Goto, Island of Love

Goto, Island of Love (Goto, l'île d'amour)

Pobierz napisy Farsi/persian

Informacje o wydaniu

Goto Isle of Love 1969 1080p BluRay x264-BiPOLAR fa
Komentarz od OldMan505
‫معرفی فیلم و مستندهای کمتر دیده شده در کانال تلگرامی‬ @oldman505

Tagi

bluray
Opublikowano: 2026-07-13
Pobrania: 9
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi/persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫ معرفی فیلم و مستندهای کمتر دیده شده در کانال تلگرامی ‬

‫گوتو، جزیره عشق‬

‫داستان فیلم در زمان ما ‫توی جزیره گوتو اتفاق می‌افته...‬

‫توی اقامتگاه-قلعه‌ی ‫فرماندار، گوتو سوم.‬

‫گرا، بگو این تصویرِ کیه.‬

‫حضرت والا، گوتو سوم، ‫فرماندار جزیره گوتو.‬

‫آفرین پسرم!‬

‫گورا، این تصویر کیه؟‬

‫حضرت والا، گوتو اول، ‫فرماندار جزیره گوتو.‬

‫آفرین. بشین.‬

‫سکوت، سکوت!‬

‫گامو، این تصویر کیه؟‬

‫حضرت والا، گوتو دوم.‬

‫آفرین.‬

‫گوتو سوم،‬

‫گوتو اول،‬

‫گوتو دوم.‬

‫می‌شه از نزدیک‌تر ببینیمش؟‬

‫مواظب باش! این یه اثر هنریه.‬

‫- چطور این کار رو می‌کنی؟ ‫- توضیح می‌دم.‬

‫این یه خطای دیده.‬

‫توی فیزیک این رو خوندیم.‬

‫این سه تا پرتره‌ست.‬

‫اما می‌تونست سه تا منظره باشه.‬

‫نکته اصلی همون خطای دیده.‬

‫بشینید. توضیح می‌دم.‬

‫حالا فهمیدید چرا گرا، ‫گورا و گامو همگی درست گفتن.‬

‫هر طرف یه تصویر متفاوت رو می‌بینه.‬

‫هر هفته جاهاتون رو عوض می‌کنید.‬

‫اونایی که وسط هستن ‫سمت چپ می‌شینن،‬

‫بعد سمت راست، و الی آخر.‬

‫هر هفته، یکی از پادشاهامون ‫حامی شما می‌شه.‬

‫چرا پادشاه‌ها، گامو؟‬

‫چون از سال ۱۸۸۷‬

‫مقام پادشاهی به فرماندارامون ‫واگذار شده‬

‫هرچند که رسماً اون رو نپذیرفتن.‬

‫چرا ۱۸۸۷، گامو؟‬

‫یه فاجعه... ‫فاجعه فراموش‌نشدنی ۱۸۸۷.‬

‫یادم نمیاد...‬

‫گنور؟‬

‫مقدمه: ‫شب ۱۲ ژانویه ۱۸۸۷،‬

‫تاریخ پادشاهی ما رو تغییر داد.‬

‫یه زلزله وحشتناک ‫۹۰ درصد کشورمون رو نابود کرد.‬

‫دریا ۹۹ درصد ‫جمعیتمون رو بلعید،‬

‫از جمله خاندان سلطنتی رو.‬

‫ما یادشون رو گرامی می‌داریم.‬

‫فاجعه فراموش‌نشدنی ۱۸۸۷‬

‫با وجود پیش‌بینی‌های بد بزرگترامون، ‫پر از برکت از آب دراومد.‬

‫ارتباط با دنیا قطع شد.‬

‫به فرماندارها این امکان رو داد تا ‫سنت‌های ملی رو حفظ کنن‬

‫و اون‌ها هم وفادارانه سبک زندگی ‫قبل از زلزله رو حفظ کردن.‬

‫این تازه شروعشه. ‫مثل مگس لهت می‌کنم!‬

‫مثل یه پوسته‌ی توخالی خرد می‌شی!‬

‫شنیدی؟‬

‫از همین حالا صدای آندانته لارگتو میاد.‬

‫دادگاه عالی، ‫طبق رسم و رسوم‬

‫بدون موافقت حضرت والا ‫هیچ تصمیمی نمی‌گیره.‬

‫امروز دادگاه حکمی رو که ‫یه هفته پیش صادر شده بود اجرا می‌کنه.‬

‫محکوم، گراس، ‫مرتکب شانزدهمین جرمش شده.‬

‫اون سرجوخه گت رو کشته.‬

‫محکوم، گروزو.‬

‫مرتکب دزدی شده: ‫دوربین شکاری ستوان گونو رو دزدیده.‬

‫طبق قانون، متهمان ‫به مبارزه علنی محکوم می‌شن.‬

‫و با اینکه هر دو جرم ‫مستحق مجازات مرگ هستن،‬

‫فقط یکی هلاک می‌شه: بازنده.‬

‫حضرت والای فرماندار ‫برنده رو عفو خواهد کرد.‬

‫نترس. ‫گورا رفته.‬

‫استراحت کن، تو پسر خوبی هستی.‬

‫ طوفان‌ها به دوردست‌ها گریختن ‬

‫ دیگه ما گروگانِ ‬

‫ طبیعتِ خصومت‌آمیز نیستیم ‬

‫ گوتو از جزیره ما محافظت می‌کنه ‬

‫ ما مبهوت صدای تو هستیم ‬

‫ ما قانون تو رو ستایش می‌کنیم! ‬

‫من هیچ‌وقت پدرم رو نشناختم.‬

‫سه ماهم بود ‫که اون روی صحنه مُرد.‬

‫و تو هم بعد از اون پا روی صحنه گذاشتی.‬

‫بله، اما عالی‌جناب، ‫قسم می‌خورم این اولین بار بود...‬

‫باشه، باورت می‌کنم.‬

‫می‌دونی چرا احضارت کردم ‫اینجا؟‬

‫آدم هیچ‌وقت نمی‌دونه، حضرت والا.‬

‫به‌زودی می‌فهمی.‬

‫بیا، هاپو.‬

‫خب، از خدمتکارت خوشت میاد؟‬

‫خیلی خوب.‬

‫تو جایگزین اون پیرمردی می‌شی ‫که از سگ‌دونی‌های من نگهداری می‌کنه.‬

‫و از امروز،‬

‫علاوه بر اون،‬

‫دو تا وظیفه دیگه رو هم بهت می‌سپارم:‬

‫مگس‌کُش‬

‫و چکمه‌پاک‌کُن ما.‬

‫فهمیدی؟‬

‫سگ‌ها...‬

‫مگس‌ها... چکمه‌ها.‬

‫چکمه‌های حضرت والا؟‬

‫مال من و مال همسرم.‬

‫خب، وظایفت رو تکرار کن.‬

‫سگ‌ها... مگس‌ها...‬

‫چکمه‌ها...‬

‫سلولت عوض می‌شه.‬

‫برای همه‌چیز از حضرت والا ممنونم.‬

‫اینجا چی می‌خوای؟ ‫بزن به چاک، الف‌بچه‌ی بدبخت!‬

‫ساکت! این‌طوری فقط بیشتر عصبی می‌شی.‬

‫فقط اومدم یه خورده دراز بکشم.‬

‫خیلی وقته که نتونستم ‫طاق‌باز دراز بکشم.‬

‫این‌طوری راحت‌تر از ‫رو شکم خوابیدنه.‬

‫بفرما. حقته.‬

‫احتمالاً این آخرین آرزوته.‬

‫می‌خواستی تف کنی تو صورتم ‫و این کار رو کردی.‬

‫اگه این راضیت نکرده،‬

‫لطفاً ادامه بده، دوباره امتحان کن.‬

‫عوضی! تاوانش رو پس می‌دی!‬

‫خوک بدبخت!‬

‫می‌خواستی من رو بکشی!‬

‫منی که این‌قدر ضعیفم... تویی که این‌قدر گنده‌ای.‬

‫حالا یه سردرد واقعی داری.‬

‫شاید هم هیچ حسی نداری؟‬

‫به نظر می‌رسه بدون بدن یا دست و پا ‫یه کمی سردرگمی.‬

‫مگه کله‌ت واسه اینکه یه فکری به سرت بزنه ‫کافی نیست؟‬

‫پس، اینجا قوی‌ترین مرد...‬

‫توی جزیره گوتو زندگی می‌کرد.‬

‫ولش کن، احمق!‬

‫اون کثافت رو بردار!‬

‫قاشقک جلو... قاشقک عقب...‬

‫افسار... تنگ زین...‬

‫بند رکاب و...‬

‫رکاب، این که راحته.‬

‫۳۰ تا کم دارن، ‫دفعه بعد میارمشون.‬

‫- همه‌شون خوبن؟ ‫- امسال همه‌شون خوبن.‬

‫حتماً قایمشون کن، ستوان گونو.‬

‫نگران نباش.‬

‫شنیدم گفت بیشتر میاره.‬

‫خیلی بلند حرف می‌زنن، ‫این دهاتی‌ها.‬

‫سیب‌های بادافتاده.‬

‫برداشتنشون هیچ مجازاتی نداره؟‬

‫چرا داره، ولی واسه تنباکو،‬

‫خطر مبارزه روی صحنه رو به جون می‌خرن.‬

‫گلوسیا! صبر کن!‬

‫دوست دارم اینجا زندگی کنم.‬

‫- اونا درخت سیبن؟ ‫- بله.‬

‫نگهبانت رو می‌بینم.‬

‫دیگه خیلی دور شده.‬

‫به اندازه کافی واسه همه تنباکو هست؟‬

‫اون درختای سیب بدون میوه‌ان؟‬

‫اونا فقط هر سه سال یک‌بار ‫درست‌وحسابی بار می‌دن.‬

‫پس نگهبان چطور تونست ‫اون سیب‌ها رو پیدا کنه؟‬

‫این کل محصول امساله.‬

‫و قایق؟‬

‫واسه درس بعدی؟‬

‫ساعت چنده؟‬

‫بیست دقیقه به دوازده.‬

‫داره واست دست تکون میده.‬

‫چطور تونست بشناستت؟‬

‫غیرممکنه، نمی‌تونه.‬

‫سال‌هاست که از اونجا بیرون نیومده.‬

‫به هر حال، ما از دید اون باید ‫به اندازه مورچه باشیم.‬

‫دیرم شده.‬

‫بیام باهات؟‬

‫دور شو! ‫ممکنه تیکه‌تیکه‌ت کنن!‬

‫شاید باهام آشنا بشن.‬

‫هیچ‌وقت نمی‌دونی چی می‌شه،‬

‫اگه ازت بدشون بیاد، ‫دیگه کار تمومه.‬

‫دیگه خسته شدم.‬

‫حتی یه بار هم نوازشم نکرد. ‫جونم به لبم رسیده!‬

‫بدون حتی یه بار نوازش. ‫زندگی سگی یعنی همین!‬

‫داری چیکار می‌کنی احمق؟‬

‫نمی‌بینی کثیفه؟‬

‫برو فوراً گوشت رو بشور. ‫پُر از شن شده.‬

‫داری چیکار می‌کنی؟‬

‫مگه چیکار کردم؟ ‫دست خودم نبود،‬

‫دارم کار رو یاد می‌گیرم...‬

‫لازم نبود کسی بهم یاد بده، ‫من خودم از همون اول انجامش دادم.‬

‫ولی تو داری پیر می‌شی. ‫یکی دیگه باید جات رو بگیره!‬

‫بذارید بیام تو، من جلوتر از اون بودم!‬

‫یه اشتباهی شده!‬

‫گابا، شماره شش.‬

‫گوناستا، شماره سه.‬

‫گوئوا، شماره ده.‬

‫گروما، شماره چهار.‬

‫گلادا، شماره سیزده.‬

‫این حتی قشنگ‌تره.‬

‫این یه لباس شاهانه‌ست.‬

‫ازش خوشت نمیاد؟‬

‫پاره شده؟‬

‫گوش کن... اگه نمی‌خوایش...‬

‫صبر کن... بدون تو اینجا رو ترک نمی‌کنم.‬

‫واقعاً اونجا بهتر خواهد بود؟‬

‫نه بهتر، متفاوت.‬

‫بیشتر عمر نمی‌کنیم، ‫اما با هم خواهیم بود.‬

‫پس نه واسه مدت طولانی؟‬

‫واسه همیشه.‬

‫می‌تونی به سربازات اعتماد کنی؟‬

‫اونا فکر می‌کنن این فقط یه سفره،‬

‫ولی در هر صورت بهمون خیانت نمی‌کنن.‬

‫حتی اگه فرماندار بهشون تنباکو بده؟‬

‫من الان روی چهارمی کار می‌کنم.‬

‫نمی‌دونم سرنوشت اون‌قدر بهم امان می‌ده ‫که مدل‌های دیگه‌ای بسازم یا نه.‬

‫هیچ‌وقت به اندازه کافی نداریم.‬

‫فکر می‌کنم این یکی‬

‫که کارآمدی خودش رو ثابت کرده، ‫به‌خصوص واسه مگس‌های لاشه،‬

Goto, Island of Love subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Goto, Island of Love

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left