Pierwsze 200 wierszy.
بابایی، لطفاً بهم قدرت بده
تا این کتاب لعنتی رو تموم کنم
فقط میخوام باعث افتخارت بشم، مامان
همین
میدونم، میدونم، میدونم
میدونم که پول ندارم
من فقط یه نشونه میخوام
« سـه زن »
...فقط میخوام بدونی که
...من معمولاً
برای یک شب با کسی نمیخوابم
خب، خوبه که الان روزه
« جیا » « نیویورک »
دهنت رو باز کن - چی؟ -
دهنت رو باز کن
!وای، خدا
وای، خدا
ایول، تو این رو نوشتی، جیا لومباردی
عجب - وای، خدا -
خیلی باحاله
!خیلی خیلی باحاله
اما تو عاشق ستارهی سینما نشدی، درسته؟
نه، خدایا، حال به هم زنه
حتماً، باشه
خفه شو - آره، عالیه، نه-
لعنتی
ممنون
دارم چیکار میکنم؟ الان باید توی کیمارت مشغول خرید باشم
باشه، من میرم مشروب بخورم
برات بگیرم؟ - آره -
!جیا
سلام
اینجا رو ببین
سلام. میدونم - تبریک میگم -
ممنون
پیامهام رو دیدی؟ - آره، ببخشید -
فقط میدونستم که ...قراره اینجا ببینمت، پس
چی گفتن؟
فردا درموردش حرف میزنیم
...مشکل چیه؟ چی
فردا
لعنت بهش، رودی، چی؟
اونا خوشحال نیستن
اونا... منظورت چیه که خوشحال نیستن؟
۲۰۰هزار کلمه درمورد قصر پورن و کلابهای جنسی نوشتی
دقیقاً چی گفتن؟
اینکه کمی... خستهکنندهست
اوه، اوه، یه خبر خوب دارم
گِی تالیس» موافقت کرده» که تو رو راهنمایی کنه
یه مربی؟
من نیازی به مربی ندارم
داری از صفر شروع میکنی، جیا
از صفر»؟»
میخواستی «زن همسایه» رو بهروز کنی، درسته؟
نه، نه، نه
آخرین بخشِ اون کتاب
اینه که اون مرد درمورد خودش به صورت سوم شخص صحبت میکنه
،منظورم اینه که، محض رضای خدا
فقط یه مرد از این کارهای مزخرف میکنه
خب، پس تو هم اون کار رو بکن
میتونی مثل یه مرد بنویسی، جیا
نمیخوام مثل یه مرد بنویسم
میخوام مثل خودم بنویسم
اوه، اون رو ببین
سلام - سلام -
سلام
تبریک میگم
خیلی ممنون
خدایا، خیلی خوشگل شدی - ممنون -
تو هم خیلی خوشتیپ شدی
ممنون. آنیا؟
هی، این جیا لومباردیـه
وای، خدا، جیا
سلام
این مرد رو عالی توصیف کردی
هیچکس منو به این خوبی خلاصه نکرده
...بهترین نویسندهای هستی که
من باهاش کار کردم
پاتریک، باید بیایی اینجا
باشه. هی، یه جایی حبسش کن، رادی
قبل از اینکه برات خیلی مشهور بشه
باشه. رودی میره تو کارش
اوه، یادت باشه چی میگفتیم
،الان برمیگردم سریع برمیگردم. سلام
آره
گوش کن، یه چیز دیگه؟
باشه، خبرای بیشتری هست
فقط میخوام بهت یادآوری کنم که الیزابت ورتزل
میلیونها کتاب فروخت، درسته؟
،میلیونها کتاب
و انتشارات «پنگوئن» هنوزم میخواد ازش به خاطر تاخیر در نوشتن آخرین کتاب شکایت کنه
خب، پس کیر توی پنگوئن
نه، این... نکتهی ماجرا این نیست
این یه تجارت بزرگه، جیا
مجلهی گلف نیست
اِفاِسجی هم به تازگی یه کتاب جنسی خریده
و این باعث شده خیلی استرس داشته باشن
اگه اون کتاب توی بازار تو رو شکست بده
اونم با داشتن مزیت شروع سه سال زودتر؟
چی؟
چی، چی؟
جیا، چیزی که تو تحویل دادی خوب نبود
پس برو گِی رو ببین
یه کاریش بکن
این آخرین شانسته - اوهوم -
خیلیخب
خب، میخوای چی بگم؟
...یهکمی، آم
کلمهی انگلیسیش رو نمیدونم
خستهکنندهست؟
آره
خستهکنندهست
از دست مامانها
اون مامان بدی نبود
در واقع یه مامان عالی بود
من واقعاً فکر میکنم ...چیزی که نوشتم فقط
خستهکننده بود
تو باید با آدمها بخوابی
با آدمهای زیادی، افراد متاهل
افراد متاهل نقش تعیینکنندهای توی رابطهی جنسی در آمریکا دارن
اصلاً چرا میخوای کتاب بنویسی، شهرت؟ پول؟
نه - بهخاطر پدر و مادر مُردهت؟ -
آره
آره؟ بهخاطر پدر و مادر مردهت مینویسی؟
خب، نه، نه، منظورم اینه که ،اونا فکر میکردن من نمیتونم بنویسم
میدونی، و میخواستم بهشون ثابت کنم ...که میتونم با نوشتن کتاب پول در بیارم
اوه، فهمیدم
چی؟ چی رو فهمیدی؟
باید رانندگی هم بکنی
چی؟ - وقتی داری با مردها میخوابی -
باید رانندگی بکنی
فرودگاهها از نظر فرهنگی چیز زیادی برای ارائه کردن ندارن
،میدونم که زمان زیادی نداری
پس باید آهسته سفر کنی
تا بتونی سریعتر کار کنی
،و محض رضای خدا باید با زنها هم بخوابی
من برای نوشتن یه کتاب با کسی نمیخوابم
کار
کار تنها چیزیه که اهمیت داره
فکر میکنی خودم نمیدونم؟
اوه، تو احساساتی هستی
موقع خوردن شام بیشتر بحث میکنیم
اوه، من برای شام نمیمونم
مجبور نیستی بری
...اتاق مهمون آماده شده، و
گِی تالیس داره دعوتت میکنه که بمونی
...خب
...گِی تالیس
،بهت دستدرازی نمیکنم اگه نگران اینی
!کیر توت، نیویورک
!گاییدمت
لعنتی، لعنت بر این شانس
لعنت بهش
اوه، واقعاً؟
اوضاع چطور؟ هنوز تموم نکردی؟
نه، تموم کردم - مطمئنی؟ -
آره، ممنون - گرفتمش، باشه -
اوه، همینه
!وای، بابا، مامان - وای، خدا -
ببخشید، شرمنده - نه، نه -
عذرخواهی نکن، عذرخواهی نکن
بهشون گفتم چیزی رو ضبط نکنید
که نمیخواید همهی دنیا ببیننش
اوه
...هی، رفیق، میشه
میشه یه لیوان بهم بدی، لطفاً؟
بفرمایید - ممنون -
...اوه... گندش
پولش رو بهت میدم
پول اینی که ریخت رو بهت میدم
...اما میتونیم
...به سلامتی، فقط
به سلامتی والدینم
و تمام فعالیتهای جنسیشون
این ترفند رو از کجا یاد گرفتی؟
اینکه شراب خوب میخورم؟
این بطری یه چیزی رو نشون میده
دارم جشن میگیرم
...اوه، چی، مثلاً
نامزدی یا...؟
ترجیح میدی اشتباه کنی یا آزاردهنده باشی؟
فقط کنجکاوم
این واقعاً بیشتر بازی اعداده
،مثل اینه که... میدونی ،اگه نصفشون رو درست حدس بزنم
،اونوقت فکر میکنی که واقعاً باهوشم ،اما اگه اصلاً درست حدس نزنم
اونوقت هرچی بیشتر اشتباه کنم یه جورایی خندهدارتر میشه
پس یه جور نمایشه؟
آره
یه اقدام متعادلکننده، آره
خدایا، تو بازیگری
ببخشید، اما دیدم که داشتی چی میخوردی
چطور پول استیک تارتار تکنفره رو میدی؟
نه، نگو، بذار فرضیاتم رو بگم
...آم
وکیل؟
دلال املاک تجاری؟
نه، اصلاً کارت خوب نیست
.والدینم پورناستارن چه انتظاری داشتی؟
من برای مجلهی اسکوایر کار میکنم
مسئول تبلیغات. گندش بزنن - نه -
No comments yet. Be the first to leave one.