Pierwsze 200 wierszy.
ويرايش و زمانبندي مجدد: shahab_xbox360 BluRay720p/1080 هماهنگ با نسخه
من تنها با يه نفر آشنا شدم که دوست نداشتم باهاش مبارزه کنم
وقتي با او آشنا شدم تقريباً خبره ترين فرد در کارش بود
تعليم و مديريت رو از 60 سالگي شروع کرد و هيچگاه اين موهبت رو از دست نداد
بذار ببينمش
اون خوبه، خيلي خوب
اگه خونريزي رو بند نياري فقط يک راند ديگه به تو ميدم
وقت تمامه، زود باشيد
ما بايد چکار کنيم؟ به من بگو چه کاري بايد انجام بدم؟
بذار بهت ضربه بزنه
گاهي اوقات کاري از دست تو برنمياد جراحات خيلي عميق اند
شايد رگ هات مسدود بشه
يا اينکه جراحات شديدي برداشته باشي
در لايه هاي مختلف گوشت شما با انواع و اقسام ترکيبات مواجه ميشيد
و فرنکي مي دونست چطوري از پس هر يک بر بياد
مردم از خشونت لذت مي برند
اونا با ديدن يه تصادف سرعت خود رو کم مي کنند تا اجساد رو بنگرند
بعضي افراد ادعا مي کنند بکس رو دوست دارند
اونا اصلا نمي دونند بکس چيه
بکس راجع به احترامه
بدست آوردن احترام براي خود
و گرفتن اون از شخص ديگه
من ميرم ماشين رو گرم کنم
آقاي دان؟
من پول به شما بدهکارم؟
نه قربان
من مادرت رو مي شناسم؟
نمي دونم قربان
پس چي مي خواي؟
من هم بکسورم و در مبارزه ام پيروز شدم مگي فيتز جرالد
خب مگي فيتزجرالد اوضاع در چه حاله؟
شما مبارزه ام رو ديدين؟
نه
من خوب کار کردم و گفتم شايد شما به تعليم دادن به من علاقه داشته باشين
من به دخترا تعليم نميدم
شايد مجبور بشي تعليمم بدي، چون مردمي که مبارزه هاي منو نگاه مي کنن ميگن من سرسختم
خانم کوچولو سرسخت بودن کافي نيست
کارت اشتباهه
ماشين بايد قادر باشه دنده عقب هم بره
فقط هل بده باشه؟
هوگان چي مي خواست؟
يه مسابقه قهرماني براي کسب لقب به ما پيشنهاد کرد
زمان زور آزمايي فرا رسيده
من بهش جواب رد دادم، 2 يا 3 مبارزه ي ديگه تو رو آماده ميکنه
مدت زياديه که اين 2 يا 3 مبارزه ادامه پيدا کرده فرانکي
ببين ويلي تو فقط يک مبارزه براي کسب لقب داري
اگه ببازي شايد ديگه حالا حالا ها اين شانس رو پيدا نکني
دو يا سه مبارزه ي ديگه تو رو آماده ميکنه
هر چي تو بگي فرانکي
فرانکي دوست داشت بگه بکس يک عمل غير طبيعيه
و همه چيز در بکس برعکسه
گاهي اوقات بهترين روش براي ضربه زدن عقب رفتنه
خدايا کمک کن، از کيتي مراقبت کن از آني هم همين طور
به جز اون ميدوني چي مي خوام؟
ديگه فايده نداره حرفهام رو دوباره تکرار کنم
اما به عقب برو. تو در خونه مبارزه نمي کني
پدر موعظه ي عاليي بود. هر هفته
اين هفته چي تو رو گيج کرده؟
همان وجود يک خدا يا سه خداي هميشگي
فرانکي بسياري از مردم در کودکستان اين رو درک مي کنن، اين مسئله راجع به ايمان توست
آيا اين يک جورايي مثل بشکن زدن و صداي تق تق در يک جعبه ي بزرگه؟
تو بيرون کليساي من ايستادي و خدا رو با اين جور چيزا مقايسه مي کني؟
تنها دليلي که به داستان سرايي هات گوش ميدم اينه که تموم بشه
که امروز صبح هم اتفاق نخواهد افتاد
خب من گيج شدم
نه نشدي
چرا شدم
پس اين هم جوابت: تنها يک خدا وجود داره
چيز ديگه اي هم هست چون سرم خيلي شلوغه
پس روح القدس چي؟
اون يک عبارته که بيانگر عشق الهي ست
و عيسي مسيح؟
پسر خداست. احمق نشو
اما پس او کيه؟ آيا اون نيمه ي خداست
هيچ نيمه ي خدايي وجود نداره اي کافر لعنتي
براي دخترت نامه نوشتي؟
قطعاً
و حالا هم داري به يک کشيش دروغ ميگي
ميدوني چيه. يک روز استراحت کن فردا به مراسم نيا
بعضي مردم ميگن مهم ترين چيزي که يه بکسور مي تونه داشته باشه دل و جراته
:فرنکي ميگه
يه بکسور به من نشون بده که هيچ چيز جز جرات نباشه و من بهت مردي رو نشون ميدم که منتظر خوردن يه ضربه باشه
فکر کنم تا بحال تنها با يک بکسور روبرو شدم که سرتا پا دل و جراته
اسم من ديلارد خطرناکه که بي باکانه مبارزه مي کنم
در شهر تگزاس
ديلارد خطرناک دو سال پيش به اينجا اومد
او با دوست پسر مادرش ارويل به لوس آنجلس اومد
ظاهراً ارويل گم شد که بعدها به تگزاس رفت
ديلارد به دنبال اون گشت و يک هفته پيش از آنکه خود رو به نام خطر معرفي کنه زور آزمايي هايي کرد
آهاي ميدوني من هيچ چيزي بر ضد سياهان ندارم
خب اين خيلي خوبه
اما از جايي که من اومدم خيلي از مردم بر ضد سياهان هستن
اما مادرم بهم ياد داده که کسي رو نرنجونم چه سياه چه غير سياه
تو مادر خوبي داري، کار ديگه اي از دست من برمياد؟
تنها يکي از اون سوالاتي که همه مي پرسند اما خطر مي خواست بهترين جوابش رو بگه
من مي خوام قهرمان بکس دنيا در دسته وزني خودم بشم قربان
و با قهرمان دنيا مار کبري به مبارزه بپردازم
و با توماس ارنز سر قهرماني دنيا مبارزه کنم
هي بي باک خفه شو تو حتي در دسته ي مبارزان قرار نداري
تو بايد حداقل يک مبارزه کرده باشي که توي دسته مبارزان قرار بگيري
من با هر شخص در هر زمان که بخوام مبارزه مي کنم
هي پس تو مرد بدي هستي آره؟ بيا داخل ميدان و يک راند با من مبارزه کن
شريل اونو تنها بذار
خطر برگرد سر تمريناتت
چشم قربان
آخ
چه لباس قشنگي داري خطر
بعداً باهات مبارزه ميکنم روغن زيتون
آهاي اون شلوار خيلي بهت مياد
اون شلوار را بعدا به مامانت برگردون
شريل ضربه ي چپش به قدري بود که يک تانک رو تکون ميداد
اما قلبش به اندازه ي نصف يک نخود فرنگي بود
فرنکي با بابي مالون 17 سال پيش به مبارزه پرداخت
بابي مي خواست به فلوريدا بره و فرنکي امنيت مي خواست
بابي هنگامي که داشت چمدانش را براي سفر مي بست در گذشت
فرنکي مطلع شد
بيشتر ورزشگاه ها پول از دست ميدن
فکر کردم بهت گفتم ديگه نمي خوام خطر اينجا کار کنه
اون به هيچ چيزي صدمه نميزنه فرنکي
اما اون داره به من صدمه مي زنه و يک جوري به هوا ضربه مي زنه انگار که هوا هم ضربه اش را به اون برميگردونه
چند بار بايد بهت بگم سفيد کننده, سفيد کننده است
چرا تو نمي توني اجناس ارزان بخري و هميش بايد کالاهاي گرون بخري؟
اين بوش بهتره فرنکي
سفيد کننده بوي سفيدکننده ميده
سلام دست و پا چلفتي
سلام آقاي بودا
ويليه بزرگ
مبارزه ي خوبي بود
خيلي ممنون آقا
مي خواي صحبت کنيم؟
اين چه جور زبانيه ديگه؟
چي مي خواي؟
فقط گمون کردم شايد دوست داشته باشي بدوني که يه بکسور داري که با مدير ديگه اي صحبت نمي کنه
با مدير ديگه اي صحبت نمي کنه؟
نه با هر مدير ديگه اي. با ميکي مک هم صحبت نمي کنه
تو اومدي اينجا تا به من بگي که ويليه بزرگ با ميکي مک صحبت نمي کنه
حتي يک کلمه. هيچ کدوم از اونا
من دارم سعي مي کنم اينجا کتاب بخونم
باشه, تو فکر مي کني اون مهم تره
اون دختر تازه وارد کيه؟
چي؟
يا عيسي مسيح
او جوري ضربه مي زنه انگار که مي خواد مچ دستش رو بشکنه
تو داري وقت خودت رو تلف مي کني من بهت گفتم به دخترا آموزش نمي دم
فکر کردم شايد بخوايد نظرتون رو عوض کنيد
يک دوجين مربي هستند که به دخترا آموزش ميدن تو به راحتي مي توني يکي رو پيدا کني
من به دوجين مربي احتياج ندارم رئيس فقط شما کافي هستين
به من نگو رئيس. من رئيس تو نيستم
ويلي براي کار آماده اي؟
هميشه آماده ام
اگه ديگه شما رو رئيس صدا نکنم به من آموزش ميدين؟
نه
پس من بازم به شما رئيس ميگم
اون از جنوب غرب ميزوري اومده
کوههاي اونجا خيلي مرتفع هستن
درخت هاي سدر و بلوط اونجا فراوان يافت ميشن
اون بزرگ شد و فقط اينو فهميد که بي ارزشه
اينا واسه سگم هستن
اون 1800 مايل رو تا اينجا طي کرد
دارم با کيسه بکس کار مي کنم رئيس
من رئيس تو نيستم و اون کيسه بکسه که داره با تو کار مي کنه
پولش را بهش پس بده
مطمئني؟
براي چه مدت پول پرداخت کرده؟
شش ماه
يا عيسي
الان ديگه نمي خواد زرنگ بازي در بياري
اون فکر مي کنه که من 6 ماه از شهريه اش را بيرون مي ريزم که از شرش خلاص شم. اون زده به سرش
ولي تشويقش نکن. فهميدي؟
خطر اون بيرون داره چه کار مي کنه؟ به چي داره نگاه مي کنه؟
به نظر شيشه آبه
اون شهريه اش را پرداخت کرده؟
شهريه؟ اون نمي توانه براي خودش شلوار بخره بعد تو مي خواي که شهريه بده
از دفترم برو بيرون
نمي تونم فکر کنم اين يه کيسه بکس باشه
من مربي نيستم اما مي تونم يه چيزي رو بهت نشون بدم
به خاطر کمکت خيلي ممنونم
کاري که بايد انجام بدي اينه که فکر کني اين حريفته
اون پي در پي به سمت تو مياد و دور تو مي چرخه و از تو دور ميشه
تو هم که نمي خواي وقتي اون به طرف تو مياد به اون ضربه بزني
چون اون تو رو به عقب هل ميده و تو رو ضربه ميکنه
پس تو بايد با احتياط اونو زير نظر بگيري و به چرخشت ادامه بدي
اين کار باعث مي شه سرت حرکت داشته باشه و شانه ات را در عقب نگه مي داره
و تو هم هميشه آماده ي يک ضربه ي سهمگين خواهي بود
خب حالا انجام بده. خوبه. خوبه به چرخش ادامه بده . حرکت داشته باش . آره
خوبه . خوبه . به ضرباتت ادامه بده
بچرخ. حرکت کن. حرکت کن
آره؟
چند ضربه بهش بزن
همين طور ضربه بزن
خوبه . خوبه
هر وقت در کار با کيسه بکس ماهر شدي اون وقت بايد با گلابي کار کني
از اون گلابي ها داري؟
من فقط قرض مي گيرمش تا موقعي که براي خودم يکي بخرم
حالا ديگه برو خونه
من تا بيرون باهات ميام
نه همين جا خونه ي منه، ببين
قشنگه
ناراحت ميشين اگر کمي بيشتر کار کنم؟
فقط وقتي خواستي بري در رو ببند
No comments yet. Be the first to leave one.