Pierwsze 200 wierszy.
تـ
تـر
تـرجـ
تـرجـمـ
تـرجـمه
: تـرجـمه
: تـرجـمه آ
: تـرجـمه آز
: تـرجـمه آزا
: تـرجـمه آزاد
: تـرجـمه آزاده
: تـرجـمه مـ آزاده
: تـرجـمه مـلـ آزاده
: تـرجـمه مـلـک آزاده
: تـرجـمه مـلـک ز آزاده
: تـرجـمه مـلـک زا آزاده
: تـرجـمه مـلـک زاد آزاده
: تـرجـمه مـلـک زاده آزاده
: تـرجـمه مـلـک زاده آزاده
: تـرجـمه مـلـک زاده آزاده
: تـرجـمه مـلـک زاده آزاده
: تـرجـمه مـلـک زاده آزاده
...خانم
خانم... خواهش ميکنم يه کتاب بخرين
اينا کتابهاي خوبين
فقط يه کتاب
خيلي ارزونن
خواهر اينا ارزونترن - اَه... برو گمشو
خواهر، اينا ارزونترن
خواهر... خواهر زود باش... عحله کن
يه کتاب بگير خواهر
...خواهر ، اين واسه تو
خواهر تو رو خدا يکي بردار
واي خدا... همش مبارزه اينو بگير
و تلويزونو هم خاموش کن
تانيا زود باش ساعت 2 بايد بري پيش چيانگ ساري بپوشي ازت عکس بگيره
زود باش
من اينکارو نميکنم
تانيا من قبلاً پيشنهادشون رو قبول کردم
مجبوري بري
من اينکارو نميکنم
...تانيا
خوبه قربان ؟ - يه کم پايينتر -
يه ذره بيشتر
پايينتر
يه خرده بالاتر
کي داره اينکارو ميکنه ؟
امتيازِ جايزه
زن ، بچه ، چيکار ميکني ؟
ميخوام بهت تجاوز کنم من يه لِزبينِ ديوونه ام... آره
اوه
منو کُشت
منو کُشت
اوه خداي من
ذکير حسين
قضيه جديه
... اگه جدي نبود
من نميومدم اينجا تا با شما دو نفر حرف بزنم
ميتونم درک کنم که ...اون شوکه شده
چون مادرش رو از دست داده
...اون اسمِ مادرش رو
روي همه ي تکاليفِ درسيش نوشته تو هر صفحه ي کتاب و دفترش
اسمِ مادرش رو تند تند و ناخوانا رو همه جاي مدرسه نوشته
اون به بيماريِ کلاستروفوبيا دچار شده توضيح: بيماريِ ترس از مکانهاي بسته
سعي دارين چي بگين خانم ؟
...لطفاً منظورم رو بد برداشت نکنيد
ولي من واقعاً حس ميکنم دخترتون نياز به درمان داره
آقاي جايشانکار من واقعاً ...متاسفم که اينو ميگم
ولي اينا نشونه هاي اختلالاتِ روانيه
نه ، خواهش ميکنم ... همينجا صحبتتون رو قطع کنيد
ميدونيم به اون يه ضربه ي روحيِ اساسي وارد شده
و به اندازه ي کافي هم مشاوره داشته
من قصد نداشتم احساساتتون رو جريحه دار کنم
فقط سعي ميکنم کارمو انجام بدم
پس خواهش ميکنم فقط کارِتون رو درست انجام بدين خانم
شما نميتونين بياين اينجا ...تو خونه ي من و بهم بگين
دخترم داره ديوونه ميشه
واقعاً که داريد بي انصافي ميکنيد من هرگز همچين حرفي نزدم
خواهش ميکنم
من يه چِک بعنوانِ هديه براتون نوشتم تارا بهشون بده
من ميرم تو اتاقِ مطالعه ام... باشه؟
...جي - ...بهت گفتم -
خواهش ميکنم، من... من واقعاً متاسفم
گرفتمت
مشکلت چيه آمو ؟
من همه ي کارهاي تجاريمو به بمبئي منتقل کردم
...چيزاي زيادي هستن که ميتونن کارم رو تعطيل کنن
و مهمتر از همه تويي
چرا دست از اين کارات برنميداري ؟
زندگي رو يه کمي برامون ساده تر کن
اون بمبئي نيست بابا ممبئيه
چي ؟ - ميدوني چرا ممبئي ؟ -
بخاطرِ الهه ي مومباديو
عکسش رو ديدي ؟
خوشگله
امو ، پدرت سعي ميکنه يه چيزي بهت بگه عزيزم
اون راست ميگه؟ پس لطفاً وسطِ حرفش نپر
اَمو ، با مادرت درست صحبت کن
من هميشه با مادرم درست صحبت ميکنم.
امو
فراموشش کن
و تو خانمِ جوون بهتره که ديگه بري
تصميم گرفتي چي ميخواي بپوشي ؟
چارو
عجله کن چارو
کدوم يکي ؟ اين يا اين ؟
نه
نه ، اونو نميپوشم
امکان نداره
سلام آقاي چوپرا... الان خيلي زوده
عاليه ، عاليه با همسرم نيکي آشنا بشيد
اوه... ببين چه لباس لختي اي پوشيده
سلام آقاي چوپرا چه خبر از شکمتون ؟
بچه هاتون رو خوردين ؟
آره ، اونا تکاليف مدرسه شون رو ...انجام ندادن ، بنابراين من
اوه سلام ، من تو خارج مُدل هستم
تازه از آلمان اومدم
من عـــاشقِ الهه گانشا هستم
سلام ، من کِي سي هستم
اِمي
من يه جايي ديدمت
دوست داري يه نخ بکشيم؟
ميخواي دوتايي بکشيمش؟
سيگار نميکشم
نه ، جدي... سيگار نميکشم
وقتي بچه بودم دلم ميخواست متخصصِ زنان بشم
ولي اين روزا به مديريت فکر ميکنم
ضمناً پولهاي پدرم رو هم به باد دادم
اون پدرِ عزيزمه
آقاي راجشوري چودري
درود بر تو خداي من
و اون هم پدرِ منه آقاي آناند جايشانکار
بعد از اينکه با کسي دست ميده خيلي با احتياط دستهاشو پاک ميکنه
اون خيلي وسواسيه اُو سي دي : وسواس
منظورت او سي دي کِيه
چي ؟
بهرحال درسته بعضي کاراش اشتباهه ولي دوستش دارم
اون مامانته ؟
نه ، نامادريمه
از 3 سالِ قبل با همن
بيچاره
تقصيرِ خودش نيست زشت به دنيا اومده
اونقدرا هم بد نيست
مامانم خوشگلتر بود
مطمئنم همينطور بوده
"دوازده سال از زمانيکه مادرم رو ديدم ميگذره"
"اون خودشو تو يه اتاق خيلي کوچيک زنداني کرده بود"
"دلم خيلي براش تنگ شده"
"خواهرم تنها فردِ خونوادمونه که باهاش جورم"
"از زمان بچگي رو ويلچر بوده"
"ميدوني، مادرم خيلي قشنگ ميخنديد"
"درست شبيهِ من بود"
"در واقع، من درست شبيهِ اونم"
"از ممبئي خوشت نمياد؟"
"لس آنجلس رو بيشتر دوست دارم"
"فردا تو خونه ام هولي پارتي ميگيرم"
"بيا و بذار ممبئي بخاطرت رنگارنگ بشه"
"ما تازه همديگه رو ديديم... بذار راجع بهش فکر کنم"
"تو مياي... ميدونم که مياي"
چي شده ؟
راجش؟
هاليوود، ساعت 10 خونه ي من هولي پارتي
اونجا ميبينمت
ميخواي بازي کني ؟ - نه، مرسي -
نگاه کن و ياد بگير
اوه ، لعنتي
هولي مبارک
لذت ببرين خوش بگذره
تازه اومدي به اين شهر؟ مثلِ جهنم خسته کننده ست
بايد دنبال يه کمي ادويه ي هندي براش باشيم
دوست پسر داري ؟ - نه -
ميتونم سعيم رو بکنم ؟
کِي سي کجاست؟ - کي سي ؟ -
کي سي چرا ، وقتي پارسي رو داري؟
چي؟
جدي... نژادِ ما داره منقرض ميشه
ببر رو بگير و پارسي رو نجات بده
ميتونم کي سي باشم
کي سيِ دوم
جدي ميگم - جدي -
کي سي کجاست؟ - واقعاً کي سي کجاست؟ -
...ماهي
خب
اين همه وقت رفتي آبجو بگيري؟
بازيافت شد ميخواي امتحان کني؟
امريتا جايشانکار... تانيا
تانيا... امريتا جايشانکار
ميتونين امي صداش کنين
اگه دوست دارين ميتونين چند تا سوال ازش بپرسين
ميخوام برم واسه خودم يه نوشيدني بيارم - سلام -
خب هاليوود
اونجا با چند تا پسر خوابيدي ؟
خرابکاري کردي؟
کلمه ي "برادر" واسه نشون دادن رابطه ي خوبه يا ضايع کردنِ طرف؟
چي فکر ميکني ؟ ما ازت خوشمون مياد ؟
کلمه ي "برادر" واسه نشون دادن رابطه ي خوبه يا ضايع کردنِ طرف؟
اولين بار کجا از روغن هيماني ناوراتنا استفاده کردي ؟
خب ديگه ، بسه... بسه
...ميدوني هاليوود
دوستها دو نوع هستن
No comments yet. Be the first to leave one.