Informacje o wydaniu

The Real Has Come E29 HD&WEB KoreanAngels
Komentarz od shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

Tagi

web
HD
Opublikowano: 2023-07-10
Pobrania: 37
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

واقعی

میخواستم یه سلامی بهت کنم

بیشتر از اینکه بخوام دروغی بهت بگم باباتم

واقعی دلم میخواد ببینم تو چه شکلی هستی

واقعی چیات به مامانت رفته؟

چشم ها، بینی یا لبهات؟

انگشتای بلندت؟

موهات پرپشته؟

شخصیتت چطوریه؟

از چه غذایی خوشت میاد؟

تو هم مثل مامانت گتجوری و یوکجوری دوست داری؟

یا توکبوکی؟

یا شاید بانجئوبنگ؟

...از حالا

من دارم در مورد تو کنجکاو میشم

حالا کم کم از خودم برات میگم

...آروم آروم وقت میذاریم تا همو بشناسیم

و صمیمی بشیم

راستی مامانت دوباره گریه میکنه

بیا تحت هیچ شرایطی نذاریم مامانت گریه بیفته

هوم...واقعی چی گفتی؟

واقعی چی گفت؟

گفت مامانش خسته شده بذارم استراحت کنی

بیا بریم بخوابیم

ممنون، ته کیونگ

برای چی؟

برا همه چی

دیگه بخوابیم

...مشترک مورد نظر پاسخگو نمی باشد

چرا جواب گوشیشو نمیده؟

کجا رفته؟

عزیزم چی شده؟

چیزی شده؟

عزیزم الان باید چیکار کنم

چی شده ...با مادر بودی؟

بهم گفت کارمو ول کنم

"کارتو ول کنی؟"

...وگرنه

به پدر میگه اخراجم کنه

- چی؟ - بی انصافیه

تو رو نمیدونم

ولی در مورد من سوءتفاهم شده

سانگ هون در مورد احساسش بهم اعتراف کرد

ولی ما هیچ وقت با هم قرار نذاشتیم

راست میگی؟ - آره -

می خواستم حال تو رو بگیرم

الکی گفتم باهاش قرار میذارم

منم همینطور ، بین من و خانم می یون هیچی نیست

- چی؟ - خب

ما فقط دوتا همسایه و دوستیم

از دیدن سانگ هون متنفر بودم

برا همین الکی فیلم بازی کردم

خدای من

چطور تونستی منو گول بزنی

خودت چی؟

تو شروعش کردی

گفتی بردت یه رستوران با منظره زیبا

بعدشم رفتین سینمای وی ای پی

...اون روز

ما فقط کار کردیم

خدارو شکر که فهمیدیم

توهم با اون زنه رابطه نداری؟

گفتم که نه

من فقط به آروم دوچرخه سواری یاد دادم

..پس

الان وقت این حرفها نیست

...اگه یه وقت مادر به پدر بگه

ما هر کدوم برا خودمون یکی رو داریم چی؟

اگه بگه منو اخراج کنه چی؟ @KoreanAngels

بیا فوری بریم حلش کنیم

بیا توضیح بدیم ما هیچ کدوم به هم خیانت نکردیم

...بیا با مادر حرف بزنیم تا بفهمه

ما فقط تصمیم گرفتیم بچه ـمونو با هم بزرگ کنیم

مادر منم هیون وو

خوابین؟

پدر

چرا نصف شبی هنوز بیدارین؟

می خواستیم با مادر صحبت کنیم

فعلا که خوابه

نمیدونم موضوع چیه بذارینش برا فردا

...پدر احتمالا

باشه چشم همین کارو می کنیم

شب بخیر

نرو

جلومو نگیر حداقل باید با بابا حرف بزنم

اگه پدر می دونست به نظرت دست رو دست میذاشت؟

بیا صبح با مادر صحبت کنیم

بیا برگردیم بالا

بهشون گفتم خوابی

تو و جی میونگ دعوا کردین؟

نه خسته ام، همین

بگیر بخواب

من همه چیمو رو این موضوع گذاشتم

اگه میخوای بخاطر احساس قدیمت خرابش کنی گمشو

فقط بکش کنار

منظورش رو چه کاری بود؟

باید باهاش حرف بزنم؟

پاسخگو نمی باشد پیام بگذارید

بازم جواب نمیده؟

باید پاچه خواری کنم تا حالش بهتر بشه

زیاده روی کردم

ببخشید که باعث شدم برات سوءتفاهم بشه

دیگه تکرار نمیشه

هنوزم تو یه قایقیم؟

چشه؟

یه ساعت گذشته جواب منو نداده

نکنه واقعا میخواد تمومش کنه؟

الو؟ الان حالت بهتره؟

دارم میرم یون دو رو ببینم

چی؟ چرا؟

بهش بگم با هم قرار نمیذاریم

همه چی رو بهش میگم

قبل از اینکه تو همه چی رو خراب کنی

دیوونه شدی؟

آروم بگیر

صبرکن الان میام اونجا

من دیگه بهت اعتماد ندارم، خدافظ

لعنتی

معلومه عجله داری

با این لباسها میخوای رانندگی کنی؟

معلوم هست چته؟

مگه نگفتی میری دیدن یون دو؟ پس چرا اینجایی؟

اینو گفتی که منو اذیت کنی؟

فهمیدم، اشتباه از من بود

بهت پیام دادم که دیگه تکرار نمیشه

بازم باید اینجوری منو می ترسوندی؟

این یه هشدار بود که اگه بهم خیانت کنی چی میشه

بیا تو

هدیه بچه کو؟

چطور مگه؟

میخوام جلو چشمام بندازیش دور

راحت شدی؟

میشه لطفا بهم اعتماد کنی؟

حواست باشه! تو تنها کسی نیستی که دنبال انتقامی

از حالا جلو نیفت و کاری که من میگم بکن

چشم خانم جانگ

من طبق برنامه تو پیش میرم

حالا دیگه عصبانی نیستی؟

واقعی

میخواستم یه سلامی کنم

از حالا

می خوام در موردت بیشتر بدونم

یواش یواش از خودم برات میگم

و آروم آروم همو می شناسیم

صمیمی میشیم

واقعی

...به نظرت

ما می تونیم یکی مثل اونو پیدا کنیم؟

می دونم

میدونم چرا اینکارو کردی

و اینم می دونم که تو خوشگلی

...و اینکه وقتی بهت فکر میکنم

قلبم تند تند می زنه

اما من هیچی به اسم خودم ندارم

بنابراین

دنیای منو به هم نریز

پس به نظرش خوشگلم

قلبشو به لرزه میندازم

در مورد یه چیزی کنجکاوم

اگه قرار باشه دنیاتو به هم نریزم

پس یعنی میتونم تو رو مال خودم کنم؟

سو کیوم

مگه خواب نبودی؟ خواب دیدی؟

نه

وقتی خواب بودم به تو فکر کردم و اتفاقی از خواب بیدار شدم

بابا کارت خیلی سخته؟

اصلا

من فقط جعبه ها رو بسته بندی می کنم

هی وقت استراحت تموم شد

- عجله کن برگرد - باشه

سوکیوم من باید برم، برو پیش مادر بزرگ راحت بخواب

مادر بزرگ

بابا باز الکی گفت که خسته نیست

همچین بدم نیست این دروغهارو باور کنی

بابات اینو گفت که نگران نباشی

برو بخواب تا بابات بیاد خونه

خوب بخوابی

من اومدم

!بابا

خوبی

تمام شب بیدار بودی

می خوای من سو کیومو ببرم مهد؟

نه دخترمه خودم می برمش

- پس من دارم میرم - باشه

سو کیوم، پدربزرگ هم داره میره

- به امید دیدار - خدا حافظ

- مراقب باش - خدا حافظ

- بفرما - اول شما

ممنون

سو کیوم، فقط پنج دقیقه به بابا فرصت میدی؟

بابا صورتت خیلی قرمزه

پیشونیتم داغه

من خوبم بیا بریم مهدکودک

برو کیفتو بردار

ته کیونگ

زود باش بلند شو

صبح مرخصی دارم

بذار یه ذره بخوابم

نمیشه باید با مادر بزرگ غذا بخوریم

- با مادربزرگ؟ - آره

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left