The Husband

The Husband (결혼의 완성)

Pobierz napisy Farsi/persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

The Husband S01E08 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-persian
Komentarz od shine021
سریال کره ای شوهر قسمت هشتم

Tagi

webdl
Opublikowano: 2026-07-27
Pobrania: 18
Dla niesłyszących: No
FPS: 23.976

Podgląd napisów Farsi/persian

Pierwsze 200 wierszy.

زيرنويس از مهدي shine021

««شوهر»»

این سریال داستانی است

کودکان در شرایط ایمن فیلم‌برداری شدند در برخی صحنه‌ها از هوش مصنوعی مولد استفاده شده است

نگران نباش.

ریلکس باش و فقط خودت باش.

کار خودت رو بکن.

پایان‌نامه کارشناسی ارشد کانگ ته‌جو استاد راهنما: پروفسور کیم جونگ‌هیون

دانشگاه سه‌یون گروه مغز و اعصاب، کانگ ته‌جو

- هی، رسیدیم. - سلام.

سلام. اسم من کانگ ته‌جو هست. از آشنایی با شما خوشبختم.

سلام، از آشنایی با شما خوشبختم.

از دیدارتون خوشحالم.

خیلی ارتفاعمون بالاست، نه؟

خیلی بالاتر از چیزی که فکرش رو می‌کنی.

اوه، بله.

خوشحالم که تا اینجا بالا اومدی.

- خب، بفرمایید بشینید. - باشه.

- راحت باشید. - ممنونم.

هوم؟

می‌دونی، سه‌یون خیلی ازت حرف می‌زنه.

شنیدم که دکتری.

کجا کار می‌کنی؟

خب، در حال حاضر جراح مغز و اعصاب در بیمارستان دانشگاه سه‌یون هستم.

اوه... دانشگاه سه‌یون؟

رئیس بخش جراحی مغز و اعصاب

کیم جونگ‌هیون هست، درسته؟

بله، دکتر کیم هستن.

هوم.

من قبلاً استادش بودم.

آه.

روز اولی که رفت اتاق عمل، دستش برای گرفتن اسکالپل مثل بید می‌لرزید.

تجربه اول تو چطور بود؟

موقع اولین جراحیت مضطرب نبودی؟

خب، منم خیلی مضطرب بودم. هنوزم مضطرب می‌شم.

خب، جراحی مغز و اعصاب.

تخصصت چیه؟

من در جراحی نخاع تخصص دارم.

زمینه خیلی حساسی رو انتخاب کردی.

هوم. نخاع.

یه لغزش کوچیک دست،

و ممکنه بیمار دیگه هیچ‌وقت نتونه راه بره.

بله، برای همین سعی می‌کنم همیشه تا جای ممکن محتاط باشم.

نگرش عالی‌ایه.

وقتی اشتباه کنی، دیگه راهی برای جبرانش وجود نداره.

درسته.

بگو ببینم، پدر و مادرت چیکاره‌ان؟

خانواده‌ام یه رستوران کوچیک دارن.

پدرم وقتی دبیرستان بودم فوت کرد.

اوه...

با این حال، مطمئنم مادرت خیلی افتخار می‌کنه که پسرش چنین دکتر بزرگی شده.

اوه، بله. ممنونم که این رو گفتید.

چه نوع رستورانیه؟

بابا، می‌شه این‌قدر سوال نپرسی؟

نه، اشکالی نداره.

راستش، یه رستوران 'چوئوتانگ' (سوپ ماهی) هست. تخصصش هم همینه.

اوه.

واو، حتماً براش خیلی سخت بوده.

دانشکده پزشکی هم که ارزون نیست.

نباید پرداخت هزینه‌هاش آسون بوده باشه.

در واقع بابا، ته‌جو با رتبه عالی وارد شد و فارغ‌التحصیل شد

شاگرد اول کلاس بود و بورسیه‌اش رو هم از دست نداد.

اوه، جدی؟

منظورم اینه که،

مادرش دیگه مجبور نیست اون‌قدر کمرش رو زیر بار کار خم کنه.

واو. این خیلی حرفه.

واقعاً تحسین‌برانگیزه.

سه‌یون.

پسر خیلی خوبی رو به خونه آوردی. هوم؟

خب، می‌شه گفت که تأییدش کردی؟

این چیزی نیست که من بخوام در موردش تصمیم بگیرم.

چیزی که مهمه اینه که تو ازش خوشت بیاد.

ممنونم، آقای کو.

من باید از تو تشکر کنم.

دکتر.

آیا...

واقعاً همین الان تکون خوردم؟

بله، تکون خوردی.

حالا می‌تونی پاهات رو حس کنی؟

۱۰ سال گذشته.

- مین‌سوک. - مامان.

- دکتر، خیلی ممنونم. ممنونم. - ممنونم. ممنونم دکتر.

- حال همه چطوره؟ - هی.

در مورد مین‌سوک شنیدم.

بالاخره حرکتش رو دیدید.

چی؟ اوه، آره.

واو.

بهتون گفته بودم. می‌دونستم که می‌تونه.

دکتر کانگ، این فوق‌العاده‌ست.

تنهایی نمی‌تونستم انجامش بدم. کار تیمی بود.

تبریک می‌گم.

ممنونم.

از این می‌خوای، هایون؟

فسقلیِ بانمک.

مامان، این برای توئه.

- خب، ممنونم. خیلی قشنگه. - خواهش می‌کنم.

این اواخر چه خبر بوده؟

- چرا؟ - داری لبخند می‌زنی.

به نظر خوشحال میای.

آه. این‌طور فکر می‌کنی؟

آره.

من بیماری رو جراحی کردم که ده سال بود نمی‌تونست حرکت کنه،

و اون پاهای خودش رو تکون داد.

- جدی می‌گی؟ - آره.

پدر و مادرش اون‌قدر خوشحال شدن که زدن زیر گریه.

فکر کنم اون اولین باری بود که فهمیدم می‌تونم به کسی امید بدم.

گمونم خودم هم نیاز داشتم اون امید رو برای خودم پیدا کنم.

می‌خواستم باور کنم که کارم تأثیر مثبتی داره.

ممنون.

برای چی؟

برای همه چیز.

خون‌ریزی چطوره؟

روی ۵۰ سی‌سی ثابت مونده.

بسیار خب، وضعیت خوبه.

پاک‌سازی زخم کامل شد.

- داربست رو باز کن. - باشه.

دکتر کانگ؟

بذارید برچسب رو دوباره چک کنم.

این داربستِ پارک دوهیون هست؟

بله، برچسبِ پارک دوهیون روشه.

مشکلی پیش اومده؟

نام: پارک دوهیون

هیچی. ادامه بدیم.

هر دو شصت و چند ساله هستن، اما رنگ‌دانه‌ها...

تفاوت چشم‌گیری دارن.

گزارش تحلیل کشت و تمایز سلول‌های بنیادی مزانشیمی اتولوگ

آرایش سلولی هم بهم ریخته‌ست.

تفاوت فاحشی در نرخ تمایز سلول‌ها وجود داره.

پارک دوهیون تاریخ تولد: ۲۴ مه ۱۹۶۳

کیم هوجین تاریخ تولد: ۹ دسامبر ۱۹۶۴

این‌ها هر دو سلول‌های اتولوگ هستن، درسته؟

پس چرا؟

لی سونگ‌اوک (۷۰ ساله/مرد) کیم جونگ‌هی (۳۱ ساله/زن)، کیم هون (۵۰ ساله/مرد)

دکتر کانگ معمولاً این موقع روز نمیاد آزمایشگاه، درسته؟

نه. معمولاً توی اتاق عمل درگیره.

هوم.

لازم نبود خودتون تشریف بیارید اینجا، قربان.

شنیدم دکتر کانگ امروز شخصاً برچسب پرونده پارک دوهیون رو تأیید کرده.

بله، برای همین هنوز دست بهش نزدم، که اگه متوجه شد مشکلی نباشه.

خب، نمی‌تونی همین‌طور ولش کنی.

بیمار فردا، رئیس لی سونگ‌اوک از گروه جئونگ‌هان هست.

اون یه بیمار وی‌آی‌پی هست، یعنی همه چشم‌ها برای این عمل به ما دوخته شده،

پس باید خیلی بیشتر آماده باشیم.

بذار خودم یه نگاهی بندازم.

نمی‌خوام هیچ جای کار بلنگه.

- بیا همین الان بررسیش کنیم. - بله، متوجه شدم.

گزارش‌های ثبت‌شده چی؟

من قبلاً تاریخ گزارش‌های کشت رو عقب بردم تا با هم جور دربیان.

تمام آینده این بیمارستان به این پروژه بستگی داره.

حتی نباید یه اشتباه کوچیک هم رخ بده.

بله، متوجه هستم.

اینجا چه خبره؟

دکتر کانگ.

لی سئونگ-اوک (۷۰ ساله/مرد) لی سئونگ-اوک (۷۰ ساله/مرد)

صبر کن...

دارم به چی نگاه می‌کنم؟

چرا دو نمونه سلول بنیادی از یک بیمار وجود داره؟

اوه...

دکتر ها.

اون... اون...

این‌ها سلول‌های بنیادی جنینی هستن.

اون‌ها از یک جنین سقط شده گرفته شدن.

چی گفتی؟

««شوهر»»

این عمل رو متوقف کن و اول رئیس کیم رو ببر روی تخت جراحی.

وضعیت این بیمار وخیمه. یه مورد اورژانسی سندرم دم اسبیه.

نمی‌شنوی چی میگم؟ برام اهمیتی نداره که چی هست!

اصلاً می‌دونی رئیس کیم چقدر توی این مرکز سرمایه‌گذاری کرده؟

- لطفاً برید بیرون. - چی؟

گفتم، گورت رو از اینجا گم کن!

این نتیجه‌ی راه دادن تو به خانواده‌مه.

پس داری درخواست می‌کنی که توی بیمارستان ما عمل بشه؟

اون مجرم؟

ما باید بفهمیم کی سه‌یون رو دزدیده و چرا.

پدر، اگه اون بمیره، ما هیچ‌وقت به حقیقت نمی‌رسیم.

امکان نداره.

می‌فهمم که این وضعیت ممکنه خیلی برات ناراحت‌کننده باشه،

اما اون حرفش منطقیه.

من رئیس این بیمارستانم!

به‌علاوه، فکر می‌کنی کسی حاضر میشه این عمل رو انجام بده؟

هیچ دکتری اینجا زیر بارش نمیره!

من این عمل رو انجام میدم.

من عملت می‌کنم.

نگران نباش، من دکترم.

شغل و وظیفه‌ی منه که جون آدم‌ها رو نجات بدم.

اما...

بعد از کاری که با همسرم کردی...

وقتی به اون فکر می‌کنم...

شاید ارزش نجات دادن نداشته باشی.

من هم می‌تونم همین رو درباره‌ی اون پدرزنت بگم.

آقای کانگ، ملاقاتی دارید.

سلام، من وکیل چوی ده‌هیونگ هستم.

خانم کو من رو استخدام کرده تا در دادگاه وکالتتون رو بر عهده بگیرم، آقای کانگ.

- سه‌یون این کار رو کرد؟ - بله.

جلسه‌ی رسیدگی به بازداشت شما برای بعدازظهر امروز برنامه‌ریزی شده.

ببینید، کار سختی در پیش داریم.

اما خوشبختانه، خانم کو

نامه‌هایی برای درخواست تخفیف در مجازات و عدم پیگرد قانونی ارائه کرده.

جزئیاتش محکمه،

و تصویر روشنی از این ارائه میده که چرا مجبور شدید در این موقعیت قرار بگیرید.

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left