Pierwsze 200 wierszy.
" آنچــــه گــــذشــــت "
.تو، "آليسون" و "استايلز" بايد قرباني بشيد
.شما قدرت "نمتون" رو بهش برميگردونيد
.اين کار موجودات فراطبيعي رو جذب ميکنه
.اون همچنين ثاتيري روي هر سهي شما داره
.يه جور تاريکيه
.من الان يه آلفا هستم
...نه، نه، نه، نه، نه
.نذار اونا وارد شن
.نذار اونا بيان تو
.نه، نذار اونا بيان تو
تو خوبي؟ استايلز"؟"
.آره، فقط داشتم خواب ميديديم
.عجيب بود. مثل خواب ديدن توي خواب بود
کابوس؟
.آره
."يه لحظه صبر کن، "ليديا
تو اينجا چي کار ميکني؟
.صبر کن
استايلز"، کجا داري ميري؟"
.فقط ميخوام درو ببندم
.برگرد بخواب
.نه، نه، بايد ببندمش
.نگران اون نباش
اگه يه نفر بياد تو، چي؟
مثلا کي؟
."برگرد بخواب، "استايلز
.نه اما اگه اونا بيان تو، چي؟
اگه کي بياد تو؟
.استايلز"، بيخيالش شو" .خواهش ميکنم
."استايلز" .استايلز"، برگرد تو تخت"
.استايلز". خواهش ميکنم"
!نکن، "استايلز". نکن
،نرو اونجا .خواهش ميکنم، نرو
!خواهش ميکنم، "استايلز"، نکن
.اين يه خوابه .اين فقط يه خوابه
،اين فقط يه خوابه ."از سرت بيرونش کن، "استايلز
تو داري خواب ميبيني، باشه؟ ."پس، بيدار شو، "استايلز
."بيدار شو، "استايلز
!بيدار شو
.هي، وقتشه بيدار شي، بچه .پاشو برو مدرسه
و نميتونستي بيدار شي؟
نه، و .از وحشتناکم يه چيزي اونورتر بود
تا حالا در مورد بختک چيزي شنيدي؟
نه، ميخوام بشنوم؟
تا حالا خوابي ديدي که
جايي که احساس ميکني در حال بيدار شدني نه ميتوني تکون بخوري و نه ميتوني حرف بزني؟
،آره. آره .برام پيش اومده
اين بهخاطر اين اتفاق ميفته که در مرحلهي رم خواب مرحلهاي در خواب که چشمها، وقتي شما) (در حال خواب ديدن هستيد، سريع حرکت ميکنند
.بدن آدم اساسا فلجه
.بهش ميگن فقدان کشيدگي طبيعي عضلاني
اينطوري اگه تو شروع کني ،به خواب ديدن دربارهي دويدن
.در واقع تو تختخوابت شروع ميکني به دويدن
.با عقل جور در مياد
اما گاهي وقتا ذهن آدم قبل از .بدنش از خواب بيدار ميشه
پس براي اين لحظهي شکاف، آدم در واقع .از اينکه بدنش فلجه، آگاهه
.و اين بخش وحشتناکشه
.اين خوابتو تبديل به يه کابوس ميکنه
،ميتوني احساس کني انگار داري ميفتي
،انگار داري خفه ميشي ،يا در مورد من
.انگار وسط يه درختستان از درختاي جادويي هستي
.جايي که قرباني کردن آدمها اونجا اتفاق ميفتاده
فکر ميکني اين معني خاصي داشته باشه؟
...اگه اون کاري که ما اون شب کرديم
اگه اون کار هنوز داره رومون تاثير ميذاره، چي؟
اختلال تنشزاي پس از رويداد؟
.يا همچين چيزي
اما ميدوني چي بيشتر از همه منو ميترسونه؟
.من حتي مطمئن نيستم که اين واقعيه
.هي، هي، هي .چيزي نيست. چيزي نيست
.تو حالت خوبه
mOstafa بازنگري توسط
" فصل سوم - قسمت سيزدهم " " تاريخ ترجمه: 1392/10/17 "
.هي - .هي -
داري ميري مدرسه؟
.آره - .باشه، منم همين طور -
.خوبه
ميتونم يه سوال ازت بپرسم؟ - .باشه -
از من عصبانياي؟
.نه
مطمئني؟
.نه
يعني چي؟
فکر کنم زياد مطمئن نيستم .که الان چه احساسي دارم
.باشه ازم متنفري؟
.نه، معلومه که نه
ميخواي منو بزني؟ - .نه -
.فکر کنم بايد منو بزني
.نميخوام بزنمت - مطمئني؟ -
چرا بايد بخوام بزنمت؟
،تو که هيچکاري نکردي کردي؟
...نه، منظورم اينه که
منظورت چيه؟
منظورم اينه که تو که اونو نبوسيدي يا همچين چيزي، درسته؟
.نه! اصلا - .نه -
ولي ميخواستي اينکارو کني؟
.آره. کاملا
!هي
.شما دو تا نوجووناي فراطبيعي
.سطح تحمل کاملا طبيعيِ منو آزمايش نکنيد
!بهتر شدي؟
.هي
تو خوبي؟
آمادهاي بري مدرسه؟
.آره، آره، من خوبم
.بابا، جدي ميگم، حالم خوبه .فقط يه کابوس بود
اون چيه؟
.پروندههاي دفترن
،اونجا نوشته "مرکز کلانتري ".جابهجا نکنيد
.خب، آره، مگر اينکه خودتون کلانتر باشيد
حالا برو مدرسه، باشه؟
،بابا بايد عجله کنم !ديرم شده
کيت، کيت، چي کار داري ميکني؟
.متاسفم
آليسون"، حالت خوبه؟"
هي. هي، خوبي؟
."ولي خوب به نظر نمياي، "اسکات
.خوبم - .نه، نيستي -
.داره واسه تو هم اتفاق ميفته
داري يه چيزايي ميبيني، نه؟
تو از کجا ميدوني؟
.چون داره براي هر سهي شما اتفاق ميفته
.خب، خب، ببين کيه که ديگه ديوونه نيست
.ما ديوونه نيستيم
توهم؟ بختک؟
.آره، شما حالتون خوبه
ما مُرديم و .به زندگي برگشتيم
اين بايد عوارض جانبي داشته باشه، نه؟
.بايد حواسمون به همديگه باشه باشه؟
،"و "ليديا .لذت بُردن از اين موضوع رو تمومش کن
چي؟
.صبح همگي بهخير .اسم من "يوکيمورا"ست
.من به جاي معلم تاريخ قبليتون اومدم
من و خونوادهم سه هفته پيش .به اينجا نقل مکان کرديم
من مطمئنم ديگه تا الان همهتون .دخترم، "کيرا"، رو ميشناسيد
يا شايدم نه، چون اون در واقع هرگز .به کسي از مدرسه، اشاره نکرده
.و از اين رو هيچ دوستي رو هم نياورده خونه
.بههرحال، اون اونجاست
حالا، بيايد با تاريخ آمريکا .در گردش قرن بيستم شروع کنيم
.اين دست بدردبخور واسه يه تيرانداز ماهر نيست
.براي چند هفتهي گذشته داره اين اتفاق ميفته
.از اون شب
.از اول شروع کن
شايد به کمي زمان نياز داريم .تا بهصورت عادي برگرديم
آره، سعي کن فراموش نکني ما دکمهي راهاندازي مجدد
روي يه برج مراقبت فراطبيعي رو .براي آفريدههاي فراطبيعي فشار داديم
احتمال خيلي قوياي هست که هيچ چيز ديگه .به حالت عاديش برنگرده
.آره
چي؟
من فکر کردم تو گفتي .ميخواي دوست پيدا کني
.نه اينجوري
.تو گفتي ميخواي ديده بشي
من ميتونستم خودمو .آتيش بزنم و ديده بشم
.خب، اونوقت ميمُردي - .دقيقا -
."کيرا". "کيرا"
.رفيق، چشمات
چي شدن؟
.دارن قرمز ميشن
منظورت اينه که همين الان؟ - .آره، همين الان -
.اسکات"، بس کن. تمومش کن"
...نميتونم
.نميتونم کنترلش کنم
.خيلي خب، فقط سرتو بگير پايين .پايينو نگاه کن، يالا
.سرتو بنداز پايين
.از من دور شو، برو عقب - .اسکات"، چيزي نيست" -
.من نميدونم چه اتفاقي قراره بيفته .برو عقب
،"درد تو رو انسان ميکنه. "اسکات .اين فقط تو سرمون نيست
.اين واقعيه
.و براي منم داره بدتر ميشه
.من فقط کابوس نميبينم
يه خوابايي ميبينم که واقعا فقط بايد .با داد و فرياد از دستشون بيدار شم
و گاهي وقتا حتي مطمئن نيستم که .در واقع دارم از خواب بيدار ميشم
منظورت چيه؟
ميدوني اگه داري خواب ميبيني چهطور ميتوني اينو بفهمي؟
.آدم تو خواب نميتونه بخونه
،بارها و بارها ،تو روزهاي گذشته
.با خوندن مشکل داشتم
.مثل اين ميمونه که نميتونم کلماتو ببينم
.نميتونم حروفو منظم کنار هم قرار بدم
مثل الان؟
.نميتونم يه کلمه هم بخونم
فکر ميکني اين کمکي بکنه؟
من فکر ميکنم که اگه تو فکر کني .که کمک نمي کنه، مطمئنا نميکنه
،پس تمرکز کن روش
يه چند تا تير بنداز .و ببين که چي پيش مياد
.اوه
.شايد بهتر باشه زِه رو يه جور ديگه بگيري
.مدل مغولي رو امتحان کن
.چيه؟ يه جا خوندم
.امتحان کن
...باشه
يه ثانيه صبر کن چشماتو ببند
و تيرو تصور کن .که داره ميخوره به هدف
ديديش؟
چيو ديدم؟
.اينجا صبر کن
جدي ميگي؟
.الان برميگردم
.تو فقط اينو نگفتي
.اينجا
No comments yet. Be the first to leave one.