Avatar: The Last Airbender

Avatar: The Last Airbender

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 2

Informacje o wydaniu

Avatar The Last Airbender S02E08
Komentarz od ehsan_202064

Tagi

other
Opublikowano: 2011-09-26
Pobrania: 71
Dla niesłyszących: Yes

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 141 wierszy.

آب

خاک

آتش

باد

سال ها پيش چهار ملت در صلح با هم زندگي مي کردند

بعد همه چيز تغيير کرد ملت آتش حمله کرد

فقط آواتار که به هر چهار عنصر مسلط بود مي تونست اون هارو متوقف کنه

اما وقتي دنيا بيشتر از هميشه بهش احتياج داشت ناپديد شد

صدسال گذشت من و برادرم آواتار جديد رو کشف کرديم

يه بادافزار به اسم آنگ

اگرچه مهارت هاي بادافزاري اش عاليه

بايد خيلي چيزها ياد بگيره قبل از اينکه براي نجات کسي آماده بشه

اما من ايمان دارم آنگ مي تونه دنيا رو نجات بده

آنچه در آواتار گذشت

اگه بخوام شکارم رو بگيرم بايد زيرک باشم زرنگ

يه تيم کوچيک زبده نياز دارم

هرچند کور به دنيا اومدم هيچ وقت مشکل ديدن نداشم

با خاک افزاري مي بينم

تو معلم خوبي ميشي!تاف

خيلي در مورد چيزهايي که گفتي فکر کردم

جدي؟

خوبه!خوبه

تو مسافرت کردن باهم چيزي براي بدست آوردن نيست

لازمه راهم رو خودم پيدا کنم

کتاب دوم: خاک قسمت هشتم: تعقيب

مترجم: ف.م

شماها جاي خوبي رو براي کمپ زدن برداشتين

چمن خيلي نرمه

چمن نيست.پشم ريزي آپاست

چه زشت

اين زشت نيست قسمتي از بهاره مي دوني

تولد دوباره.شکوفه زدن گلها آپا هم يه کت جديد مي گيره

زيبايي بهار

بس کن!آپا!بس کن

اين بد نيست کاتارا !يه کلاه گيس بزرگ درست ميشه

و يه ريش عالي

خوشحالم که بالا خره يه دختر ديگه هم تو گروه داريم شما دوتا خسته کننده شدين

ببخشين کسي تيغ داره؟ چون من گودال هاي پرمو دارم

خوب تاف معمولا وقتي کمپ مي زنيم سعي مي کنيم زماني رو براي کار کنار بزاريم

نگران من نباش من خوب پيش ميرم

خوب درواقع چيزي که سعي دارم بگم اينه که

بعضي از ما آب ميارن وقتي بعضي ديگه مشغول آتيش درست کردن ان

يا چادر مي زنن

حتي مومو هم سهم خودش رو انجام ميده

کاتارا!من خوبم.کار خودمو پيش مي برم

نياز به آتيش ندارم.قبلا غذاي خودمو جمع کردم وببين

چادرم رو هم زدم

خوب اين براي تو عاليه اما ما هنوز لازمه تموم کنيم

نمي فهمم.اينجا مشکل چيه؟

مهم نيست

ببخش

تاف!خواستم از قبل عذرخواهي کنم

فکر کنم همه ي ما يه کم خسته ايم ميريم رو اعصاب هم

آره تو به نظر خيلي خسته مياي

منظورم همه مون بود

خوب .شب به خير

شب به خير

يه چيزي داره به سمت ما مياد؟

چي هست؟

احساس مي کنم انگار يه بهمن

اما نه مثل بهمن

درک قدرت تو ترسناکه

بايد بريم؟

سلامتي از تاسف بهتره

اون چيز چي هست؟

زمين.زمين خوب

صبح شماها رو ميبينم

درواقعا مي توني کمک کني بار خالي کنيم؟

واقعا؟لازمم دارين کيسه خواب بدبو ي سوکا رو خالي کنم؟

خوب!آره

اون و چيزهاي ديگه

تو الان جزئي از تيم مايي

ببين!من از شما نخواستم کمک کنين وسايل منو خالي کنين

من کار خودم رو پيش مي برم

مسئله اين نيست

از وقتي که به ما ملحق شدي چيزي نبودي جز خودخواه و بي فايده

چي؟

اينجا رو ببين

ملکه ي شيرين!من همه چيز ي رو که دشتم از دست دادم تا بتونم به آنگ خاک افزاري ياد بدم

پس درباره ي خودخواهي با من حرف نزن

ملکه ي شيرين؟

در رو تو صورتم بستي؟

چه جوري مي توني اينقدر عصباني باشي؟

ما بايد.......کاري کنيم؟

من فقط دارم از نمايش لذت مي برم

باشه!باشه!لازمه هردوتون آروم باشين

هردو؟من کاملا آرومم

مي تونم اينو ببينم

ستاره ها امشب واقعا قشنگن خيلي بده که نمي توني اونها رو ببيني!تاف

چه جوري يه نفر مي تونه بخوابه با اين همه فرياد و زلزله؟

اون چيز برگشته

خوب.چقدر دوره؟ شايد بتونيم فقط چند دقيقه چشمامون رو ببنديم

فکر نمي کنم !سوکا

جدا!اون چيه؟

چه جوري مارو پيدا مي کنه؟

نمي دونم اما ايندفعه ميرم که مطمئن شم گمشون مي کنيم

باشه.چادر زدن رو فراموش کنين

نرمترين کپه ي خاک رو پيدا کردم.مي خوابم

خوبه چون تاف به هر حال کمک نمي کرد

نمي فهمم هنوز يه بچه احتياج داره يکي اون رو بذاره تو تخت خوابش

يالا !يه چيزي دنبال ماست ما حتي نمي دونيم چيه يا کيه

مي تونه زوکو باشه ازقطب شمال تا حالا نديديم اش

زوکو کيه؟

فقط يه کم عجيب عصباني يه دم اسبي که کل دنيا مارو تعقيب کرده

چه مشکلي با دم اسبي هست!دم اسبي؟

اين دم گرگ جنگجو ئه

خوب قطعا اين به جنگجوها? ديگه ميگه که تو بامزه و شوخ هستي

بگذريم هرکي که تعقيب مون ميکنه نمي تونن اينجا دنبالمون بيان حالا! همه

فقط.........شششش

نه مومو!ششششش!وقت خوابه

بهم نگو

امکان نداره

راه نداره اونها بتونن تعقيب مون کنن

مي تونم با پاهاي خودم حس کنم

بيايد از اينجا بريم

شايد بايد باهاشون روبرو بشيم

بفهميم کي هستن کي مي دونه شايد دوست باشن

هميشه خوش بين

اين سه تا دختر تو اوماشو هستن

مي تونيم از پس شون بربيايم.سه در مقابل سه

درواقع تاف! ما چهارتا ييم

متاسفم.تو رو نشمردم مي دوني تزئ?نات به حساب نم?ان

من هنوز مي تونم بجنگم

باشه!سه در مقابل سه به اضافه ي سوکا

خوب مي خواستيم بدونيم کي هستن فهميديم حالا از اينجا بريم

آپا!ييپ ييپ

نمي تونم باور کنم اون دخترها از اوماشو اين همه راه دنبال ما اومدن

هنوز فکر مي کنم مي تونستيم از پسشون بربيايم

داري باهام شوخي مي کني؟

اون ديوونه ي آبي آتش افزار و خنجر هاي پرنده خيلي بد نبودن

اما دفعه ي آخري که ديديم شون يکي از اون دخترها کاري کرد که مهارت افزاري ام از بين رفت

ترسناکه

نه!خورشيد طلوع کرد تمام شب رو بدون خواب بيدار بوديم

سوکا!ما روبراه ميشيم

مطمئني؟قبلا هيچ وقت بي خواب نمونده بودم

چي ميشه اگه الان بخوابم و اتفاقي بيوفته؟ هميشه داره اتفاق ميوفته

هربار که فرود اومديم دخترها اونجا بودن

بايد به پرواز ادامه بديم

نمي تونيم تا ابد پرواز کنيم

خوب نقشه چيه؟

نمي دونم براي فکر کردن خيلي خسته ام

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left