Pierwsze 200 wierszy.
آنچه گذشت...
تو و آنجلینا صمیمی شدین
خب، نمیبینم قابلیت دریافت ندایی داشته باشی
خدا منو انتخاب کرده تا اونایی که ارزشش رو دارن از آزمون پایانی عبور بدم
همهمون با مرگ کلویی کلنجار رفتیم
فکر میکنم دقیقا باید همین کار رو میکردم
و با این وجود حالم بهتر نشده
- بسپرش به من - ایوی!
- ایوی رو از کجا میشناسی؟ - بهترین دوستم بود
نزدیک بود به خاطر نارسایی احتقانی قلب بمیرم
- به پیوند قلب نیاز داشتم. قلب اون رو گرفتم - منتقل شدی
- بن! - سانوی!
از ما جلوترن. سانوی تنها دانشمندی نیست
که متوجه وجود یه آتشفشان زیر نیویورک شده
وقتی نگهبانها پاکسازی رو انجام دادن مسافرین به خواستهشون میرسن
نمیتونیم همینجا رهاشون کنیم ناسلامتی انسانن
تصمیمش گرفته شده
نکتهی اصلی رابطهی بدون تعهد اینه که هیچوقت ناخوشایند از آب درنمیاد
این... مدتی میشه که جدی نشده
این کلید رسیدن به بیماران مرکز اِیالانآی هستش
زیر دستگاه تنفس مصنوعی بودن به مراقبت ویژه نیاز دارن
- نه یک ندا بلکه همهشون رو دریافت کردم! - هنوزم میتونیم رمزگشاییشون کنیم
بهت فرصتی میدم تا از تاریخ مرگ جون سالم به در ببری
- رودخونه قرمز به آتشفشان منتهی میشه - دنیا به آخر میرسه و میدونیم چطوری
اتفاقی که در نیویورک در حال رخ دادنه، با هر چی که از طرف همکاران اطلاعاتیت
در سرتاسر دنیا میشنوی، مطابقت داره
مفهومه، خانم وزیر شخصا ازش مطمئن میشم
اگه قرار نیست من برم خونه، مهرهمم جایی نمیره
چرا اینجا نیست؟ بیارش تو
هیچ تغییری در تصاویر مادون قرمز ایجاد نشده؟
مهم نیست چیکار کنیم داره همچنان گسترش پیدا میکنه
معلومه. بهتون که گفته بودم
سانوی، به اندازه کافی سخت کار نمیکنی
وزیر دفاع تنها به یک دلیل این آزمایشگاه رو درست کرده
آره، دقیقا. برای زندانی کردن من
تو زندانی نیستی یه مهرهای با دیدگاهی ارزشمند
مهرهای که نمیتونه جایی بره نمیتونم با کسی تماس بگیرم
نمیتونم هیچ کاری کنم بدون اینکه دوربینها تمام حرکاتم رو دنبال کنن
ما با یه رویداد منجر به انقراض طرفیم
عموم هیچ اطلاعی ندارن که یه فعالیت لرزهای حاکی از چیه
اگه میخوایم از هراس جمعی اجتناب کنیم نباید چیزی بدونن
میدونی چیه؟ اگه مسافرها از قضاوت نهایی جون سالم به در نبرن
زندگی بشریت تا دو روز دیگه به پایان میرسه
ببین، ما میدونیم چرا و چطوری این آتشفشان به وجود اومده
داره به علائمی از فرکانس خداوند واکنش نشون میده
ببخشید، فرکانس فرا پایین
پس میتونه استدلالی باشه بر اینکه اگه بتونیم فرکانس فراپایین رو مسدود کنیم
ممکنه بتونیم جلوی انفجار نهایی آتشفشان رو بگیریم
چطوری میخوای فرکانس فراپایین رو مسدود کنی؟
با استفاده از پالس الکترومغناطیسی
جالبه
بریم دنبال اثبات معنایی که شدنیه یا نه
جعبه سیاه فرکانس فراپایین ساطع میکنه، نه؟
ببینید یه انفجار الکترومغناطیسی روش اثر میکنه یا نه
تروی، اینطوری همه دادههامون رو پاک میکنی
اگه این آتشفشان در سرتاسر دنیا منفجر بشه، اطلاعات به چه دردی میخورن؟
این میتونه تنها امیدمون باشه
هر زندگی ارزش زیست... هر زندگی ارزش زیست...
هی، هی، آروم باش. آروم باش
یه مقدار آب میخوای؟ آسپرین چطور؟
نه، خوبم
خوب؟ کل، خیلی خسته به نظر میای حداقل یه کاری برای کنترل دردت کن
نه، وقتش رو ندارم. چند تا ندا دریافت کردم. نمیخوام فراموششون کنم. بریم
کل
خیلی خب همگی. جمع شید یه عالمه کار داریم
آلیو و ایدن کجان؟
سفر میدانی. امروز نقش زندگی عادی رو بازی میکنن
خیلی خب، کل. منتظریم. چه خبره؟
کاپیتان آموتا
نشستم رو صندلیت و یه مسابقه دیدم شبیه به ترکیب باچی و بیسبال
کریکت. جوونیام تو جاماییکا بازی میکردم
چند تا زمین کریکت داخل پارک پراسپکته مامانم همیشه میبردم اونجا
خیلی خب، عالیه از اونجایی که با منطقه آشنایی
چرا آموتا رو امروز به گروه تو محول نکنیم؟
موقع خروج از تونل مراقب باش
و یادتون باشه، اگه کسی شناساییتون کرد و متوجه شد که مسافرید...
جدا میشیم و به سه روش متفاوت حمل و نقل عمومی برمیگردیم
میک، از طرف تو هم دریافت کردم
"هر زندگی ارزش نجات داره" یا حداقل فکر میکنم این چیزی بود که شنیدم
ایرادی نداره. خودم پیداش میکنم
یه چیزیم در مورد صندلی ۱۲اف پیدا کردم. کیه؟
- آره، منم - هی، خیلی خب. دیدم...
"هر زندگی ارزش نجات داره" یادم...
شبیه پوسترهای مراکز جذب نیروئه
"جرئت رویاپردازی داشته باش" "بهترین خودت باش"
همسرم برای ناهارم گرلاندو آورده محل کارم. این افتخار رو مدیون چی هستم؟
برای اینکه بدونم امروز چه روزیه نیاز به همدلی نبود
و پیش خودم گفتم بدت نمیاد یکی بیاد دنبالت
لطفت رو میرسونه اما...
اما هیچی. زیک، روزهای تولد سخت میگذرن
خودم میدونم
تولد کلویی مثل جشنواره ماردی گرا بود
خاص بود
به هر حال، تولد خواهرم نصف دلیلشه
مسئول این کارآموز تازهوارد شدم بچهی دردسرسازیه، به یه مرشد نیاز داره
ظاهرا در و تخته جور شدن
آره، بایدم اینطوری باشه به جز اینکه تمام روز فکرم مشغول بود
و.. گند زدم
بچه داشت تازه شروع به یادگیری میکرد که الکی بهش پریدم
یه ایدهای دارم
اوه، چی مثلا؟
یه قلم بردار. یالا
فکر میکنم کال اشتباه شنیده فکر نمیکنم منظورش نجات دادن باشه، زیستنه
"هر زندگی ارزش زیستن داره"
- میدونم باید برم کجا - خیلی خب. میخوای منم بیام؟
- یه جورایی باید تنهایی انجامش بدم - این یکی خیلی شفاف بود
یه صدای اره بود
و یه طوفان با بارون و صاعقه
متاسفم، برای پیگیری چیز زیادی نیست اما...
انشالله که کافیه
گروه من میتونه همراهت بیاد
تا وقتی که یه نفر بتونه هنری رو داخل آزمایشگاه پوشش بده
منم ندایی دریافت نکردم خوشحال میشم کمک کنم
عالیه. هنری. به من و آسترید ملحق شو
آسترید اینجا نیست
خب، دارم میرم دریا رو ببینم یه سرم به آسترید میزنم
لطفا
شما هم بهتره زود بزنید بیرون
خیلی خب. ممنون همگی. همین بود
هی کل، باریکلا
چیز دیگهای نیست؟
راستش، یکی هم در مورد تو دیدم
یه صدای وز وز
با یه مشت عدد که نتونستم ازشون سردربیارم
با یک یک دو یک شروع میشد
یک، یک، دو، یک؟ یک به اضافه کد پستی منطقه
هیچ ایالتی با کد منطقهای ۱۲۱ نداریم
شاید یه تاریخه. ۲۱ نوامبر
میتونه سال ۱۱۲۱ باشه
شاید با یه چیزی از تابلوی افسانه شناسی مطابقت داشته باشه
یک، یک، دو، یک
اول کدپستی نیویورکه
ونس، به کمکت در این مورد نیاز دارم
عه
مجبور نبودی همراهم بیای امیدوار بودم استراحت کنی
استراحت کنم؟
خب نه با این بچهی عزیزی که تمام شب لگد میزنه
- انقدر بده؟ - نه خیلی خوب، نه خیلی بد
گمونم برای اتفاقی که پیش روئه آمادهم میکنه
جفتمون رو آماده میکنه
با فرض بر اینکه مسافرین کارشون رو انجام بدن تا بتونیم بفهمیم چی در راهه
جی، بیخیال. دوباره این موضوع؟
همه ماههاست ندایی دریافت نکردم
همه که نداهاشون رو رمزگشایی نمیکنن
و هر چقدر کل ضعیفتر بشه نداها ضعیفتر میشه
داستان چیه؟ این حرفها از کجا میاد؟
دریا، دو روز بیشتر وقت نداریم همین
دو روز وقت داریم تا شرایط رو تغییر بدیم
وگرنه ممکنه هیچوقت فرصت ملاقات با بچهمون رو پیدا نکنیم
آسترید!
دریا! دریا!
به پهلو بخوابونش. ظاهرا اوردوز کرده نمیخوام خفه بشه
فکر میکردم چندتا قرص بیشتر براش باقی نمونده
دو تا قرصم روی زمینه. با چند تا قرص ضد اضطراب نمیشه اوردوز کرد
بعید میدونم نارکان جواب بده
بهتره یه راه دیگه پیدا کنیم چون نفس نمیکشه. کمکم کن
یالا، آسترید. یالا
« مترجم: نیما نعیمی » .:: LightWorker ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
میدونم قرار نیست همهمون زنده بمونیم
اما این احمقها نباید یه کم بیشتر تلاش کنن
تا مسیرشون به سمت بهشت رو هموار کنن؟
اگه جای تو بودم، روی رستگاری خودم تمرکز میکردم
رستگاری خودم؟ من مثل ددی وارباکسم
جای من در راس گروه ایمنه
تو جهان رو مادی میبینی اما ما بهش ایمان داریم
به آنجلینا و تصمیماتش ایمان داشته باش
یا شایدم به برگزیدهمون باور نداری؟
من مثل سائول یا پائول يا هرکدوم از بچههاییم که باور داره
فقط برام سواله، چرا یه نفر باید بذاره بره؟
مخصوصا دختر نگرانی مثل آسترید
هر دلیلی که برای رفتن داشته، با من درمیونش نگذاشته
واقعا اینکارو کرده؟
رفته؟
طرف یه مورد تحقیقاتی خوب برای فرویده از نظر روانی درب و داغون بود
تنها چیزی که میتونست آرومش کنه قرصهاش بود
اتفاقی یکیش رو روی زمین پیدا کردم
این چیزیه که میدونم
دنیا تا دو روز دیگه به پایان میرسه و فقط هشت نفر میتونن نجات پیدا کنن
به جای اینکه نگران دیگران باشم ترجیح میدم دعا کنم
پیشنهاد میکنم تو هم این کارو کنی
آسترید! آسترید! صدام رو میشنوی؟
آسترید!
خدا رو شکر که روز آموزش احیا حواست رو جمع کرده بودی
آره، هنوز خیالمون راحت نشده باید ببریمش بخش درمان
خیلی خب، چند لحظه استراحت کن بفهم همین الآن چیکار کردی
تو هم بیدست و پا نبودی
خب، خبر خوب اینه که فقط ده تا منطقهی پستی در بروکلین داریم
که با کدپستی ۱۱۲۱ شروع میشه
پس خبر بد چیه؟
خبر بد اینه که اون ۱۰ منطقه شامل هشتاد بلوک میشه
پس رمزگشایی نداهای من مثل پیدا کردن سوزن تو انبار کاهه
میتونم برگردم تو هواپیما
- نه، کل... - چه گزینههای دیگهای داریم؟
ممکنه گزینهی دیگهای لازم نداشته باشیم فکر کنم سوزن رو پیدا کردم
حکم تخریب تمام این بلوک سالها پیش
به عنوان املاک برجسته صادر شده
No comments yet. Be the first to leave one.