The Walking Dead

The Walking Dead

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 2

Informacje o wydaniu

The Walking Dead S02E03 Save the Last One 720p WEB-DL AAC2 0 H 264-CtrlHD
Komentarz od DownloaDs
ترجمه شده توسط تی وی سنتر

Tagi

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
HD
Opublikowano: 2011-11-07
Pobrania: 73
Dla niesłyszących: Yes

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

The Walking Dead S02E03 "Save The Last One"

...ريک، الان

بايد محکم باشي

... لوري تو

منظورم اينه که، يه افسانه اي بود

تا حالا درباره اون موقع که شين سوييچ ماشين کينگزلي رو دزديده بود بهت گفتم؟

آره

ماشين مدير مدرسه

درست بيرون پارکينگ معلما

وسط روز روشن

شين ساعت ناهارو پيچوند و خيلي تيز رفت سراغ

...هيونداي کينگزلي

ماشينو روشن کرد، يه گرد و خاکي کرد و تو خيابون ديلان يه دور زد

و تا اون مرغداري اونجا رفت

اينو قبلن شنيده بودي نه ؟

رفت تو يکي از اون آغل هاي بزرگ

کينگزلي هر ماه ماشينشو پوليش ميزد

هر هفته ميداد کارواش براش توشو جارو بکشن

شين تو اون آغل بزرگه پارکش کرد

با يه عالمه مرغ رود آيلند قرمز

گوني هاي در بازِ غلات رو چپوند رو صندلي عقب

همه شيشه ها رو داد پايين

و بعدش با تمام سرعت برگشت مدرسه

شيرين 4 کيلومتر بود

به موقع برگشت تا ساندويچشو تموم کنه قبل از اينکه زنگ بخوره

و تا زنگ ميخوره

شين بلند ميشه و وقتي تو راهرو ميره سمت کينگزلي

اون از پنجره نگاه ميکنه و ميگه

مدير کينگزلي

ماشين قراضه ات گم شده

قراضه مث قفس مرغ

منظورتو گرفتم

البته

تو اين داستانو هزار دفعه شنيدي

چيزي که قبلن گفتي، حق با تو بود

شين با تمام چيزايي که دکتر احتياج داره برميگرده

مطمئنم که ميتونه

هرشل گفت بايد يه چيزي بخوري

حال کارل خوب ميشه

خواهش ميکنم ، به خاطر من

بايد خودتو سرپا نگه داري

خشاب اسلحه ام رو ميخوام

ميخوام برم بيرون دنبال دختره بگردم

منم ميام

ميخوام برم قدم بزنم تو جنگل يه آتيشي روشن کنم

اگه اون بيرون باشه يه نشونه اي بذارم که پيدامون کنه

فکر ميکني الان فکر خوبيه ؟ - ديل گير نده -

اون پنجره ها چي پُشتشونه ؟

حدود 6 متر فاصله اس براي پريدن و هيچي هم نيست که بگيري شايد چند تا بوته باشه

بعدش زمين ورزشه - فقط زمان ميخوايم -

بايد بريم اونجا بايد بازشون کنيم و بريم بيرون

من نه ، شايد تو بتوني - هي هي هي -

بيخيال مرد، منو نگاه واقعن فکر ميکني من ميتونم

از بين يکي از اون پنجره هاي تنگ رد شم ؟ بهمون ميرسن

ببين، يه مقدار آتيش بازي راه ميندازيم که بتونيم سرشونو گرم کنيم

تو همينجا بمون من ميپرم پايين و سرشونو گرم ميکنم

بهت فرصت ميده تا برسي اون بالا و از پنجره بري بيرون

و تو کجا ميري ؟

رختکن پايين اون پله ها

به نظر مياد راه خوبي براي تو تله افتادنه

پنجره هم داره و يبشتر به سايز من ميخوره

از يکيشون ميرم بيرون رد گم ميکنم و همديگه رو تو مزرعه مي بينيم

تو يه حرمزاده خُلي نه ؟

فقط دارم سعي ميکنم براي اون بچه يه کاري بکنم

تا سه بشمار و برو

بعد ازاينکه شليک کردم بهت پوشش ميدم

يه راه برات باز ميکنم - باشه -

اوه خدا

خب زنگو بزنيم ؟

منظورم اينه که انگار يکي اينجا زندگي ميکنه

ما قبلن هم از اين موقعيتا داشتيم نه ؟

بايد محتاط ميبوديم

وقتي اومدي تو، دروازه تو جاده رو بستي ؟

آ ... سلام

آره بستيمش

چفتش و اينا رو هم انداختم

سلام خوشحالم که دوباره مي بينمت

ما قبلن همديگه رو ديديم

ببين، اومديم کمک کنيم کاري هست که از دستمون بربياد ؟

گازم نگرفتن دستمو بدجور بريدم

يه نگاهي بهش ميندازيم بهشون ميگم که اينجايين

يه مقدار آنتي بيوتيک و آسپيرين داريم

قبلن يه مقدار بهش دادم اگه کارل بهشون احتياج داشته باشه

بياين تو يه چيزي براتون درست ميکنم بخورين

سلام

سلام

آ ... ما اومديم اينجا خب ؟

ممنون

هرچي احتياج داري بگو

اونا به اين زودي بر نميگردن بايد خودمون يه تصميمي بگيريم

و تصميمت چيه ؟

اينکه پسرتو بدون دستگاه تنفس مصنوعي عمل کنيم

تو گفتي جواب نميده - ميدونم -

خيلي بعيده اما نميتونيم بيشتر از اين معطل شيم

واقعن فکر ميکني ما سوفيا رو پيدا ميکنيم ؟

يه جوري نگاه ميکني

مث بقيه

شماها چه مرگتونه ؟

تازه شروع کرديم به گشتن - خب تو چي ؟ -

اينجا که کوهستان تبت نيست ايالت جورجياس

ميتونه يه جايي تو يه انبار قايم شده باشه

مردم گُم و گور ميشن و نجات پيدا ميکنن

هميشه اين اتفاقا ميفته طبيعيه - اون فقط 12 سالشه -

به درک، من کوچيکتر از اون بودم و گم شدم

نُه روز تو جنگل بودم و فقط توت ميخوردم

خودمو با بلوط سمي پاک ميکردم

پيدات کردن ؟

بابام تو يه بار با چند تا گارسون مست کرده بود

مرل هم داشت تو "جووي" يه جور ديگه حال ميکرد

حتي نفهميدن من گم شدم

خودم راه برگشتو پيدا کردم

يه راست رفتم سراغ آشپزخونه و يه ساندويچ براي خودم درست کردم

کلي بلا سرم اومده بود اما هنوز سر پا بودم

جز اينکه خيلي بدجور خارش گرفته بودم

متاسفم

متاسفم داستان وحشتناکيه

تنها تفاوتش اينه که سوفيا کسايي رو داره که دنبالش بگردن

من اسمشو ميذارم مزيت

شايد اين (وضعيت) ديگه براي بچه ها دنيا نشه

آره خب ما يه بچه داريم

کارل اينجاس تو اين دنيا

شايد نبايد باشه

شايد قرار بوده اينجوري بشه

نميتوني براش دليلي پيدا کني

باشه خيلي خب

ميتونم فکرايي که از سرت ميگذره رو بخونم

فقط از ذهنم نميگذره ريک نميتونم بهش فکر نکنم

چرا ميخوايم کارل تو اين دنيا زندگي کنه ؟

تا اين زندگي رو داشته باشه ؟

که بتونه آدماي بيشتري رو ببينه که جلوش تيکه پاره ميشن ؟

که بتونه گرسنه باشه و وحشت زده

...براي هر زماني که اون قبلن

که بتونه فرار کنه و فرار کنه و فرار کنه

...و بعد حتي اگه بتونه زنده بمونه آخرش

آخر کارش مث يه حيوون ديگه که هيچي جز بقا سرش نميشه تموم ميشه ؟

...اگه اون

اگه اون امشب بميره

همين الان براش تموم ميشه

هم بگو چرا بايد يه راه ديگه و يه جور ديگه براش بهتر باشه

چي عوض شده ؟

چي ؟

جِنِر يه راه براي فرار بهمون نشون داد

تو ازش خواستي تا بذاره سعيمونو بکنيم

التماسش کردي

"گفتي "تا وقتي که ميتونيم چي عوض شده ؟

... اونروز يه لحظه اي بود

فقط يه لحظه بود اما من فراموش کردم که جکي مرده

برگشتم، ميخواستم يه چيزي بهش بگم

اسمشو صدا کردم فقط يه لحظه بود و بعدش يادم اومد

اما بعد فهميدم اون مجبور نيست هيچکدوم از اينا رو ببينه

بزرگراه ، مردم ... سوفيا، کارل که تير خورده

... اون

ديگه مجبور نيست بيشتر از اين بترسه

گرسنه عصباني

هنوز اتفاق افتادنش تموم نشده ريک

انگار ما هر ثانيه از هر روز با يه چاقو روي گلومون زندگي ميکنيم

اما جکي مجبور نيست نه ديگه

... بعدش

فکر کردم "شايد حق با جِنِر بوده"

من قبولش ندارم

نميتونم قبول کنم

اون مرد تسليم شد ...مهم نيس

چيزايي که گفت مهم نيست

هيچکدومش

... واقعن فکر ميکني بهتر ميشه اگه کارل

اگه ما تسليم بشيم ؟

بهم بگو چرا يه جور ديگه بهتر ميشه

خواهش ميکنم

مرد فکر کردم گمت کردم

آخرين خشاب اسلحه ام بود

مال منم همينطور - بجنب -

بجنب بجنب

کجاييم ؟ - هي مرد کوچک -

اون "هرشل"ه

ما تو خونه اونيم

يه اتفاقي برات افتاد

خوبي ؟ - خيلي درد داره -

اوه عزيزم ميدونم ميدونم

بايد ميديديش - چيو ؟ -

گوزنه رو

خيلي خوشگل بود مامان

خيلي بهش نزديک بودم

... هيچوقت تا حالا

کارل ؟

چه اتفاقي داره ميفته ؟

نگران نباش. تشنج کرده

اگه اونجوري نگهش داري بهش صدمه ميزني

نميتوني جلوشو بگيري ؟ - بايد اين وضعيتو پشت سر بذاره -

به اندازه کافي به مغزش خون نميرسه

فشارش داره ميفته احتياج به يه تزريق خون ديگه داره

خب من آماده ام - اگه من بيشتر از اين ازت خون بگيرم -

ديگه بدنت دووم نمياره و ميري تو کما

يا دچار حمله قلبي ميشي - داري وقت تلف ميکني -

بجنب مرد بايد از اينجا بزنيم بيرون

بذار نفسم بياد سر جاش - بجنب -

خوابت نمي بره ؟

مي خوام منتظرشون بمونم تا برگردن

اگه خوابت مياد مي توني بري پايين و بخوابي

نه ، مي تونيم دوتايي ديدباني کنيم

از کدوم طرف رفتن ؟

More Farsi Persian subtitles for The Walking Dead

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left