Pierwsze 200 wierszy.
.مطب دکتر
…بذارین الان وصل میکنم .یه لحظه لطفاً
زنان آمریکا به جایی رسیدن که…
،اگه باهوش باشن اگه تا حدی قوی
و از خودشونم مطمئن باشن …تهدید محسوب میشن
«۵نوامبر۱۹۹۱» «لس آنجلس»
هنوز توئه؟ - .اتاق ۱۲ -
.یه عکاس جلو دره
.گفتن از پشت میبرنش
.یه کاری کن کسی نبینتش
.باشه - .باشه. مرسی -
صحبتهای مایکل و خوانیتا جردن» «درمورد ازدواج، عشق و زندگی پس از بسکتبال
اروین»؟»
آمادهای؟
.آره
.اومدم
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
AmirH_Na زیرنویس از
Sync: AliNet
.یا خدا. بسکتبال
.واقعاً نگاش کن
.مثل یه سکس خفن میمونه
.همیشه در حال حرکتن
…ریتمیکه. کلاً
.همه خودشونن و رودرروی همن
.شونهبند و کلاه ایمنی ندارن
فقط چند نفر آدمن
.که میخوان توپو وارد حلقه کنن
چیز قشنگیه
و تکتک بازیکناش هم با هیجان
.و سبک خاص خودشون بازی میکنن
.سکسیه. نگاش کن
در حدی که اگه دو چیز تو دنیا باشه که
،بهم نشون بده خدا وجود داره
.یکیش سکسه و اون یکیشم بسکتباله
میگیری چی میگم؟
عزیزم؟
عزیزم؟ - .خوابم -
میدونم. داشتم درمورد سکس و بسکتبال …حرف میزدم و اینکه
.من فرداصبح امتحان دارم
واقعاً؟
.به من چه اصلاً
.اینجوری شما اولین نفر میفهمین
.من میخوام تیم بخرم
.عالی
.اتحادیۀ ملی بسکتبال
.انبیای
اسمشو شنیدین دیگه؟
معلومه که شنیدین. کی نشنیده آخه؟
.الان میگم کیا نشنیدن. اونا
«عمارت پلیبوی، لس آنجلس» «۱۹۷۹»
،جوونا، امروزیا
.باکلاسا
،ببخشید این حرفو میزنم
ولی اون آدمایی که آدم دوس داره
.یهکم باهاشون حال کنه
.«سلام، دکتر «باس امروز صبحونه نمیخورین؟
.نه. امروز نه
.میخوام «لیکرز» رو بخرم - بیشوخی؟ -
.بگو بالاخره لیگو ببرن
.«هر کاری در توانم بود میکنم، «فرد - .حله، داداش -
.به لس آنجلس آفتابی خوش اومدین
…جون میده واسه برنزهشدن
.ولی بیچاره طرفدارا
همین که «فرد» یکیو میشناخت که .تو لیگ قهرمان شده، یعنی با بقیه فرق داره
پس چرا انبیای محبوب نیست؟
آره. از نظر مطبوعات .تصویر خوبی نداره
،ولی برای بیشتر مردم
بزرگترین مشکلش .سیاهبودن بیش از حد تصویره
.بریم نشونشون بدیم - .بدویین بریم -
آیا تعداد کمتر بازیکنان سفیدپوست» «بهمعنای فروش کمتر بلیتهاست؟
ولی من با خریدن چیزای مطمئن .پولدار نشدم
پایین خریدم
.و بالا فروختم
.باس تا ۶۷٫۵میلیون راه اومد
ولی گفت نصفشو جای پول .ملک میده
ساختمون کرایسلر؟ - .آره -
دیدین بچهها چهجوری اسباببازی انتخاب میکنن؟ .اینم همون طوری ساختمون انتخاب میکنه
.هرچی براقتر باشه - ،فقط معامله رو جوش بدین -
.که زودتر بتونم پول اون جندههه رو بدم
.منظورش از اون جندههه من نیستم
.منظورش زن سابقشه
تعداد تماشاگرا؟ - .یهکم اومده پایین -
.تف توش - .باید اینو مخفی نگه داریم -
،نه. اگه ندیده باشمش .لازم نیست چیزیو مخفی نگه دارم
.خانم رافمن
یه چند تا دکمۀ پیرهنتو باز کن؛ .شاید نفهمید
.حالا برو
!ای بابا .جری، یه امشبو وایسا
خب؟ فردا برمیگردیم. باشه؟
.فکر همهجاشو بکن
…واقعاً ارزششو داره که این همه ملکواملاکو
.میدونم - با دوازده تا دراز کتونیپوش عوض کنی؟ -
،«فرنک ماریانی» شریک تجاریم
.و ضدحال شخصیم
.از نظرش این معامله خیلی برامون بده
چی… چی… بده؟
«فرنک ماریانی» «اسید رفلاکس داره»
.فاجعهست بابا
.کل لیگ داره ورشکست میشه
.اصلاً شاید پنج سال دیگه انبیای نباشه
به همین زودی ساعت پنج شده؟ - .لیوایز» پوشیده» -
کی؟ - ،باس. هشتاد میلیون ثروت داره -
.بعد شلوارلی فاقبلند پوشیده
چیکار میکنی؟ - .نمیخوام اخراج شم -
.ولش کن. من میرم
مطمئنی؟ - .آره -
چیه؟
.سلام، آقایون
.اوه. من یه جین و تونیک میخوام، عزیزم
.خودت بردار، فرنک
کلیر رافمن»؟» - .خوشوقتم -
فرنک، این خانم اولین نفریه که
تو مجتمع ورزشی .برنامۀ راک اند رول ریخته
.وای. آره
.من طرفدارتم. خوشوقتم
.خانم رافمن برای من کار میکنه
.ولی شاید بتونم وارد معامله کنمش
!جک
.آقای باس
،راستش دکتر باس درسته ولی خب مگه مهمه؟
خب معاملهمون جوره؟
.یه مشکلی هست .نقدشوندگی
شما پیشنهاد دادین ،نصف مبلغ نهایی رو ملک بدین
.ولی بقیهشو باید نقد بدین
.پولشو داریم
.پولشو نداریم
.خفه شو، فرنک
.قبوله - .عالیه -
،راستی پولشو نداریم .ولی جورش میکنیم. جورش میکنیم
واسه شمایی که تو خونهتون .دارین حسابکتاب میکنین میگم
من الان قول دادم واسه همهچی .۶۷٫۵میلیون دلار بدم
،اگه نصفشو بابت املاکم کم کنید
بعد منهای ۱۸میلیون دلاری که
…پیشپرداخت بهشون دادم کنیدش
۱۵٫۷۵میلیون دلار میمونه که
.باید تا سی روز نقداً بهشون بدم
،حالا من وضعم خوبه .ولی همهش دارایی و هلدینگه
…فعلاً تو حسابم
.۱۲۰هزار دلار دارم
.پس آره
.باید یه کارایی کنم
.حالم ازش بههم میخوره
!خیلی
قراردادو امضا کردی؟
،هنوز باید یه مقدار پول جور کنم
.ولی آره. دیگه آخرای کاره
.من میخوام برات کار کنم، بابا
.«بیخیال، «جینی
چیه مگه؟
باورم نمیشه که «جری وست» و «بیل شرمن»
.از دوشیزۀ دبیرستان «پالیسیدز» دستور بگیرن
.البته خیلی هم بهت افتخار میکنم - .خب بگو از خانم «باس» دستور بگیرن -
…بعد تازه من که نمیگم
.دستور بدم
.میخوام واسهت کار کنم
یعنی به مامانت بگم میخوای ترکتحصیل کنی که
.بیای پیش من کار کنی - !بهم فرصت بده -
.باشه. اینم مصاحبۀ کاریت …خب
.درفت تابستونی
میدونی درفت تابستونی چیه؟ - !آره -
باید بدونی. چیه خب؟
،اگه «لیکرز» تو پرتاب سکه برنده شه
.شما نفر اول انتخاب میکنین - خب کیو انتخاب کنم؟ -
خب معلومه. دو نفر برتر .تو مسابقات دانشگاهی با هم بازی کردن
خدایا. موردانتظارترین رودررویی .در تاریخ بسکتبال دانشگاهی
.دو تیم با رهبری دو نفر
از «ایندیانا»، «لری برد»؛
،سختکوش
،منضبط
.یکی از بهترینها
در برابر «اروین جانسون جونیور»؛
،نفسگیر
بااستعداد
و فیزیکی
.«از «میشیگان
،از این دو نفر کدومو انتخاب کنم؟
.«سؤال انحرافیه. «برد» دیگه رفته «بوستون سلتیکس
.درسته .ولی خوشحالم بردنش
،مالک تیمای دیگه وقتی داشتن بازیو میدیدن
.فقط پوست سفیدشو میدیدن
مهم نیست آدم کی باشه؛
.سیاه، سفید، هرچی
اگه انسان باشه ،و دو چشم و یه قلب داشته باشه
.اون بچه حالشو خوب میکنه
…به همین خاطر بهش میگن
.نبینم اون لقبو تو این خونه بگین
…ولی آخه مامان
!روی این قشنگ نوشتن
.اصلاً واسهم مهم نیست
اسمش اروینه .و تو این خونه بهش میگیم اروین
!آره! شنیدی که چی گفت !یهکم احترام بذار
.خود خدا هم از مامانم میترسه
مامانم «ادونتیست روز هفتم»ه .و میگه جادو کار شیطانه
البته پرتابای شیطان که مثل من .نمیره تو سبد
.کفر نگو، جونیور
.چشم، مامان
!جونیور
جونیور، به مامانت بگو این دفعه .جوجه رو نسوزونه
.«اینو دیگه خودت باید بهش بگی، عمه «اتل
No comments yet. Be the first to leave one.