Agatha Christie's Marple

Agatha Christie's Marple

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 6

Informacje o wydaniu

Agatha Christie's Marple S06E02 - Greenshaw's Folly
Komentarz od soroush R
سروش از مدیاسیتی قسمت آخر (پایان سریال)

Tagi

other
Opublikowano: 2016-03-20
Pobrania: 45
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

کجا داريم ميريم ، مامان؟ - سنت ماري ميد، جاي دوري نيست -

خاله جين از ما مراقبت ميکنه

!لوييسا! اوه

امشب اينجا جات امنه

فردا ميبريمت يک جايي که فيليپ نتونه پيدات کنه

گرين شاو فولي

بفرما. کاترين گرين شاو يک منشي نياز داره

ميتوني اينجا مخفي شي

مراقب دسيموس باش، سرنگونش نکني

پدره خانم گرين شاو - و دانشمند برجسته -

آزمايشگاهش هنوز هم زير ساختمان شرقي ـه

البته نبايد بري اونجا خيلي خطرناکه

ايشون خانم کراسول سرايدار هستند - سلام -

تو بايد آرچي باشي

آرچي، اين اتاق مامانته و اون يکي هم براي توعه

و من منتظرتون بودم تمام کارهاي اينجا رو انجام دادم

سلام خانم آکسلي - خيلي لطف کرديد که کمکمون ميکنيد -

يکذره به مشکل خورديم - خانم گرين شاو به هرکسي که اون بيرونه کمک ميکنه -

درست نميگم، آقاي کراکن؟

بله، طبيعتش اينجوريه

بيا کنار پنجره تا حضوري ببينيش

اونجا

او عجيب غريبه

!دست نزن - اه، بزار بزنه ، فقط يک چنگ ـه -

اگه بتوني باهاش سرود ملي رو بزني بهت يک تافي ميدم

بشين

الله اکبر ، چرا بايد بشينه؟

نميخواد بشيني

و حرفهاي منه پيرزن رو گوش کني

!فقط برو و سياحت کن پسر

مراقب باش ، عزيزم

روحيه‌ خوبي داره؟ از کساني که با روحيه باشن خوشم مياد

او با روحيه است ، خانم گرين شاو

ولي او اين اواخر يکم عجيب غريب شده

خيلي سپاسگذاريم که ما رو پذيرفتيت

خب، همه اين کارها رو جين کرد خانم آکسلي

بله، خاله جين فوق العادست

نميدونستم خاله شماست - اه، خاله واقعيم نيست -

همينطوري صداش ميزنم خاله

من توليد کننده گياهان دارويي هستم

زندگيم اينطوري ميچرخه

ولي به ندرت ميتونم کتاب بنويسم

باشه، مدارکت رو بگو ببينم

خوندن نوشتن بلدي؟ - بله، بله -

تايپ چي؟ - خيلي کم -

عادت بدي داري؟ - به مردها -

اوه...کار رو گرفتي

ولي بهت هشدار ميدم پول رو نگيري

بري توي شهر عشق و حال کني

بايد خداد تا کتاب بنويسيم

تا هر وقت خواستي بمون و منم همانقدر بهت پول ميدم

اسمش چيه؟ سينتيا

مشکلي نداري؟

ممنونم. از هر دوتون خيلي خيلي ممنونم

فکر ميکنم خيلي خوب از عهدش بر آمديم ، سينتيا

من لوييسا هستم - خب، سينتي کيه؟ -

کراسول؟ چاي لامصبت کو پس؟

مگه داري با نور خورشيد دمش ميکني؟

نه، منتظر بودم شما درخواست کني

اين يعني چاييت سرده قطره چکون منو آوردي؟

چشمات چطوره ، کاترين؟

!افتضاح

اه ، اين که خاليه بايد يکي ديگه بيارم

تو کي هستي؟

مطمئني ميخواي مراقب آرچي باشي

در حالي که مادرش مشغوله کاره؟

خوشحال ميشم جاي دوري نميره

او کوچولوي خوبيه

آرچي ، چي شده؟

يک مردي بود - چجور مردي؟ -

دستانش خوني بود

موهاي مشکي و چشمهاي تيره داشت؟

آلفرد بوده ، باغبان جديدمون

او هيچي براي ترسيدن نداره

ولي بهم چشم غره رفت - باغبانها معمولا اينطورين -

اينم يک قاعدس که اونها بدخلقن

کيک بخور

بعد از ظهر بخير ، رفقا

برادر زادم رو ديدي؟ او يک بازيگره

اين اولين لباس تمرينمه ، من تصميم گرفتم هر جور شده امشب اجراش کنم

نمايش تارهاي در هم تنيده فقط يک هفته در تئاتر بورهام

خوش شانس بودم که نقش رو گرفتم ، نه؟

فعلا

ميتوني تمام کتابها مرجع منو در اينجا پيدا کني

اه، سخت در حال کار کردن هستيد آقاي بيلدنر؟

متاسفانه وظايف من تمام نشدني هستند خانم گرين شاو

تو گنجينه زيادي داري

هوراس بيلدنر ، معمار و هواشناس خوشبختم

خوشبختم آقاي بيلدنر هم اينجا اقامت دارند

او داره يک کتاب از خانه‌هاي قرن 19 آماده سازي ميکنه

که اين طور ، اين يکي يک مثال برجسته‌اي است که بهش ميگن

مدل فاجعه بار

پدربزرگم براي خودش طراحيش کرده بود

تمامش رو خودش تنهايي انجام داد

او از کليساهاي گوتيک فرانسه بازديد کرده بود

و همچنين به دليلي استانبول هم رفته بوده

اسمش رو الکي نزاشتن گرين شاو - براي چايي ممنونم ، کاترينا -

ديگه واقعا بايد برم - يک قرار اجباري داريد؟ -

بايد برم توي يتيم خانه محل بافندگي کنم

اين اشتغاليه که هرگز از دستش نميدم

خب، پس خواهش ميکنم اجازه بديد برسونمتون

منم گاهي اوقات نمونه معماري‌هاي باوقار بورهام رو به دوستدارانش نشان ميدهم

زندگي دسيموس گرين شاو به طرز عجيبي مرموز بود

چيزي ازش ميدونيد؟

فکر ميکنم او يک دانشمند بوده يک آزمايشگاه اينجا داشته

ولي...اونها بهم اجازه نميدن واردش بشم

ميتونست جزييات خوبي به کتابم بده

بر حسب اتفاق ميدونيد کليدهاش رو کجا ميزارن؟

چرا از خانم گرين شاو نخواستي؟

ناسلامتي دسيموس پدرش بوده

ازش خواستم ، ولي رو برگردوند

شايد يکي توي اين دهکده باشه که يک چيزي بدونه - شايد اونها بدونند -

اگه اينجا به اندازه کافي پول خرج کني

اونها خايتم ميليسن

ميدوني اين چيه؟

گياه گلشن مرگبار

!سميه - کاملا درسته -

ولي گياهها خيلي شبيه به ادمها هستند

حتي بدترينشون هم يک طرف خوب داره

ميدوني ، من عرق اين ريشه‌ها

رو به روش شيميايي ميگيرم اسمش هم آتروپينه

براي چشم درد خوبه

ممنون ، کراکن

کراکن ميشه مراقبش باشي

باشه خانم

بعد از ظهر بخير ، سيسيلي ، خانمها

چرا از دوستت دعوت نکردي بياد؟

خب، اون دوست حساب نميشه ، گريس

چند ساعت پيش باهاش آشنا شدم

او فقط منو از گرين شاو فولي

همان جايي که کتابش رو مينويسه برم گردوند

انجا چي کار ميکردي؟

ميخواستم کاترينا رو ببينم

نميتونم که بگم چجوري از اين همه حمايتتون در سنت فيت قدر دان هستم

روسريها و دستکشهايي که ميبافيد هميشه توي بازار برامون قوقا ميکنه

در حال حاضر چندتا يتيم اينجا داريد پدر بورفي؟

32 نفر

چطوري از پس همشون بر ميايم نميدونم

حالا، مرد جوان

درباره روح گرين شاو شنيدي؟

يک مرد جوان بود، ازت بزرگتر نبود

ميگن پايان وحشتناکي داشته

و روحش

هنوز هم در فولي ميپلکه

و دنبال يک طعمه ميگرده که عذابش بده

من فقط يکبار ديدمش

حسابي ترسوندم

اون رنگش مثل گچ ديوار بود ، آرچي

مثل گچ ديوار

آرچي اکسلي ، مطمئنم که آقاي کراکن کارهاي بهتري براي انجام دادن دارن

يک نردبان بلند ميخوام

مطمئنا تا فردا ميتونه صبر کنه

نه ، نميتونه صبر کنه ، تاريکه

ممکنه يکي از پله‌ها بيوفته و ما اين رو نميخوايم

در واقع ، تصادف خونيني هم بوده

کارگردان ميخواد منو جايگزين کنه

به چه اميدي؟

هملت ، البته

بيا اينجا ، طوله سگ

آقاي کراکن بهت گفت خونه جن زدست؟

روحه بعدش ميخواد بره سراغ کي؟

شايد من؟

يا تو؟

خب نصف شب اين اتفاق افتاد؟

...خب

يک حادثه بود

لرزه به تنم انداخت

فکر ميکردم بالاخره اين خونه قديمي داره خراب ميشه

و آقاي کراکن مريضي داشت که شما ازش با خبر باشيد؟

ما فکر ميکرديم او ترس از شيطان داشته

!اين که ديروز ظهر پر بود

فکر ميکنم شياطين با والتر کراکن خرده حسابشون رو صاف کردند

حادثه اتفاق ميوفته

به خصوص جايي که مالت(آبجو) هم توش باشه

ولي گفتم که او اين چند ساله يک قطره آبجو هم نخورده بود

!باورم نميشه ساقيمون يک عياش بوده

اه جين! بازرس ولچ ، خانم مارپل رو ميشناسيد؟

خانم مارپل بله البته که خانم مارپل رو ميشناسم

حالتون چطوره بازرس؟ گروهبان کيلي؟

خب ، ممنون ، خانم گرين شاو خيلي کمکمون کرديد

!زودباشيد بچه‌ها برگرديد

قاطي کرده به کسي اعتماد نداره

از بودنت در اينجا راضي هستي ، لوييسا؟ با توجه به اتفاقي که افتاده؟

مرگ کراکن چيزي نبود جز يک تصادف وحشتناک

ما جاي ديگه‌اي نداريم بريم ، خاله جين

يکجا بايد بمونم که هيچکس ازش خبر نداشته باشه به خصوص پدره آرچي

و او آدرس ما رو داره ، ميدوني

خاله کاترين خواست اگه تونستيد بريد تا يک چيزايي رو بهتون ديکته کنه

او بايد کار کنه تا اين فکرها از سرش بپره

قابل درکه ، او شوک بدي بهش وارد شده

من حواسم به آرچي هست

اولين اجراتون کي هست ، آقاي فلچر؟ - امشب -

کراکن پير ، بيچاره از پله‌ها سقوط کرد

بايد برم و به خانم گرين شاو تسليت بگم

نميدونم از اين به بعد چي کار کنم

بايد باهاش رو به رو شي

اينجا هم يک خانه بزرگه ، درسته؟

بعضي اوقات که توي خونه تنها هستم

از همه صداهاي غژغژ و ناله‌ها وحشت ميکنم

واقعا؟ اين يک رازه ، به کسي نگو -

More Farsi Persian subtitles for Agatha Christie's Marple

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left