Pierwsze 54 wierszy.
....آنچه در " اعتراف " اتفاق افتاد
برو بشين پشت ميزت همين حالا
اين اسلحه باعث ميشه که احساس قدرت بکني ، نه؟
برو به اتاقت " تيمي " ، زودباش
واقعا فکر ميکني با چند کلمه من تغيير ميکنم؟
زن و بچه ام هيچ ارتباطي با اين قضيه ندارن
بهم ثابت کن که عاشقشون هستي منم اجازه ميدهم زنده بمونند
تا جايي که ميتوني با زن و بچه ات از اينجا دور شو
اعتراف فصل 7
چرا اين داستان رو برام تعريف کردي؟
همينجوري يادم اومد
نه ، اينطوري نيست
مطمئنم داستانهاي زياد ديگه اي بودند که ميتونستي برام تعريف کني
و منو سورپرايز کني
اما تو داستاني رو تعريف کردي که رحم و شفقتت را نشون بدهي
من احساس ميکنم که ديگه نميخواي اينکار رو انجام بدي
فکر ميکنم دنباله يه بهونه ميگردي که ديگه اينکار رو ادامه ندي
فکر ميکني ميتوني اين بهونه را جور کني؟
تو کوچکترين چيزي در مورد من نميدوني
و همچنين در مورد کارهايي که انجام دادم
تو " شيلدون هافمن " رو ميشناسي؟
بله ، البته که ميشناسم
هموني که از شرکاي تجاريش ميلياردهادلاردزديد به نظر تو اون لياقت زنده موندن رو داره؟
اگه اشتباه نکنم... ، اون سعي کرد که اشتباهش رو جبران کنه
تو اينجوري فکر ميکني؟
بعد از نابود کردن زندگي اون همه آدم يه دفعه متحول شدو دم از انسانيت زد؟
من تو قلب اون نيستم که بدونم چه حسي داشته
درسته
تو ديگه چطوري وارد اينجا شدي؟
معلومه تو اين خراب شده چه خبره؟
آقاي "هافمن" ، من دنبال دردسر نميگردم من نماينده مردي هستم که
به شما سرمايه داده بود تا با سرمايه اش کار کنيد
آدمهاي زيادي اين کار رو ميکنند
اون پول زيادي رو به عنوان سرمايه به شما داده بود
خوب که چي؟
حالا اون پولشو ميخواد
حتماً ، الان چکشو واست مينويسم اجازه ميديد؟
اميدوارم حرف منو جدي بگيريد چون رييسِ من خيلي جديه
درتو بذار
فکر ميکني من نميدونم کي تو رو فرستاده؟
چرا برنميگردي بري پيش رييست و بهش بگي عمرا" يه پاپاسي بهش نميدم؟
فکر نکنم بخواي اينجوري معامله کني
اتفاقاً ، دقيقاً ميخوام اينجوري معامله کن - داري اشتباه ميکني
تو فکر ميکني چه خري هستي؟
اصلا ميدوني من کي هستم؟
بله
اين رو هم ميدونم که چه اتفاقي مي افتد اگه طبق درخواست من عمل نکنيد
الان دارم بهتون يه فرصت ميدم
فرصتي که اگه از دستش بديد بهتون قول ميدم که بعداً پشيمون ميشيد
واقعاً فکر ميکني که ميتوني به اين راحتي بياي اينجا و منو تهديد کني؟
، " آقاي " هافمن تهديد " کلمه خوبي نيست "
بهتره اينجوري فکر کنيد که دارم بهتون يه فرصت ميدم
فرصتي که ،دارم ميبينم اينقدر احمق هستي که ازش استفاده نميکني
حالا من ميخوام به تو يه فرصت بدم
No comments yet. Be the first to leave one.