Pierwsze 200 wierszy.
...آنچه در کله گنده گذشت
!هالی،هالی تو داری به
سرمربی جدید بلفورد بلودهاندز نگاه میکنی
تیم پسرا؟ هممم
سورپرایز
پس،یه نفر ورژن هیولای لوئیس رو درست کرده؟
چطوری برای اینکارا وقت دارن؟
مدرسه تازه شروع شده و من الان از همه کلاسا عقبم
پس،ما باید خودمون مقصر رو پیدا کنیم و جلوش رو بگیریم
من شاید بتونم کمکت کنم
ترور! برات زیرشلواری جدید گرفتم
!مامان،مامان! من یه مهمون دارم ...اون
دستنی
خانم توماس
یه دقیقه صبر کن.شوخی میکنی؟
چرا ازمون مخفیش کردی؟ چرا از مربی مخفیش کردی؟
به محض اینکه یونیفرم رو میپوشیدم
تو یه تخته شاستی توی دستات داشتی و یه هیولا میشدی
بیخیال.اینقدرا هم بد نبودم
تو فقط خیلی حساسی
تعجب میکنم که اونو از کی گرفتم
خب،دبدم که امشب داشتی با نیکی هوپس حرف میزدی
مشخصه که دوستش داری.ازش درخواست کن
شاید میخواستم بهش پیام بدم
ترجمه شده توسط AliAz
اِما
اِما بیدار شو
چیه؟ چیشده؟
هیچی.میدونی ساعت چنده؟
برای صحبت کردن خیلی زوده
ساعت 4 و 26 دقیقه هست
هفده سال پیش،یه کوچولو دقیقا ساعت 4 و 26 دقیقه به دنیا اومد
و میدونی اون کی بود؟
هممم.همون کسی که الان میخواد دوباره بخوابه
هفده سال پیش،ساعت 4 و 26 دقیقه،
منم میخواستم دوباره بخوابم،ولی نخوابیدم
!تولدت مبارک
تولدت مبارک
واو
بابا واقعا این همه زحمت کشیدی؟ هممم
...صبر کن،بوی رولت گوش؟ آره،درسته
آره. دقیقا فکر میکردم همین بویه بفرما
شیش پوند،چهار اونس رولت گوش.حالا که بحثش شد
اوه،این خیلیه
وزن تولدته
آها.میدونی الان باید صبحونه خورد،بابا؟
حالا ببینش
ما قراره بهترین روز عمرمون رو بگذرونیم،تو و من
بعد از شیش پوند و چهار اونس رولت گوشت کارای دیگه ای هم میکنیم؟
آره.آماده ای؟
من و تو با هم میریم به پارک ماجراجوبی لا جولا
اوه فکر کردم بیشتر هیجان زده میشی
امم،آره.با دخترا صحبت میکردم که شاید بریم به ساحل امشب
تو هر وقت بخوای با دخترا میتونی بری ساحل.ولی این مخصوص من و توئه
چقدر باحال میشه ...ولی
بهترین روز زندگیت خواهد بود.بهت قول میدم بعد از مدرسه میریم
باورم نمیشه ساعت 4 صبح بیدارت کرد.این خیلی بدجنسیه
"آره،مثل اینکه یه جورایی با بدجنسی بهت بگه "بیا زنگ بزنیم به خدمات حفاظت از کودکان
اونا ساعت 4 صبح باز نیستن چرا؟
متاسفم امشب نمیتونم باهاتون بیام ساحل
کاش باهامون میومدین پارک تفریحی
!اوه،میایم سامانتا
میاین؟ اوپس
صبر کن،واقعا میاین؟
همه به جز ماوس چون آخر هفته میره دیدن عمه کارملیتاش
پدرت برامون بلیت گرفت و گفت اونجا باهات ملاقات کنیم
ولی چیزی بهت نگیم
چون،سامانتا،قرار بود سورپرایزش کنیم
تولدت مبارک
اوه،ممنون.شما کی هستین؟
یه آدم احمقی که صف رو میپیچونه
نه،فقط اومدم تولدت رو تبریک بگم
آها.از کجا میدونستی تولد منه؟
من همه روزای مهم رو میدونم
میدونی،روز تولد لینکولن،عیسی مسیح،اما کورن
به هر حال،باید بدونی که پارکای تفریحی خیلی ضایعن
هوممم
راستی،من جکسون هوور هستم امیدوار روز خاصی در پیش داشته باشی
میدونی کاری که خیلی امروز رو خاصش میکنه
اینکه برگردی ته صف
دقیقا عالیه
سوزه،خیلی ممنون
راستی،سال پیش توی بث مکبث حرف نداشتی
اوه،ممنون
اون کیه؟
خیلی خب،داشت باهات لاس خفنی میزد
نه.فقط داشت صف رو میپیچوند
هممم.اره با کمک لاس زدن باهام
واو،واو،واو،واو
نمرات میان ترمتون رو آوردم
بعضی از شما واقعا خیلی خوب دادین و باید خیلی به خودتون افتخار کنین
بعضی از شما میتونستین بهتر بدین
بعضی از شما باید خیلی بهتر بدین
اوه،خب چه...چه برنامه ای برای اخر هفته داری؟
اوه،امروز تولد اِما هست و بعدش هیچی
پس،اساسا،وقتت آزاده
...چون...چون داشتم فکر میکردم که میخوای
دروس بخونیم؟ درس بخونیم؟
...آره.مثل...مثل درس خوندن مثل یه قرار.مثل
...ولی مثل یه قرار مطالعاتی.ما،مثلا،ما یه قرار میذاریم برای مطالعه
...برای داری ازم درخواست میکنی؟
...نه،من...خب نه؟
...من...خب،حتی اگه برات مفید باشه؟مثلا
باید برم کلاس
...میخوای
"این دیگه چه سمی بود."حتی اگه برات مفید باشه؟
احمق
!حتی اگر برات مفید باشه". ای بچه"
شاید.بستگی به این داره که دوستام میخوان چیکار کنن
متاسفم
...میدونم توی میان ترم گند زدم،ولی قول میدم پایان ترم بهتر کنم
سامانتا،من باید این نمرات رو به خانم توماس بدم
الان،تو توی کلاس نمره دی هستی
حداقلش نمره اف نیستم
میدونی که اگه نمراتت رو بالا نبری نمیتونی بسکتبال بازی کنی
نه،میدونم.میدونم
آره
یه کاری میتونیم بکنیم
این یه تکلیفه برای نمره اضافی
تا امروز ساعت 5 وقتشه
اگه خوب انجامش بدی،منظورم اینکه خیلی خوب انجامش بدی
بهت نمره سی میدم
باشه.ممنون
ولی باید کارت خیلی خوب باشه
ممنون خواهش میکنم
ماروین کورن،تحت تاثیر قرار گرفتم
آره،تولد رو خودت برنامه ریزی کردی؟
آره،باید اینکار رو میکردم.دستیارم فکر میکرد اون خیلی برام عزیزه به خاطر همینم استعفا داد
میتونی بزنیشا.من نگاه نمیکنم ممنون
صبر کن،خیلی خب.حالا کار ویژه ای که ساعت شیش میخوای انجام بدی چیه؟
...خب،یه رازه،ولی،اممم
درمورد بار های ورزشی که توی پارت تفریحی لاجولا هست شنیدین؟
نه.ولی ادامه بده
حدس بزنین کی عضو جدید دیوار مشاهیره؟
اهل ورزش نیستم.نمیدونم اوه.اینو خوب اومدی
!من اوه
اوه،درسته
آره وایسا،صبر کن
میخوای توی جشن تولد اِما از خودت تجلیل کنی؟
نه،نمیخوام
اِما،مثل قبلا بهم نگاه نمیکنه
وقتی اون بچه بود،با من به همه کنفرانسای مطبوعاتی میومد
و روی زانوم میشست
میدونی،و یه بار اون خبرنگار احمق گفت،
هی،ماروین کورن،چرا اون تایم اوت رو گرفتی؟
و بعد میکروفون رو ازش گرفت و گفت،
چون اون بابای منه و اون بهترین مربی جهانه
اوه
...و من فکر نمیکنم دیگه اینطور فکر کنه
بیخیال ماروین.اما دوستت داره هممم
میدونم دوستم داره،ولی دیگه بهم افتخار نمیکنه
من میخوام بهم افتخار کنه میخوام اون احساس رو دوباره داشته باشه
خب،این خیلی عالیه اره
آره،و من به هردوتون توی ساعت 5 و 45 دقیقه نیاز دارم ،چون بحث مهمیه
...امشب؟ آره،من من امشب عصب کشی دارم
...کمرم خب،همین تازگی برای امشب نوبت گرفتم
ها، ها، ها
خب،راستش،ترور داره یه سری مسائل رو پشت سر میذاره
به عنوان مادرش،من باید برم جاش
خیلی خب.تو که تروری نداری که یه سری مسائلی رو پشت سر بذاره پس تو بیا
دخترا هم قراره بیان اونجا واقعا به یه ترور نیاز دارم
صبر کن.دخترا هم قراره بیان؟
سامانتا میاد اونجا؟ چونکه اون یه کاغذ باید بهم تحویل بده
و تا وقتی که اون کاغذ رو بهم نده نمیخوام سوار ترن هوایی بشه
آره،باشه نه،جدی میگم،ماروین
فهمیدم چی گفتی،هالی دقیقا معنی "آره،باشه"هم همینه
سامانتا.سلام،تا وقتی که تکلیفی که هالی بهت گفته رو تموم نکنی
نمیای پارک،خیلی خب؟
تموم شده
گارد راسی من همینه.اما رو ندیدی؟
توی یونیفرمت خیلی کیوت به نظر میای ممنون
پس،امشب هم همون مکان؟
خیلی خوبه آوا
...سلام،مربی حتی فکرش رو هم نکن که کنسل کنی
اونجا بهت نیاز دارم
به نظر امشب یه قرار داری
نه
خیلی طول کشید که جوابم رو بدی
ببخشید.میشه با سلام کردن حضوری جبرانش کنم؟
شاید
سلام،امروز دیر نکن.باشه؟
میخوام وقتی رسیدیم دقیقا بیرون در ورودی باشی.فهمیدی؟
اما کجاست؟ اما رو دیدی؟ نچ
سلام دختر روز تولد هممم؟ اوه
خیلی خب
این منم
و ببین من کیم.ببین،نگاه کن
واقعا انتظار نداری که ما اینا رو بپوشیم؟
سریع حرکت کن.برو جلو
صبرکن.صبرکن.صبرکن
هی،آماده ای؟ ...اوه
بابا خیلی خب،آماده ای؟
!بابا آماده ای؟
نه
!سورپرایز !اوه،خدای من
!بابا،باورم نمیشه اینکار رو کردی
بهش گفتی،نه؟ چی؟
...خب
بازیگر خیلی خوبی نیستی،بانوی جوان
منظورم اینکه،تو به خودت میگی یکی از اعضای تئاتر؟
No comments yet. Be the first to leave one.