Informacje o wydaniu

HeartBeat S01E07
Komentarz od moonriverteam1
All.Vers AMZN.HDTV تیم ترجمه مون ریور دانلود زیر نویس ها و آهنگها و فیلمهای درخواستی شما در تلگرام و وبلاگ ما @moonriverteam_sns https://moonriverteam.blogsky.com

Tagi

other
Opublikowano: 2023-07-17
Pobrania: 26
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

همه شخصیت ها، نامها، سازمانها، گروه ها ساختگی ست و تمامی دستورالعمل های ایمنی حیوانات، رعایت شده

مدیر نا؟

چی باعث شده این ساعت بیاین اینجا؟

همین نزدیکی‌ها بودم، برای همین گفتم یه سری بزنم

آها

چرا نمیاین داخل یه چایی بخورین؟

هه سون

...همونطور که قول داده بودی

پیدام کردی

...نکنه که

دلتنگت بودم

...حتی یه روز هم نشد که

بدون فکر تو، بگذره

...ممنونم که

...طبق قول و قرارمون

اومدی پیدام کردی

!خیلی ممنونم ازت، هه سون

...میگم

ما قبلا همدیگه رو دیدیم؟

محاله که همچین مرد خوش قیافه ای رو یادم رفته باشه

هه سون

منم

واقعا منو یادت نمیاد؟

آقای سئون اوه هیول

داره شوخی میکنه دیگه، نه؟

شوخی؟

میدونی چقدر مشتاق دیدارت بودم؟ !هه سون

اسممو اشتباه صدا میکنی

اسمم هه سون نیست، هه وون ـه

نا هه وون

...ببخشید مدیر نا

حتما خیلی شوکه شدین

...آقای سئون، خیلی زندگی کرده برای همین

منظورم اینه که مدت زیادی رو خارج کشور زندگی کرده

برای همین گاهی وقتا، یه خورده زیاده روی میکنه

لطفا درک کنین -❤ @moonriverteam _sns ❤-

...جناب سئون

یهویی اینقدر زیاده روی کردی

آروم باش، باشه؟

!هی، آروم باش

گفتی جناب سئون اوه هیول، درسته؟

ولی واقعا قبلا همو دیدیم؟

!آخه به اندازه همین عمارت، جذابی

از ملاقاتت، خوشحال شدم

دوباره می بینمت

سئون اوه هیول

عذرخواهی میکنم

از دیدنتون خیلی خوشحال شدم برای همین زیاده روی کردم

بازم می بینمت

ضـربان قـلـب | قسمت هفت -❤ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ❤- @moonriverteam _sns

هه سون

...چطور یکی میتونه این همه سال

اینطور مشتاقانه منتظر یکی بمونه؟

...ما

دوباره همو می‌بینیم

...من

میام و پیدات میکنم

و وقتی پیدات کردم

بیا با تمام قلبمون عاشق هم بشیم

...اشکالی نداره

بیام تو؟

حالت خوبه؟

اون واقعا خیلی شبیهشه

تعجبی نداره چقدر به نظرم، آشنا می اومد

هه سون

به قولی که بهم داده بود، عمل کرد

گفت میاد و پیدام میکنه

...ولی من

نتونستم انسان بشم

متاسفم

چیکار میتونم بکنم؟

فعلا اوضاع همینه که هست

فکر میکنی مدیر نا، تناسخ یافته هه سون ـه، درسته؟

...انگار که هه سون

دوباره برگشته بود

برای همین نتونستم، جلوی خودمو بگیرم

درک میکنم چه حسی داری

ولی اون، ممکنه یکم گیج شده باشه

هیچ کسی، زندگی گذشته‌اش رو یادش نمیاد

سعی کن خودتو بزاری جای اون

دلتنگت بودم

...حتی یه روز هم نشد که

بدون فکر تو، بگذره

!چه آدم غیرمعمولی و خاصی

...شاید دنیا وارونه بشه ولی

کسایی که سرنوشت همدیگه‌ان در نهایت بهم میرسن

ما امشب خیلی درخشانه

تنقلات دونگ سئوپ

...درباره طلاهایی که زیر تابوت هیونگ نیم بود

فقط سه نفر خبر داشتن

...من، تو

!و پیشخدمت جو

خب؟

منظورت چیه؟

هیچ کدوم از ماها، طلاها رو برنداشتیم

اونی که می مونه، کیه؟

الان به پیشخدمت جو، مشکوکی؟

میدونی اون چند تا کفن پوسونده یه چیزی بگو معنی بده

چرا معنی نمیده؟ -❤ @moonriverteam _sns ❤-

میگن هیچ وقت نمیتونی یکیو کامل بشناسی

من که هنوز خودتم درست نمیشناسم

یعنی میگی بریم قبر پیشخدمت جو رو بکنیم؟

عقل سرت پریده؟

دیوونه بود اون همه طلا رو با خودش به قبر ببره؟

...مطمئنم یه جایی واسه نوه نتیجه هاش که

باید به عنوان پیشخدمت یه خون آشام زندگی میکردن، قایم کرده

...فایده این کار چی بود

به هر حال وقتی هیونگ پا میشد همه چیو فهمید که

"تو طلاهای منو دزدیدی؟ "

"نه، من این کارو نکردم" کافیه یکم ادای خنگ و خلا رو در بیارن

همین پیشخدمت الان رو ببین

اصرار میکنه که عمارت، مال اونه نمی بینیش؟

عجیبه، اینطور نیست؟

فکر کن بهش

پشت سر مرده حرف نزن

ای خدا

اومدی هیونگ نیم

!لعنت به تو

پیشخدمت جو، وظیفه ـشو با نگه داشتن و نفروختن خونه

به نحو احسن، انجام داد

وظیفه اون بود مراقب طلاها هم باشه

!ای خدا

طلاهاتو که دزدیدن در تابوت رو هم زودتر باز کردن

این خانواده چه مرگشونه ؟

ازت کینه ای چیزی دارن؟

نباید طلاها رو میسپردی دست غریبه

اگه اونا رو پیش ما گذاشته بودی

ما همشو خرج میکردیم

اینطوری به نظر میاد

اومدم یه چیزی بهتون بگم

هه سون

اومد خونه

بعد همینطوری گذاشتی بره؟

هیونگ نیم

این چیزی نیست که ذهنمو درگیر کرده

...فکر میکردم

انسان میشم

و هه سون منو میشناسه

فکر میکردم با همه وجودمون عاشق هم میشیم

هیونگنیم، دیگه چیزی نمونده ها

تا الان به خاطر یه هدف همه چیو تحمل کردی

...وقتی اون زن عاشق بشه و

...تو خونش رو بخوری

میتونی با همه وجودت، عاشق بشی

راست میگه، هیونگ نیم خیلی فکرتو درگیرش نکن

فقط تمرکزتو بزار رو انسان شدن

درباره طلا هم، من پامو از گلیمم درازتر کردم

ولی خودمون بهش رسیدگی میکنیم

درسته، نگران نباش

بیخیال دیگه- خواهش میکنم-

سئون اوه هیول

کجا بودی؟

فقط رفته بودم بیرون

ذهنم خیلی درگیره

حرفی هست بهم بگی؟

خب، نه

تمام روز پیدات نبود واسه همین گفتم کجایی

برو استراحت کن

اینا رو خودتون درست می کنین؟

اونا فروشی نیستن

دیروز چرا همینطوری رفتین؟

باید بعد گشت زنی، گزارش می دادین

شرمنده

...اگه منم حرفی نزدم

بازم تو گشت زنی شرکت کنین

دومین و چهارمیت دوشنبه هر ماه هر دفعه هم یه ساعت

اینقدر زیاد میرین؟

چیه؟ اگه حوصله این کارو نداری میتونی جمع کنی از این محله بری

همچین چیزایی جز کارای داوطلبانه ست نمیتونین مردم رو مجبور کنین انجامش بدن

فکر میکنی ما چون دلمون میخواد میریم گشت زنی؟

اگه منطقه بازسازی شده بود که این کارو نمی کردیم

...به خاطر اون عمارت وحشتناک

واسه خیلیا دردسر درست شد

این منطقه تو طرح توسعه مجدد بود؟

آره، ولی صاحب عمارت پاشو تو یه کفش کرد که نمیفروشه

پس هیچ وقت همچین اتفاقی نمی افته

تا حالا، صاحب اون خونه رو دیدین؟

آره، ولی مال وقتی بود که صحبت توسعه مجدد منطقه شده بود

مال خیلی وقت پیش ـه -❤ @moonriverteam _sns ❤-

چرا پرسیدی؟

اوه، چیزی نیست

بزار منم یه سوال ازت بپرسم

چرا داری تو اون خونه درب و داغون، زندگی میکنی؟

یه مهمون خونه؟

دارن یه مهمون خونه تو اون عمارت راه میندازن

همچین حرفی زد

بیخیال بابا، خیلی مسخره ست

آخه کی میره تو اون خونه جن زده، میمونه؟

!همینو بگو

شاید اینطوری بهتر باشه

شرط می بندم چند ماه دیگه خودشون بیخیال میشن

همین، تو این محله هیچ خبری نیست

اینو نگو

راستی، باید پول کتلت خوک رو بدم

بیخیال

به هر حال باید پولشو بهت بدم- نمیخواد -

بگیرش- دارم میرم-

خداحافظ خانم

خداحافظ عسلم

کتلت ها نوش جونت بازم برات درست میکنم

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left