یه کار زنونه اس

میخوام شوهرم اولین کسی باشه که بچه رو لمس میکنه

اون به زودی اینجا خواهد بود

‫ صدای چیه؟

‫به زودی یه بچه کوچیک خواهی داشت یه زندگی کوچیک تو آغوشت، بهش فکر کن

‫پاریس، صدای شیپور جنگ رو می‌شنوم

چرا شیپورهای جنگ و بیرون آوردن ؟

‫به روستا حمله شده؟

‫سِنتِری ها گزارش دادن که افراد زیادی به سمت پایین دره هجوم دارن میارن

مردانی با اسب ها و سگ ها اونها الان در کوهپایه ان

‫شوهرم کجاست؟

‫بابا؟ بابا واس داره نیروهای دفاعی رو فرماندهی می‌کنه

‫سلاح‌ها رو بردارین! دنبالم بیاین!

‫به سمت دیوار

‫سِنتیریز، باد رو توصیف کنین

‫سگ‌ها، اسب‌ها و مردها ...در حال زیرپا گذاشتن گل ها و نی ها

درحال عبور از رودخونه ان

‫اونها چوب‌های راشِ ‫جادوگریاب‌های ملکه کِین رو دود می‌کنن

‫شایداونها فقط دارن رودخونه رو دنبال می‌کنن ‫تا به یه روستای دیگه برسن

‫ماتال، پیش گو ‫قصدشون چیه؟

‫نیتی وحشیانه رو در هوا احساس می‌کنم وحشیانه و نزدیک

‫بادبین‌ها، چند نفرن؟

‫ده دوازده تا اسب و تعداد زیادی مردان پیاده رو

‫دویست نفر، شایدم بیشتر

‫این یه دسته مهاجم نیست ‫یه ارتش کامله

‫آلکنی ها. اینجا خونه ی ماست

‫ما یکی هستیم و یگانه می‌جنگیم

‫آماده نبرد باشید

‫من، بابا واس، در مقابل شعله بزرگ آلکنی عهد دفاع میبندم ‫

‫شعله باشکوه!

‫و اونها در شکم سگ‌هاشون ‫برگردونم پیش ملکه کِین

دنبالم بیاین، برادران، برای نبرد

‫دنبالم بیاین!

‫پاشو، پاشو که انجامش بدیم

‫- خدا ‫- پاشو، زود

‫کی داره به ما حمله می‌کنه؟

احتمالا فقط تعدادی عشایرن ‫که دنبال شکار برده‌ان، آره؟

‫پاریس

‫اگه دروغ بگی ، متوجه میشم

‫هیچ چیز از گوش‌هام پنهان نمی‌مونه

‫می‌شنوم که خیلی سربسته حرف می‌زنی

‫کار تو الان اینه که نفس بکشی

‫نفس بکشی و فشار بیاری

اسرار رو میفهمم ‫چی رو بهم نمیگی؟

‫من از کجا باید همه چی و بدونم؟ من فقط یه پیرزنم

‫آره، کسی که با پرنده‌ها حرف می‌زنه وآینده رو توی خوابش می بینه

‫سه شبه که یه جغد من رو صدا میزنه

‫چی میگه؟

‫میگه جادوگریاب‌ها دارن میان

‫جادوگریاب ها؟ چرا باید اینجا بیان؟

‫یه چیزی بهم میگه دارن میان برای تو

‫گفتم این طناب لعنتی رو باز کن

‫هی! گفتم این طناب لعنتی رو همین الان باز کن

باز کن این طناب لعنتیو

‫یه پسر که نیاز به ادب شدن داره

‫کی اونجاست؟

‫گفتم کی اونجاست؟

‫هی

‫کی هستی؟

‫کی اونجاست؟

‫گفتم همین الان این طناب لعنتی رو باز کن

‫من تاماکتی جون هستم ‫فرمانده جادوگریاب‌ها

‫در حضور من مرسومه که زانو بزنی

‫ببخشید ، قربان ‫ولی من گتر بکس هستم

‫من بودم که اون که بهتون پیغام داده که به اینجا بیاین

‫در این صورت منم که باید عذرخواهی کنم

‫پسری که به قبیله خودش خیانت می‌کنه تا کار خدا رو انجام بده

منم، در واقع

‫پیغامت میگه تو اطلاعاتی داری

‫در مورد مردی که دنبالشیم

‫مرتدی که ملکه کین، شخصا به مرگ محکومش کرده

‫شیطانی که خواهر ملکه رو به قتل رسونده

‫فقط بگو چی در موردش می‌دونی

‫از جارچی‌هاتون شنیدم

پاداشی وجود داره برای کسی که اطلاعاتی بده منجر به دستگیریش بشه

پاداشت نفس کشیدن دوبارته، اگر تشخیص بدم اطلاعاتت مفیده

‫برای حرف زدن، گلوم رو لازم دارم

‫بادبین‌های من هر دروغی که بگی رو به آسونی میفهمن

‫قول میدم ،قربان ‫هیچ دروغی در کار نیست

‫حرف بزن

‫اخرای زمستون بود که ‫زنی سرگردان وارد روستای ما شد

‫برامون غریبه بود

‫بین بوته‌های توتِ مون پیداش کرده بودیم

‫اون میگفت که تو کولاک گم شده

‫ازمون خواست که قبولش کنیم ‫چون سه ماهه بارداره

‫رئیس روستامون گفت که ازش مراقبت می‌کنه

‫اون نمی‌تونست بچه دار شه ‫برای همین باهاش ازدواج کرد

‫زنه از اون موقع تاحالا باهاشه

‫یه چیز به درد بخوری بهم بگو ‫و لفتش نده

‫اون زن هیچوقت نگفت که پدر بچه اش کی بوده

‫اما وقتی به روستا اومد...

‫این گردنبند رو پوشیده بود

‫یه یادگاری عاشقانه . که یه اسم هم روش نوشته شده داره

‫بخونیدش

‫جر لا ما رِل

‫جرلامارِل

‫این اسم مرتدیه که به دنبالشین، اره ؟

خب، همین الان ‫توی روستای در کوهه

‫یه زن داره بچه‌ی اون شیطان‌صفت رو به دنیا میاره

‫اگه شما الان به روستا حمله کنین،

‫زن و بچه جرلامارل مال شما میشن

‫گتر بکس

‫در مورد استحکامات دفاعی روستات بهم بگو

‫اگه زنی رو پیدا کنم ‫که داره اون شیطان رو به دنیا میاره،

‫شاید بذارم زنده بمونی

‫وگرنه ، تو هم سوزونده میشی

‫دختره یا پسر؟

‫یه پسره. یه پسر

‫ده تا انگشت پا ‫ده تا انگشت دست

‫دو تا شُش قوی

‫سینجی، سینجی، مامان

‫مترجم : شارمین فیروزی Instagram: isharmiin

‫سلام ‫سلام

‫سلام عزیزم

‫سلام

‫ماگرا، دختر خوب

‫دختر خوب

‫یه پای کوچیک!

‫-یه پا؟ ‫- دو قلو ان

‫دومی چرخیده ‫سینجی ، چاقوی تیز بده

‫- ماگرا باید سریعاً بیرون بیارمش ‫- بسیار خب

دَم، بازدم

دَم، بازدم

‫نفس بکش. حالا

‫بابا

‫ایلون

‫از روی دیوار کنار برین

‫از روی دیوار کنار برین

‫-از روی دیوار کنار برین ‫-از روی دیوار کنار برین

‫از روی دیوار کنار برین

‫از روی دیوار کنار برین

پیش آگاه

‫نفرتی عمیق رو احساس می‌کنم

‫ولی سکوت مطلق

‫بادبین؟

‫اسب‌ها خرناس می‌کشن ‫سم به ریگ‌ها می‌کوبن

‫اسب‌های زیادی ‫پشت صدای رودخونه مخفی شدن

سواره نظامشون کم نشده

‫فقط تعداد کمی رو قربانی کردن

‫می‌دونستن باید عقب وایستن

‫به سمت روستا

‫این سراشیبی، تنها راه عبور ازین کوهه ؟، اره ؟

به جز این ‫همه جا دره ها و صخره‌های عمودیه

‫برای همینه اجدادمون اینجا رو انتخاب کردن

‫ما تنها آلکنی‌های باقیمونده‌ایم

‫و من آخرینشون میشم

اره ، اره، وای خدای من

‫این یکی دختره

‫سینجی، مامان

‫خدایا، دیگه نه

لرزیدن زمین رو احساس کردم

‫خیال کردم؟

‫نه، خیال نکردی

‫سینجی، آب تمیز

‫قانون آلکنی میگه اولین اسمی که میگی

‫باید اسم پدرشون باشه

از این طریق اونها ، اون رو در قسمت هایی از روح خودشون می شناسند

‫اسم بابا واس رو نگو

‫باید اسم پدر واقعیشون باشه ‫وگرنه صدمه می بینند

‫جرلامارل. پدر توئه

‫جرلامارل. پدر توئه

‫آماده‌ای که در موردش بگی بهم ؟

‫که کی بود؟

‫بهت که گفتم

‫یه غریبه بود

‫از روستام بیرون اومده بودم ‫توی کولاک گم شدم

‫این اون چیزی نیست که جغدها بهم میگن

‫خب چی بهت میگن؟

‫جنگجوها برگشتن

‫بابا واس، تو سنگ‌ها رو قربانی کردی؟

‫انتخاب دیگه‌ای نداشتیم

‫جادوگریاب‌ها و نصف ارتش ملکه کین ‫توی دره ان

More Farsi Persian subtitles for See

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left