Pierwsze 200 wierszy.
آنچه در گاتهام گذشت
تصادفاً سرکار دورتی رو ندیدی؟
،دیشب قرار بود باهمدیگه شام بخوریم
ولی پیداش نشد
تعجبی هم نداره ولی امروز هم ندیدمش
منم ندیدمش
باربارا این کارو به خاطر تو انجام میدیم
- مُرده؟ - آره مُرده
همه چی درست میشه
بروس، پدرت يک آدم خویشتندار واقعي بود
بهترين شخصيت خودش رو مخفي نگه ميداشت
پدرت آدم خوبی بود
ولی حتی آدمای خوب هم رازهایی دارن
تو هم مثل پدرت کله شق هستی جیمز
گاتهام روی لبه تیغه
ولی من نمیذارم به سادگی از هم بپاشه
خبر رسیده که طی سه حمله مختلف
در بخشهای مختلف شهر به آدمای فالکون حمله شده
کار مارونیه درگیر یه جنگ مسلحانه شدیم
وای
صبح بخیر بچه جون
ما بچه نیستیم
و الان صبح نیست
اوه، به زودی صبح میشه
یه روز تازه
جنگ گروههای خلافکار در گاتهام بالا گرفته
کسی نمیدونه این جنگ خونین چطور شروع شده
ولی عدهای بر این باورن که
نتیجهی جنگ قدرت طولانی مدت بین سالواتور مارونی
و کارماین فالکونه
دشمنان قدیمی که چندبار با همدیگه درگیر شدن
هنوز دنبال راز و رمز هستین قربان؟
یا دارین وسایل رو میشکنین؟
دنبال رازم
مطمئن نیستم
تمام شهر دیوونه شدن
یه جنگ خونین توی خیابونها در گرفته
و شما اینجا نگران پدر خدابیامرزتون هستین
آره هستم
اگه پدرتون یه زندگی سری داشت
،که باید تاکید کنم نداشت
من باید ازش باخبر بودم، مگه نه؟
اون مرد عاقل و کوشایی بود
هیچوقت وقتش رو تلف نمیکرد
هرشب سرساعت خونه بود
توی همین اتاق کار میکرد
آره یادمه
وقتی داشت کار میکرد اجازه نداشتم مزاحمش بشم
- هیچکس اجازه نداشت - موسیقی کلاسیک
- چندین ساعت موسیقی گوش میداد - درسته
من و مامان کتاب میخوندیم
یا بازیهای فکری میکردیم تا وقتی کارش تموم بشه
یادمه
سعی میکردم یواشکی بیام داخل تا ببینمش
ولی در قفل بود
در همیشه قفل بود آلفرد؟
آره، خب فکر کنم وقتی کار میکرد قفل بود
خب چرا؟
چرا در رو قفل میکرد؟
درها رو ساختن که قفلشون کنن دیگه
همینجاست
توی همین اتاقه
راز پدرم، توی این اتاقه
مطمئنم
!مطمئنم
...ام
اوه
سلام خانوم جوون
از استایلت خوشم میاد
ترجمه از ايــليـا و سـمـيـرا EILIA Sorrow -
آدمای فالکون رو بندازین تو یه سلول آدمای مارونی رو توی یه سلول دیگه
!برو تو
!بگیرش
!برو تو
سرکار کتز، درسته؟
بله قربان، گریفین کتز
یه نصیحت بهت بگنم کتز
من اینجا مثل یه اردک مردهام
به محض اینکه اینکه این جنگ تموم بشه رئیس منو اخراج میکنه
پس به من سلام نظامی نده
باعث میشه یه احمق به نظر بیای
سلام
- کارآگاه - دکتر تامپکینز
جیم
ممنون که اومدی منو ببینی
خوبه که میبینم اینقدر خوبی
آره خوبم
خیلی بهترم
بله
هستی، این آخرین معاینهت بود
از نظر جسمی مشکلی نداری
ولی باید حتماً با یه روانشناس صحبت کنی
دکتر، من خوشحالم
خوشحالم که زندهام
برای همین، نمیخواستم
بدون یه تشکر مناسب از اینجا برم
ممنون که زندگیم رو نجات دادی
خوشحالم که تونستم نجاتت بدم
...خانوم کین
مشاوره روانی، مثل دیروز
میتونم چند نفر رو بهتون پیشنهاد کنم
- واقعاً میگم دکتر، حالم خوبه - حالت خوب نیست
بعد از اتفاقاتی که رخ داد هیچکس نمیتونه خوب باشه
باشه، اگه خودتون مشاور من باشین
و توی خونه من انجامش میدیم
نه، من چند واحد روانشناسی گذروندم
ولی رشته اصلیم این نیست
دوست دارم شما مشاورم باشی
با شما میتونم صحبت کنم
خواهش میکنم
باشه
قبوله
ممنون
هوم؟
!خیلیخب، آخرین اخطار به همهتون
!اون یارو رو آزاد نکین
هی جیم، خبرها رو شنیدی؟
به دون فالکون حمله شده
- جیم؟ - چیه؟
20 دقیقه پیش به فالکون حمله کردن
آدمای مارونی ماشینش رو منفجر کردن
- مُرده؟ - نه، توی بیمارستانه
ولی به زودی میمیره
گوش کن، اسن گفت شورای شهر و کلهگندهها از این حمله خبر داشتن
تصمیم گرفتن پشت مارونی رو بگیرن
مارونی؟ اون احمق؟
فکر میکنن میتونه شهر رو اداره کنه؟
یکی باید کنار گذاشته بشه
این جنگ برای کسب و کارشون بده
الو؟
آهای
آهای
صبح بخیر، صبح بخیر
پنگوئن. خدا رو شکر
منو از اینجا ببر
آدمای مارونی هرلحظه ممکنه برسن
آره همینطوره
نباید زیاد بمونم
ولی پشیمون میشدم
اگه شخصاً ازتون خداحافظی نمیکردم
کار من بود، دوست قدیمی
من این کارو باهات کردم
من جنگ رو شروع کردم
از اون روزی که باهات آشنا شدم داشتم برای این لحظه نقشه میکشیدم
...متاسفم که افتادی توی
این گوشه کثیف و خرابه
زندگی همینه
چرا؟
مشکل شخصی نیست، بهتون اطمینان میدم
شما یه استاد خوب و فهمیده بودین
و یه دوست خوب
...ولی
کار بر همه چی مقدمه
میخوام جای تو رو بگیرم پیرمرد
میخوام پادشاه گاتهام بشم
تو؟
هیچوقت
توی آتیش جهنم میسوزی
نگرانش نیستم
ولی اول تو میسوزی
رفیق قدیمی
تو اول میسوزی
!هیچکس تکون نخوره
- گم شو برو - خفه شو
شما دو نفر به جرم اقدام به قتل بازداشتین
نشنیدی؟
طبق تصمیم جمعی کار فالکون تموم شده
همه موافقت کردن
شنیدم
پس آزادم کن جیم
به طرف برنده ملحق شو
طرف برنده بره به درک
مارونی یه احمقه نمیتونه من رو جایگزین کنه
هزار نفر رقیب براش پیدا میشه
داریم درگیر یه جنگ داخلی میشیم
اگه الان بمیرم، گاتهام از هم میپاشه
موافقم. ولی میتونی اوضاع رو برگردونی؟
میتونی کنترل اوضاع رو دوباره به دست بگیری؟
البته
دو روز توی خونه امن خودم
دو روز لازم دارم که یه کارهایی بکنم
پوست مارونی و اون عوضیهای قدرنشناس رو مثل خرگوش میکنم
چشماتو باز کن بابا
آدمای مارونی تا چند دقیقه دیگه میرسن
میان اینجا که سرت رو گوش تا گوش ببُرن
و نکته اینجاست جیم
از منم زیاد خوششون نمیاد پس واقعاً میگم
باید دستای منو باز کنی... جیم؟
جیم، کدوم گوری غیبت زد؟
هاروی
توی بیمارستان پیش فالکون هستم
هیچکس اینجا نیست
شوخی نکن، اونجا چه غلطی میکنی؟
باید بزنی به چاک
دارن میان کارشو تموم کنن
آره، هر لحظه ممکنه برسن
مگه اینکه من از اینجا ببرمش بیرون
جیم، جیم، جیم
No comments yet. Be the first to leave one.