Pierwsze 158 wierszy.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(اکسچنج: گذرگاه عشق 2)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
خوب خوابیدی؟
آره. خوب خوابیدم
تو چی؟
از وقتی اومدم اینجا، این بهترین خوابم بود
دیروز برام سخت بود
دیدم که داشتی میخندیدی- واقعا؟ -
خیلی برام سخت بود
هی
جایی میری، جیسو؟
میخوام لنز بخرم
چیزی لازم داری؟ - چی؟ -
یه چیزی نیاز دارم
میتونی یه لیوان اندازه مال خودت برام بخری؟
در ازاش چی دریافت میکنم؟
پول میدم
خدیا. خیلی ازار دهنده ای
شماره حساب بانکیت رو بهم بده- نه-
مبخوای طبقه بالا غذا بخوری؟ حتما-
کجا؟
بالای اونجا. میتونیم کوهارو نگاه کنیم
اینجا باحاله
هوا عالیه
صبحا اینجا واقعا خوبه
اینجا خیلی قشنگه
باید اینجا بشینیم
ممنون
همینجا
اینجا؟
منظره کوه خیلی قشنگه
قشنگه- آره-
چیکار میکنی؟
من؟
آدمای زیادی نیستن که بتونیم باهاشون حرف بزنیم
آره
و وقتیم حرف میزنیم، نمیتونیم راجب همه چی حرف بزنیم
مثل اینه که همه چیزو بدونیم، ولی ندونیم
در نهایت، میتونی فقط خودتو بشناسی
درسته
چی؟ - اینجا روشن فکر شدی؟ -
ازین به بعد باید بخندی
میخوای بخندم؟ - آره-
خنده خیلی بهت میاد
اما اینجا برام سخته که بخندم
دیشب دیدم که خیلی خندیدی
خندیدم؟- داشتی با هی دو حرف میزدی-
و دیدم که خندیدی
کی؟
من و هی دو وقتی اومدیم پایین احساس ناراحتی میکردیم
ولی خیلی عالیه که باهات حرف بزنم
البته
تو تنها کسی هستی که اینجا میشناسم
منم خوشم میاد باهات حرف بزنم
سعی میکنم بعضی وقتا باهات حرف بزنم
حتما. اگه خواستی باهام حرف بزنی بیا اینجا
بهش گفتم سخته
پس دیروز احساس ناراحتی میکردم. ما راجبش حرف زدیم
...و اون بهم قدرت زیادی داد
چون کسی رو داشتم تا باهاش حرف بزنم
این اولین بارمون بود یه مکالمه طولانی داشتیم
، با دیدن اینکه کنار من چقدر راحت بود
منم احساس راحتی میکردم
فکر میکردم میتونم تو اینده بیشتر روی احساساتم تمرکز کنم
پس این باعث شد خیالم راحت بشه
برمیگردم
خدایا. اون کاملا بهش علاقه داره
حتی یه یادداشت هم براش گذاشته- کاملا-
من عاشق صادق بودنشم- درسته-
برای گفتن خواسته اش، طفره نرفته
برمیگردم
چرا امروز هوا اینقدر عالیه؟
خدای من- خدایا-
دیدین؟ میدونستم برمیگرده. خدایا-
اوه. نه
این چیه؟
چی؟ اون کی این یادداشتو گذاشت؟
...جی یون منو دعوت کرد
برای ماساژ با اون
اون برام یه یادداشت کیوت گذاشت
...پس فکر میکنم
اون کیوت بود
باشه حله. حدود ساعت چند؟) (من اول میرم ورزش کنم
هوف خدایا دست خطم افتضاحه
خیلی خوابم میاد
سلام
سلام. چی میخوری؟
دارم مرغ ابپز میخورم
بیا بریم.خدایا بدنم درد میکنه
ایده خوبی نبود؟ - آره-
چرا اون تنها غذای خوشمزه خورد؟
اون تنها غذای خوشمزه خورد
بله؟
ساعت 6؟- آره-
گشنمه
چیزی خوردی؟
میخوام قبل بیرون رفتن همه چیزو مرتب کنم
هنوز هیچی نخوردم
نمیدونم
خدایا. واقعا که
یادداشت ها رو دیدی؟
من اونو ننوشتم
هیچی ندیدم
واقعا؟
چی؟
اون کیوته
خدایا- اون کیوته-
جدی- این یه درام جوانیه-
اونا خیلی جذابن- آره-
هردوشون کیوتن
هیچی ندیدم
واقعا؟
چی؟
با تمام سرعت میدوه
این چیه؟
اون به من نامه نوشته، اما من ندیدمش
ازم پرسید که یادداشت رو دیدم؟
منم گفتم که ندیدم
بعد یهویی رفت تو اتاقمو برش داشت
اون باید خجالت کشیده باشه
پس نتونستم بخونمش
احتمالا تا بخوام برش دارم، یه نفر خوندتش
جایی نبود که از اول گذاشته بودمش
فکر کنم یکی خوندش
چرا قبل از ماساژ ورزش میکنه؟
حتما میخواد قبل از ماساژ عضله هاش دچار گرفتگی بشه
گرفتگی عضلانی؟
پس ماساژ حس خوبی داره
اینطوری حس بهتری میگیره- درسته-
مردم میرن اونجا تا گرفتگی عضلانی رو رفع کنن
درسته اینجوری هدر نمیره- درسته-
هیکل عالی ای داره
هی دو اینو اورد درسته؟
این چیه؟- ،راستی-
اون فقط برای چهار روز برگشت کره
...و داشتیم غذا میخوردیم
غذا و گوشت غربی- ما غذای درست حسابی درست نکردیم-
از وقتی که اومد- درسته-
اون فقط رامیون میخوره.بیچاره- بیچاره-
درسته؟تو هم احساس بدی داری
ما باید بعدا اشپزی کنیم
حدس بزن وقتی دیروز داشت برنج میزاشت تو ماکروویو چی گفت؟
من همون برنجی رو میخورم که تو اروپا خوردم
!من احساس خیلی بدی دارم
اوه،نه. بیچاره اون.(حقیرش کردید بسه)
امروز باید یه غذای خوشمزه بپزیم- درسته-
باید براش یه ضیافت شام راه بندازیم- درسته-
هی دو یه دوش گرفت) (داره اماده میشه که بره بیرون
من خیلی زود وابسته میشم نه؟- چی؟-
من وابسته میشم
ما رفتیم
کیوته
یه عکس میگیرم
بچه ها میخواید مواد غذایی بگیرید؟
من یه سری کارا دارم که باید انجام بدم- مثل چی؟-
نمیتونم بهت بگم
بعدا میبینمت
بعدا میبینمت- میبینمت-
No comments yet. Be the first to leave one.