Pierwsze 154 wierszy.
! رایان
رایان، داری می آی ؟
! دارم میام
اونجا رو بگیر رایان
یه کم بیشتر، قول میدم
زود باش
اینجا همونجایی هست که بهت گفتم
اینجا دیگه کجاست ؟
فک میکنی جودی اون شب اینجا دنبال چی بود ؟؟
اممممم
صبر کن . اصلا تو چط.. . هی
واستا چیکار داری میکنی ؟
هی صبر کن . نه ! نرو، هی
!کمک کمک
تموم شد
که چی ؟ اون عاشقته
آره خب . الان اون عاشقه الکس عه
اون پسر جدیده ؟
مطمئنی ؟
اونا با هم جلوی کل مدرسه رقصیدن مطمئنم با همن
اون تو رو به خاطر اون پسر ول کرد ؟
این هیچ معنی ای نداره منظورمه اینه کاریش نمیشه کرد
-اصلا اون دختر میدونه چیکارست ؟ -بس کن مامان
میشه راجع بهش حرف نزنیم
باشه
! به نفع تو شد این همه چیزی بود که میخواستم بهت بگم
اینطور نیست
اون یه دختر فوق العادست من اینقدر احمق بودم که نتونستم اونو نگه دارم
عصبانی بودم باهاش بد رفتاری کردم
یه زن واقعی تو رو ترک نمیکنه وقتی اوضاع یه کم سخت میشه
نا امید کنندست اون دختری نیست که من فکر میکردم
خنده داره اون هم دقیقا همین حرفا رو راجع به تو میزنه
منظورت چیه ؟
هیچی . فراموشش کن
به هر دلیلی، اون متقاعد شد
تو چاقوی تیزر رو ساختی شواهد ناپدید شد
چی ؟
این حرفات بی معنیه
حداقل الان دیگه لازم نیست با نظریه های توطئه اون دختر مقابله کنم
همه چیز حل شد
تحویل انجام داده شد
آره، درست همونطور که میخواستی
اوه، یه قسمت رو از دست دادی درست اونجا
سلام جودی
سلام جیسون
اینجا
یه چی بخور قراره گرسنگی بکشی
هیچوقت نمیخواستم این اتفاق بیوفته
میخواستم بدونی که
باورم نمیشه که نفهمیدم تو طرف جودی هستی
میفهمم چطوری هست این موضوع از دید تو، اما
حواست هست ؟
من تعجب میکنم چطور به پدرم میخواد نگاه کنه وقتی بفهمه شما دارید چیکار میکنید
نه، نه . مارکوس صبر کن ببین
تو منو از روزی که به دنیا اومدم میشناسی
بذار من برم قول میدم به هیچکی نگم
:) منو ببخش . من نمیتونم همچین غلطی بکنم
تو باید غذاتو بخوری
مارکوس . بذار برم
شرمنده . نمیتونم اینکارو کنم
چرته ! خودتم میدونی
چطور میتونی بهم پشت کنی ؟
انرژی تو نگه دار بروک باید حرف بزنیم
-کسی بروک رو ندیده ؟ -چرا از دوست پسر جدیدش نمیپرسی ؟
! اوه ، چی گفتم منظورم تازه کارست
ببین پسر
من فط دارم سعی میکنم تو رو از اتفاقاتی که داره واست میافته محافظت کنم
برای وقتی که خسته میشه و تو رو میچاپه
او، اگر من دنبال مشاور برای قرار گذاشتن بودم تو آخرین نفری هستی که ازش سوال میکردم
-چه کوفتی گفتی ؟ -من از تو نمیترسم دنیل
من رو به خاطر اتفاقاتی که بین تو و بروک افتاده سرزنش نکن
خودتون اینکارارو انجام دادید
هی هی هی همه آروم باشید، باشه ؟
شما بچه ها مطمئنید بروک رو ندیدید؟
اوه، تو واقعا اونو گرفتی
مواظب باش اونجا باش . پشت درخت
-جکی تو داری میری ... -اشکالی نداره ؟
پس حله
You know what? I think this one goes right there...
اینو از کجا آوردی ؟ خیلی خاصه
-همگی ! به کمکتون نیاز دارم -همه چیز اوکیه ؟
!نه . فاجعه است تیم جنگلی من تو قفس گیر کرده
تنها راه شکستن قفل هم اینه که این معما رو حل کنیم که هیچکی نمیتونه حل کنه !!!
من اصلا نتونستم جوابشو پیدا کنم
مکس، این خیلی ضایع به نظر میرسه
-میدونم -من کمک میکنم . عاشق معمام
عالی شد
-باید اینطوری پیش بره -خب
"چه کسانی هستند سه نفری که خوابند در آمستردام و بیدارند در پاریس ؟؟"
پاریس ... صبر کن . من ...
خب بزار ببینم . سه تنفگدار ؟ آره ؟ اوه، نه ولی اونا فرانسوی بودن
امممم . نه، تو گفتی تو آمستردام
بنابر این شاید یه چیزی باشه مرتبط با ون گوگ ؟
اگر ون گوگ ...
بسیار خب . پاریس ششصد کیلومتر با آمستردام فاصله داره
جفتشون پایتخت هستن
-اما از این معما خوشش میاد -ازش متنفرم
پایتخت سیاسی هلند، لاهه هست
کدوم رو لاهه میگن ؟ لا !! لا هه ! هه
لاله ها لاله ها در هلند
ناموصا چی داری میگی ؟
حداقل من دارم تلاش میکنم
لئو بیا تو توی تیم منی. درسته ؟
زودباش . کمکم کن
بیاین ردیفش کنیم بچه ها ما کلاغ ها هستیم . درسته ؟
ما میتونیم حلش کنیم
دست به دست هم دهیم به مهر
باید حرف بزنیم
اوکی . حرف بزنیم
این سخته
فاز منفی شدی
چیزی که میخوام بگم اینه که ...
من باهات صادق نبودم
میدونم اینو
میخواستم راجع به اون بهت بگم . اما ...
ولی زمان مناسبی پیدا نکردم واسش
بعدش همه چیز پیچ خورد بعد از اینکه منو بوسیدی و ...
بعد از اینکه من تو رو بوسیدم ؟
منظورم اینه ما هم رو بوسیدیم
ترسیدم بگم . حدس زدم با گفتن من همه چیز خراب شه
-و بعدش، البته ... -بیخیال لئو، همش نزن !
خب ما همو بوسیدیم
این اتفاق بین دوست ها اتفاق میافته و طبیعیه
تو یه دوست دختر از لندن داری اون برات آواز میخونه و کیک میاره
و این باحاله
از دست من عصبانی نیستی ؟
نه
حله
منظورم اینه اولش نمیدونستم چطوری همش بزنم داستانو !!
ولی بعدش فهمیدم ! زیاد مسئله بزرگی نیست
همه چی ردیفه
خب . پس اوکی ایم ؟
آره . اوکی ایم
بذار رک بگم یه چیو
تو یه چیزیو فهمیدی ولی به من نمیگی چی
من فقط ازت یه سوال میپرسم مارکوس
ممکنه توی زمین یه شی قطب مغناطیسی داشته باشه ؟
خب هر شی ای یه مقدار مغناطیس داره
این فقط یه سواله راجع به مقدار اندازه اون مغناطیس
تاحالا با چیزی مواجه شدی که مغناطیسش غیرمعمولی باشه ؟
مثلا همین حوالی
بذار ببینم
داری راجع به نظریه انیشتین-رزن حرف میزنی ؟
تو واقعا یه رایان به نظر میرسی از بعدی دیگه
من بهت همه چیو میگم مارکوس اولش باید از یه چی مطمئن شم
میتونی اون دسته کلیدتو بم بدی ؟
یه سری چیزای دیگم ازت میخوام مثله دستکش، یک چراغ قوه و یک قلاب
شما دانش آموزای گرین هاوس چقد پیگیرید ( راست میگه ) هه
مثلا پسر خود من . با اون تیزر ...
برای پاک کردن شواهد چیز خوبی بود
آرزو میکنم اون میدونست
تو میدونی که اون به اندازه کافی از مادرش قدردانی نمیکنه
اما ما اینجا نیستیم که راجع به دنیل حرف بزنیم . درسته ؟
نه
No comments yet. Be the first to leave one.