Pierwsze 200 wierszy.
"اقتباس یافته از "آشیانه ی شکسته اثر رابیندرانات تاگور
.:.:.چـارولاتــا.:.:. *همسـر تـنـهــــا*
:بازیگران سومیتـرا چـاترجـی
مـادابـی موکـرجـی
شـایلـن موکـرجـی
شیامال گهوشال گیتالی روی
سومیتـرا سـن بانکیم گوش
:فیلمبـردار سوبـراتـا میتـرا
:تهیه کننده بـانسـی چـانـدراگـوپتـا
:تـدویـن دولال دوتـا
:صـدابـردار نـریپـن پـال
.:.:.گروه ترجمه ی فیلم باران تقدیم میکند.:.:. www . baranmovie . tv
:شـاعـر رابینـدرانـات تاگـور
:تهیه کننده ر. د. بانسال
:نمایشنامه نویس، آهنگساز و کارگردان ساتیـاجیـت رای
رودرو؟
رودرو؟
.دارم میام خانم - مگه کری؟ -
،ساعت از 4 گذشته .چایی رو ببر دفتر
...بانکیم، بانکیم
.کاپالکوندالا *رُمانی از بانکیم چاندرا*
بهت گفتم یه نامه از اومپادا به دستم رسیده؟
.نه
واسه تو نامه ننوشته؟
تا حالا کِی شده داداشم واسم نامه بنویسه؟
وظایفش رو بعنوان برادر زن .درست انجام نمیده
...پرسیده بود اینجا براش کاری هست
...با خودم فکر کردم که اگه یه مباشر داشتم
...از نظر مالی هم که مشکلی ندارم
اون از پسش برمیاد؟
،چرا نتونه؟ کارِ سختی نیست .و خودمم اونجا هستم
.اون هیچوقت نمیتونه حواسشو سرِ یه کاری بذاره
.میتونه
.ازش خواستم بیاد
،تا وقتی یه نفر مسئولیتی نداشته باشه !چطور میتونیم درباره اش قضاوت کنیم؟
میخوای بازم برات غذا بکشم؟ - نه -
.خیلی کم غذا میخوری
واسه همینه که میتونم اینهمه .کار کنم، چارو
.وگرنه در روزنامه تخته میشد
درسته؟
من تنبلم؟ بدرد نخورم؟
کی اینو گفته؟
:انگلیسیها یه اصطلاحی دارن "پولدارِ تنبل"
.میخوام ثابت کنم اشتباه میکنن
اینکه پولدار باشی معنیش این نیست که تنبلی، درسته؟
تو که حسرتِ چیزی رو نداری، نه؟
چطور مگه؟
.چون من پولِ زیادی واسه روزنامه خرج میکنم
...همین چند روز پیش
.یه ماشین چاپِ جدید خریدم
حسرت واسه چی؟
...تو همچین کارای خوبی میکنی
.و واسه خودت نام و آوازه در میکنی
.هرچی باشه خب گرسنه نموندیم
...میدونی، وقتی اسمِ این شورن بانرِجی رو میشنوم .اوووف
.یه روز این تجارتِ سیاسی رو برات توضیح میدم
باشه؟
...شاید قدرتِ عقلانی در راهِ خود"
.خوب باشد
...،ولی این تعالیِ عقلانی نیست
.که بزرگیِ شخص یا جامعه را تشکیل میدهد
...این انرژی، حسِ میهن پرستی
...از خودگذشتگی برای انجام وظیفه
...،طرفیتِ فداکاری
...،احترام گذاشتن بصورت پایدار به حقیقت
"...اینهاست که
.فقط دو دقیقه دیگه چارو .میدونم خیلی دیره
.نیومدم که دستپاچه ات کنم
.بگیرش
اینو خودت درست کردی؟
.دفعه ی دیگه کفش راحتیت رو گلدوزی میکنم
کِی وقت کردی؟
.چیزی که من زیاد دارم وقته
،تو خیلی تنها هستی مگه نه؟
.اوه، دیگه بهش عادت کردم
تنهایی چیزی نیست که .بشه بهش عادت کرد، چارو
شوآرنالاتا رو خوندی؟ - چی؟ -
شوآرنالاتا
چرا میخندی؟
.من چارولاتای خودمو دارم
.هیچی دیگه هم نمیخوام
...نمایشنامه، رُمان، شعر
نیازی به این چیزا ندارم، فهمیدی؟
:حالا یه چیزی بهت میگم
...به برادرت نامه مینویسم
و ازش میخوام همسرش رو هم .با خودش بیاره
خوبه؟
.بعد میتونین با هم باشین
.گشنیز
.دل
.گشنیز
.خشت
خشت؟
!خشت
.یه دست دیگه .برو بریم
.دل
.خشت
.دل
.پیک
.خشت
.یالا، بازی کن
کولفی؟ *بستنی یخی سنتی هندی*
.کولفی رو بیخیال، بازی کن
!پیک
.یه دست دیگه
،بهت که گفتم .نمیتونی منو شکست بدی
.این بازی فقط شانس میخواد، نه عقل و هوش
.اراده میخواد
:همیشه به شوهرم میگم ...تو اراده نداری"
"...واسه همینه که هیچوقت .گشنیز
.گشنیز
.پیک
.دل
.پیک
.خشت
.دل
.گشنیز
.دل
.یالا، گشنیز
!لعنتی... پیک
.بجنب، دل میخوام
!وای نه
.فقط 3 تا کارت مونده
.یالا
!اینم اراده، خدمت شما
.باید ساعت از 4 گذشته باشه
میری به رودرو بگی چایی رو ببره؟
!وای خدا - خیلی خب، میرم -
.ولی مستخدمت کَره
.هیچوقت دفعه ی اول جواب نمیده
.رودرو، چایی ببر دفتر
!خواهر شوهر
!طوفان داره میاد
!همه چیزو بیار تو، زود باش
!درود بر کریشنا، قاتلِ اهریمنان
آماندا مت رو خوندی؟
مهلتِ پرداختت امروزه؟ - پسر عمو کجاست؟ -
.تو دفترشه - !روزنامه همچنان مقاوم و برقراره؟ -
!درود بر کریشنا
چی شده؟ - .اینا رو ببین -
!خدای بزرگ
!تویی؟ چطور شد اومدی اینجا؟
قبلاً هم اومدم اینجا .ولی واسه مادرم
حالِ مادرت چطوره؟ - خوبه، اون چایی مالِ کیه؟ -
.بخور، بخور
همه شونو گرفتی؟
.به رودرو بگو یه چاییِ دیگه بیاره
خب؟
بگو ببینم برنامت چیه؟
.اینکه آویزونِ تو باشم - ،اینو که از قبل هستی -
دیگه چی؟ - ...گذشته از اون -
...میخوام استراحت کنم
...به نوشتن ادامه بدم و
و چی؟
.و بازم استراحت کنم
.اینکارو نمیتونی بکنی
.این "بازم استراحت کنم" رو باید بیخیال بشی
.تو باید کار کنی - کار؟ -
!اوه، این کلمه ی نفرین شده
.میزنم تو گوشِتا، بیا بریم - کجا؟ -
.بیا نشریه ی منو ببین
اوه، تو هم اینجایی؟
.اوما مثلِ تو نیست .واسه "سنتینل" کار میکنه *.سنتینل: به معنای نگهبان، اسمِ روزنامه شان است*
.بیا بریم .زود برمیگردیم
.فقط دو ساعت ویراستاری در روز
من حتی نمیدونم "سِل ریوی" رو !با چه "س" یی مینویسن؟
.نیازی بهش نیاز .فقط مشکلات سیاسی
.بیا یه نسخه رو ببین
.هی مواظب باش! هنوز خیسه
.چه اسمِ قشنگی - .ایده ی نیشیکانتا بود -
:این شعارِ منه "حقیقت زنده میمونه"
ولی این روزنامه هم زنده میمونه؟
،مهمترین بخشو از دست دادی .سرمقاله ام رو
این چیه؟ انتقاد از دولت؟
چرا که نه؟
چرا که نه آمال؟
چرا به افغانستانِ لشگرکشی کردن؟
.چون آبروی انگلستان در اروپا به خطر افتاده
.ولی ضررش رو هند متحمل میشه
چرا؟
باید از اینکار حمایت کنیم؟
اونوقت رساله ی خبرنگاری چی میشه؟
.سه سال میگذره و هیچی رو تغییر ندادن
و برنامه ی خدماتِ اجتماعی چی؟
عملکردِ ارتش چی؟ مالیاتِ نمک؟ مالیاتِ اجاره؟
.دولتِ انگلستان داره این کشور رو اداره میکنه .ختمِ کلام
...ولی تو این کارِ حکومت به کشور
.هندیها هیچ حرفی برای گفتن ندارن
چرا؟ .چون نماینده ای ندارن
.اونا هیچ حیطه ای براش نذاشتن اشتباه میکنم که محکومشون میکنم؟
اگه توقیفت کنن چی؟ - چرا؟ -
معنیِ رک و راست حرف زدن .که خیانت و ناسپاسی نیست
.خدای بزرگ... این اغتشاشه
!من خودمو درگیر نمیکنم
...طوفانِ امروز خساراتِ زیادی
.به تراموای شهری وارد کرد
سفارشِ تبلیغات گرفتی؟
فقط یکی .هالووِیز پیلز
یه قراردادِ سه ماهه .چون شخصاً رفتم
...باتگِیت، استن استریت هیچکدوم از داروسازهای بزرگ نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.