Pierwsze 200 wierszy.
ويرايش و زمانبندي داود رمضان نيا
تمام اتفاقات فيلم غيرواقعي . و خيالي است و هيچ ارتباطي با واقعيت ندارد
چقدر هيجانزده ام
اوه! ببخشيد! خوبي؟
حالت خوبه؟
داشتم ردش مي کردم که چمدونا افتادن
موبايلم کوش؟
آخه داشتي سر راه با تلفنت چه کار مي کردي؟
!انگار عقلتو از دست دادي .يالا گورتو کم کن
روبراهي جسي- .حالم خوب نيست-
.رنگت پريده
.همه چي حالمو به هم مي زنه
پس چرا قبلش بهم نگفتي؟
!شايد بارداره
...جسي
واقعا؟
.هنوز زوده !تازه دو ماه شده
جسي، دو ماهه؟
تا حالا هم بهم نگفتي؟
تقصير دکتره- چه ربطي به دکتر داره؟
.ازم پرسيد ميخوام بچه رو نگه دارم
.من که دلم بچه مي خواد
بهش گفتم "چند ساله سعي کرديم"
اون هم گفت، "بهت نگم "هنوز خيلي زوده
".من گفتم، "شوهرم دير يا زود مي فهمه نفهميده بودي؟
.خب دقت کرده بودم سينه هات بزرگتر شدن
اون همه تخم مرغ که صبحها مي خوردم؟
.راست مي گي، خيلي تخم مرغ مي خوردي
مي شه تا خون بيشتري ازم نرفته برم درمانگاه؟
.بيا بريم درمونگاه به دکتر نشونت بدم
تا بهت نگفتم، همينجا مي موني چمدونها رو هم ميذاري سر جاش
من خون..ري..زي دا..رم
.الان
.حرکت روي باند
.پنينسولا 2549، آماده فرمان
.پنينسولا 2549، اجازه حرکت
مسير آزاد براي رسيدن به نقطه پرواز
راست آزاد
همينطور سمت چپ
.آماده حرکت
،عصر بخير، خانم ها و آقايان
،خاسرا بلاساتگي صحبت مي کند ناظر خدمه پرواز 2549
از خطوط هوايي پنيسولا به مقصد مکزيکو سيتي
.لطفا توجه فرمائيد
ابتدا با چند دستورالعمل ايمني :شروع مي کنيم
،هشت در خروجي وجود دارد
.چهار در در طرفين هواپيما
دستور العمل خروج برروي هرکدام موجود مي باشد
در قسمت زيرين صندلي ها و کف هواپيما
،چراق هاي اضطراري قرار دارند
.که نشان دهنده مسير خروج هستند
،تمام خروجي هاي اظطراري ،از جمله دريچه هاي روي بالها
.داراي يک اسلايد تخليه هستند
زير هر يک از صندلي ها
،جليقه هاي نجات قرار دارند
آنها را غير از موارد ضروري .از جايشان خارج نکنيد
.جليقه هاي نجات داخل کيسه هستند
براي درآوردن آنها کافيست نوار قرمز رنگ ..را به طرف جلو و پايين بکشيد
تا در کيسه همانطور که به شما نشان داده مي شود
،باز شود
.بعد از باز شدن، جليقه را کاملا صاف کنيد
،براي پوشيدن، سر خود را از شکاف عبور داده
نوار را از پشت عبور دهيد
،و انتهاي آن را ببنديد
.و محکم بکشيد
،و براي باد شدن .دسته قرمز رنگ را بکشد
.همچنين مي توانيد تويوب را با دهان باد کنيد
.جليقه را داخل هواپيما باد نکنيد
... يک ساعت و نيم بعد
اويوئا
.بس کن
...ترک کرده بودم. عادت
نرما دست از نگاه کردن بر نمي داره، نه؟
.داره خودشو سرگرم مي کنه
.ازين زن خوشم نمي ياد. برو ديگه
.نمي تونم، بايد دعا بخونم
.چي مي خواي
. براي خودم، خيلي چيز! واسه تو هم همينطور
واسه من؟
فکر مي کني اگه دعا نمي خوندم چه بلايي سر زندگيت ميومد؟
و براي چه چيزايي دعا ميکردي؟
واسه ترک کردن مواد، الکل .و کاراي پشت پرده
!لذت هاي زندگي
مي تونستي تقاضا کني .يه شوهر خوب گير بيارم
،اونهم خواستم
،با اون رفتارت .درخواست خيلي سختي ازم داري
هي فاخاس، چرا براي من هم دعا نمي کني؟
.تو که مشکلي نداري
اين طور فکر ميکني؟
..تو الکل رو کنار گذاشتي
.تازه يه شوهر هم داري که عاشقته
!دهنت بوي تکيلا ميده
.يه جرعه کوچولو بيشتر نخوردم
!خاسِرا، امروزو بي خيال شو
.سعي خودمو مي کنم، الکس
مسافرا چه طورن؟
.نرما دست از نگاه کردن برنمي داره
:اعصابش داغونه !نه فيلمي،نه تلفني
.بهتر نيست واقعيت رو بهشون بگيد
.هيچ توضيحي ندارم- حتي واسه من؟-
.پس من هم از مسافرها دوري مي کنم
.اگه ازت پرسيدن، يه حرفي از خودت در بيار
.من نمي تونم
.مي دوني که من دروغ بلد نيستم ...بر مي گردم
.يه چيز کلي بگو
.با چندتا اصطلاح فني بپيچونشون
.خب بازم دروغ حساب مي شه
کثافت- .خواهشا دوباره شروع نکن-
برم از قرارداد حرف بزنم؟- .نه-
مهمترين چيز اينه که .حواسشون پرت بشه
،واسه اينکار تو از همه بهتري
.به حرفهاي سلمبه قلمبه هم نياز نيست
.به شيوه خودت حواسشونو پرت کن
.الان، نميدونم
.نوشيدني چي ميخوريد
شراب
،چاي .و تو هم مشروب نميخوري
!تو، خفه
.با برج کنترل تماس داشتيد
آره
خبري نبود؟- چرا-
خب؟- .بهتره چيزي ندوني
مسير چطور؟
.هنوز خبري نبوده
.خيله خب، شراب و چاي
!والکل بي الکل- !خفه-
سلام- .خانم، شما حق ورود نداريد
مشکلي پيش اومده؟
.نه، خواهش مي کنم بريد بيرون
.توي قسمت درجه دو همه خوابيدن
در عوض درجه دو .مهماندارهامون به مسافرين دستگاه هاي ماساژور دادند
.به همين خاطر همشون خوابيدند
.حتي مهماندارها هم صورتشون سرخ شده
.اونها خسته هستند
،اگه به چيزي نياز پيدا کردين .همکاران من با کمال ميل کمکتون مي کنن
..من خيلي حساسم
.من توانايي هاي خاصي دارم
چي ... منظورتون چيه؟
من چيزايي رو حس مي کنم .که بقيه درک نميکنن
من احساس مي کنم امروز .واسه من روز خيلي خاصي باشه
شما دقيقا چه چيزي حس مي کنين؟
شب گذشته خواب ديدم .که زندگي من تغيير مي کنه
.و امروز صبح، فهميدمش
،ازم نپرسين چطور .اما فهميدم
چيو فهميدين؟
،که توي اين پرواز ..يه چيز غير عادي اتفاق ميفته
.که روي همه تاثير مي ذاره
.بايد قبل از پرواز مي گفتين
..چون گاهي وقتها به سرم ميزنه
،تا وقتي همه چيز روشن نشه
.هيچ حرفي نمي زنم
شما دقيقا چيو حس مي کنين؟
..وقتي از خواب بلند شدم
احساس کردم ... امروز
.بکارتمو از دست مي دم
شما هنوز دست نخورده اين؟
..بله
وقتي مردها از قدرتم باخبر مي شن .ازم دست ميکشن
و در اون لحظه .خون جلوي چشماي منو ميگيره
خب، به غير از اون
.چيز ديگه اي حس مي کنين
آره
،من مي بينم
.من به دنبال احساسات مي گردم
.آره، دارم يه چيزايي احساس مي کنم
.حس مي کنم
.به يه جايي مي رسيم
!سفيد
.مثه يه ابر
،يه جايي که حال هممون بهتره
.جايي که خبري از دروغ نيست
!ديگه کاملا چرنده
.من خون آدم هم مي بينم
خون؟
کسي قراره بميره؟
.نه، من منظورم اين نبود
.ولي خون هست
،مي رم واستون نوشيدني بيارم .يادم رفت
..خاسرا
. به جاي شراب تکيلا بيار
فکر خوبيه، تکيلا
فاخاس، يه چائي
.نرما مي خواد رسما شکايت کنه
پس قراره شکايت بنويسه؟- .آره، اما يه فرم تايپ شده رسمي لازم داره-
،اگه برگه اداري مي خواد .ما واسه پاک کردن کونمون نيازش داريم
.کاملا حق با توئه
،يه چيز ديگه
... اون تازه داماده
،هر بار چشمش بهم ميوفته .واسم چشمک مي زنه
اما مگه نخوابيده؟- آره، ولي قبلتر از اون
،به نظرم مياد ،هر بار که از کنارش رد مي شم
.يه چشمشو وا مي کنه و بهم چشک مي زنه
،نه، نه، نه .اين اتفاقا فوق العادس
.خارق العاده مورديه که من تو کابين دارم
يه زن خل و چل اومده داخل کابين ،مي گه غيبگوئه
ميگه بواسطه الکس و بنيتو .به اون دنيا وصل شده
زنه ميگه توي اين سفر قراره ..يه اتفاق غير منتظره بيوفته
.که رو هممون تاثير داره
!من و اون تازه دوماده
خنگ خدا، يه اتفاق بزرگ .که روي همه ماها تاثير داره
No comments yet. Be the first to leave one.