Pierwsze 200 wierszy.
گیل اوسول
گیل اوسول
باید حرف بزنیم
چرا گوشیتو جواب نمیدی؟ نگرانت شدم
هیچ حرفی ندارم
برو خونه
باید بهم بگی چرا یه دفعه ای اینجوری رفتار می کنی
چرا خودت می بری می دوزی که به هم بزنیم؟
... حداقل باید دلیلشو بدونم
لطفا بهم بگو
هر چه قدر دلتون می خواد حرف بزنید
منم میرم خونه
گفتم که خسته شدم از همه چیز خسته شدم
چرا از دستم خسته شدی؟
باید یه دلیلی باشه خب
تا همین دیروز مشکلی نداشتیم
نه ، تا لحظه ای که اومدی دیدنم مشکلی نداشتیم
اشتباه می گم؟
خیلی خسته شدم
... وقت گذروندن باهات
خیلی سخته
با اینکه مناسب هم نیستیم الکی سعی می کردم
... و
بی خیال ، از همه چیز خسته شدم
پس دیگه اینجوری نیا دم خونه ام
دیگه هم بهم زنگ نزن
اگه نتونم چی؟
من هنوزم دوستت دارم
و به نظرم تو حرف هات از ته دلت نیست
اگه نتونم چی؟
اگه باهات به هم نزنم چی؟
فکر کن ببین چی دلت می خواد
چون من حرف هام از ته دلم بود
جانم ، باید خوشمزه باشه
بیا بخوریم
بخور لطفا
واقعا .. میل ندارم
شنیدم از دیروز لب به چیزی نزدی
می خوای همینجوری از کنار مشکل اودل بگذری؟
یه هفته وقت داره درخواست محاکمه ی مجدد بده
بیا همه چیز رو امتحان کنیم
نمی تونیم الان تسلیم شیم
محاکمه ی مجدد؟
پس بیا بخوریم
وقتی واسه ناراحت بودن نداریم
اگر می خوای واسه محاکمه ی مجدد ... رای به نفعش برگرده
باید یه تکونی به خودت بدی
باید با اراده ی بیشتری هم بجنگی
وای خدا ، لپ هات آب شدن
... پس بیا
بخوریم
بله مربی؟
اودل نیومده مدرسه؟
!واقعا که اودل آروم باش
آروم صحبت کن تا بفهمم چی میگی
عجبا ، چرا می خوای رئیسمون رو ببینی؟
به تو ربطی نداره
ای خدا
رئیس
حرف بزنم AG باید با رئیس اصلی
رفتم شرکتشون ولی منِ یه لاقبا رو راه نمیدن
اگه تو واسطه شی میذارن ببینمش
تو خودتو چی فرض کردی ، اودل؟
چه خبره؟ موضوع چیه؟
لازم نکرده به تو توضیح بدم فقط بذار باهاشون حرف بزنم
بذار باهاشون حرف بزنم
بعدا می بینمت - باشه -
ببرمتون شرکت؟
بریم بیمارستان
! سون گیول
آهای ، سون گیول
بیا بیرون - حرف بزن -
بعد از خراب کردن زندگی بقیه خیلی آرومی
چی میگی؟ چه خبره؟
من زندگی کسی رو خراب نکردم تو کردی
حالا تقصیر من شد؟ - اگر باهاش قرار نمی ذاشتی -
این اتفاق ها نمیفتاد
واقعا همچین کاری لازم بود؟
واقعا لازم بود خانواده اش رو اذیت کنی؟
بابا ، چه خبر شده؟
چی میگه؟ - فکر کردم -
این واسه تو بهتره
بهتره؟ - آره -
مثل کارهای همیشگیتونه
کل زندگیتون همینجور بودید
واسه رسیدن به هدفتون به درد و رنج بقیه اعتنا نمی کنید
بقیه رو نابود و لگد مال می کنید
همینجوری شرکتتون رو ساختید
تا کی می خواید بقیه رو عذاب بدید؟
تا کی می خواید اینجوری زندگی کنید؟
ماشینو روشن کن
همین الان
دیگه بکشید کنار
هر کاری هم بکنید ، بی خیال اوسول نمیشم
.. اصلا
عالی شد
حالا می دونم به چه دلیلی عذرخواهی کنم
هر کاری هم که کنید
... تا لحظه آخر با اوسول
مبارزه می کنم
حادثه ی بازسازی جونگانگ دونگ شیش سال پیش رخ داد
... یکی از قربانی های اون حادثه
مادرِ دختره ست
چی میگید؟ - این رابطه فقط -
بیشتر عذابش میده
... اگر شما برای هم ساخته نشدید
بهتره سریع رابطه اتون رو تموم کنید
به نفع هر دوتونه
بریم
حادثه ی بازسازی جونگانگ دونگ شیش سال پیش رخ داد
... یکی از قربانی های اون حادثه
مادر دختره ست
(رئیس جونگانگ دونگ که بازسازی را متوقف نمی کند اخراج کنید)
خبری از اودل شده؟
اودل
کجا بودی؟ شنیدم مدرسه نرفتی
دارم فرم محاکمه ی مجدد رو بررسی می کنم
با مربیت حرف زدم و گفت می تونیم واسش درخواست بدیم
.. حقمونه که - می خوام تسلیم شم -
اودل - دلتونو صابون نزنید -
بی خیال میشم بره
این لیست افرادیه که به کمیته ی انضباطی اودل اضافه شدن
محض احتیاط لیست رو چک کردم و بودن AG طبق انتظار از
اگر برای محاکمه ی مجدد اینو ... لحاظ کنید
می تونه کمک کنه
با مدارکی که تحویل داد من درخواست محاکمه ی مجدد دادم
ما هر جوری شده تلاشمونو کردیم حالا باید صبر کنیم ببینیم چی میشه
اوضاع درست میشه ، نگران نباش
مستقیم میری خونه؟
نه ، باید برم سرِ کار نیمه وقتم
کار نیمه وقت؟
یه دفعه ای؟
وقتی خونه می مونم ذهنم خیلی مشغول میشه
باید یه جوری خودمو از دست فکرهام خلاص می کردم
الکی به خودت زحمت نده
... خوب نیست برای فراموش کردن
از خودت زیادی کار بکشی
مرسی که کنارم موندی
به خاطر تو نبود ، من که نمی دونستم چیکار می تونم بکنم
داره دیرم میشه ، باید برم
تو خونه می بینمت - باشه -
ممنون - خداحافظ -
اوسول - اوسول -
اوسول - بچه ها -
... شما چطور
تو باید بری
ببخشید خیلی معطلتون کردم
چرا اون روز اودل اومده بود دمِ شرکت؟
واسه دیدن تو نیومده بود
اودل کجا اومده؟ کِی؟
چند روز پیش بود
راستی ، رئیس یه ربط هایی به داره؟ AG شرکتِ
اودل به رئیس گیر داده بود ... که بذاره رئیسِ
رو ببینه AG شرکت
یعنی شایعات درست بودن؟
مردم می گفتن رئیس یا نوه ... یا بچه ی نامشروعِ
ـهAG رئیسِ شرکت
اوضاع بین تو و رئیس چطوره؟
چی؟
آها
این روزها زیاد سرِ دماغ نیست
اون روز ، لیز خورد و از پله ها افتاد
تا حالا انقدر حواس پرت ندیده بودمش
چیزی شده؟
تو حتما یه چیزی میدونی
هووم؟
... ما
به هم زدیم
چی؟
واقعا نمی دونم این روزها حالش چطوره
فردا؟
آره ، می تونم
همین فردا فقط جایگزین بشم؟
باشه
خدافظ
وایسا ، تو میله ی اتوبوسمی
اولین باره اتوبوس سوار می شم
بدک نیست
گفتم خودتو خسته نکن ، چرا انقدر سخت کار می کنی
... کار نیمه وقت و درس
چی شده؟ - چراغ برق -
خراب شده بود
حتما یه نفر گزارش داده درستش کنن
بریم
خیلی خب
بازم می بینمتون
باشه ، می بینیمتون
بیشتر و بیشتر خودشو می شوره
چند روزه نه غذا خورده نه خوابیده
خودشو غرق کار کرده
... این وضع
واسش خطرناکه
که اینطور
این وقت شب کجا میری؟
... اگه بلایی سر سون گیول بیاد
همش تقصیر شماست
دیر کردی
باز چرا اومدی اینجا؟
برو
"چرا؟"
No comments yet. Be the first to leave one.