Manifest

Manifest

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 4

Informacje o wydaniu

Manifest S04E18 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-WDYM
Manifest S04E18 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-SMURF
Manifest S04E18 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-SMURF
Manifest S04E18 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-SMURF
Manifest S04E18 WEBRip x264-ION10
Komentarz od LightWorker
🆔 نیما نعـیـمی | FilmKio.Com 🆔

Tagi

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
webrip
x264
720p
720
BRip
x265
HD
Opublikowano: 2023-06-03
Pobrania: 76
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫آنچه گذشت...

‫تو و آنجلینا صمیمی شدین

‫خب، نمی‌بینم قابلیت دریافت ندایی ‫داشته باشی

‫خدا منو انتخاب کرده تا اونایی که ‫ارزشش رو دارن از آزمون پایانی عبور بدم

‫همه‌مون با مرگ کلویی کلنجار رفتیم

‫فکر می‌کنم دقیقا باید همین کار رو می‌کردم

‫و با این وجود حالم بهتر نشده

‫- بسپرش به من ‫- ایوی!

‫- ایوی رو از کجا می‌شناسی؟ ‫- بهترین دوستم بود

‫نزدیک بود به خاطر ‫نارسایی احتقانی قلب بمیرم

‫- به پیوند قلب نیاز داشتم. قلب اون رو گرفتم ‫- منتقل شدی

‫- بن! ‫- سانوی!

‫از ما جلوترن. سانوی تنها ‫دانشمندی نیست

‫که متوجه وجود یه آتش‌فشان ‫زیر نیویورک شده

‫وقتی نگهبان‌ها پاکسازی رو انجام دادن ‫مسافرین به خواسته‌شون میرسن

‫نمی‌تونیم همینجا رهاشون کنیم ‫ناسلامتی انسانن

‫تصمیمش گرفته شده

‫نکته‌ی اصلی رابطه‌ی بدون تعهد ‫اینه که هیچوقت ناخوشایند از آب درنمیاد

‫این... مدتی میشه که جدی نشده

‫این کلید رسیدن به بیماران ‫مرکز اِی‌ال‌ان‌آی هستش

‫زیر دستگاه تنفس مصنوعی بودن ‫به مراقبت ویژه نیاز دارن

‫- نه یک ندا بلکه همه‌شون رو دریافت کردم! ‫- هنوزم می‌تونیم رمزگشایی‌شون کنیم

‫بهت فرصتی میدم تا از ‫تاریخ‌ مرگ جون سالم به در ببری

‫- رودخونه قرمز به آتش‌فشان منتهی میشه ‫- دنیا به آخر میرسه و می‌دونیم چطوری

‫اتفاقی که در نیویورک در حال رخ دادنه، ‫با هر چی که از طرف همکاران اطلاعاتیت ‫

‫در سرتاسر دنیا می‌شنوی، ‫مطابقت داره

‫مفهومه، خانم وزیر ‫شخصا ازش مطمئن میشم

‫اگه قرار نیست من برم خونه، ‫مهره‌‌مم جایی نمیره

‫چرا اینجا نیست؟ بیارش تو

‫هیچ تغییری در تصاویر مادون قرمز ‫ایجاد نشده؟

‫مهم نیست چیکار کنیم ‫داره همچنان گسترش پیدا می‌کنه

‫معلومه. بهتون که گفته بودم

‫سانوی، به اندازه‌ کافی سخت کار نمی‌کنی

‫وزیر دفاع تنها به یک دلیل ‫این آزمایشگاه رو درست کرده

‫آره، دقیقا. ‫برای زندانی کردن من

‫تو زندانی نیستی ‫یه مهره‌ای با دیدگاهی ارزشمند

‫مهره‌ای که نمی‌تونه جایی بره ‫نمی‌تونم با کسی تماس بگیرم

‫نمی‌تونم هیچ کاری کنم بدون اینکه دوربین‌ها ‫تمام حرکاتم رو دنبال کنن

‫ما با یه رویداد منجر به انقراض طرفیم

‫عموم هیچ اطلاعی ندارن ‫که یه فعالیت لرزه‌ای حاکی از چیه

‫اگه می‌خوایم از هراس جمعی اجتناب‌ کنیم ‫نباید چیزی بدونن

‫می‌دونی چیه؟ اگه مسافرها از ‫قضاوت نهایی جون سالم به در نبرن

‫زندگی بشریت تا دو روز دیگه ‫به پایان میرسه

‫ببین، ما می‌دونیم چرا ‫و چطوری این آتش‌فشان به وجود اومده

‫داره به علائمی از فرکانس خداوند ‫واکنش نشون میده

‫ببخشید، فرکانس فرا پایین

‫پس می‌تونه استدلالی باشه بر اینکه ‫اگه بتونیم فرکانس فراپایین رو مسدود کنیم

‫ممکنه بتونیم جلوی انفجار نهایی ‫آتش‌فشان رو بگیریم

‫چطوری می‌خوای فرکانس فراپایین ‫رو مسدود کنی؟

‫با استفاده از پالس الکترومغناطیسی

‫جالبه

‫بریم دنبال اثبات معنایی ‫که شدنیه یا نه

‫جعبه سیاه فرکانس فراپایین ‫ساطع می‌کنه، نه؟

‫ببینید یه انفجار الکترومغناطیسی ‫روش اثر می‌کنه یا نه

‫تروی، اینطوری همه داده‌هامون رو ‫پاک می‌کنی

‫اگه این آتش‌فشان در سرتاسر دنیا ‫منفجر بشه، اطلاعات به چه دردی می‌خورن؟

‫این می‌تونه تنها امیدمون باشه

‫هر زندگی ارزش زیست... ‫هر زندگی ارزش زیست...

‫هی، هی، آروم باش. آروم باش

‫یه مقدار آب می‌خوای؟ آسپرین چطور؟

‫نه، خوبم

‫خوب؟ کل، خیلی خسته به نظر میای ‫حداقل یه کاری برای کنترل دردت کن

‫نه، وقتش رو ندارم. چند تا ندا ‫دریافت کردم. نمی‌خوام فراموش‌‌شون کنم. بریم

‫کل

‫خیلی خب همگی. جمع شید ‫یه عالمه کار داریم

‫آلیو و ایدن کجان؟

‫سفر میدانی. امروز نقش ‫زندگی عادی رو بازی می‌کنن

‫خیلی خب، کل. منتظریم. ‫چه خبره؟

‫کاپیتان آموتا

‫نشستم رو صندلیت و یه مسابقه دیدم ‫شبیه به ترکیب باچی و بیسبال

‫کریکت. جوونیام تو جاماییکا ‫بازی می‌کردم

‫چند تا زمین کریکت داخل پارک پراسپکته ‫مامانم همیشه می‌بردم اونجا

‫خیلی خب، عالیه ‫از اونجایی که با منطقه آشنایی

‫چرا آموتا رو امروز به گروه تو ‫محول نکنیم؟

‫موقع خروج از تونل مراقب باش

‫و یادتون باشه، اگه کسی شناسایی‌تون کرد ‫و متوجه شد که مسافرید...

‫جدا می‌شیم و به سه روش متفاوت ‫حمل و نقل عمومی برمی‌گردیم

‫میک، از طرف تو هم دریافت کردم

‫"هر زندگی ارزش نجات داره" ‫یا حداقل فکر می‌کنم این چیزی بود که شنیدم

‫ایرادی نداره. خودم پیداش می‌کنم

‫یه چیزیم در مورد صندلی ۱۲اف ‫پیدا کردم. کیه؟

‫- آره، منم ‫- هی، خیلی خب. دیدم...

‫"هر زندگی ارزش نجات داره" ‫یادم...

‫شبیه پوسترهای مراکز جذب نیروئه

‫"جرئت رویاپردازی داشته باش" ‫"بهترین خودت باش"

‫همسرم برای ناهارم گرلاندو آورده ‫محل کارم. این افتخار رو مدیون چی هستم؟

‫برای اینکه بدونم امروز چه روزیه ‫نیاز به همدلی نبود

‫و پیش خودم گفتم ‫بدت نمیاد یکی بیاد دنبالت

‫لطفت رو میرسونه اما...

‫اما هیچی. زیک، روزهای تولد ‫سخت می‌گذرن

‫خودم می‌دونم

‫تولد کلویی مثل جشنواره ‫ماردی گرا بود

‫خاص بود

‫به هر حال، تولد خواهرم ‫نصف دلیلشه

‫مسئول این کارآموز تازه‌وارد شدم ‫بچه‌ی دردسرسازیه، به یه مرشد نیاز داره

‫ظاهرا در و تخته جور شدن

‫آره، بایدم اینطوری باشه ‫به جز اینکه تمام روز فکرم مشغول بود

‫و.. گند زدم

‫بچه داشت تازه شروع به یادگیری می‌کرد ‫که الکی بهش پریدم

‫یه ایده‌ای دارم

‫اوه، چی مثلا؟

‫یه قلم بردار. یالا

‫فکر می‌کنم کال اشتباه شنیده ‫فکر نمی‌کنم منظورش نجات دادن باشه، زیستنه

‫"هر زندگی ارزش زیستن داره"

‫- می‌دونم باید برم کجا ‫- خیلی خب. می‌خوای منم بیام؟

‫- یه جورایی باید تنهایی انجامش بدم ‫- این یکی خیلی شفاف بود

‫یه صدای اره بود

‫و یه طوفان با بارون و صاعقه

‫متاسفم، برای پیگیری چیز زیادی نیست اما...

‫انشالله که کافیه

‫گروه من می‌تونه همراهت بیاد

‫تا وقتی که یه نفر بتونه ‫هنری رو داخل آزمایشگاه پوشش بده

‫منم ندایی دریافت نکردم ‫خوشحال میشم کمک کنم

‫عالیه. هنری. به من و آسترید ‫ملحق شو

‫آسترید اینجا نیست

‫خب، دارم میرم دریا رو ببینم ‫یه سرم به آسترید میزنم

‫لطفا

‫شما هم بهتره زود بزنید بیرون

‫خیلی خب. ممنون همگی. ‫همین بود

‫هی کل، باریکلا

‫چیز دیگه‌ای نیست؟

‫راستش، یکی هم در مورد تو دیدم

‫یه صدای وز وز

‫با یه مشت عدد که نتونستم ‫ازشون سردربیارم

‫با یک یک دو یک شروع میشد

‫یک، یک، دو، یک؟ ‫یک به اضافه کد پستی منطقه

‫هیچ ایالتی با کد منطقه‌ای ۱۲۱ نداریم

‫شاید یه تاریخه. ‫۲۱ نوامبر

‫می‌تونه سال ۱۱۲۱ باشه

‫شاید با یه چیزی از تابلوی افسانه شناسی ‫مطابقت داشته باشه

‫یک، یک، دو، یک

‫اول کدپستی نیویورکه

‫ونس، به کمکت در این مورد ‫نیاز دارم

‫عه

‫مجبور نبودی همراهم بیای ‫امیدوار بودم استراحت کنی

‫استراحت کنم؟

‫خب نه با این بچه‌ی عزیزی که ‫تمام شب لگد میزنه

‫- انقدر بده؟ ‫- نه خیلی خوب، نه خیلی بد

‫گمونم برای اتفاقی که پیش روئه ‫آماده‌م می‌کنه

‫جفتمون رو آماده می‌کنه

‫با فرض بر اینکه مسافرین کارشون رو ‫انجام بدن تا بتونیم بفهمیم چی در راهه

‫جی، بیخیال. دوباره این موضوع؟

‫همه ماه‌هاست ندایی دریافت نکردم

‫همه که نداهاشون رو رمزگشایی نمی‌کنن

‫و هر چقدر کل ضعیف‌تر بشه ‫نداها ضعیف‌تر میشه

‫داستان چیه؟ این حرف‌ها از کجا میاد؟

‫دریا، دو روز بیشتر وقت نداریم ‫همین

‫دو روز وقت داریم تا شرایط رو تغییر بدیم

‫وگرنه ممکنه هیچوقت فرصت ‫ملاقات با بچه‌مون رو پیدا نکنیم

‫آسترید!

‫دریا! دریا!

‫به پهلو بخوابونش. ظاهرا اوردوز کرده ‫نمی‌خوام خفه بشه

‫فکر می‌کردم چندتا قرص بیشتر ‫براش باقی نمونده

‫دو تا قرصم روی زمینه. با چند تا ‫قرص ضد اضطراب نمیشه اوردوز کرد

‫بعید می‌دونم نارکان جواب بده

‫بهتره یه راه دیگه پیدا کنیم ‫چون نفس نمی‌کشه. کمکم کن

‫یالا، آسترید. یالا

‫« مترجم: نیما نعیمی » ‫.:: LightWorker ::.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫می‌دونم قرار نیست همه‌مون ‫زنده بمونیم

‫اما این احمق‌ها نباید یه کم بیشتر تلاش کنن

‫تا مسیرشون به سمت بهشت ‫رو هموار کنن؟

‫اگه جای تو بودم، روی رستگاری خودم ‫تمرکز می‌کردم

‫رستگاری خودم؟ ‫من مثل ددی‌ وارباکسم

‫جای من در راس گروه ایمنه

‫تو جهان رو مادی می‌بینی ‫اما ما بهش ایمان داریم

‫به آنجلینا و تصمیماتش ایمان ‫داشته باش

‫یا شایدم به برگزیده‌مون باور نداری؟

‫من مثل سائول یا پائول يا ‫هرکدوم از بچه‌هاییم که باور داره

‫فقط برام سواله، ‫چرا یه نفر باید بذاره بره؟

‫مخصوصا دختر نگرانی مثل آسترید

‫هر دلیلی که برای رفتن داشته، ‫با من درمیونش نگذاشته

‫واقعا این‌کارو کرده؟

‫رفته؟

‫طرف یه مورد تحقیقاتی خوب برای فرویده ‫از نظر روانی درب و داغون بود

‫تنها چیزی که می‌تونست آرومش کنه ‫قرص‌هاش بود

‫اتفاقی یکیش رو روی زمین ‫پیدا کردم

‫این چیزیه که می‌دونم

‫دنیا تا دو روز دیگه به پایان میرسه ‫و فقط هشت نفر می‌تونن نجات پیدا کنن

‫به جای اینکه نگران دیگران باشم ‫ترجیح میدم دعا کنم

‫پیشنهاد می‌کنم تو هم این کارو کنی

‫آسترید! آسترید! ‫صدام رو می‌شنوی؟

‫آسترید!

‫خدا رو شکر که روز آموزش احیا ‫حواست رو جمع کرده بودی

‫آره، هنوز خیالمون راحت نشده ‫باید ببریمش بخش درمان

‫خیلی خب، چند لحظه استراحت کن ‫بفهم همین الآن چیکار کردی

‫تو هم بی‌دست و پا نبودی

‫خب، خبر خوب اینه که فقط ‫ده تا منطقه‌ی پستی در بروکلین داریم

‫که با کدپستی ۱۱۲۱ شروع میشه

‫پس خبر بد چیه؟

‫خبر بد اینه که اون ۱۰ منطقه ‫شامل هشتاد بلوک میشه

‫پس رمزگشایی نداهای من ‫مثل پیدا کردن سوزن تو انبار کاهه

‫می‌تونم برگردم تو هواپیما

‫- نه، کل... ‫- چه گزینه‌های دیگه‌ای داریم؟

‫ممکنه گزینه‌ی دیگه‌ای لازم نداشته باشیم ‫فکر کنم سوزن رو پیدا کردم

‫حکم تخریب تمام این بلوک سال‌ها پیش

‫به عنوان املاک برجسته صادر شده

More Farsi Persian subtitles for Manifest

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left