Pierwsze 200 wierszy.
اوه چرا،متشکرم،آقا
فکر ميکردم امروز قراره مرخصي باشي
همه چي رو برنامه ريزي کرده بودم
يه کتاب جديد، يه شراب کهنه برودو
و يه کم پنير بدبو
خب چي شد؟
بدون کمک،گمون کنم
همسر دکتر مديسون بچه دار شده
اوه،من حتي نميدونستم که او متاهله
شکه شدم
اثر انگشت گرفتي،درسته؟
اين چيز لعنتي رو خاموش کن،درسته؟
صبح بخير کارآگاه
به زودي بعد الظهر ميشه
بعدم شبه،و تمام اين کاراي تکراري
فقط يه روز موش خرمايي ديگه
اين دختر به سختي 24 سالش بود
بيست و سه ساله . النا روزا طبق کارت شناساييش اهل وين فيلده
جنازه بوسيله پيش خدمت پيدا شده
بعد اينکه صداي شليک شنيده
هيچ چيزه شخصي داشته،کيفي چيزي؟
فقط يه ساک دستي توش يه کيف پول و يه موبايل بود
اما هيچ پولي يا کليد ماشيني نبود
ممکنه يه دزدي خوب پيش نرفته،ها؟
اون خوب تيپ زده بود شيک پوشيده بود
اون اهل اينجا نيست
سراسر بدنش کمبود خون داره
و مردم معمولا بخاطر يه زخم تيرخوردگي روي بازو نميميرن
داري ميگي يا اين بابا از ني درست شده
يا با 3 تا قلب به دنيا اومده
چطوره بجاش فقط علت مرگ رو بهم بگي
بعدش من ميتونم برم به کارام برسم؟
اگه ميدونستم چيه که خوشحال ميشدم بهتون بگم جناب کارآگاه
مقتولمون پول نقد داده و دفتر رو هم امضا نکرده
تصور کن
اينجا کارش چي بوده؟
شک دارم به خاطر يه صبحانه بومي و واي فاي مجاني بوده باشه
ممکنه يه فاحشه باشه
اون يه لباس رسمي تجاري تنش بود
اون دقيقا سکس ترين وسائل کار نيست
مگر اينکه خودت تو اينکارا باشي
بهرحال،تو اين يه همچين متلي
مديرمون هيچي نميدونه
بجز اينکه اون با يه ماشين ظاهر شده و من ميگم
"يکي از اون ماشيناي خفن ژاپني"
و حالا رفته
باشه.هي،"بود "امروز گه مرگشه؟
اوه،دوباره؟
آره،امروز قراره يکي از اون روزا باشه
اوه، ببخشيد. آه، من فقط داشتم ابزارکارتو دوباره ميچيدم
ميز جديد باعث شد کلا ترتيبشون بهم بخوره
چطوري ميدوني من که چه ترتيبي رو دوست دارم؟
خب،ميدوني
اون الکي منو ايتان چشم عقابي صدا نميزنن
هيچکس منو اينجوري صدا نميکنه
هي
هي،داستان امروز سر صحنه جرم چي بود؟
موضوع چي بود؟
تو و سم....ابروهاي کمونيتون،اشاره زدنا
منظورت اينه که متوجه نشدي؟
يه مقتول کشته شده براي توجه بود
فکر ميکردم اين الويتش نسبه به
هرچي که هست تو بهم ميگي
اخلاق بود؟جوري که پاچه همه رو ميگرفت؟
اه،مگه اون هميشه اينجوري نيست؟
بود دوباره با زنش مشکل پيدا کرده
فکر ميکردم طلاق گرفته
ميدوني،اگه اون
تمرکز ليزيت رو آدمهاي دورو برت بود
مجبور نبودي که بپرسي
الينا روزاس به نظر مياد
تو شرايط خيلي خوب فيزيکي بوده
دوتا پارگي رو لثه هاش داره
بالاي دودون چلويي سمت راستش
يه جور مايع خشک شده رو بلوزشه
حواست بهش باشه
بعد اينکه اونا رو تو ليلس شويي گذاشتي،لطفا مشکلي نيست -
درضمن انگشت سبايه رو هم تميز کن
به نظر ميرسه يه جور جوهر آبي روشه
کوبيدگي روي ساعد سمت راست
مثل سمت چپشه
ممم.بريدگيه توي دهن ،کوبيدگي روي بازو
به نظر مياد سعي داشته با قاتلش ئرگير بشه
به همين خاطر خيلي خون ريزي نداشته
اين يه زخم اي بي سي هستش - - ABC?
آي: شروع يه وروديه زخمه
گلوله ازبازو رد شده
نقطه بي رو ساخته و از ازخم خارج شده
و سي نقطه ورود مجدد زخم به بدنشه
و بازوش به بدنش چسبيده بوده وقتي داشته مي افتاده
و از خونريزي جلوگيري کرده
پس اون با يه تيراندازي به بازوش مرده
بزار چندتا عکس بگيريم
گلوله ها اينجاست.شکل بدي هم داره
اين غير عادي نيست
وقتي داشته وارد ميشده چندتا استخون رو شکونده
به نظر ميرسه اون سوراخه آئورت بالائي باشه
اون خونريزي داخلي داشته
خب اينم از دليلمون براي مرگ
ميدونم که سم و بود کل اتاق اون متل رو زير و رو کردن
اما اين نزديک به غيرممکنه
اونا بتونن يه گلوله دفورمه شده رو بدون داشتن خط شليکش به اسلحه تيراندازش ربط بدن
مگان
برگرد پيشم
اينو ببين
گيره هاي جراحي
اون يه جراحي مغز داشته
دوست دارم ببينم چيکارش کردن
يه جراح مغز و اعصاب
زخم هاش به نظر ميادحداقل...ماله چند سال پيشه
بخيه تميز،کارش عالي بوده
اوه خداي من
چي؟اين ديگه چيه؟
اين دختره
اون يکي از بيماراي من بوده
.: تيم ترجمه پيک دانلود با افتخار تقديم مي کند :.
جسدي براي گواه فصل اول - قسمت 3
ترجمه و زيــــــرنـــــويس : Silver_dj
چيکار ميکني؟
طور من نتونستم بيمار قبلي ام رو بشناسم؟
من هنوز تو کف اينم که چي يهويي بهت اخطار داد
هر جراحه مغزو اعصاب به شيوه خودش جراحي ميکنه
اين.. اين تقريبا شبيه يه امضاء است
بعضي مته کردن ها بيشتر از يه سوراخ تو ججمجمه است
و براي اين جراحي خواص من معمولا سه تا مته ميزدم
در ضمن من لبه هاي استخوان رو اريب ميبرم که اونجوري سطحش صاف ميشه
و از يه سوراخ 5 ميليمتري براي برداشتن پوشش اسنخوانها استفاده ميکنم
- و اون گيره هاي جراحي - پرونده پزشکي برات رسيد
از" نورس ايست جنرال " اومده اين همون جايي نبود که تو
خواهش ميکنم،اون جايي نبود که قبلا کار ميکردي؟
النا روزاس يکي از مريضاش بود
شش سال قبل
اون يه ناهنجاري وريدي تو مغزش داشت
درهم پيچيدگي غير طبيعي در عروق خوني قبل از تولد بوجود مياد
ميتوني تمام عمرت رو زندگي کني حتي بدون اينکه بدوني همجين چيزي رو داري
اما اون نزديک يه استخر سر خورد
همينم باعث شد که پارگي اتفاق بيافته
تو جونش رو نجات دادي
فکر ميکني اين باعث ميشه که اونو به ياد بيارم
مگان تو صدها بيمار داشتي ، قبلش و بعدش
تو نميتوني انتظار داشته باشي که اونو به خاطر صبر کن اونو به خاطر ميارم -
نميتونستم فيدرهاي عميق رگهاي سمت چپ
دماغيش رو ثابت کنم
بخاطر خطر ريسکه ايينکه تکلمش رو از دست ميداد خب تونستم تخمدان مغزيش رو تو اي وي ام پرورش بدم
اين خويه ،درسته؟ - من نميتونم النا روزاس رو به عنوان يه بيمار به ياد بيارم -
اما ميتونم اونو رو به عنوان يه پروسه جراحي به خاطر بيارم
خيلي تغييرت بعدش بوجود اومده - اومده ؟ -
کجا داري ميري؟
من ميخوام با تنها راهي که ميتونم ازم عذرخواهي کنم
سعي کنم قاتلش رو پيدا کنم
ببخشيد ،بهم گفته شده براي ديدن
دکتر هانت؟
آقاي روزاس
اوه،هي،ايتان،اون نمونه هاي ردگيري رو رو النا روزاس انجام دادي؟
آره آره،رنگ آبي روي انگشتاش خيلي رقيق بودش نشد بفهميم
اما با تلاش زياد روش بلوزش شيري بو
شير؟چه جورش؟ - اه... انساني -
ادامه بده بگو،ايتان
شير پستان.ادامه بده
باشهفمجبور نيستم ،خودت گفتي
خب بچه اش روش بالا اورده
بجز اينکه النا شير نداشته
و ما هيچ جور تغييري تو بدنش و دهانه گردنش نديديم
پس اون حتي هيچ وقت باردارم نشده
خب،پس بچه کي بوده؟
آه،خب،ما...آزمايش واقعا بهمون يه اسم نداد
يا من چيزي رو جا انداختم؟
انتظار نداشتم شمارو اينجا ببينم
شما،آه ، ديگه با نورست جنرال کار نميکني؟
آه،نه،من....،کارم رو چند سال قبل ول کردم
من الان يه پزشک قانوني هستم
اوه،پس شما ديدين
بچه ام رو؟
من ماقعا متاسف ام،آقاي روزاس
ميدوني
شما يه نفوذ عجيبي روش داشتي
جدي؟ - آره،شما...يادتون مياد. -
آه ، مادر الينا وقتي که خيلي جوون بود فوت کرد
آه، اون بدون اينکه زني دورو بر باشه بزرگ شده
بدون اينکه هيچ مدلي نقشي داشته باشه
و بعدش ام که اون افتاد و نياز به عمل پيدا کرد
وقتي ام که چشاش رو دوباره باز کرد
شما اولين چيزي بودي که اون ديد
اين زن فوق العاده اي که
زندگيش رو بهش برگردوند
اون تصميمش رو گرفت و بعدشم اون
خواست که يه تغيير ايجاد کنه
مثل شما
ممنونم که اينارو بهم ميگيد
اون يه مددکار اجتماعي شد
با،آه، سرويس حمايت ا کودکان
اون شبيه يه خانم جوان قابل ستايش بود
بودش
سخت کوش،بدون خود پرستي
هيچ وقتي برا خودش نزاشت
بهش اصرار ميکردم که از خونه بره بيرون
تا يکي رو پيدا کنه
شايد
خانواده خودشو داشته شروع کنه
اون گفت خانواده هاي خيلي زيادي
No comments yet. Be the first to leave one.