Pierwsze 200 wierszy.
باید عجله کنیم
سیاره به زودی نابود میشه
مطمئنی؟
متاسفانه این تنها راهه
نابودی کریپتون نزدیکه
ولی تو، پسر عزیزم، زنده میمونی
!کریپتو، نه
!کریپتو
نه
پسرمون به یه دوست نیاز داره
مراقب پسرمون باش
.خیلیخب، بیدار شو، رفیق وقت گردشه
شاید بهتره بذارم بخوابه
باشه، میذارم بخوابه
خیلیخب
این وضع برای هردومون بده
نه، نه
پنج دقیقه دیگه
بیدار شدم
خیلیخب، کریپتو
میریم گردش
« لیگ ابرحیوانات خانگی »
«مترجمان: علیرضا شیخ عارفی، فاطیما موسوی و هادی» A.SHRFE, Fatima & Ha.va.Di
مستر مکسیزپتلک بالاخره شکست خورد
مشخص شد فقط کافی بود اسمش رو از آخر به اول بگه
،من لوئیس لین هستم از متروپولیس
هی، لوئیس
،میدونم از اینا دوست داری
برای همین یه دونه از خود پاریس برات آوردم
نمیدونم چرا اینطوری گفتم
منم برات از خیابون چهل و سوم یکی از اینا آوردم
که حدودا سه خیابون از خونهی من دورتره
تو این ترافیک؟
انگار مثلا من بخوام تا مریخ پرواز کنم
چی؟ تو پرواز هم بلدی؟
همیشه فکر میکردم شنلت برای قشنگیه
پس به نظرت من قشنگم
گفتم شنلت قشنگه
به نظرت من قشنگم
میخواین صورتهای هم رو لیس بزنین؟
،چون اگه میخواین این کار رو بکنین ...من هم پایهم
این چیه تو دست من؟
!بروس جغجغهای
!برو بیارش
!به سوی دوردستها
خیلیخب، داشتیم چیکار میکردیم؟
بروس جغجغهای برگردونده شد
هی، اونا به نظر هاپوهای باحالی میان
چطوره بری باهاشون بازی کنی؟
،داشتم استفراغ خودم رو میخوردم --بعدش
-داشتم استفراغ خودم رو
-داشتم استفراغ
-داشتم
،میبینم برگشتی به غار خفاشیت
ولی هیچکی نمیتونه از عدالت فرار کنه
:بعدش من گفتم اگه میخوای»
،همهش خودم رو به فرش نکشم
«کف خونهت رو چوب بزن
بروس جغجغهای برگردونده شد
صبر کن ببینم، میدونی این کیه؟
کریپتوی ابرسگه
.خیلیخب میتونین ردپام رو داشته باشین
،متاسفانه باید به همین یکی بسنده کنین
وگرنه مجبور میشم تمام روز رو ردپا بزنم
،حالا اگه من رو میبخشین
باید این رو برگردونم به رفیقم
اون لازمش نداره - ببخشید، چی گفتی؟ -
منظورش آقای شورت روی شلواره
اون به اسباببازیه نیازی نداره
فقط میخواد همهش موی دماغش نباشی
چی؟ مسخرهست
من و سوپرمن امکان نداره از هم جدا شیم
من همراه همیشگیشم
جدی؟
این روزها کجا میخوابی؟
کنار سوپرمن، توی تخت
،به جز وقتهایی که لوئیس خونهمون میمونه اون موقعها باید برم
سر جای مخصوصم روی زمین
خیلی ظالمانهست
همچین اتفاقی برای من هم افتاده
ننسی نامزد کرد و دیگه همهچی تموم شد
این کار به فرانسوی یعنی «خداحافظ، هاپویی»
ولی شما به اندازهی من سوپرمن رو درک نمیکنین
،درسته که با کسی تو رابطهست
...ولی هیچوقت کسی رو به جز من دوست نـ
دوستت دارم
حالت خوبه؟
من؟ آره، خوبم
...حالم خوبه. کاملا
خوبی؟
.خیلیخب، خوشحال شدم خداحافظ
،شاید به نظر مسخره بیاد ،ولی الان که با همیم
فکر میکنم کریپتو رو تنها گذاشتیم
آره. فکر کنم من یه جورایی تنها دوستشم
چه قشنگ
ولی شاید اگه یه رفیق دیگه میداشت بیشتر خوشحال میشد
صبح بخیر، رفقا
شروع شد
،طبق روال همیشه کارل سعی میکنه مخ پتی رو بزنه
ادکلن جدید زدی؟
ادرار گربهست
ولی موفق نمیشه
و به این سگ خوشتیپ --وقت کافی میده تا
داری چیکار میکنی، ایس؟
میخوام خودم رو آزاد کنم، پیبی
از این قفس خسته شدم
خدای من
مثل همون زمانه که واندروومن
از دستبندهای اطاعتش استفاده کرد
تا از مخفیگاه سری داکتر پویزن فرار کنه
!اینطوری...
البته خیلی هم اینطوری نه
اگه مسئول پناهگاه حیوانات بگیرهت چی؟
و بندازهت توی اتاق پشتی و درش رو قفل کنه؟
توی اون اتاق فقط آهنگهای سبک جز ملایم پخش میشه
.آروم باش، چیپ مرتون حواسش هست
هیچچی از چشمهای تیزبین من پنهون نمیمونه
،اگه مسئول پناهگاه داشت میاومد بهتون میگم
...عالیه. چون الانهاست که از قفسم
نه
فکر کنم مسئول پناهگاه داره میاد
ممنون مرتون
به موقع خبر دادی
من ازت حمایت میکنم، ایس
ولی نمیخوای یه فرد میانسال که تنها زندگی میکنه
به سرپرستی بگیرهت
و آغوش گرمش رو حس کنی؟
آره. باهاش حسابی صمیمی میشی
دوستهای صمیمی من شمایین
و همهتون قراره همراهم بیاین به مزرعه
عاشق وقتهاییام !که راجع به مزرعه حرف میزنه
مزرعهی شمال ایالت
یه بهشت کشفنشده که حیوونها توش با آزادی میدون
و همدیگه رو دوست دارن و از هم محافظت میکنن
و روی درختها کاهو رشد میکنه
مسئول پناهگاهی هم نیست که حواسش به تمام حرکاتمون باشه
یه مزرعه تماما مخصوص حیوانات
به نظر بدک نیست
فوقالعادهست
،وقتی همهمون رو از اینجا آزاد کردم
قراره بریم اونجا
حق با سگهست
باید هم دنبال آزادی باشه
میبینین؟ لولو درک میکنه
و باید هر کی که سر راهش قرار میگیره رو
!نابود کنه
حق با اونه
شاید سر خودت رو با مزرعهی احمقانهت شیره بمالی
!ولی من دستگاهش رو دارم
،و یه روزی ،وقتی ستارهها در یک راستا قرار بگیرن
این دستگاه قدرت بینهایتی رو به من میده
!و من آزاد میشم
!و ما آزاد میشیم
دقیقا
لولو، هر چی که اونجا ،روت آزمایش کردن
شخصیت خوکچه هندیت رو کلا از بین برده
اون دستگاه به درد هیچچی نمیخوره
تو از نبوغ من میترسی
برگرد به سایهها
برگرد به سایهها
چشم ازشون بر ندار
برگرد به سایهها
خیلیخب، پسر
الان با یه غافلگیری بر میگردم
،من هم همینجا میمونم
به همراه هویت مخفیم
بارک کنت
چه خبرها، سگ معمولی عزیز؟
اون روز مامور فدکس رو گاز گرفتم
کارت عالی بود
برای کی کار میکرد؟
ژنرال زاد؟ لژیون نابودی؟
فدکس
!دقیقا مخفف فدراسیون اکسها
نباید بهشون اعتماد کنی
چرا صاحبم بر نمیگرده؟
آقای کنت، دنبال یه حیوون دیگه میگردین؟
سگ من بهترینه
ولی یه دوستدختر پیدا کردم
و میخوام امشب ازش خواستگاری کنم
تبریک میگم - !ممنون -
،ولی سگم هنوز خبر نداره
و فکر میکنم بهتره خودش یه رفیق داشته باشه
-به نظرم ایس بهترین
نظرتون راجع به خوکچه هندی چیه؟
خیلی زود بر میگردم پیشتون، رفقا
همینجا بمونین
بریم
پسر، دردم گرفت
آره. من هم دردم گرفت
چون من مثل تمام سگهای معمولی
درد رو حس میکنم
بیخیال، من الان وسط یه ماموریت فرار از زندانم
برای همین میشه بری کنار؟
فرار از زندان؟
همونجا وایستا ،و دست از جرم و جنایت بردار
سگی که تا حالا ندیده بودمت
منظورت چیه، پسر؟
تو همون سگی هستی
که همین الان پشت سرم بود
No comments yet. Be the first to leave one.