Quarry

Quarry

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Quarry S01E07 PROPER 720p HDTV x264-SVA
Quarry S01E07 HDTV x264-FUM
Quarry S01E07 HDTV XviD-FUM
Quarry S01E07 PROPER XviD-AFG
Quarry S01E07 PROPER 480p x264-mSD
Quarry S01E07 PROPER 480p HDTV x264-RMTeam
Quarry S01E07 PROPER 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Quarry S01E07 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Komentarz od 30nama
.::: 30nama.com :::.

Tagi

HDTV
hdtv
720p
720
x265
HEVC
HD
x264
480p
480
XviD
2CH
Opublikowano: 2016-10-23
Pobrania: 45
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

و برای هر دو نفر رییس جمهور نیکسون

و چالشگر دموکراتیک جورج مک گاورن

هر چند که، نیکسون دوباره درخواست مک گاورن برای مناظره

مردانه بین خودشون برای آماده شدن برای انتخابات هفته آینده رو رد کرد

مقامات تایید کردن که جسد پیدا شده

پس از انفجار در محوطه اتوبوس های مدرسه

متعلق به یوجین لینوود بوده که در حمله اخیر به اتوبوس مدرسه

...ممفیس دست داشت

که نتایجش حمله به یک دانش ...آموز سیاه پوست بود که

ظاهرا جلسه کارکنانمون رو جلو انداختن

خب، اگر میخوای میتونم برسونمت

پس مارکوس چی؟

روث امروز صبح رسوندش

آندریا تو راهه

مدارک رو گذاشتم رو اوپن آشپزخونه

و میشه یک مقدار آب ...نبات واسه هالووین بگیری

نه، باز میکنم

صبح بخیر - صبح بخیر -

تشک. کجا ببریمش؟

اونجا، توی اتاق خواب سمت راستی، لطفا

باشه. قدیمی رو ببریم؟

آره، قربان - اوهوم -

صبح بخیر

!سورپرایز

ما در این مورد حرف زدیم

تا موقعی که بتونیم به وضع مالی عادیمون برگردیم صبر میکنیم

اوه، فقط یک تشکه، جونی

نگو که از پولای روز مبادامون استفاده کردی

نه ازشون استفاده نکردم، باشه؟

خودم پول داشتم؟ - از کجا؟ -

من که آمار هر یک قرون رو دارم

خب، یک مقدار از بابام گرفتم

ازش خواستم

کی باهاش حرف زدی؟ - بعد از اینکه تو بهم گفتی، میدونی؟ -

ازش خواستم 4000 دلار بده

...و، اون، ... بهم صد دلاری بهم داد، پس

هی، هی، من فکر نمیکردم که دردی ازمون دوا کنه

پس گفتم یک کار خوب بکنم، میدونی

برای،... برای خودمون، برای خونمون، ها؟

...هی، اون، چیزه

اون آب زرشکه

صحیح. چیزه دیگه ای هم هست؟

نه. نه، هیچی

خیله خب، ممنونم - خیله خب، ممنونم -

فکر نمیکردم که اینقدر سخت بگیری، جونی

از دستم عصبانی نشو، باشه؟

چی شده، جونی؟

منم، با لوید حرف زدم

نگو که ازش پول خواستی

راجب فروختن خونه

خب

...خب، اینکارو نمیکنیم، پس

گفت که میتونی 8500 دلار بابتش بگیریم

خب میگی چیکار کنم، جونی

ما خونه رو نمیفروشیم

مک، تو از قبل گذاشتیش برای فروش، باشه؟

چی شده؟

...مک

...من متاسفم. من

باید راجبش باهات صحبت میکردم

مک - بله -

مک

داری چیکار میکنی؟

خب، میدونی، دارم وسایلمو جمع میکنم، جونی

برای اینکه وقتی داری اسباب کشی میکنی باید همین کارو بکنی، میدونی؟

حتی... یک تابلو هم بیرون نزاشتین

پس چجوری میخواین بفروشینش؟ - میشه بس کنی، لطفا؟ -

میشه آروم باشی؟ - نه، نه، این چیزیه که میخواستی، جونی -

میخوای که از شر خونمون خلاص بشیم، خب؟

چیزی که من میخوام اینه که دوباره بتونم نفس بکشم

باشه؟ شوهرم رو میخوام

و میخوام زندگیمون به همون روالی که بوده برگرده

آره، اما این خیلی فرق میکنه، خب؟

برای اینکه من حاضرم برای خودمون و خونمون بجنگم

پس فکر کردی من دارم چه گهی میخورم، مک؟

تو به من دروغ گفتی

تو یک تشک خریدی، خب؟

...پس خیلی اتفاقا - تو داری خونمون رو میفروشی، جونی -

داری خونه لعنتیمون رو میفروشی، باشه؟

اصلا با هم یکی نیستن

...و، اوه، من

من رفتم پیشش

...دست لعنتیم رو دراز کردم، من رفتم پیش بابام چون که - ...میدونم، نباید -

نه، نه! رفتم پیشش چون که تو ازم خواستی

میدونم که باید بهت میگفتم

مک، تو گوش نمیکردی خب، باید یک کاری میکردم

...برای همینم رفتم پیشش واسه کمک چون اون - !آره، قبل از اینکه با من صحبت کنی -

...برای اینکه بهم اجازه نمیدادی - !دقیقا، جونی -

!چیزی که تو دقیقا میدونستی

ازم انتظار داری چیکار کنم، مک؟

وقتی که نشستم اینجا یا سرکار

و تمام چیزی که میتونم بهش فکر کنم اینه که تو داری یک کارایی انجام میدی

یک نقشه ای چیزی هست که تو توی اون باید به زندگی یک نفر خاتمه بدی، خب؟

باید جون یک آدمیزاد رو بگیری

یا اینکه تو میمیری

یوجین لینوود یا یک آشغال دیگه

از تو استفاده میکنن و تو میمیری

و هر دقیقه ای که من تلاش نمیکنم تا یک کاری بکنم

تا از این مهلکه جون سالم به در ببریم

منم تو جرمت شریکم

منم دارم دیگران رو در خطر قرار میدم

دارم همسرم رو در خطر قرار میدم

آره، اما در خطر نمیزاری، جونی. نه

اینکارو نمیکنی، جونی، برای اینکه خودم کردم

نه، من اینکارو کردم. این تصمیم من بود

و فکر این که تو هم داری بخشی از این ماجرا میشی

...اینکه تو

...اینکه احساس مسئولیت میکنی، من

مک

مک، هی

متاسفم، باشه؟

لطفا فکر نکن که من حاضر نیستم به خاطر خودمون بجنگم

ای خدا، آندریا

هی، اگر باعث میشه که احساس بهتری داشته باشی، خونه رو بفروش

آره، هر کاری که لازمه انجام بده

تا اینکه احساس بهتری داشته باشی

...پس

ترجمه از Farshid ACE & هومن HomaN

به نظر که زیاد نمیرسه

بقیش کجاست؟ - بقیه ای نداشت -

خب، مطمئنم که پول بقیه رو داده بودم

این تمام چیزیه که بهمون دادن، کریدنس

چیه، نکنه ازش نپرسیدی که بقیش کجاست؟

معلومه که پرسیدم این تمام چیزیه که بهمون دادن

...گفتن که این نیو اورلیانز جدیده

یا خدا

تازه گرفته بودیمش

به نام کدوم خری دارین صحبت میکنین

اصلا کاری به من یا کار و بارم داره؟

از کجا باید بدونم؟

به زور ذخیرمون تا آخر هفته دووم میاره

باید یک بار دیگه راجب تامیین ذخیرم با مارسلوها صحبت کنیم

قراره که اون قایق ماهیگیری کوچولوتون رو بردارین

و برین از جای رودخونه برام بیارینش

چطوره که به بویز بگیم پشت تلفن باهاشون صحبت کنن

وقت غذا دادنه

استخدام فروشنده استخر فروش استخر میتونی استخر بفروشی

ما آب نبات نداریم ها

اوه، خب

کاه از خودت نیست کاهدون که از خودته

میتونستی در بزنی

دعوتم میکردی بیام تو؟

خب، زنم میتونست خونه باشه - اما نیست -

راجب انفجار توی محوطه اتوبوس ها رو شنیدی؟

یک پکروودی نژاد پرست میخواسته رو اتوبوس مدرسه بمب کار بزاره

پکروودی ـه نژاد پرست به جاش رفت هوا

نشنیدم فکر کنم - چه احساسی داشت؟

احساس کردم که یک مقدار به بیرون کردن تو از زندگیم نزدیک شدم، خب؟

و جوری رفتار نکن که اینگار هدف والاتری توی این لعنتی هست، چون که نیست

منو بگو که فکر کردم تازه میخوایم به یک جایی برسی

چقدر دیگه مونده، 16تا؟ - نه، 12 تا -

باید مطمئن میشدم، نه؟

بازار ملک و املاک چطوره؟

تو میکروفونی چیزی تو خونم نصب کردی؟

نه، اما اشتراک روزنامه املاک رو دارم

چرا زنت میخواد یک همچین خونه

دوست داشتنی رو یکهویی بفروشه؟

...فکر میکنه که

مشکلی مالی داریم، که داریم

و منم تو پیدا کردن شغل مشکل دارم، که دارم

هشت هزار و پونصد به نظر قیمت شروع خوبی میاد

اون چیزی نمیدونه، خیله خب؟

همش همینو میگی

تمام چیزی که باید بدونه اینه که

همه علاقه مندن که اون دهنشو بسته نگه داره

اما من واسه اون اینجا نیستم

یک اتفاق بزرگی داره میوفته و من به

بهترین و حرفه ای ترین فردم نیاز دارم

به تو نیاز دارم

این باید باعث شه که من الان احساس ویژه بودن بکنم؟

همینطوره

...خب، اینکه

اون خیکیه قد بلند اسکوله

از جای، چیز، مزرعه

اونا با هم رابطه داشتن

لبخند جونی

راه رو روشن میکنه

...هیچ شبی اونقدر تاریک نیست

وقتی که پیشم میمونه

این خیلی کس شعره - کلیف ـه دیگه -

کلیف نوشتتش و منم گفتم که، در حقیقت، با هم رابطه دارن

این به لعنت خدا هم نمیارزه

این مثل یک سلاح باحال واسه استفاده برای سکس نیست

خدا لعنتت کنه، ورن، یک داستانی رو بگو که خودمم ندونم

باشه، اما این مدرک نیست

اینو از کجا آوردی؟ - چی رو؟ -

دفترچه خاطراتش رو - نه، این دفتر شعره، دوست من -

خواهرش پیداش کرد، و دادتش به من

من که میخوام یک تحقیق دیگه راجب مک کانوی بکنم

ما الان یک عالمه بدن مرده رو دستمونه

و میخوای که وقتمون رو با

تبدیل کردن یک حادثه به پرونده قتل تلف کنی؟

اگر یک حادثه نبوده باشه چی؟ - ببین، میفهمم -

تو یک نوع احساس وظیفه نسبت به رفیقت داری

میخوای که حقشو بگیری

اما دیگه داری از اونور بوم میوفتی، پسرم

شغل ما اینکه پرونده ها رو خاتمه بدیم، نه که دوباره بازشون کنیم

پس آرتور سالومن چی؟

به گلوش شلیک شده بود اونم یک ماه بعد از

که با این کسخل برگشته بود خونه

More Farsi Persian subtitles for Quarry

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left