Pierwsze 200 wierszy.
اوه، تُف
اینجا نوشته: «رودۀ بزرگ باید «جلوی رودۀ کوچک قرار بگیرد
البته. اون ترتیبِ رودههاست
خب، اون توجیه میکنه که چرا هیولای من نمیتونه ذرت هضم کنه
مجبورم دوباره حیوان رو باز کنم
خواهش، بریدن دیگه بس
.اوه، نه، نه، ببخشید دربارۀ تو حرف نمیزدم
داشتم دربارۀ یک غولِ بیشاخوْدُمِ دیگه حرف میزدم
اون چه پُخی بود؟
صدای بدی داشت - خیلی بد -
از کجا میاد؟
به صداش میخورد از این بیرون اومده باشه
!نه - از خونۀ شان میاد -
!شانی
!میپّریم هوا. ما داریم میایم، شانی
از اینطرف
بله
!اوه، بله! اوه، آره
یعنی چی؟ باید کمکش کنیم. یالّا
تُف
داریم میایم تو، شان
!ممنون. شان
!چیکار داری میکنی؟ اون خطاست - مهرههای وامونده -
ریباندها رو جارو کن! ریباندها رو !جارو کن! همینه! باریکلّا پسر
ریباند: بهدستآوردن مالکیت توپ بعد از ] [ یک پرتاب یا تلاش ناموفق بهسمتِ سبد
چرا؟ چرا همچین کاری بکنی؟ - مسته؟ -
شان همیشه مسته
این خیلی جدیتره. یک دقیقه سرخوش، دقیقۀ بعدی پریشان
و داره با کنترل بدنش کشتی میگیره
این رو قبلاً هم دیدهام
بله، من هم این رو قبلاً دیدهام
شان توسط یک اهریمن تسخیر شده
اوه، فکر میکردم منظورت اینه که زیرزمینِ شان رو قبلاً دیدی
اهریمن یک روح خبیث از جهان زیرینه که
« لَزلو »
در جستوْجوی جسمی انسانیه که درش سکنی بگزینه
،و اگر بهسرعت به بیرون رانده نشه میتونه روح انسان رو بهکلی نابود کنه
اساساً، مثل یه یاروی قرمزه
« نندور »
بعضیوقتها شاخ داره، بعضیوقتها هم نه
،و یکی از این حرامزادگان قرمز به شان دخول کرده
که من مماشات نخواهم کرد
هر کاری میکنی، ارتباط چشمی برقرار نکن - بله. ببخشید -
با من که نه، ابله. با شان
!هی، شانی - !برو! پایین رو برامون جور کن -
در شرطبندی «آندر» (پایین) اگر مجموع امتیازاتِ بهدستآمده در بازی، پایینتر ] [ از امتیازِ شرطبندیشده باشد، شخص موردنظر برندۀ شرطبندی میشود
من تحمل ندارم. تا زمانی که این !تموم بشه، من میرم پیش داین
نمیتونی شان رو در زمان نیازش تنها بذاری
لَزلو، این مُضحکه. هر سال با جنون مارس»ش این بساط رو داریم»
جام قهرمانی بسکتبال دستۀ اول ] [ «مردان اِنسیاِیاِی ملقّب به «جنون مارس
!بیخیال - تابهحال این «جنون مارس» به گوش من نخورده بود -
در طول زمان، انسانها تسخیر اهریمنی رو
با بیماری روانی فصلی اشتباه گرفتهان
مثل زمانی که یک غول سرماریزهای روحت رو «مسموم میکنه و بهش میگن «وینتر بلاز
دقیقاً همون
!خدا - باید از فلاکتش خلاصش کنیم -
چه گُهی داری میخوری، نندور؟
اون شانیـه. اون دوستمونه
!هر سال همین بساطه
اهریمن داره نیروی حیاتش رو از درون به بیرون میرانه
بخشکی شانس
پس، آره، ازاونجاییکه من تابهحال ،توی یه اداره کار نکرده بودم
« گییرمو، تحلیلگر دونپایۀ کَنِن کپیتال »
بهگمونم نمیدونستم چقدر مهمه که یه هویت ادارهای داشته باشی
بهعنوان مثال، جیمی و راژ هستن
اونها ورزشدوستهای ادارهان - این واسه توئه -
دنی هست، که پابرهنۀ ادارهست
اوه، و مارلا، کُل قضیهش اینه که ،خانمِ سگدوستِ ادارهست
که محشره، چون عاشق وقتیام که مارلا سگش رو میاره و اون میشاشه همهجا
پس، آره، من فقط یهخرده نگرانام که هویت ادارهای نداشته باشم
میشه لطفاً یه دقیقه مهلت بدید؟
!کالین. کالین! کالین
بله. هی - متوجه نمیشم -
چرا برگروب داری؟ برگی روی زمین نیست
خب، هنوز نیست
بهنظرت میتونی حدود دو دقیقه به ما مهلت بدی؟
آره. باشه - ممنون -
آره
شرمنده از اون بابت
پس، آره، من فقط یهخرده نگرانِ اینام که بههیچوجه هویت ادارهای نداشته باشم
شوخی میکنی؟
اون خوب نیست. اون اصلاً خوب نیست - یا خدا -
جدولحلکُنِ اداره چطوره؟
نه، اون مال کسیه
مردِ جذابِ اداره؟
نه، اون مال جیکوبـه
مردِ غیرجذابِ اداره که زنِ جذابی داره
میدونی چیه، شاید اونقدرها هم چیز مهمی نباشه. مشکلی نیست
نه، به من اعتماد کن، چیز مهمیه
من بهمعنای واقعی کلمه توی ۱۳۷ تا ادارۀ مختلف کار کردهام
قطعاً چیز مهمیه
این چطوره، و فکر نمیکنم تو بتونی از کار درش بیاری، بامزۀ اداره؟
یکی از اونها دارید؟ - متأسفانه، داریم -
« ناجا »
حقیقتش همهش تصادفی اتفاقی افتاد
«راهبردهای کَنِن کپیتال» - «راهبردهای کَنِن کپیتال» -
،یه تلفن زنگ خورد و بعد من موزه رو دیدم
و این کار رو کردم که توش وانمود کردم موزه، تلفنه
بله، وصلتون میکنم - بله، وصلتون میکنم -
باورم نمیشه تابهحال به فکر کسی نرسیده بود
بله، اون پیشنهاد باعث میشه آدم توی پست خودش نگنجه
بازیباکلمات و شباهت تلفظ «اِپیلینگ» (جذاب) ] [ و «پیلینگ» (پوستکندن) در انگلیسی
همکارم لیسا، اون کاملاً من رو میگیره
لیسا، تو رو وارد کنفرانس تلفنی میکنم - اوه -
اون حکم لوییز به تلمای من رو داره
اگه اون فیلم یه طنز موزی بود
لیسا، ننجونته. داره میمیره
رینگرینگ - !کافیه -
لیسا، این زبونبسته دست از زنگخوردن برنمیداره
داره موز (دیوونه)م میکنه - !باشه -
عشق میکنه
همچنین، ببین، یه سلاحه - بس کن -
پس، مخلص کلام، بهگمونم من دختر بامزۀ ادارهام
اون خوبه. باشه، راهبردمون رو تغییر میدیم
،این چطوره، و لطفاً بد برداشت نکن
مکزیکیِ اداره؟
اون کمابیش نژادپرستانهست - باشه. ببخشید -
،و، بله، بررسی کردم
ولی حوزه از واحد تطبیق، اون رو (قفل کرده مال خودش (به اسپانیایی
همجنسگرای اداره؟
نه، اون هم مال کسیه. همون نفر
هرزۀ اداره؟
این یارو همهفنحریفه - باشه. فقط چند دقیقه بهم فرصت بده -
میشه اون رو خاموش کنی؟
.کمکم میکنه فکر کنم فقط دو دقیقه احتیاج دارم
بله. بیا پیش من. بله
راه داره سرعت رو ببری بالاتر؟
اوه، ببخشید. خیلی کُند پیش میرم؟
شاید بهخاطر اینکه دارم بکوب با جری کار میکنم، رمقی برام نمونده
جری. چیه، شما، مثلاً، الآن دیگه دوستپسر وْ دوستدخترید؟
چی؟ - یا فقط، مثلاً، دوستی با مزایا دارید؟ -
بههرحال اون چیزیه که من میشنوم
اون داره روی نقشههاش برای تصاحب «آمریکای شمالی» کار میکنه
بیشتر بهش میخوره داره روی نقشههاش برای تصاحب لباسزیرِ تو کار میکنه
نظرت چیه به کارِ حالحاضر برسیم
و اهریمنِ کوننشور رو احضار کنیم؟
...آم
ببخشید، من یه سؤالی دارم
بله؟ - بعد از تو تکرار کنیم...؟ -
نه. کاری که شما باید بکنید اینه که فقط روی جهنم تمرکز کنید
بله
قال قضیه رو بکّن، لطفاً - خیلیخب -
بهترین راهِ بیرونراندن یک اهریمن اینه که یک اهریمن بزرگتر رو احضار کنی
که بعدش اهریمنِ موجود رو زهرهترک کنه
همه این رو میدونن
سلام
من بهمدت قریب به یک ابدیت در اعماق جهان زیرین پرسه زدهام
در انتظار اینکه احضار بشم تا باری دیگر تخمِ ترس و هرجوْمرج بکارم
خوش اومدی، اِی پلید - چه فصلیه؟ -
بهاره، اِی تاریک
آ... فوریفوتی، دقیقاً چه ماهی؟ - مارس، اِی مردِ ناحیۀ زیرین -
ما-مارسه؟
بله - اوه، بله. چه بهبهی -
و... کدوم از این تیمهای کالجی، بلیتشون به رقصِ بزرگِ اِنسیاِیاِی» امسال رو سوراخ کردهان؟»
به من نگاه میکنه. من روحم هم خبر نداره از چی داره حرف میزنه
خبری از داستان سیندرلایی نیست؟ - چی؟ -
هماوری برای شانسی در «۱۶ شیرین»؟
فکر کنم بنابهدلایلی این اهریمن خیلی توی نخ بسکتبال کالجیه
شماها «براکت»تون رو پُر نکردید؟ - چی احضار کردی؟ -
اشاره به نمودار درختی در مسابقات حذفی که طرفداران با پُرکردن ] [ آن، برندۀ هر مسابقه را پیشبینی و روی آن شرطبندی میکنند
نمیدونم چطور این اتفاق افتاد
اینجا بازی رو نشون میده
توی کالج، بسکتبال بازی میکنن؟ پس درسهاشون چی میشه؟
!حواست به بازی باشه. بزن بریم
بهراستی که بزن بریم
این تیم جوان از دانشگاه «گونزاگا» قراره ،شخصیتشون در بوتۀ آزمایش غایی قرار بگیره
بهخصوص چون گندهبکی ندارن
«نمیتونن درستحسابی مثل «یوکان» (دانشگاه کِنِتیکِت) یا «پردو - بهطور مؤثر از موقعیت پایین حمله کنن، پس... - اوهاوه
مطمئنای شمای کُلی آلتم توی این شلوار قابلدیدن نیست؟
آخه، داداش، جلوی روته - پس، قطعاً نمیتونی ببینیش؟ -
نه. نمیبینمش. مشکلی نیست - میخوام ملت ببیننش -
.پس، آره. میشه دیدش هر کسی میتونه ببیندش
کون لق این شلوار کرده - امشب بسکتبال داری؟ -
.پرسیدن نداره که، جیگر جعبۀ کمکهای اولیه رو بیار
تُف. تو اینجا چیکار میکنی؟
خب، متوجه شدم که بدونِ اینکه در میدان باشم نمیتونم درستحسابی با بحران هویتت بهت کمک کنم
نه. مشکلی نیست. اونقدرها هم چیز مهمی نیست
نه، راستش خیلی هم چیز مهمیه
،اگه خودی نشون ندی
زمانی که وقتِ تعدیلنیرو میشه، تو هم میشی یه اسم ناشناس دیگه توی لیستی از پهپادهای گُهخورِ دوراَنداختنی
کدوم تعدیلنیرو؟
میدونی، قرار نیست اون مایکِ کلّهورجهوورجهای که اونجاست رو تعدیلنیرو کنن
اصلاً اسمش اون نیست - اوه، واقعاً؟ پس اسمش چیه؟ -
کایلِ کلّهورجهوورجهای - دقیقاً -
.خیلیخب. تو فقط از جات تکون نخور من میرم یه سروْگوشی آب بدم
اصلاً مردم فکر میکنن تو اینجا چیکار میکنی؟
فکر میکنن من یکی از اون افراد منابع انسانیام که دور ،میوفته به مردم میگه سر کار دربارۀ کون وْ ممه حرف نزنن
ولی اون کار رو بهنحوی باحال و بیپرده انجام میدم
سلام. میخوای یه جوک بشنوی؟
امتیازهای شانس مجدد. باید !امتیازهای شانس مجدد رو محدود کنید
اه، بله. شانس مجدد
یک ریباندِ حملۀ محض، و سرنوشت از نو آغاز میشود
چرا این زر رو به من میزنی؟
برو اونجا و اهریمن رو بترسون که از شان بیرون بیاد
،آره، داریم نزدیک میشیم. ولی آخه، اگه سد نکنن، این بازی تمومه
اوه، بنازم این پاس رو - بنازم این پاس رو -
همین رو میگم - آفرین! عجب دفاعی. مو لای درزش نمیره -
آره، صدآفرین - دمت گرم -
...و پایین میره - !اوه -
...اون فقط داره بازی وامونده رو تماشا
No comments yet. Be the first to leave one.