Pierwsze 200 wierszy.
اینم از الکس
مرسی که اومده بودین
هرجور شده بود میومدیم عزیزم
عالی صحبت کردی
تو چرا اینجوری صحبت میکنی؟
اینقدر تابلوئه؟
...من
ارتودنسی بزرگسالان کردم
مطمئنی؟
چون بنظر میاد درست اندازهت نیست
بنظرم حرکت شجاعانهای انجام دادی و
من در مسیر بهبود دادن خودت حمایتت میکنم
نه، نمیذارم موهات رو صاف کنی
میدونی که بابات چقدر دوست داشت اینجا باشه
چی داری میگی؟
من همینجام
از اندی خواستم روبراهم کنه تا با شماها اینجا باشم
فقط باید کابلهاش رو وصل میکردم
تجدید خاطرهی خوبی بود از اینکه
مجبور شدم کابلها رو از بابام توی بیمارستان جدا کنم
وقتی فیل برای مسافرت کاری رفته بود
گوشش حسابی عفونت کرد و
دکترها گفتن اگه پرواز کنه امکان پارگی پردهی گوشش وجود داره
از اینکه قرار بود فارغالتحصیلی الکس رو از دست بدم حسابی داغون بودم
تا اینکه فهمیدم لازم نیست داغون باشم
مجبور شدم دو ساعت موبایلم رو بالا بگیرم
تا فیل بتونه مراسم رو بصورت مستقیم ببینه
شرط میبندم من تنها پدر حاضر در اونجا بودم که شلوار پاش نبود
خیلی باحاله، مگه نه؟
چقدر راحته
انگاری توی اتاق...کنار شماها هستم
آهای؟
آهای؟
گلوریا میشه به پسرعموت بگی
آشغالهاش رو اینور و اونور نریزه؟
5روزه که اوضاع به همین گندیه
،میاد اینجا، همهی غذاهام رو میخوره همهی مشروبهام رو میخوره
حتی زحمت ظرف شستن هم به خودش نمیده
آره، خیلی با کاری که
اون سفیدپوستها دارن اونجا انجام میدن فرق میکنه
تو چشمات به روی آدمای مفتخور توی خانوادهت بستهست
اون مفتخور نیست و جلوش همچین حرفی نزن
اونکه انگلیسی صحبت نمیکنه
ولی متوجه میشه
واقعا؟
آتیش! فرار کن آتیش
داری لوسبازی در میاری بث، نرو
خیلی لطف داری، ولی نمیخوام مزاحم باشم
بعدا میبینمتون
گلوریا، بهش بگو میتونه بمونه
معلومه که میتونی بمونی
خیلی دوست داریم اینجا باشی، مخصوصا جو
آدم مورد علاقهی جدید جو هستی
قبلا من آدم مورد علاقهش بودم
تا اینکه بهش گفتم بهم پول میدن تا باهاش باشم
بنظرم حقش بود که بدونه
اگه بخوام روراست بگم بنظرم به اندی علاقهمند شده بودم
تا اینکه دوستدخترش بث اومد به شهر و
خیلی دختر خوبی هستش و به همدیگه خیلی میان
بخاطر حال و هوای فارغالتحصیلی رسما میخوام اندی رو فراموش کنم
و برخلاف مراسم فارغالتحصیلی خودم
این ترس رو ندارم که شاید حامله باشم
خیلیخب
خوبه
بنظرت لباسش مناسبه؟
برای چی همش این اتفاق میوفته؟
بخاطر این نیست که جو لباسهای بزرگسال میپوشه
لباسهای من بزرگساله
"تو برای کنسرت گروه "ردیوهد کفشهای چراغدار پوشیده بودی
درسته. اونجوری همدیگه رو گم کردیم؟
نه اینکه سعی نکرده باشیم
خدای من
هیلی، میدونی چندبار اون کفشها رو دور انداختم
خیلی راحت میشه بین آشغالها پیداشون کرد
باشه، همینجوری مسخره کنین
من میرم براش یه لباس جدید بیارم
"داستان "زر گیسو
مامانم اینو هزار بار برام خونده
فقط هیچوقت متوجه نشدم دختره چطور قسر در رفت
منظورت چیه؟
اگه من جای خرس بودم و
یکی دزدکی میومد توی خونهم
توی تختم میخوابید و از غذام میخورد
اون دستهای کوچولوی لاغرمردنیش و از جا میکندم
فقط یکم فرنی خورده بود، مگه نه؟
ولی فرنی من بوده
اومدش
خیلی عجیبه، ولی یه تیشرت مثل این دارم
خیلی نازی
ناز نیست؟
آره
پس باید بیشتر تنهاتون بذارم
!نه
میتونی پنیر رو توی مخلوطکن بریزی؟
فکر نکنم و دوست ندارم امتحان هم بکنم
یه اسموتیای چیزی میخوام
سلام بچهها
خدای من - وای خدا -
حدس بزنین چی شده پیشنهادتون رو قبول کردن
خدای من خیلی عالیه
چه پیشنهادی؟
میخوایم آپارتمان بالاییمون رو بخریم
میخوایم فضامون رو بیشتر کنیم
یه اتاق مهمان مناسب، یه دفتر کار - آره -
کلی جامون باز میشه - آره -
تبریک میگم
قبل از اینکه دوباره صفحهم رو تف مالی کنی میرم
محشر نیست؟
آره، خیلی عالیه، خیلی عالیه
خیال میکردم میچل بیشتر از اینا بابت آپارتمان بالایی خوشحال بشه
یه چیزیش شده این اواخر گوشهگیر شده
طی دو هفتهی گذشته
حتی به آپارتمان پایینی هم علاقهمند نیست
اون چیه؟
هیچی فیل
یه کادو که برای الکس گرفتم
ولی ما که بهش کادو داده بودیم
اون چمدون 16تیکهای که دادیم معرکه بود
این بیشتر یه کادوی مادر-دختریه
یه گردنآویزه که عکس من و الکس از
روز اول مدرسهش داخلشه
میخواستم یه چیزی داشته باشه که
یادش بندازه چقدر دوستش دارم
برای چی اون آهنگی که براش گفته بودم رو نخونیم؟
چون نمیخوام اون آهنگ ضایع رو براش بخونیم
ضایع. خیلیخب
فیل، بیخیال
فقط تو میتونستی دل یه روبات رو بشکونی
سلام
کمک نمیخوای؟
چرا که نه
...میخواستم بدونم که
بث دربارهی من چیزی بهت نگفته؟ اینکه از من خوشش نیاد؟
شوخی میکنی؟
بث عاشق تو شده
:همش میگه
"هیلی خیلی خشگله، دوست دارم صورتش رو گاز بگیرم"
خدای من
،ازم پرسید کجا کار میکنی شبها کجا میری
تنهایی کجا کوهنوردی میکنی
راستش خیلی درگیر توئه
...یا احتمالش هست که
دربارهی چی صحبت میکنین؟
دربارهی اینکه من فقط به پسرای کُرهای علاقه دارم
سلام عزیزم - سلام -
هی فیل
هی نچرخ تابلو نکن، تابلو نکن
ازت میخوام این قضیهی آپارتمان رو منتفی کنی
چی؟ - گفتم تابلو نکن -
برای چی میخوای منتفی بشه؟
توی اداره به یکم مشکل بودجه خوردیم و
و یه چندتایی رو اخراج کردن
...به کم چیزی نگفتم چونکه
...چون خجالت میکشیدم و اینو هم میدونستم که
مثل آب خوردن میتونستم یه کار دیگه پیدا کنم
...الان یه ماه گذشته و خیلی ضایعست که
همون اول بهش نگفتم و
هر صبح پا میشم میرم سر کار
یا ایها الناس، من دارم میرم سر کار
باشه
رزومهم رو فرستادم و
درست مثل آدمای بیکار دیگه
که میخوان حقیقت رو از همسراشون پنهان کنن
میرم پارک
تا اینکه یه روز با اسپنسر آشنا شدم
سلام
الان دیگه با اسپنسر چکر بازی میکنم
نه
همینطور با بهترین دوستش، جورج
که باعث شد ترس همیشگیم از پرندهها رو فراموش کنم
قلقلکم میاد تمومش کن! تمومش کن
میچل، میتونی باهام صحبت کنی من راز نگهدارم
ازت میخوام معامله رو فسخ کنی، فهمیدی؟
به کم چیزی نگو
...میچ
قضیه چی بود؟ میچل چی گفت؟
بوی دندهکبابی معروف جی میاد؟
فیل. فیل
هی، هی، هی
آروم بگیر، گلوریا حلقهی بستن دستمال میخواد
میگیرمت بالا تا قفسههای بالایی رو نگاه کنی
با پاهات بلندم کن، ناهار زیاد خوردم
من حلقهی دستمالی نمیبینم
یه جعبه میبینم که روش اسپانیایی نوشته
احتمالا خودشه
یا سربازای گمنام اونکه هروئینه
چی؟
میدونی دیگه، اسب، پنیر، گرد جهنمی
اسمهای مستعارش رو بلدم سریال "کوجاک" رو دیدم
شرط میبندم پسرعموی خلافکار گلوریا
اینا رو اینجا جاساز کرده
جی، حلقهی دستمال کجاست؟
میذارم راحت صحبت کنین
نگاه کن پسرعموت چی قایم کرده
اونکه اسب منه
مال توئه؟
آره، از کلمبیا با خودم آوردم
خدای من با قاچاقچی مواد مخدر ازدواج کردم؟
اینا خاکستر اسبم، گاچو هستش
از وقتی یه دختر کوچولو بودم باهام بودش
No comments yet. Be the first to leave one.