Younger

Younger

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 3

Informacje o wydaniu

Younger S03E02 HDTV x264-FLEET
Younger S03E02 720p HDTV x264-FLEET
Younger S03E02 iNTERNAL 720p HDTV x264-ALTEREGO
Younger S03E02 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Komentarz od 30nama
.::: 30nama.com :::.

Tagi

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
x265
HEVC
2CH
Opublikowano: 2016-11-01
Pobrania: 42
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

_

من يک درخواستي دارم

ببين Carlyle امشب ساعت9 منو توي

تو دوباره ميبوسيش، من ميشناسمت

من خيلي شرمنده ام بخاطر ديشب

من فقط ميخواستم که تو بدوني

فقط يه بوسه بود لايزا، ولش کن

هيچکسي توي محل کارم نميدونه اما من 40 سالمه

من ميخوام اين قرارداد رو با ملينيال امضاکنم، به يک شرط

من از تو بعنوان مطالعه ي موردي استفاده ميکنم

ترجمه و زيرنويس از «الهه Elahe» و «Farshid ACE»

آره اين...دقيقا يه مشکل مشابه هست

بله

صبح بخير

خب، همه چيز براي بحث بازه

باشه، يکي از افرادش داره با من تماس ميگيره

من بعدا از دفترم بات تماس ميگيرم

من ساعت5 اونجام

سلام؟ سلام، بله چارلز

پادکست و وبلاگاهاي زيادي از تو گفتن

هر جايي که با ارزش بوده

و ما تورو در سايت هاي خبري

آورديم Buzzfeed و Refinery29

تا پنجشنبه هيچ بيست ساله اي نميمونه

که راجع کتاب دهه ي تصميم گيري تو نخونده باشه،نديده باشه و يا در شبکه هاي اجتماعي

نديده باشه

و ما بهترين خبرها رو براي آخر گذاشتيم

توليد کننده ي الن گفت که الن

کپي کتابت رو خونده و عاشقش شده

دوسش دارم- خارق العاده س-

يک گير کوچيکي وجود داره

اون واقعا به اون فصل ها جواب داده

جايي که بيمار 40 ساله ي تو خودش رو يک دستيار

26ساله جا ميزنه

اون ميخواد که تو، توي برنامه ش شرکت کني

در صورتي که بيمارت رو هم همراهت ببري

افشا کردن هويتش در تلويزيون ملي؟

غير ممکنه اين کاملا غير اخلاقيه

نه اگر بيمار هم موافق باشه

اين يک تبليغات باورنکردني ميشه

اون... شايد من بايد زنگ بزنم و ازش بپرسم

چرا بايد بيمار رضايت داشته باشه

منظورم اينه که، مگه قول نداده که ناشناس بمونه

خب، اون يقينا خيلي فرصت طلبه

بيشتر جامعه ستيزه - آره -

کم کردن يک يا دوسال از سنت يک چيزه

اما داشتن يک زندگي دوگانه يه چيز ديگه س

خيلي آدم آشفته ايه

خب، توي فصل کتاب اون گفته که

توي کلي شغل بعنوان يک فرد 40ساله درخواست کار داده

و هر دفه روش رو زمين زدن و اون مجبور شده که

يه روشي براي اين نوع سن ستيزي نهادينه پيدا کنه

من سن ستيزي نميبينم فقط

شخصي رو ميبينم که از صنعت پاش رو بيرون گذاشته و بهاش رو پرداخته

اون احتمالا استخدام نشده چون حتما مهارت

يا استعدادي نداشته

خب، من مطمئنا ميتونم باهاش تماس بگيرم

من فکر ميکنم اين کار پر از ريسکه

شرط بندي رو ي کمپين اولين کتاب

روي يک هنرمند فريبکار؟

شرط ميبندم که تو با الن ميتوني قراري بذاري

و اون ديوونه از ما شکابت کنه

خداي من ، ما نميتونيم همچين شرطي ببنديم

ما بيشتر کار ميکنيم و بزودي تماس ميگيريم

خيلي خب، متشکرم چارلز

باعث افتخاره

حواستونو جمع کنيد. دستورهاي اوليه ش دلگيرکننده س

ببخشيد؟

من هنوز هستم

از اين ميگذريم

ما هنوز رو کتاب ک مثل کبوتر کار ميکنيم؟

اون کتاب رفته براي ويراستاري

اخبار تازه رسيده در سايت گودريدز خيلي عاليه

و من يه کپي ازش رو براي

فرستادم The New Yorker." در مجله ي Anthony Lane

چي اينقد توي اين کره خاکي واسه ي تو مهمه؟

مگه من راجع به موبايل توي اتاق کنفرانس نگفته بودم بهتون

من هميشه صفحه ش رو روي ميز ميذارم، بجز

صفحه ش رو زمين يا بندازش دور قانون اينه

کار ما تموم شد. متشکرم

من تاحالا اينطوري نديده بودمش

تا موقعي که همسرش ترکش کرد

گاهي واقعا چهره ش عوض ميشه

سلام - سلام -

من ميخوام يه آبميوه واسه خودم درست کنم

شما چيزي نميخوايد براتون بيارم

نه ممنونم، نميخوام

ببين، ميدونم که ممکنه من

اشتباه کرده باشم اما خوب؟

با من؟ - چي؟ -

فقط ميخواستم بدوني که

از نظر من تو فوق العاده هستي

و من...من فقط... من احساس ميکنم که خيلي خوش شانسم

و خيلي ممنونم از اينکه اينجا کار ميکنم

و من فقط

حتي آب ميوه ي خيار نارگيل هم نميخواي؟

نه نميخوام، جدي ميگم،

شرکت، اين يه داستان ديگه س

- Oh? ممکنه تا يه حدي-

تغييراتي اين دور و بر اتفاق بيوفته

چجور تغييراتي؟

معذرت ميخوام، جلسه م داره دير ميشه

نگرانش نباش

_

خدايا، اميدوارم کارم رو از دست ندم

خب توميتوني که ديگه دروغ نگي

بله، و کاتلين هم ديگه نبايد بره به کالج

منظورم اينه که من ميتونم بهش کمک تحصيلي کنم

کار من اين روزها خيلي خوب شده

من هيچوقت اجازه نميدم تو اينکار رو بکني

اما نميدوني که چقدر اين حرفت واسم ارزش داره

بله،خب من يه جورايي ديوونه ي اين مامان هستم

من خيلي دلم تنگ شده بود

منم همينطور

ميخواي بريم خونه ي من؟

من ملافه ها رو عوض کردم امروز

جاش، تو با تجربه ي پاستيل آشنايي داري؟

آره، وقتي که تلاش ميکني

چنتاش رو باهم يکباره بذاري توي دهنت؟

نه، اين... اين مربوط به مادر بودنه

به بچه ها يک دونه پاستيل ميدن

ميتونن بلافاصله بخورنش يا اينکه

15دقيقه واسه خوردنش صبر کنن

و دوتا پاستيل بگيرن چي؟ -

چرا بايد کسي با بچه همچين کاري بکنه؟

منظورم اينه که...اين شکنجه س- ميدونم-

اما بهرحال وقتي اون بچه ها رو واسه 20سال دنبال ميکنن

ميفهمن که اون بچه اي که تونسته 15 دقيقه صبر کنه

و لذتش رو بتاخير بندازه درآينده درآمد بهتري داشته

خوشبختي بيشتري از خودش گزارش داده

خب

خب چه کسي توي اين سناريو نقش پاستيل رو داره؟

من پاستيلم؟

در واقع، من پاستيل هستم

Oh.

پس تو ميخواي که ما آهسته پيش بريم

من به زمان بيشتري نياز دارم

مي فهمم

ممنونم

آره

من هنوز ميخوام باتو تا خونه ت قدم بزنم

چون من آدم محترمي هستم

کلسي سلام- سلام چاد-

- Ah! سلام -

باشه

خب، چي اينقدر مهمه؟

داري چيني صحبت ميکني؟

داشتم با يه زوج با لهجه ي ماندارين صحبت ميکردم

تحت تاثير قرار گرفتم

من توي يک پروژه ي آب پاک داوطلب شدم

در شهر گانسو، يه جورايي انتخاب شدم

اما علاقه ي من واسه زبانش هست

پسورد کامپيوتر تاد چي شد؟

من بايد عکس پروفايلش رو تغيير بدم

بله تاد، متاسفم

اين پسورد تغيير دادنش خيلي سخته

اما اگه بخوام تسلي بدمت

زبونت توي عکس خيلي سالم به نظر ميرسه

متاسفم

شايد شانس تو بهتر باشه

ممنونم

کلسي، من...من نميدونم اينو چجوري بگم

اما ميخوام بيام بيرون و اينو بگم که

خداي من، تو داري چيکار ميکني؟

ميدونم

که يکمي زوده اما

پدر و مادرم ميخوان که حلقه ي نامزدي رو ازت پس بگيرم

اين يه ميراث خانوادگيه

جدي ميگي؟ - البته -

من... من ميتونم بت عکسهاي

مادر مادر بزرگم رو نشون بدم که اين حلقه رو دستش ميکرده

نه، نه، مشکلي

مشکلي نيست

متاسفم کسي هستم که

واسه تو همه ي اين خبرهاي بد رو ميارم

ميدوني، بذار واست درستش کنم

آخر اين هفته از شهر بريم بيرون

بريم جزيره ي فيشر

من قبلا کشتي سفارش دادم

و ما ميتونيم راجع به همه چيز صحبت کنيم

و در نهايت

بشيم

چاد؟

ما هيچوقت قرار نيست چيزي بشيم

هرگز

اينو مي فهمي

چي، پس...پس تو ميخواي هميشه يه جوري رفتار کني

مثل اون انبار توي گري عروسي هيچوقت اتفاق نمي افته

تو چطور راجع به من و تاد توي اون انبار ميدوني؟

تو ميدونستي که من بودم

چي؟

تو گفتي که عاشقمي

چون فکر ميکردم که تو تاد هستي

اون يه بازي بود که ما داشتيم انجام ميداديم

اما توميدونستي، آره- من نميدونستم -

توي چشمام نگاه کن و بگو که به من فکر نميکني

هر وقت روي يه کيسه بزرگ بونجه ميشيني

ميدوني چيه؟ اين حلقه ي احمقانه ت رو بگير

نه بمن زنگ بزن، نه پيام بده

و منو توي عکسهاي خنده دار تگ نکن

More Farsi Persian subtitles for Younger

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left