Pierwsze 200 wierszy.
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
بر اساس یک مکالمه بین شیو و پدرش
ببخشید
سلام تارا
مبارک باشه
من میرم عوض کنم بیام باشه
عجب بحث کردی امروز
قدرت من بحث کردنمه
تارا تو اولین پروندت رو بردی
یالا بچه ها بریم مهمونی بگیریم
شماها هم میاین؟ اروم باش
زود باشید
مبارک باشه تارا بریم جشن بگیریم
سلام بچه ها این دوست دختر منه تارا
اون اولین پروندش رو برنده شده
تارا
تاراا
اماده برای مهمونی
سلام میشه این تلفن رو بزنم شارج مال تاراست
باشه
تو برو باز کن
بله
خانم
دیشب تلفنتون رو توی بار جا گذاشتین
ممنون
دیشب خیلی زنگ خورد
خب
بابا
بله بابا
یه لحظه
مامان کجاست
کجا بودی همه شبو
رفته بودیم مهمونی
از کی دارم به همتون زنگ میزنم
کرن جواب نمیده ناکول خاموشه
چی شده بابا
چی میخاد بشه
برای شماها هیچ فرقی میکنه
بابا باز سر صبی شروع نکن
شما چرا تلفن ثابت ندارید
از صبی ساعت 5دارم زنگ میزنم
کی این روزا تلفن ثابت وصل میکنه
اونایی که به فکرن
بابا اول اینکه بعد ماها زنگ زدی
و اونم
بعدا حرف میزنیم
شما عصبانیتتو سر مادر خالی کن
ازم میخاد سر مادرش خالی کنم
نه خانم من پول نمیخام
بگیرش نه خانم
من همینجا زندگی میکنم ساختمون رو به رویی
فکر کردم بدم دوستم تلفن رو بیاره
بعد فکر کردم من شما رو میشناسم
هر روز شما رو میبنم
گفتم خودم بیارم
خب
دیشب باباتون خیلی زنگ میزد
من جواب دادم
بعدش اون گفت که مادرتون فوت شده
چی
گفت مادرتون فوت شده شاید بهتر باشه بازم زنگش بزنید
شرمنده خانم
کی بود تارا
چی شده
چه فرقی میکنه
شما به مهمونیی هاتون برسید
تنها چیزی که براتون مهمه
باید به یه پیشخدمت بگم
پیشخدمت
ولی بابا من که نمیدونستم
شرمنده
نمیدونست
پس چکار کنم تو خونه بشینم منتظر مرگ بشم
مادرم چطوری منو تنها گذاشت رفت
من جواب تلفنش رو هم ندادم
حتی پیام هاشو
میخوندم ولی جواب نمیدادم
حتی نمیتونم بهش بگم که پرونده اول رو بردم
چکار باید بکنم
بیا بابا ابمیوه بخور
بابا
بابا
نمیدونم گیتا
که به بابای گایتری
بگم یا نه
خودم برم بگم
ولی
کی مراقب اینجا میشه
این همه کار هست
هنوز به کسی خبر ندادم
داخل فیس بوک خواهر به همه خبر بدم
اره از تلفنش
ببین تلفنش کجاست
و کرن
کرن شب پرواز داره
ناکول هم خاموشه
ابمیوتو بخور بابا
از صبی چیزی نخوردیید
نه الان نه
باید زنگ بزنم امبولانس
ببین
اول یخ بیار
و امبولانس
به امبولانس نیاز داریم
همه کارا درست میشه
شما نگران نباش
شما ابمیوه رو بخور لطفا
ببین
دمپایی هام کجاست
پوشیدی بابا
پوشیدی
باشه
صندلی اکونومی گیرم نیومد یه تجاری سفارش بدم
چقده
35,000 برای هر بلیط.
خودت ترتیبش بده برا خودتم یکی بگیر
میدونی بابا ناراحت میشه
ولی میدونی که مامان دوست داشت
میدونم تارا
تو برو پیش خونوادت باش
من برای تشعیع جنازه میام
گفتیش
نه
بادکتر حرف زدم.
هنوزم خیلی ضعیفه
نمیتونیم به مراسم برسیم
ولی زورمو میزنم
قول میدم
چی شده
گایتری
گایتری نیومد
استراحت کن
میاد
بابا تلفن ناکول هنوزم نمیگیره
پیام فرستادی
اره فرستادم
بیا خونه مامان حالش خوب نیست
باشه
این غذا خورده
بیا
احمق
غذا نخوردی
بیا
بگیر
غذا بخور
نمیخوری
بخاطر گایتری بخور
یه کم بخور
اره صدامو میشنوی
پاتریک بهت گفتم من میرم 15روز دیگه بر میگردم باشه
اره
من
من قراره ارائمو انجام بدم از اونجا برات میفرستم
ببخشید خانم این غذا هند تایید شدست
ممنون ولی من مرغ میخام
ببخشید ولی مرغ تو وعده غذایی هندو جای نداره
چی
ولی من خیلی مرغ دوست دارم
منظورم مرغ تند هندیه
خیلی ببخشید
غذای مورد علاقمه
ببین من سعی میکنم 5روزه تمومش کنم
اره بخااطر تو جمعش میکنم
جمعش کنی
هان
عزیزم
تو نمیری سراغ پروژه
معلومه که نه
نه ولی
چقد من احمقم یادم رفت سیگار بخرم
ایقد استرس دارم سیگارم هم تموم شده
شرمنده دو دقیقه
بله بابا
اره بابا
یه لحظه
بله بابا
اره پرواز رزرو شده
با ویا دبی میام
اره
شما خوبی
باشه بابا میبینمت
میشه برید به اسلاید شماره 17
باشه
حتما
موفق باشی یه پرونده دیگه میخای
بیا پسرم
من میخام با دلنا ازدواج کنم من دست بند خواهر برادر با این نمیبندم
مادر
نمیشد پینه رو کوچیکتر بذاری
خاله اذیت میشه
ریحان رو کجا گذاشتی
باشه
برگ بزرگ یا کوچیک
باشه
ببخشید خاله
اره تموم شد اقای کشیش
این که تموم شد
خیلی بد شد
این چیه
چای
No comments yet. Be the first to leave one.