Little House on the Prairie

Little House on the Prairie

Pobierz napisy Farsi/persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Little House on the Prairie 2026 S01E05 Soul
Komentarz od Soul
🔥 Soul | t.me/cinemaeticket 🔥

Tagi

webdl
netflix_synced
Opublikowano: 2026-07-10
Pobrania: 25
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi/persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫بابا میگه مهم‌ترین چیز ‫موقع کندن چاه اینه که

‫حواست به هوای بد باشه

‫نمیتونی ببینیش نمیتونی بوش کنی ‫ولی اگه مراقب نباشی میتونه بکشتت

‫هر روز صبح قبل از اینکه شروع کنن ‫یه شمع میفرستن پایین

‫اگه شعله خاموش بشه کسی نمیره تو

‫قوانین اینطوریه

‫بیاین دست به کار شیم

‫طناب

‫صبح بخیر آقا و خانم اینگالز ‫به من توجه نکنین

‫گفتم امروز رو زودتر شروع کنم

‫نمیتونی یه جوون رو ‫به خاطر اشتیاقش سرزنش کنی

‫شما استراحت کنین من قهوه رو درست میکنم

‫قهوه آوردم

‫به کارولین گفتم بخوابه برای همین ‫نمیتونم تضمین کنم مزه‌اش خوب شده باشه

‫کار راه بنداز هست

‫آدام؟

‫آدام؟

‫کارولین! کارولین!

‫چی شده؟

‫کارولین! طناب رو بگیر!

‫آدام! آدام! آدام! آدام!

‫- مرده؟ ‫- آدام هی آدام

‫اول شمع رو فرستادی پایین؟ ‫چی گفته بودم جرج؟

‫- درباره قوانین چی گفته بودم؟ ‫- هی

‫متاسفم آقای اینگالز

‫استرس داری؟

‫برای انجمن زنان؟

‫نه

‫شاید یه ذره

‫تو چی؟

‫نه من که بی‌صبرانه ‫منتظرم دخترای جیمز رو ببینم

‫شاید اونا دیکنز یا هاثورن دوست داشته باشن

‫شاید کتابایی داشته باشن که بتونم قرض بگیرم ‫و برای بچه جدید بخونم

‫میخوام بدونم چه گلدوزی‌هایی کردن ‫و چه شعرایی بلدن

‫به نظرت من شبیه کسی هستم ‫که بخوان باهاش دوست بشن؟

‫معلومه

‫لورا نوبت توئه

‫دلم برای پت و پتی تنگ شده

‫منم همینطور

‫فکر میکردم تا الان دیگه برگشته باشن

‫اسبای خیلی از مردم ‫موقع تب گم شد

‫ربطی به تو نداره قول میدم

‫میتونم امروز تو ساخت کلیسا کمکت کنم؟

‫میتونم ابزارات رو بیارم ‫یا آب بیارم یا میخا رو نگه دارم

‫- قول میدم دست و پاگیر نباشم ‫- تو با دخترای جیمز برنامه داری

‫دخترای شهری هیچوقت از من خوششون نمیاد

‫اونا همیشه از مری خوششون میاد

‫فقط کافیه خودت باشی ‫اونوقت غیرممکنه که کسی ازت خوشش نیاد

‫موهاتو بده لطفا

‫بیاین یه سر و سامونی ‫به این طبیعت وحشی بدیم

‫سگ دیوونه چطوره؟

‫محترمانه است؟

‫امروز میخوام ‫بهترین رفتارتون رو داشته باشین

‫خانم جیمز آدم خیلی مهمیه

‫میخوایم بدونه که ما آماده‌ایم که ‫پیشقدم بشیم و بخشی از این جامعه باشیم

‫- هممون ‫- چشم مامان

‫بحثای خوب راه بندازین

‫از میزباناتون تعریف کنین و بحثم نکنین

‫- فهمیدین؟ ‫- چشم مامان

‫مهمونا مودب و سازگار ‫و خوش‌برخوردن باشه؟

‫لطفا و ممنون یادتون نره لقمه‌های ‫کوچیک بردارین و دوباره هم غذا نکشین

‫- تاثیر خوبی بذارین ‫- چشم مامان

‫اگه میخواستیم تاثیر خوبی بذاریم ‫باید تو رو تو خونه میذاشتیم

‫تو فقط میترسی اونا منو بیشتر دوست ‫داشته باشن شرط میبندم همینطورم میشه

‫باشه قبوله

‫اینگالز! عجب وقت‌شناسی خوبی

‫- نقشه هاتون رو آوردم ‫- همسرم کارولین رو که یادتونه

‫- دخترامون مری و لورا ‫- البته باعث افتخاره

‫- خونه خیلی قشنگی دارین آقای جیمز ‫- بله خیلی قشنگه آقای جیمز

‫شما لطف دارین که اینو میگین ‫بفرمایین تو اینجا رو خونه خودتون بدونین

‫جما و دوقلوها منتظرتونن

‫من و چارلز میریم تا کلیسا رو بسازیم

‫- برامون آرزوی موفقیت کنین ‫- موفق باشین

‫- برام کلوچه نگه دار ‫- چشم بابا

‫خانواده زیبایی هستن

‫کارولین! دخترا!

‫ممنون که ما رو دعوت کردین

‫- من... یکم مربای شاتوت آوردم ‫- چقدر با سلیقه‌ای

‫میشه لطفا ‫اینا رو با اسکون‌ها بذاری بیرون؟

‫دخترا بیاین لطفا!

‫- اینا برای شماست خانم جیمز ‫- دختر شیرینم

‫مری لورا دلم میخواد ‫با دوقلوهام رومانزی و ادیت آشنا بشین

‫میخواین اتاقمون رو ببینین؟

‫خیلی عالی میشه

‫بله عالی میشه

‫بی‌صبرانه منتظرم با بقیه هم آشنا بشی

‫همه چیز رو درباره تو ‫بهشون گفتم

‫- امیدوارم چیزای خوبی گفته باشی ‫- معلومه که گفتم

‫ما مثل دو نیمه یه سیبیم نه؟ ‫فکر کنم تیم فوق‌العاده‌ای بشیم

‫منم مطمئنم که میشیم

‫احتمالا باید دنبال ‫یه جفت اسب جدید بگردی

‫هنوز کاملا ناامید نشدم ‫پت و پتی مثل اعضای خانوادم هستن

‫هوم

‫خب اسب یه مرد ‫بخشی از وجود خودشه

‫انگار دست یا پای آدم رو دزدیدن

‫باید میدونستم که ایندپندنس ‫دزدای اسب رو جذب میکنه

‫متاسفانه هر جا که آدما باشن ‫جرم و جنایت هم هست

‫فکر میکردم شاید رفته باشن ‫ولی همین دیروز

‫اسب راسل کایند رو از زیر پاش دزدیدن

‫اینم یه نشونه دیگه که ‫هرچی شهرمون بزرگتر میشه

‫نیازمون به قانون و نظم هم بیشتر میشه

‫به خاطر همینم ‫دنبال یه کلانتر فدرال فرستادم

‫ما به قانون نیاز داریم چارلز

‫قوانین هستن که باعث میشن یه جامعه پیش بره

‫- صبح بخیر آقایون ‫- صبح بخیر

‫- حالت چطوره؟ ‫- خوبم

‫و قول میدم

‫که دیگه هیچوقت این اشتباه رو تکرار نکنم

‫از شنیدنش خوشحالم

‫داشته داستان اینکه چطوری اون قهرمان بزرگ

‫چارلز اینگالز ‫جونش رو نجات داده برای همه تعریف میکرده

‫آقایون میشه ‫لطفا توجه کنین؟

‫قبل از اینکه شروع کنیم

‫میخوام از چارلز اینگالز تشکر کنم

‫که همچین طرحی ‫برای این کلیسا کشید

‫- آفرین ‫- آفرین

‫ممنون آقای اینگالز

‫وقتی برای اولین بار پامو تو این زمین گذاشتم ‫من... یه حسی داشتم

‫احساس الهام میکردم احساس آرامش میکردم

‫اما بیشتر از همه

‫حضور خدا رو حس کردم

‫بیاین به این شهر یه جایی برای عبادت بدیم!

‫- آفرین ‫- آفرین

‫بیاین دست به کار شیم

‫سلام

‫ولی یه جا بند نمیشه

‫کارولین

‫دلم میخواد با مارگارت پارکر آشنا بشی ‫که شوهرش صاحب آسیابه

‫سارا گریوز ‫خواهر کوچیکتر کلارنس گریوز

‫که صاحب روزنامه پایونیر ایندپندنسه

‫و وینی ریچاردسون

‫شوهرش کار واردات میکنه

‫خانما کارولین اینگالز ‫همون معلمیه که بهتون گفتم

‫خوشبختم

‫همسرتون طراح ‫همون کلیساییه که داره ساخته میشه درسته؟

‫- اوهوم ‫- اوه حتما خیلی بهشون افتخار میکنین

‫همینطوره هوم

‫داشتم فکر میکردم شاید بتونیم تو بهار ‫از اون کلیسا به عنوان مدرسه هم استفاده کنیم

‫اوه بله

‫نمیتونم بگم چقدر خوشحال شدم وقتی شنیدم ‫یه معلم با تجربه بینمون داریم

‫یکم از کار دور بودم

‫ولی فعلا دارم ‫تو خونه به دخترا درس میدم

‫اوه دختراش خیلی دوست‌داشتنی‌ان و باهوش

‫خب اگه جما دعوتتون کرده ‫حتما خیلی آدم باارزشی هستین

‫- منم همینطور فکر میکنم ‫- شاگرد قبول میکنین؟

‫چون من تو حساب و گرامر ‫هیچ استعدادی ندارم

‫و پسرام دارن دیوونم میکنن

‫اوه...

‫- اوه نمیدونم ‫- خواهش میکنم بهش فکر نمیکنین؟

‫جما میگفت که الانم ‫حداقل یه شاگرد اضافه دارین

‫همینو نگفتین؟ دختر همسایه؟ ‫ولی فکر نکنم گفته باشین کیه

‫اوه...

‫چیز رسمی‌ای نیست

‫من دو تا بچه تو خونه دارم که ‫بیشتر از یک ساله مدرسه نرفتن

‫انگار حرفای زیادی برای گفتن دارین ‫من تنهاتون میذارم

‫- این همه لباس رو از کجا آوردین؟ ‫- مادر همیشه یه صندوق پر از لباس برای بازی داره

‫میگه این کار حس ‫خوش‌پوشی و شیک بودن رو تقویت میکنه

‫من بانو فرانچسکا از یومزفورد میشم ‫وارث مخفی تاج و تخت

‫شما دو تا هم میتونین النور و کاترین باشین

‫خدمتکارای وفادارم که قسم خوردین ‫به هر قیمتی از رازم محافظت کنین

‫حالا برین یه چیزی انتخاب کنین

‫اوه!

‫- باکلاسه ‫- ممنون

‫حالا تو لورا

‫امم اون نه

‫- ولی تو گفتی... ‫- اون مال منه

‫پدر اونو از یه گاوچرون واقعی ‫برام خریده

‫گردنبندت قشنگه

‫پدر اینو برای تولدم ‫از نیویورک آورده

‫میگفت از انگلیس اومده و احتمالا ‫مال خود ملکه ویکتوریا بوده

‫خیلی شیکه

‫و برای عصرونه ‫با بانو فرانچسکا عالیه

‫پدرت برای تولد قبلیت ‫چی بهت داد؟

‫از چوب افرا برام یه تیرکمون درست کرد

‫یه تیرکمون؟

‫میتونم از فاصله ۲۰ قدمی یه خرگوش رو بزنم

‫بزنی؟ منظورت اینه که بکشی؟

‫آبگوشت خوشمزه‌ای میشه

‫بانو فرانچسکا ‫لطفا سلیقه بد خواهرم رو ببخشین

‫شما ولی بی‌نظیر شدین

‫دوک واقعا مرد خوش‌شانسیه

‫همینطوره مگه نه؟

‫اون کلاه بهت خیلی میاد النور

‫بذار ببینم میتونیم برات ‫دستکش توری هم پیدا کنیم

‫صورتی دوست داری یا سفید؟

‫آماده بکش!

‫آماده بکش!

‫آماده بکش!

‫بکش!

‫آماده بکش!

‫آماده بکش!

‫آماده بکش! آماده بکش!

‫نگه دار نگه دار نگه دار نگه دار!

‫- گفتم بیام یه سلامی بکنم ‫- از دیدنت خوشحالم

‫کار ترجمه‌ام بیشتر از چیزی که انتظار داشتم ‫طول کشید

‫ممنون که تو دوران تب ‫هوای خانوادم رو داشتی

‫کار من نبود من که حالم خیلی بد بود

‫- همش کار لورا بود ‫- دخترمم همینو بهم میگه

‫- سفرت چطور بود؟ ‫- با مامور جدید سرخپوستا آیزاک گیبسون آشنا شدم

‫- از فرقه کویکرهاست ‫- چطور پیش رفت؟

Little House on the Prairie subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Little House on the Prairie

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left