Pierwsze 200 wierszy.
ترجمه از «Mohammad GH» و «Farshid ACE»
لعنت!
اه گندش بزنن
اره...انجامش دادم چون...
هی...ممم،چیپ ام
انگار یه چیزیو دارم اشتباه انجام میدم... ظاهرا نمیتونم باهات ارتباط برقرار کنم
لعنت بهش!
- سلام چیپ - سلام.
- مطمئن نبودم که پیغاممو گرفتی یا نه. -چطور میتونم کمکت کنم؟
اره،این...نه نه! این بیشتر مشکلات زندگیه
میخوای در مورد مغازه حرف بزنی؟
اره و در مورد دوستت که بالای مغازه زندگی میکنه
- لندن؟ - اره اره.لندن
هی متوقف نشد.ادامه بده! عجله کن،پشتتو صاف نگه دار
- ببخشید - بزن بریم
تو داری،ممم... به دوستت کمک میکنی خونشو عوض کنه یا..؟
نه بابا.باشگاهشه! چیزی درمورد "تمرین با جعبه" نشنیدی؟
اون بهترین راه برای متقارن کردن عضلاته
و سابقه کار کردن ها؟!
- برو! - اوه،رفیق
- خب چقدر میشناسیش؟ - لندن؟تقریبا میشناسمش.
به اندازه کافی میشناسیش که ازش بخوای بیاد سر قرار؟
اوه. این یکمی پیچیده اس!
نه.منظورم برای منه،نه برای تو
درسته...پس میخوای ازش بخوام که باهات بیاد بیرون!
اره
میتونم باهاش درمیون بذارم.ولی هیچ قولی نمیدم!
باشه،خب من باید برگردم سر این
اره،منم باید برگردم سر مغازم...مغازمون!
- لازمه پیگیری کنم؟ - نه نه
لازم نیست نگرانش باشی داداش با طرفم حرف زدم
-ظاهرا اوضاع بر وفق مراده - خوبه!
- پس،باید با طرف منم حرف بزنه؟ - طرف تو کیه؟
خب.من!من طرف خودمم!
نه اون با من حرف میزنه و منم با تو حرف میزنم ،فهمیدی؟
ما هنوز کلی چیز داریم برای از بینشون نگاه کردن
اها.حله!
این کارمه!تجارت خوب
کولر لعنتی! ما رو روبرو کرد
این...
بیخیال دنیس...بیخیال اینجاییم بیا...بیا فقط حرف بزنیم
نه دیگه حرف زدن خوبش نمیکنه! نه ایندفعه!
- هوووو - هوی
کولر،نکن نکن
چه خبر رفقا؟ وایسا وایسا وایسا وایسا...
وایسا رفیق
رفیق...
چرا...فقط...بیا...
وقتی ورموردش فک میکنین،مثل...
کل دنیا همین الان...مثل قرار نیست بتونه...
به اطراف نگاه کنین! منظورم اینه که ونیز فرق داره و شما شبیه همین!
پس دوست باشین باهم انگار که هممون اینجا دوستای همیم
- خب بسه کولر - ممنون
شما نمیتونین بذارین یه دوستی بمیره
فقط چون کلی دوست دیگه دورتونه
و واقعا فکریه
پاهاش حیرت انگیزه ولی،شما نمیتونین...
خیلی بی معنیه! حتی برا شما دوتا!
کی شروع کرد؟
- چی؟ - اون تورو بوسید یا تو بوسیدیش!؟
- نمیدونم - تو اونجا بودی!
یکیتون اولین قدم و برداشت. تو بودی یا اون؟
هردومون !
میبینی؟این همونیه که ازش میگم تو حتی یه جواب درست و حسابیم نمیتونی بهم بدی!
هردمون بودیم! دارم راستشو میگم.راستشو!
ولی ازونجایی که نمیخوام بهت دروغ بگم منم میخواستم.تو اون لحظه واقعا میخواستم که ببوسمش
ولی همون ثانیه میدونستم دارم کار اشتباهی میکنم...
بعدش مستقیم اومدم پیشت
مجبور نبودم ولی...مجبور بودم دیگه! میدونی که،من برای دوستیمون ارزش قائلم
اره خب،دوستی باید 50_50 باشه الان یجورایی90_10 عه
حالا 60_40 ببر خیرشو ببینی!
- کولر الان وقتش نیست -دهنتو ببند کولر!
نمیدونستم همچین حسی بهت دست میده...
اره خب،بهم دست داده
میدونی چیه؟ تازگیا حس میکردم که من برات مثل...
- همسر؟ - کولر!!!
- چه کوفتی؟نه کولر! - خفه شو لال بمیر دیگه!
خفه شو لال بمیر!
تو لندن رو از همون لحظه ی اول میخواستی!
علاوه بر اون...
تازه انتظار داشتی ببخشمت که چشمت دنبالش بود!
- دنیس ببین... - نه دیگه این یکیو نمیتونی انکار کنی
هیچ راهی برای توضیح دادنش وجود نداره
-فک کنم فقط میخواستم... - چی؟
هیچی
اینم از این
گند زدم
تو دوستمی
نمیدونم رفیق
نمیتونیم دوباره باهم دوست باشیم اگه... اونقد ناراحتی که نمیتونی یه دست کامل بازی کنی
یا مسیح مقدس
- چه زهرماری ریختی این تو؟ - اره موافقم
ای خدا
میگول کو؟!
¿Por qué?
Le puso la pistola a su primo.
ظاهرا برای اینکه روی هم محله ایش تفنگ کشیده زندونیش کردن
باید با این عموزاده هه حرف بزنیم...ببینیم میتونیم تبرئه بگیریم ازین اتهامات
اره
هوی
خب،همه چیز اینجا خیلی خیلی گرونه ها؟!
اره بعضیاشون!
تو یه عالمه ازین چیزا اینجا داری...حداقل صد دلار قیمتشونه!
لعنت ! خب اهمیتی به uno نمیدم اون یه عوضیه!
نخیر عمرا!جایی نمیرن اینا کلی ارزش احساسی داره...
- عه جدی؟ - اره
اسمش چی بود؟
- سلسته - سلسته
خیلی جذاب بنظر میاد
اره اره،نه... مشکل این نبود!
مرسی
- کلی بخاطر این بهت مدیون شدم دنیس - خوشحال شدم که تونستم کمکی بکنم
نمیدونم کی و چطوری میتونم لطفتو جبران کنم!
نه نه نه زیاد نگرانش نباش.خوشحال شدم که کمک کردم
اگه چیپ بود هیچوقت اینکارو انجام نمیداد
اره خب،چیپ ادم عجیبیه
لازم نیست ازش دفاع کنی!
میدونم ،نمیکنم
یه دعوایی داشتیم باهم
چی شده؟ الان دوست نیستین باهم؟
رفتیم تو کارش...یکم زشت شد فکر میکنم
ولی ما...ما امروز تازگیا...حلش کردیم
هرچی که لازم بود رو گفتم و خیلیم مستقیم گفتم!
اره خب اون چجوری در مورد خودش دروغ گفت؟
خب با توجه به سابقش...نگفته
لعنتی در واقع طلبکار هم شد...بعد اینکه من حرفام رو تموم کردم
فقط اونجا وایستاد و گفت متاسفه
مثل یه بچه کوچیک
حس عوضی بودن بهم دست داد
اره خب،هیشکی بهتر از یه مست نمیتونه بگه متاسفم
کلی تمرین میکنن برای گفتنش
اره
اره
هی امممم،میخواستم بگم که متاسفم
که تو و دنیس.... که امروز خوب پیش نرفت
- اره منم همینطور،منم همینطور - اره
منظورم اینه که من خجالت میکشم که امروز مثل امروز اتفاق نیوفتاد
- میخوای که اونجا نباشم؟ -این....رفیق منظورم این نیست
فقط اینه که ادمایی هستن که از اطراف میان برای "نجات ونیز"
اخه من اتفاقی داوطلب شدم برای این مکان،بخوام یجورایی برج فرماندهی باشم
در غیر این صورت اون وینبگو لعنتی میشه
و دیروقت خوابش میبره
- این -میدونی چیه؟میشه که ...میشه که ما فقط ...
-اشکالی داره؟اونجا باشی - اوه باشه باشه،حتما
گوش کن رفیق،ممم..
اگه این فضایی که لازم داری میتونی از مغازم استفاده کنی
- لعنتی واقعا؟ - اره رفیق
-این عاااالیهههه.مرسی دمت گرم! - اره البته،مشکلی نیس
- وای - باشه؟
- اره باشه - پس حله
فقط باید برم... لازمه استفاده کنم از...
اره
میدونی،لازمه که بگم، خیلی پیشنهاد مهربونانه ایه!
شاید الان بنظر برسه به اندازه کافی متشکر نیستم، بخاطر حرفی که میخوام بزنم
ولی خواهش میکنم مصالحت امیز برخورد کن و بدون که درمورد چیزی که میخوام بگم فکر کردم
باشه
این فقط...این خیلی خوبه تورو کنارم دارم
رفیق در موردش حرف نزن...این به منم کمک میکنه پس...
عالیه،خب خیلی خوبه ممم،ولی من یه سری صورتحساب باید پرداخت کنم
- ازم میخوای اجاره بدم؟ - نه نه،خدایا نه.عمرا
فقط چیزای فرعی،مثل دستمال دستشویی
یا باتری کنترل یا مثلا غذا
ای داداش...بیخیاااال تو که میدونی من هیچوقت اینجا غذا نمیخورم
میدونم ولی
هندونه....
هندونه؟!
اره
اون سه دلار قیمتش بود!!!
این همون هندونه ایه که تو یخچالت بود ؟
- اره،الان دیگه نیست -معلومه که نیست چون تو خوردیش
- نه نخوردم - بیدارم کردی...
نه نخیر،اگه هندونه میخوردم یادم میموند
نصف شب بود و تو اینجا بودی و...
و ریش هات تا ته تو هندونه بود
نه امکان نداره!
یادت نمیاد چون مست بودی!
هی پشت سرهم تکرار میکردی :من مستم و من مستم!
- من تو خواب یه هندونه خوردم؟! - اره
و بعد همه چیزی که توی کتری چونگ بود خوردی
بعدش داشتی میگفتی: "باورم نمیشه چرا کسی تابحال به فکر...
...اینکه این دوتا غذا رو کنارهم بذاره نیفتاده"
-و این غذایی که ترکیب کردن... - یه غذای خیلی خیلی خوشمزه اس!
اره رفیق،خودمم!
دادا کار خودمه،اره
قضیه حل و فصل شد
-تو خیلی دوست خوبی برای من هستی! - باشه
هوی
واقعا زدی پدر این چیزه رو در اوردی هاه؟!
این اونی نیست که زدمش این یکیه!
اوه
ببین این یکی در واقع بهش میگن دنت به نظر میاد یه جورایی باید بهت پول پرداخت کنه
- اره - دنیس
بله؟
- دنیس رابینسون - اره خودمم!
منم رفیق!
کریس فلندرز
اوه فلندرز لعنتی حدس میزدم خودت باشی!
ولی با اون ماسک...
پس تو الان یونویی؟
- یکی و تنها - که اینطور...
No comments yet. Be the first to leave one.