Pierwsze 188 wierszy.
ترافیک
قربان، هر وقت شما آماده باشید، منم حاضرم بریم!
رئیس!
سرکارگر کجاست؟
من اینجام.
حالا که تو سرپرست این کارگاهی،
میخوام این کار رو سریع راه بندازی!
ما طرح اولیه نداریم!
نمیتونیم همینطوری کار کنیم!
آقای مورل!
از دیدنت خوشحالم. ما مشکل داریم!
ولی مدل ما برای نمایشگاه آمستردام آماده میشه.
اصلاً کی رئیس این کارگاهه؟
بده به من! این اشتباهه.
و طرحهای جدید چی شدن؟
ابعاد غرفه چنده؟
ابعاد غرفه رو میگم!
این وظیفه توئه. زنگ بزن آمستردام.
عجله کن! دارم وقت تلف میکنم!
من باید ابعاد رو بدونم!
وصل کن به آمستردام.
این وظیفه منه!
بفرمایید!
چی گفتی؟ من؟ هیچی نگفتم!
صبر کن، من هیچی نمیفهمم.
من ابعاد رو درک نمیکنم.
باید بیای.
یه چک؟
به بابا زنگ میزنم. مشکلی نیست!
فعلاً کارمون راه میافته.
ساعت شیش شده!
خواهش میکنم! الان نباید دست از کار بکشید!
شما باید امشب تمومش کنید!
ماشین کاروان باید بره آمستردام!
من نمیتونم همهش رو ببرم!
میره داخل ماشین!
جعبهها، توی کامیون!
من از کجا بدونم؟
مواظب باش خراش نیفته!
من فقط دستورات رو اجرا میکنم، همین.
آسونه، آره؟ برای یه چیز آسون، این خیلی آسونه!
کیفهام رو کجا بذارم؟
روی سقف.
مراقب باش! ممکنه خشک نشده باشه!
حرکت به سمت آمستردام!
آره! که چی؟
محاله که این واقعی باشه!
ایشون فروشنده ما هستن.
شما کار روابط عمومی رو انجام میدید؟
به آمستردام!
بهتره تو به من توی فرمون کمک کنی.
برو آمستردام و مراقب غرفه باش!
مراقب باش!
خودت ببین!
میتونم از تلفن استفاده کنم؟
نمایشگاه ماشین آمستردام رو میخوام.
احتمالاً مجانی نیست!
آلترا صحبت میکنه.
میخواستم بگم ما یه کم تأخیر خواهیم داشت.
من مسئول روابط عمومی هستم.
شراب قرمز، لطفاً.
حالا دیگه چی شد؟
من یه مکانیک پیدا میکنم.
آره، برو یه مکانیک پیدا کن.
چیه؟ بنزین نداره!
غیرممکنه!
من قبل از حرکت پرش کردم.
و من باید هلش بدم!
بی خیال!
بنزین تموم کردیم.
من دارم میرم آمستردام! خودت از این وضعیت خلاص شو!
من باید چیکار کنم؟
اینم وظیفه من نیست!
بنزین تموم کردی؟ وسط راه؟
خوششانسی که هوا خوبه!
تو هم؟
داشتی میدویدی؟
تو دشت!
راهش کوتاهتره.
بفرمایید!
۲۴ فرانک. ممنون.
سایکلون ۷۰!
بارانی جدید برای هوای آفتابی!
کلاچه!
وایمیستیم، راه میفتیم، وایمیستیم، راه میفتیم.
فکر کنم قضیه جدیه.
تلفن برای نماینده آلترا!
بله، من هستم.
صداتون رو خوب نمیشنوم.
خرابی؟ هنوز تو بلژیک هستید؟
انتظار دارید چند تا ماشین در نمایشگاه داشته باشید؟
ما انتظار داریم...
۵۳۰ ماشین.
ما اونا رو توی ۴ سالن مختلف قرار دادیم.
نمایشگاه آمستردام هر سال بزرگتر میشه.
الان هم بزرگتر از نمایشگاه بروکسله.
سال بعد از پاریس و لندن هم بزرگتر میشه،
بهتون قول میدم.
آروم باش! اون دکور ماست!
این برای مدل ماست.
ماشین کاروان!
قبلاً بهتون زنگ زدن
خرابی پیش اومده!
بهشون زنگ بزنید!
سریع این شماره رو برام بگیر
من از خط دیگه استفاده میکنم
بفرمایید!
خانمها و آقایان، ما اینجا در مراسم افتتاحیه
نمایشگاه بینالمللی اتومبیل در آمستردام حضور داریم
فرانسوا، حواست به غرفه باشه
من دارم میرم مرز
بازدیدکنندهها دارن سرازیر میشن
آقا، شما چرا اینجا هستید؟
امیدوارم یکی پیدا کنید
دوستان، بازدیدکنندههای پارسال اغلب هلندی بودند
امسال اما کل دنیا اینجا جمع شده.
تنوع زیادی از سبکها وجود داره
و رنگها هم خیلی زیبا هستند
و کلاس خاصی به نمایشگاه دادند
من بازدیدکنندههای زیادی رو میبینم که چشماشون برق میزنه
به اندازه خود ماشینها
خیلیها همین حالا خودشون رو پشت فرمون تصور میکنن
و در جادههای تعطیلات رانندگی میکنن!
اوکی؟ حالا میتونیم بریم؟ آره، باید تحمل کنه
به نظر بهتر میاد
هر کاری از دستم برمیاومد، انجام دادم
که نمیشه معجزه کرد!
خداحافظ و ممنون!
تبلیغات شما رو آگاه میکنه!
من فقط رانندهام
ما... آمستردام... نمایشگاه اتومبیل!
ببخشید، میشه بگید آلترا کجاست؟
متأسفم، متوجه نمیشم
من تولیدکنندهام. یه غرفه دارم
بله، اینجا آلتراست
صبر کنید!
بگیریدشون!... آقا! آقای رئیس!
برای شماست! فوریه!
چی شده؟
اونا هنوز نرسیدن. من تنهام. باید بهم میگفتید!
بله، من رئیس آلترا پاریس هستم
من که درخواست پلیس نکردم!
کجایی؟
همینجا وایسا!
ما باید بار شما رو بررسی کنیم
این یه پاپوشه!
پلیس، همه جای دنیا پلیسه!
شما رو درک میکنم
مواظب باشید! این مدلِ نمایشگاهیـه!
ما خودمون به شما نشونش میدیم
این یه ماشین معمولیه اما
به طور خاصی برای کمپینگ تجهیز شده
برای همین بهش میگن "ماشین کمپینگ"!
خیلی خوب طراحی شده و خیلی کاربردیه!
زیر اون؟
سپر!
میکشیش بیرون و تبدیل به صندلی میشه!
همین کار برای طرف دیگه هم صدق میکنه!
بد نیست، ها؟
این قهوه است
فندک سیگار!
یه چیز دیگه هم هست!
صابون! برای شستن دستها!
مدارک من کامله!
فکر میکنید من دزدم!
این عطرِ!
چقدر درب و داغون شد!
بازرسی ما ادامه داره!
هولو، بگیرش!
میبینی؟ آسونه، نه؟
یک باربیکیو!
فشار میدی و همین میشه!
بیا این طرف!
اعصابم خورد شده!
آقای هولو، کمکم کنید!
یه کاری بکنید!
باشه! فوراً منو بندازید زندان!
مجوز گمرک فرانسه!
ببینید؟ این مجوز ماست
نشونتون میدم... باید صبر کنیم فشار آب بیاد
موتور آب گرم رو روشن کن
اون چیه؟
آقا، فقط بگید اون چیه
ببینید؟ فشار!
داره میاد
خیلی داغه. خاموشش کن
یه نگاه بندازید
بفرمایید!
No comments yet. Be the first to leave one.