Pierwsze 200 wierszy.
ترجمه از داود-ر تهران1402/01/02 ژن ژيان ئازادي
بله دی.بی
الان ترتیب سرمقاله رو میدم
باشه
...آقای کانل من الان بدون کار
اموراتم نمیگذره حتی برای یه روز
من یه مادرو دو تا خواهر کوچیک دارم
بفرمایید
میدونین که چطوریه
من باید به کارم ادامه بدم
متاسفم خواهر منو برای پاکسازی اینجا فرستادن
بهتون که گفتم دیگه نمیتونیم بهتون ستون بدیم خانم
مامورم و معذور
بله قربان؟ اون عده رو بفرست بیان تو
بهتون میگم چکار میکنم
هفته ایی30دلار بهم بدین
بیست و پنج دلار بدین اصلا چطوره20دلار بدین
هر کاری بگین انجام میدم
موضوع پول نیست
گردش کار ایراد داره
چیزی که ما لازم داریم آتیش بازیه
مردم احتیاج به هیجان دارن به اخبار تکان دهنده
من اینکارو میتونم بکنم
من با زیر و زبر این شهر آشنام
یه فرصت به من بدین خواهش میکنم
خیله خب بیاین تو،بیاین تو
چکتون تو حسابداریه
نوبت کیه؟
گیبز،کراولی،کانینگهام،گیلز
هی خواهر
..یادت باشه قبل از گرفتن چک
آخرین ستونتو بنویسی
مقالتونو"کانل"خواسته خانم
وقتی یه پولدار عوضی مث دی.بی نورتون روزنامه رو میخره
بایدم آدمو بندازن بیرون
شمارم اخراج کردن؟ آره
تو هم همینطور؟
جو
متاسفم عزیزم
چرا ساختمونو رو سرشون خراب نکنیم؟
...بعنوان آخرین کار خانم
بهتره ستونتونو بنویسین
حالا بهشون حالی میکنم
هی صبر کن جو
صبر کن
آتیش بازی میخوان،ها؟
باشه
بیا
این نامه اییست که امروز صبح روی میز من گذاشته شده
...و گزارش یه رویداد از
آنچه از یه دنیای متمدن باقی مانده میباشد
..خانم میشل عزیز چهار سال پیش
من از کارم اخراج شدم
ازون وقت به بعد دیگه نتونستم کار پیدا کنم
اولش برای قسمتهای اداری استان متاسف شدم
ولی اینجا بر اساس یه سیاست ویژه اداره میشه
برای همینم اینهمه بیکار وجود داره
...من همه جارو گشتم
ولی بنظر میرسه که تموم دنیا فرو ریخته
...بنابرین بعنوان اعتراض خیال دارم از پشت بام شهرداری
خودمو بندازم پایین و خودکشی کنم
امضا،یک شهروند آمریکایی نا امید،جان دو
...یادداشت نویسنده از ستون
پریدن اشخاص مجازی از پشت بامها
هی این همون ضرب المثل قدیمی باید باشه،اعتراض نیست
به اوناش کاری نداشته باش به کارت برس
...و بخاطر سیاست ناقصه که
ما اینهمه ارباب رجوع اینجا داریم
بفرمایید
اینم از دی.بی نورتون که حمله ش به فرماندار شروع شد
جیم،این فقط یه نامه ست که تو این ستون چاپ شده
نه،نه من بوشو میتونم بشنوم
صبح بخیر اقایون
صبح بخیر فرماندار صبح بخیر فرماندار
امروز خیلی زود اومدین
فرماندار نمیدونم اینو دیدین یا نه یه نامه رسمیه یه خبراییه
آره
امروز صبح موقع صرف صبحانه دیدمش
جیم فکر میکنه این باید کار دی.بی نورتون باید باشه
البته که هست
خیله خب جیم
همین نامه کوچولو
نورتون هیچ کاریو انجام نمیده مگر در مقیاسی بزرگ
این شروع حمله ش به شماست فرماندار
حرفمو قبول کنید
برای چی باید روزنامه بخره؟
چرا باید کانل و افرادشو مامور اداره روزنامه بکنه؟
اون یه تاجر حسابگره
دارم بهتو میگم فرماندار اون دنبال کندن قبر شماست
خیله خب جیم انقدر فشار خونتو بالا نبر
یه نگاهی بهش میندازم
بله قربان؟
اسپنسر از دیلی کرونیکل رو برام بگیر
بله بله من خوندمش فرماندار
اگه از من میپرسید اون یه نامه قلابیه
اون حقه بازا بهش شاخ و برگ دادن
باشه به شهردار میگم
شایدم بعد ازون استاندار رو
شهردارو برام بگیر
متاسفم شهردار با تلفن دیگه دارن حرف میزنن
بله خانم بروستر
انعکاس وحشتناکی برای شهرمون داشته
تا بحال دوازده تا تلفن به من زدن
آقای اسپنسر در کرونیکل
صبر کن
بله خانم بروستر دارم گوش میدم
..من اصرار دارم این یارو جان دو حتما پیدا بشه و
فورا بهش کار بدین
خب برای اینکه یه کاری درباره ش کرده باشم
به تمام مدیران شهر زنگ زدم
و گفتم
جلسه ایی برگزار کنند و ترتیبی دهند
بله اسپنسر؟
کی؟
فرماندار؟
خب پس من چی؟
میخواد از ساختمون من خودشو بندازه پایین
منیکه منتظر انتخاب مجددم
چکار داری میکنی؟
کانل رو برام بگیر
چی،خب اون ممکنه از روبروی پنجره من عبور کنه
کانل رو برام بگیر اون چی بود؟
چی؟ بیرون پنجره
یه چیزی رفت پایین منکه چیزی ندیدم
واینسا اینجا حرف بزن احمق جون برو
برو پنجره رو باز کن
چرا باید ساختمون منو انتخاب کنه؟
توی خیابون کسی نیست؟
نه قربان
خب شاید بین راه درگیر شده باشه دوباره نگاه کن
من فکر میکنم حتما یه مرغ ماهیخوار بوده
مرغ ماهیخوار؟
مرغ ماهیخوار اطراف شهرداری چکار میکنه؟
این باید نشونه بدی باشه،نیست؟
نه قربان مرغ ماهیخوار یه پرنده دوست داشتنیه
چیزی نیست خانم بروستر فقط یه مرغ ماهیخواره
کانل؟ هنوز اتفاقی نیفتاده
من مواظبم
نگران نباشید خانم بروستر
شما بگذارین بعهده من
اسپنسر بعدا باهات تماس میگیرم
الو،کانل؟
...گوش کن
چکار داری میکنی؟
من شهردار هستم
بله شهردار لاوت
چند بار میخوای به من تلفن بزنی؟
...من تمام خواهرا و برادرارو فرستادم
تا دنبالش بگردن
نمیدونم این مطالبو خوندی؟
مورد توجه جان دو
درباره ش فکر کن جان
زندگی میتونه زیبا باشه،شهردار گفته
...شما اگه کار لازمی دار میتونی به این روزنامه
مراجعه کنید و غیره
خیله خب شهردار تا خبری شد بهتون اطلاع میدم
چی؟
خب چاپش میکنم
نتونستم با خانم میشل صحبت کنم
خیلی اوقاتش تلخه اون کجاست؟
هی یه چیزیو میدونی؟
اون خرج یه مادرو دو تا بچه رو میده
در موردش چیزی میدونی؟
دختره رو پیداش کردی؟ نه
مادرش خیلی نگرانش بود
الان رفته بیمارستان
بخاطر یکی از بچه ها
منظورم یکی از دخترا
برو سعی کن پیداش کنی حتما
هی،یه چیز مهمو یادم رفت بهت بگم
پدرش دکتر میچله الو؟
دکتری که جون مادرمو نجات داد
و اصلا پول نگرفت
اینو که دیگه یادته؟
خیله خب رئیس الان میرم دنبالش
همیشه از برنامه عقبین شما24ساعت وقت داشتین
خیله خب گوش کن چی میگم یه قلم بردار تا دوباره بگم
صد و پنج فوت و پنج اینچ قد رنگ چشم قهوه ایی،رنگ موی سر روشن
...و رنگ کفشی که آخرین بار خودش وارد دفتر شد
میخواستین منو ببینین؟
نه،من تمام ارتش و نیروی دریاییو فرستادم تا دنبالت بگردن
برای اینکه ما این بازی رو هر روز اینجا انجام نمیدیم
خب من یادمه که اخراج شدم
درسته
...ولی شما چیزی در اختیار دارین که
هنوز مال این روزنامه ست و
میخوام بهم پسش بدین
اون چیه؟ یه نامه
کدوم نامه؟
نامه جان دو !آها
تمام مردم شهر ناراحتن
ما باید پیداش کنیم اون نامه تنها ردیه که داریم
نامه ایی در کار نیست
ما کارشناس خطم گفتیم بیاد
چی؟ نامه ایی در کار نیست
دوباره بگو
نامه ایی نیست من از خودم درآوردم
از خودت درآوردی؟
خودت گفتی آتیش بازی میخوای
مگه نمیدونی9تا شغل در انتظار این آدمه
No comments yet. Be the first to leave one.