Pierwsze 200 wierszy.
= دوشیزه هلمز =
!برو بیرون
هردومون مردیم که
چرا باید بیرون وایسم؟
حالت خوبه؟
خوبم
برات پماد آوردم
باشه. بذارش کنار در
بعدا برش می دارم
باشه
ارباب جوان
نودلی که درست کردم خیلی افتضاحه؟
نودل؟
کدوم نودل؟
همین نودل، ارباب جوان
بهش زل زده بودین
یه دفعه ای می خورمش
بفرمایین
بفرمایین سوپ بخورین به هضم غذا کمک می کنه
...این
ندیدی
همچین کامیون غذای بزرگی
واسه تغذیه ی چندین روز قربانیای فاجعه کافیه
شما چه سریع موفق به تهیه غذا شدین
انگاری خانم رو شوانگ خیلی زحمت کشیده
حتما همینطوره
بدون رو شوانگ واسه من غیرممکن بود
که خودم تنهایی این همه غذا جمع کنم
چنین موضوع کوچکی ارزش گفتن نداره
رو شوانگ خیلی عالیه
افسر کونگ
منظورت از این کار چیه؟
من از لرد هو یه گزارش دریافت کردم
که یه نفر تو مالکیت خصوصی تخلف کرده
خدمتکارا رو زخمی کرده، و اموال رو به غارت برده
مرتکبین فوق العاده مغرور بودن
و مردم رو به فلاکت انداختن
من اینجام که دستگیرشون کنم
گفتی عاملان این جرم کیان؟
کی به مالکیت خصوصی دست درازی کرده؟
کی اموال رو غارت کرده؟
!اونه
!همینطورم این زنه
چطور می تونی با پررویی دروغ بگی؟
ما غذذاها رو قرض گرفتیم
!من یه یادداشت تعهد نوشتم
!این یه دروغ فجیعه
شما غذاها رو دزدیدین؟
از ثروتمندا بدزد و به فقرا بده
بعلاوه، ما ندزدیدیم ما فقط قرضشون گرفتیم
حتی برادر شیه سودش رو پرداخت کرد
افسر کونگ
احتمالش هست سوءتفاهم شده باشه؟
سوء تفاهم شده؟
!نه
من هیچ تعهدنامه یا سفته ای ندیدم
این دونفر مجرمین اصلی هستن
این دوتا هم همدستاشونن
!مزخرفه
شواهد غیرقابل انکارن دستگیرشون کنین
هرکی جرات کنه بجنگه درجا اعدام میشه
!چطور جرات می کنی
کونگ وود
هیچ توجهی به دفتر مینگ جینگ نداری؟
من هیچ نامه رسمی ای از دفتر مینگ جینگ دریافت نکردم
که بگه کسی رو برای بررسی موضوع میفرستن
تو از یه نشان جعلی استفاده کردی تا هویت مقام دولتی رو جعل کنی
مجازات این کار مرگه
هر روز پیش نمیاد که با یه آدم بی شرم مث تو برخورد کنیم
دهنتو ببند
دستگیرشون کنید
تونستی بگیر
کی بود؟
کی به من حمله کرد؟
من هیچوقت همچین کاری نمی کنم
!دستگیرشون کنید! همه شونو
!بازجویی با شکنجه
کی جرات این کارو داره؟
!سلاح هاتونو زمین بذارید
کونگ وود
هنوزم تسلیم نمیشی؟
ارباب جوان
خیلی دیر کردم؟
درست سروقت رسیدی
کونگ وود
وقتی نقره های رسمی رو به بخش چینگ شویی منتقل کردی
به افرادت دستور دادی تا اونو توی آب غرق کنن
و پایین کشتی رو منفجر کردی
بعد، جعبه های پر از سنگ رو هم داخل آب فرو کردی
که اونا رو جایگزین نقره های غرق شده کنی
شهادت هردوی اونا
و این تخته ی کشتی همه چی رو توضیح میده
سرورم
تعجب می کنم که از کجا این دو مرد و تخته ی کشتی رو پیدا کردید
این چیو می تونه ثابت کنه؟
!فی یوان
!بیارشون تو
همسرم
مادر
سرورم
دادرس کونگ کسیه که به من دستور داد خانواده هاشونو توقیف کنم
و ازش برای تهدید ما استفاده کرد
تو جریان سکوت ما درباره ی صندوق امداد رسانی بعد از فاجعه
دستامون بسته ست
سرورم، لطفا درموردش کامل تحقیق کنید
اون بود
اون ما رو مجبور کرد نقره های رسمی رو با جعبه های پر از سنگ عوض کنیم
جریان دقیقا همونطوریه که شما قبلا گفتید
!این یه دروغ فجیعه
!یه دروغ فجیع
کاراگاه سو
!کاراگاه سو، این حقیقت نداره
دروغاشونو باور نکن
!همش دروغه
!کاراگاه سو، من دارم راستشو میگم
!کاراگاه سو
!با چنین حقایق محکمی !نمی تونی از زیرش در بری
!ببریدش به بازداشتگاه
!اطاعت
!کاراگاه سو
!کاراگاه سو، لطفا بهم اعتماد کن
بریم
!کاراگاه سو
!کاراگاه سو، لطفا درموردش تحقیق کن
!کاراگاه سو
فی یوان کوچولو امروز نقش اصلی رو داشته
درسته
فی یوان نه تنها افسرا رو آورده
همینطورم خانواده های اون دولتی ها رو نجات داده
محشره
به خاطر اینه که ارباب جوان ما باهوشه
اون فکر همه ی این چیزا رو کرده
واقعا؟
پس برادر پی کسیه که ترتیب همه ی این چیزا رو داده
خوشبختانه، اون سروقت رسید
من نگران بودم که کارمون با کونگ ناجور پیش بره
در اینصورت نمی تونستیم ازش نجات پیدا کنیم
رو شوانگ، نگرانش نباش
اونا فقط چند تا زیردست به دردنخورن
من اینجام. همه چی خوب پیش میره
خوبه. تو بهترینی
بیا، اینو بگیر
نگران نباش
یکی یکی
ممنون
بعدی
ممنون
عالیه. اونجا رو ببین
ممنون، آقا
نوبت منه
نفری یه دونه می رسه. هل ندین
بعدی
ممنون
!به سلامتی
برادر سو، تو چرا نمی نوشی؟
من نمی تونم بنوشم
من شراب رو با چای جایگزین می کنم
به سلامتی تو، برادر پی
از کمکت متشکرم
خواهش می کنم
اما چطور به ذهنت رسید
که از قبل فی یوان رو به دفتر بفرستی و نجاتشون بدی؟
اگه مسائل همونطوری باشن که تو گفتی
که کونگ وود صندوق امداد رسانی بعد از فاجعه رو عوض کرده
حتما یه نفر پشتشه و یه راه فرار برای خودش باقی گذاشته
من فی یوان رو فقط فرستادم اونجا یه سروگوشی آب بده
اونم اتفاقی نجاتشون داد
برادر پی
دفعه بعد کار هیجان انگیری پیش اومد خبرم کن
رو شوانگ رو هم
این از دقت توست که همچین برنامه ی خوبی ریختی
اما هنوزم، برادر سو بهتر عمل می کنه
تو دزدی پادشاه اژدها رو هم همینجوری حل کردی
چه کار محشری کرده مگه؟
اگه عالی نبود، چرا به فکر تو نرسید؟
...این
هرکسی تو حوزه ی کاری خودش استاده
برادر سو مغز داره منم هنرهای رزمی
هرچند برادر سو کونگ وود رو گرفت، این که مردم برنج برای خوردن دارن
همش به لطف تو و منه
رو شوانگ
نمی خوای همراه من دنبال عدالت باشی
که از ثروتمندا بدزدیم و به فقرا کمک کنیم؟
ما تو دومی خیلی راحت اشتباه می کنیم
بیا با همون قبلی پیش بریرم
اگه خانم رو شوانگ می رفت جنگ، یه تایتان میشد
نه بابا
چطور ممکنه دخترا بتونن برن جنگ؟
خیلی خطرناکه
چرا دخترا نمی تونن بجنگن؟
حتی داستان هایی داریم
از هوا مولان که جای پدرش رو توی ارتش گرفت
درسته
هرکاری که مردا بتونن انجام بدن، زنا هم می تونن
به نظر من زنا هم باید اجازه داشته باشن بعنوان مقامات دولتی خدمت کنن
درسته. من فقط می خورم
برادر سو، تو چی فکر می کنی؟
خوب، دخترا... فقط باید زیتر بنوازن و گلدوزی کنن
کارای کثیف رو فقط به ما مردا بسپرین
درسته، برادر شیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.