Pierwsze 200 wierszy.
...آنچه گذشت
ما آژانس کارآگاهان جوان مرده هستیم
...اون مغز بازیه
منم بازوی کار...
ما روحیم، و معماها رو حل میکنیم
ازتون میخوام که به دوستم، کریستال، کمک کنید
چرا یادم نمیاد؟
احتمالاً یه اثر جانبی کوتاه مدت از تسخیر شیطانیه
.اون اصلاً نباید اینجا باشه چرا اینجاست؟
فکرش رو بکن که اگه توی پروندهی عروسکِ گریان یه غیبگو داشتیم
میتونه توی امور زندهها هم بهمون کمک کنه
.این دختر زندهست باید بهش کمک کنیم
خوب نیست یه سر از شهر بریم بیرون؟
ببخشید؟
اتاقی برای اجاره دارید؟
تو میخوای اجارهش کنی؟ - اوهوم -
سلام
اوه
.طلسم اسارت یکی از حقههای خودمه
حالا، باید یه دختر گمشده رو پیدا کنم
پس درمورد این جادوگر بهم بگو
سلام
من «استر»ام
!بکی» این پایینه»
شما سه نفر توی بد دردسری افتادید
و روحتون هم خبر نداره
شما دو تا پسرای شیطون رو پیدا کردم
مگه نه؟
پس من اون جادوگر شیطانی رو با یه تشک بادی توی دفتر معاوضه میکنم، درسته؟
فکر خیلی خوبیه، کریستال
درموردش حرف میزنیم
هی، گربه
اومدی خداحافظی کنی؟
هیچجا نمیرید
دوست باکلاست از جادو روی یه گربه استفاده کرده. باید پاسخگوی کارش باشه
یه کارآگاه خوب برای حل یه پرونده هر کاری که لازمه رو انجام میده
حالا، برو کنار
.شاه گربه عصبانیه شما رو میبریم پیشش
ادوین؟
دقیقاً چیکار کردی، رفیق؟
خیلیخب
،این یه موضوع دیپلماسیه پس اجازه بدید من صحبت کنم
دیپلماسی؟ اینا فقط یه دسته گربهان
خیلی از اون خوششون نمیومده، نه؟
چی شده؟ فقط یه دسته گربهایم
ما برای دیدن شاه گربه دعوت شدیم
سلام
همهی گربهها میتونن اون کار رو بکنن؟
«همهی گربهها میتونن اون کار رو بکنن؟»
البته که نه
من یه شاه گربهام
مشخصه که تو مغز این گروه نیستی
ببخشید، به این زودی حوصلهام سر رفت
کدوم یکیشون از جادو روی تو استفاده کرد؟
همون لاغرمردنی که جرات داشت با شما حرف بزنه
اوه
،ما کارآگاهان جوان مردهایم ...داریم یه معما رو حل میکنیم
برام مهم نیست
استفاده از جادو روی گربههای من یه فاجعه از طرف توئه
...ما
باید در مورد تخلفت بحث کنیم
به صورت خصوصی
هی
اون با تو هیچجا نمیاد
چارلز، بیا اینجا
شاید گفتگو بهترین گزینه باشه
من با چارلز موافقم. بیایید فقط گربهها رو با لگد بزنیم تا زمانی که برسیم به بیرون
میخواید در نهایت مثل اون بشید؟
ناگفته نمونه که خراشهای پنجههای گربهها برای ارواح مثل سمه
و گربههای زیادی اینجا هستن که انگار این رو میدونن
از قیافهاش خوشم نمیاد
من کامل قادر به مدیریت این موضوعم
...پس
همین الان رازهایی درمورد میگید
جرات نداری کار عجیبی انجام بدی
هوم
...خب
مجازاتت باید چی باشه؟
چارلز کجا رفت؟
چارلز. اوه
شما دوتا دوستی خاصی دارید؟
ما بهترین دوستای هم هستیم، اگه باید بدونی
اوه، عجب، باشه
باشه. نیازی به انجام اون کارها نیست
اینجا یه فضای امنه
پادشاهی من فقط در مورد آرزوها و لذته
تو من رو تهدید به مجازات میکنی
خب، اونا موضوعات متناقضی نیستن
...خب
میتونیم داستان این افسار جادویی رو جمعش کنیم؟
متاسفانه، من آسیبی توی یه طلسم کوچیک نمیبینم
جدی؟ نمیبینی؟
تو به طرز عجیبی خیلی خوشتیپی
تو من رو مجذوب خودت میکنی
من شیفتهی تو شدم
این دیگه چه کوفتیه؟
اوه، اون؟
خب، مجازات توئه
این یه طلسم حصره
...تو رو
توی این شهر نگه میداره
...توی
پادشاهی من
.نمیتونی اینجا رو ترک کنی ،نه با ماشین، نه با قایق، نه با هواپیما، نه با قطار
و قطعاً، صد در صد نه از طریق آینه
شما ارواح کوچولوها خیلی حیلهگرید
قابل قبول نیست
بیزحمت برش دار
ما نمیتونیم اینجا بمونیم. خطرناکه
.اوه، ادوین خودت چی بهم گفتی؟
«من آسیبی توی یه طلسم کوچیک نمیبینم»
،ببین، به محض اینکه تو من رو خوشحال کنی خود به خود جدا میشه
و چه چیزی تو رو خوشحال میکنه؟
تقریباً مطمئنم که میتونیم یه چیزی پیدا کنیم
اما میبینم که این به حساسیتهای قدیمیت توهین کرده
ببین، من یه شاه گربهی منصف و راضیشو هستم
پس یه راه دیگه جلوی پات میذارم
،تمام گربههای پورت تاونزند رو بشمار بعدش دستبند جدا میشه
همهی گربههای پورت تاونزند رو بشمارم؟
!ادوین
حالت خوبه، رفیق؟ کجا بودی؟
فقط چند لحظهست که رفتم
نه، چند ساعته که رفتی
اون چیزی که روی مچ دستته چیه؟
« کـاراگـاهـان جـوان مُـرده »
«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB
فکر میکنی با این کار در میاد؟ - تو سعی کردی قفل رو باز کنی -
.نمیتونم از طریق آینه به دفتر برم از سفر آینهای خبری نیست. پیشنهادات دیگهای ندارید؟
.میتونی شروع به شمارش گربهها بکنی یعنی با نهایت سرعت اونا رو بشماری
.اون شاه گربه کار راحتی بهم نمیده اون یه حقهبازه
درسته. اون همکار محتاط من رو فریب داد تا بهش اجازه بده اون دستبند رو بزنه به دستش
اوه
داریم به تصمیمات بد اشاره میکنیم؟
،تو یه جادوگر تسخیر کردی
که ما رو در معرض انتقام توی جهان پس از مرگ قرار داد
میدونی که تسخیر کردن موجودات زنده آلارمها رو به صدا در میاره
و با این حال هیچ اتفاقی نیُفتاد
تو همیشه روی بدترین نتیجه تمرکز میکنی
.اگه گرفتار بشیم تو به جهنم برنمیگردی فقط ردش میکنی و میری
هی، ما نمیدونیم که جهان پس از مرگ من چطوره
و همچنین، من بدون تو جایی نمیرم
،و تا زمانی که اون دستبند در نیاد هیچکس هیچجا نمیره
شاه سبیل دیگه چی گفت؟
هیچی
بهتون که گفتم، سریع تموم شد
،باشه. به تلاش فوقالعادهت احترام میذارم
اما آسیب رسوندن به وسایل من هیچ نتیجهای برامون نداره
اوه، این رو دوست داری، نه؟
وای خدا. شروع شد
کدوم قسمتش رو دوست دارم، ادوین؟ هوم؟
اینکه یه جادوگر دنبالمه، یا اینکه توسط دوستپسر سابق اهریمنیم مورد آزار و اذیت قرار میگیرم؟
نه، حق با توئه
من عاشق گیر افتادن توی یه شهر غریبم
که به معنای واقعی کلمه صفر درصد شانس پیدا کردن والدینم رو دارم
!اینقدر نکوبید به در و دیوار
نمیدونم چه جور ،مشکل مزخرف بزرگی اینجا دارید
فقط بیسر و صداتر انجامش بدید
تلاش میکنم صبور باشم چون احساس خیلی قویای دارم
که تو جای دیگهای برای رفتن نداری
پس آروم باشید
میخوای باعث بشی من رو پرت کنن بیرون
یا میتونی بری
،من کسیام که دستبند شیطانی داره پس با خیال راحت میتونی سوار کشتی بعدی بشی
نه، جدی نمیگه
اوه، نه، جدی گفت - آره، جدی گفتم -
و قبل از اینکه حرف بدی بزنم از اینجا میرم
مثلاً به این اشاره کنم که تو خیلی خودشیفتهای
که غرور فوقالعاده بزرگ تو رو میشه از فضا دید
نگو - نمیخواستم چیزی بگم -
!نامه دارید
باشه
نباید اینقدر دزدکی ...پشت سر ما ظاهر بشی، اما
نامه
.لازم نیست نامههای آژانس رو بیاری اینجا زیاد اینجا نمیمونیم
نامه به هر جایی که هستید فرستاده میشه
.اخمات رو باز کن، رفیق فقط چند ثانیه طول میکشه
تا شهرت ما اینجا توی پورت تاونزند پخش بشه
نیازی نیست توی این شهر شهرتمون پخش بشه
باز هم میگم، اینجا نمیمونیم
خب، همهشون آگهی نیستن
ببین، یه مغازهی جادویی
بریم اون دستبند رو بدیم به یه حرفهای تا بررسیش کنه
تلاش میکنم صبور باشم» «چون تو جای دیگهای برای رفتن نداری
من جایی برای رفتن دارم
...و احتمالاً یه خانواده هم دارم. من فقط
فقط یادم نمیاد
اوه، گندش برنن. شرمنده
...نه، من
!وای خدا. پشمام
!اوه، کمک! کمک! جینی
میدونی، این فروشگاه واقعاً حرف نداره، تراژیک میک
آره
برای یه گراز دریایی نفرین شده که شبیه یه مرد توی خشکی گیر افتاده بد نیست
و این دستبند هم در نمیاد
درسته، تو یه شیر دریایی نفرین شدهای
باحاله
با قفسههایی پر از وسایل جادویی و هیچکدوم به درد نمیخورن؟
آره. این یکی از اون جادوهاست که فقط اجرا کنندهی طلسم میتونه لغوش کنه
عالیه
خب، اینجا شانسی نداریم
No comments yet. Be the first to leave one.