Pierwsze 200 wierszy.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
با این که جوانان دارن خیابان ها را به هم میریزند،
خیلی ها در محله دارن از شهر میخوان
با این افزایش خطرناک جرم و جنایت کاری بکنند...
چرا اینقدر تیپ زدی؟
یه یادداشت جا مونده برای روز عکس منطقه؟
یه مأموریت مترسک دیگه تو مرکز شهر.
آره؟
پِلَت قسم خورده بود نوبت منه،
ولی فکر کنم هنوز از اون ماشین گود برداشتهمون
تو گشت، برجس عصبانیه.
آره، کینه ایه. موفق باشی.
باشه
از اونجایی که دست آی ای دی به هر چیزی که
اعتماد عمومی رو تحت تأثیر قرار میده میرسه،
ما قراره این ابتکار کاهش خشونت رو
در این موج اشغال خیابون ها توسط جوانها
به عنوان یه لطف به دفتر رئیس پلیس انجام بدیم.
یه نمایش هماهنگ یک روزه
از حضور پررنگ پلیس در مرکز شهر.
پلیس های پیاده، واحد دریایی، حتی گشت اسبسوار،
همه به این امید که بچه ها پیام رو بگیرن.
شما قراره جفت جفت بشین
و مرکز شهر رو اشباع کنین، باشه؟
تعیین گشت ها رو تخته اینجاست.
افسر؟
میتونیم اگه اوضاع بهم ریخت منع رفت و آمد فوری اعلام کنیم؟
نه، دفتر شهردار اینو وتو کرده.
افسر فاکس، ما خودمون آروم نگه میداریم.
با دستای بسته پشت کمرمون.
باشه. اون بیرون مراقب باشین.
گروهبان پِلَت به بقیه سؤالا جواب میده.
حرفشون رو شنیدین. جفت جفت شین و حرکت کنین.
چطوری؟
شریک لازم داری، کوین؟
- تاشا فاکس. - آره.
از آکادمی کجا قایم شدی؟
منطقه یازده. رنجر.
غریبه خطر نیست.
- ها. - پلیس واقعی.
برخلاف شما سگای گنده تو اطلاعات.
شاید گنده شدم، ولی هنوز میتونم بزنم.
اوه؟ واقعیه؟
دلسوز احمقی که باید بفهمه.
- باشه. - اتواتر.
- آه، فاکس. - آره.
نمیدونم این چیه، ولی تو گشت انجامش بدین.
- حرکت کنین. - باشه.
- دریافت شد. - باشه.
- بعد تو. - دارمت.
آره، داداش کوچیکم و خواهر کوچیکم رفتن بیرون،
الان تو تگزاس با یه سری فامیلن.
آه. بابات چطوره؟
لو، درسته؟
ببین.
آره، خیلی عجیب بود تو رو وادار به حرف زدن در موردش کنن،
اسمش یادم نمیره.
آره، لو بد نیست.
الان بیرون کار میکنه.
کامیون کشی دوربرد،
پس بیشتر وقتا فقط خودمم.
و، آه، خانم اواتر چی؟
یه مدت با یکی حرف میزدم.
خیلی جور نشد.
یه پیشنهاد کار تو نیویورک گرفت که نمیتونست رد کنه.
نخواستی بری دیدنش؟
- نپرسید. - اووه.
آخ، بد شد.
حسش میکنم، داداش. من انقدر مجردم که درد میکنه.
ها.
ولی خوبه، چون دارم میرم.
میری؟ کجا داری میری؟
این آخرین هفتمه. دارم میرم میامی.
میامی؟
اوه، بیلبورد رو ندیدی؟
اوه، لعنتی نه.
پس واقعاً داری اون پیشنهاد رو قبول میکنی؟
- پنج هزار دلار جایزه. - اوه.
میتونم حقوق بازنشستگیمو ببرم و برف نمیباره.
نمیتونی همینجوری از شیکاگو بری.
- هی، گمشین پلیسا! - برو کنار، عمو.
هی، مودب باش، مودب باش
آره، شهر پر از جذابیته.
اگه کار باحال بود، همه میخواستن انجام بدن.
هیچکس نمیخواد انجام بده، کوین.
این... همین نکتهست.
آره، ما الان بدمناییم.
دیگه قهرمان نیستیم. چرا بمونیم؟
چون خونه هست.
اداره پشتمون نیست.
شهر که حتماً نیست، و میدونم تو هم میدونی.
پس داری بهم میگی هیچوقت به چیز دیگهای فکر نکردی؟
یه چیزی غیر از شیکاگو؟
نه.
این خونه هست.
باشه.
باشه، باشه، باشه، خب، اگه مجبور باشی الان فکر کنی
و راستش رو بگی، اگه میتونستی هر کاری بکنی،
هر جایی بری، کجا میرفتی؟
۵۰۲۱ دیوید، اضطراری!
قسمت پنجم
- باشه. - ۵۰۲۱ دیوید، رسیدیم!
دارم پلن ۵ رو اجرا میکنم. چند تا مجروح دارم.
هر چی آمبولانس میتونین بفرستین.
خانم! خانم!
باید بلند بشی و بری اون سمت خیابون، باشه؟
ساختمون رو خالی کن. آقا، ساختمون رو خالی کن.
همگی اون سمت برین.
- همگی اون سمت برین! - این سمت ادامه بدین!
ساختمون رو خالی کن، خانم. اون سمت برو، لطفاً.
- فاکس! - بله؟
هر چی میتونی آدم خالی کن.
- دارمت! - آمبولانسا رو راهنمایی کن!
دارم میرم داخل.
دارمت. این سمت برو.
باشه، ساختمون رو هر چی زودتر خالی کنین!
این سمت. این سمت. این سمت نیاین.
این سمت، اون سمت خیابون. بیاین.
۵۰۲۱ دیوید، تیم بمب رو بفرستین.
این تصادفی نبود.
الان دارم وارد ساختمون انفجار میشم.
این سمت، این سمت.
پلیس شیکاگو!
همه ساختمون رو خالی کنین و برین اون سمت خیابون.
بریم اون سمت خیابون که امنه.
از ساختمون بیاین بیرون. بریم اون سمت خیابون.
بیاین! همگی بیرون!
برو بیرون!
حرکت کنین بیرون. ساختمون رو خالی کنین.
ساختمون رو خالی کنین. همگی از اینجا برین بیرون.
پلیس شیکاگو. برین، بیرون برین.
برو بیرون. ساختمون رو خالی کن.
ساختمون رو خالی کنین.
بیاین، ساختمون رو خالی کنین.
بیرون امنه. ساختمون رو خالی کنین.
پلیس شیکاگو. همه پایین بمونین.
پایین بمونین و از ساختمون بیرون برین.
خوبه.
پلیس شیکاگو. پایین بمونین. بشینین پایین.
پایین برین و از ساختمون بیرون برین.
دفتر انتها، تازه منفجر شد.
- کسی دیگه اونجا بود؟ - آره، فکر کنم.
باشه. پایین بمون، بشین پایین. همه از ساختمون بیرون برین.
پلیس شیکاگو! پایین بمونین، برین بیرون.
پایین بمونین. برین بیرون. از ساختمون خارج شین.
پلیس شیکاگو.
صدا بدین.
صدا بدین. هی، بیاین، داداش.
بیاین. باید ببرمت پایین.
باید ببرمت پایین.
اون پایین آمبولانس هست.
بیاین.
خانم. خانم، بیاین.
هی، میتونی بلند بشی؟ خوبه.
میدونم ترسیدی، ولی کمک پایین منتظره.
فقط پایین بمون و از ساختمون بیرون برو.
۵۰۲۱ دیوید، اضطراری.
در طبقه چهارمم و چند نفر زمین خوردن.
دریافت شد، ۵۰۲۱ دیوید.
پشتیبان و آمبولانس اضافی در راهه.
خانم، خانم.
اوه، هی، هی، هی، هی.
منو ببین، خانم. باشه، گرفتمت.
باشه، آمادهای؟ خوبه.
یالا
اوه!
بگو ۱۸۱۳ ماشینش رو از وسط خیابون جابهجا کنه.
- آتش نشانی بیشتری داره میاد. - دریافت شد.
و یکی قطار ال رو لعنتی متوقف کنه!
فرمانده دولین، تیم بمب در راهه.
باید یه پست فرماندهی تعیین کنی
و محل تریاژ رو مشخص کنی.
و ما... ما... باید مجروحان رو جمع کنیم.
میخوایم باهاشون حرف بزنیم.
کجا امدادگره؟
و باید به همه واحدا در محل
امدادگر لازم دارم!
بگیم دنبال دستگاه ثانویه بگردن.
فرمانده دولین، باید به معاون اول اطلاع بدیم.
قربان!
باشه، محیط رو ۲۰۰ یارد عقب بکشیم.
بله، آقا.
مطمئن بشیم بیمارستان بدونه مجروح داره میاد.
- بله، قربان. - و آه...
همونجا فشار بده اون سمت.
خوبه.
همون فشار رو نگه دار. نگه دار.
نه، نمیدونم چیکار داره میکنه.
انگار میدونه.
- چی داریم؟ - ضربه شدید به سر.
داخل هوشیار بود.
تو راه پایین تشنج کرد.
نه... نبض نداره.
کتی، فشار رو ادامه بده.
- یالا - هی، هی. ببخشید.
- ببخشید. این رئیسمه. - متوجه ام.
- این رئیسمه. - میفهمم.
الان داریم مراقبش میشیم.
خوبه؟ خوبه...
No comments yet. Be the first to leave one.