Pierwsze 200 wierszy.
ا
ار
ارا
ارائ
ارائه
ارائه
ارائه ش
ارائه شد
ارائه شده
ارائه شده
ارائه شده ت
ارائه شده تو
ارائه شده توس
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط @
ارائه شده توسط @C
ارائه شده توسط @Ci
ارائه شده توسط @Cin
ارائه شده توسط @Cine
ارائه شده توسط @CineD
ارائه شده توسط @CineDr
ارائه شده توسط @CineDre
ارائه شده توسط @CineDrea
ارائه شده توسط @CineDream
ارائه شده توسط @CineDreami
ارائه شده توسط @CineDreamin
ارائه شده توسط @CineDreaming
ارائه شده توسط @CineDreaming
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه
ترجمه ش
ترجمه شد
ترجمه شده
ترجمه شده
ترجمه شده ت
ترجمه شده تو
ترجمه شده توس
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسط S
ترجمه شده توسط Sa
ترجمه شده توسط Sae
ترجمه شده توسط Saee
ترجمه شده توسط Saeed
ترجمه شده توسط SaeedB
ترجمه شده توسط SaeedBC
ترجمه شده توسط SaeedBCD
ترجمه شده توسط SaeedBCD
ترجمه شده توسط SaeedBCD
- چند؟ - 500.
- برای کل شب؟ - شب نمیمونم
- چیزی که لازمه رو دارم -داری درباره پول حرف میزنی دیگه؟
شب نمیمونم.
نمیتونم.
چرا میپرسی؟
میخواستم یه حالی به خودم بدم.
خب؟
نه. وقتش کافی نیست.
تصمیم خودته.
عجله نکن.
- خیلی خب - "خیلی خب" چی؟
من زودتر گرفتمش.
یا گمشو، یا بمون تا نوبتت بشه.
میشه بس کنید!
تابستون وقت دعوا نیست. زیادی خوبه.
و زیادی داغه.
وایسا.
تقصیر تو هم هست.
نمیتونم اینجوری وقتمو هدر بدم.
متوجه شدی؟
از اونجایی که خیلی آتیشتون تنده، میتونیم 3تایی بریم.
برای من فرقی نمیکنه، واقعا.
منم همینطور. مگه که این همجنسگرا باشه.
حالا دیگه به دو نفر همزمان میده.
همین الانشهم 10 برابر من مشتری داره.
قبلا هیچوقت برای من اینجوری نشده بود.
وای چقدر عاشق صبحهام...
اینکه راهشونو عوض میکنن تا سر راهشون به کار فقط مارو دید بزنن.
- هرچند رز به دست. - اونش مشکلی نیست.
بهشون چیزی میدیم که باهاش رویاپردازی کنن
به جهنم، من دارم میرم.
- میدونی شبیه چی شدیم؟ - چی؟
اون ماهی کوچولوها که میافتن دنبال تهمونده غذای ماهیهای گنده
- داری بزرگش میکنی. -شنیدم کارشون همینه.
- من هیچوقت سفر نمیرم. - این چه ربطی داره به اون؟
- اوه منظورت خلبانماهیه - عه؟ گونهای ماهی گوشتخوار و انگل خارجی که به صورت گروهی پشت گونهای دیگر مثل کوسه شنا میکنند و از تهمونده غذاشون استفاده میکنند
خلبان ها که باید جلوتر باشن!
باور کن، بهشون خلبانماهی میگن.
- خلبان... - آره.
یه حس عجیبی نسبت به امروز دارم.
- ببینم، رزا رو دیدی؟ - سرش شلوغه، عزیزم.
یه نگاه به دستای من بنداز.
هنوز خوب و نرمن، با ظرافت...
کار درست.
بزن بریم.
درست جلوی چشمهام یارو رو دزدید.
جولین پاهارو نگاه کن
جدیدا فاحشهها مثل کتابدارها لباس میپوشن.
به اون ماهیها میگن چسبنده. ماهی چسبنده یا مکنده به جانوران دیگه مثل کوسه میچسبه اما از اونجایی که ضرری براش ندارن انگل به حساب نمیان
چند؟
زیاد بیرون نمیرم.
- اینقدر بهش افتخار میکردم... - اونقدرام بد نیست.
مقایسه کردنتون تموم نشد؟
باید برم.
شما بچه ها قبلش وحشی بازی در اوردید.
امیدوارم باعث دعوا نشده باشم.
حرومزاده یکسره دستمالیام میکرد.
تو که بنظر نمیومد مشکلی باهاش داشته باشی!
میتونیم بازم برگردیم؟
حتما. فقط زنگ بزنید به دفتر و سراغ رزا رو بگیرید.
ولی بیشتر از دو نفر نشه. پس جوگیر نشید!
حواستون به ایدز باشه!
- رزا نیست؟ - باید تابلو بزنیم.
- "رزا تو راهپله ست" - "رزا الانهاست که برگرده"
واسه امروز چیه؟
یه نفس عمیق بکش. بوی عطر رزا رو احساس میکنی.
بوس کن... روی لپمو.
اگه پلیسها بیان...
لازم نیست نگران چیزی باشه.
حتی بهش دستهم نزد. ولی بچههه داره براش لَهلَه میزنه، اما...
دو ساله که پلیس نگرفتتش.
یا ژیلبرت بانفوذه، یا خودش خیلی آبزیرکاهه.
بدتر!
- خوشمشربه. - فکر نکنم بخاطر اون باشه.
- مطمئنم ژیلبرت در ازاش یه چیزی میگیره - همونطور که همه میگن
میدونی؟
داریم روز به روز احمقتر میشیم. وبستر رو چک کردم.
اون ماهیها به بقیه میچسبن.
- وبستر چیه؟ - یه مدل دیکشنری.
بهمون گفت چسبنده! آویزان
رزا!
- سربازی که مشتریام بود و دزدیدی. - بدردنخوره فقط زر میزنه.
میدونی چسبنده چیه؟
- یه مدل کلاهه؟ - چسبنده، نه کلاه نمدی!
یه ماهی که میچسبه به کوسه تا اینور اونور بره.
اینم از این! کی وبستر میخواد؟
خوشحال که زود گرفتیم چی به چیه.
به این زودی؟
حتی فرصت نشد باهاش حرف بزنم.
فکر میکنید قراره طول بکشه؟ آره؟
آره، طول میکشه.
اینقدر اینورها نپر. بدردمون که نمیخوری.
رزا رو بیخیال شو. خیلی کله شقه.
خیلی مطمئن نیستم.
- شاید... - نه!
متاسفم. باز نبودیم.
یه جشن.
کل روز رو اینجا هستم.
اگر مایلید.
نه مراحمید. بدرود، قربان
ساعتت عقبه، ژنو.
آره. اما خودمو میرسونم،
و قبل اینکه بفهمی، کارمو کردم.
پنجشنبه میبینمت، خوشگله.
پنجشنبه میبینمت، مکس.
اینها سر راهن.
وایسا تا رزا بیاد ببیندشون!
میتونه اون پشت ببیندشون.
ژیلبرت خوشحال نمیشه.
- فکر کردی از ژیلبرت میترسم؟ - نه.
من اهل کورسیکام. جزیرهای در دریای مدیترانه واقع در فرانسه و نزدیک ایتالیا
کورسیکاییها کیسهبوکس کسی نیستن.
فقط یه مشت احمق کلهشق هستید!
شاید.
خدا شاهده با یه گروه ازشون کار میکنم.
وقت نمایشه!
ژیلبرت خوشحال میشه.
باید زود چم و خم کارو یاد بگیری، ایوت.
رم یه روزه ساخته نشد!
اونجارو ببین.
تقریبا زمستون امسال... یه حراج لباس خز هستش.
لباس خز سمورم پاره شده.
به پیرو میگم برات درست کنه. یه حساب اونجا دارم.
دوست دارم باهم دیگه بگیریمش!
- دفعه قبل، ما... - داری جوگیر میشی؟
حتی نمیدونم چجوری!
میدونی چرا میگم.
اگه اونجا باشی، حس یه خانوم بهم دست میده.
- لابد میخوای ازدواج هم بکنیم؟ - اینطوری مناسبترم میشه.
شروع کن، رنه!
"بیست سالمون هست و میخوایم خوش باشیم
"پس بیاید یه جشن بگیریم!
"بیست سالمون هست و هیچ موقعی بهتر از الان
"برای خوش بودن و جشن گرفتن نیست!
"از غروب تا طلوع، جشن میگیریم
"بدون اهمیت به اتفاقات دنیا
"بیا طوری زندگی کنیم که انگار فردایی نیست
"و امشب رو فقط خوش باشیم!"
فکر کردی ندیدمت؟
No comments yet. Be the first to leave one.