Pierwsze 200 wierszy.
دوران تاریک جدید
بشریت با سرمایهگذاری عظیم در فنآوری ژنتیک سعی کرد از بحران زیست محیطی قریبالوقوع جلوگیری کند
این تلاش با شکست مواجه شد
ویروسها و جانداران دستکاری شده ژنتیکی وارد حیات وحش شدند
آنها گیاهان قابلخوردن، حیوانات و جمعیت زیادی از انسانها را از بین بردند
درحالی که دیگران برای زندهماندن تقلا میکنند یک حکومت اشرافسالاری درشهرهای محصور "سیتادل" در حال رشد است
مردم برای غذا متکی به دانههایی هستند که از سیتادل مبادله میشوند
اما این دانه ها تنها برای یک برداشت رمزگذاری شدهاند
گرمه
چرا با این عجله؟
میرم آزمایشگاه قدیمی
از اینجا متنفرم
مراقب باش
ببین چی پیدا کردم
کافیه وسپر، باتریم داره تموم میشه
کسی مجبورت نکرد بیای
میموندی خونه توی شارژ
داری با این آزمایشها وقتمون رو تلف میکنی
نگران نباش
درد نداره
ممنون
همینجا منتظر بمون
یه رهسپاره. زود باش
«فکر کنم «زنه - ولش کن -
یه روز یکیشون رو تعقیب میکنم
و بالاخره میفهمم اون همه زباله رو کجا میبرن
این کار رو نکن. اونها همینطوری پرسه میزنن تا روزی که بمیرن
از کجا میدونی برنمیگردن خونه؟
همه این رو میدونن
همه از کجا در مورد همهشون میدونن؟
وسپر، اون برنمیگرده
کسی پیشته؟
فکر کنم رفتن
چیزی نمیشنوم
!وسپر، مخزن
!برق
از یخچال برق بگیر
...بردمش بیرون
برای کشت سلولیم به فضا نیاز داشتم
میرم پیش یونس
مسئولش کیه؟
مسئولش کیه؟
...من
...ولی اونها
مسئولیت این جاگ با تو بود
حالا این بیچاره رو راحت کن
این که انسان نیست
چیزی حس نمیکنه
توی آزمایشگاه ساخته شده
.اون جاگ برات گرون تموم شده بود چه حیف
واسه چی اومدی اینجا، وسپر؟ - خودت میدونی -
از کجا بدونم؟ با برادرم خودتون رو توی اون کلبه حبس کردین
یه نفر ژنراتورهامون رو خراب کرده
واقعا؟
عجب دنیای بیرحمی
تموم باکتریهامون از بین رفتن
برق نداریم
خودت میدونی که ما صدقه نمیدیم
من هم صدقه نخواستم
باور کن براش زحمت میکشیم
برای زندهموندن، باید توی خانواده هوای هم رو داشته باشیم
مخصوصا از وقتی که سیتادل قیمت دانهها رو بالا برده
خوشبختانه اون چیزی که میخوان رو داریم
!اسکینی
ببین کی به دیدنمون اومده
همیشه خونت جوون نیست
حیفه برای چنین مواقعی هدرش میدی
البته
با وجود اینکه تنها زندگی میکنی
شانس آوردی از این بدتر نشده
...رهسپاران، وگردها، راهزنها
میان جلو خونهات
و ممکنه آخرش شر بشه
اینجا جات امنتره
پدرم چی؟
ازش مراقبت میکنیم
تقصیر اون نیست که مادرت رفت
هر دوتون اینجا راحتتر خواهید بود
مخصوص توی زمستون
تو من رو یادت مادرت میندازی
از من که نمیترسی؟
من از بارآورهات نمیشم
یه جوری میگی انگار حرف زشتیه
فکر کردی از بقیه بهتری؟
من یه سری مهارتها دارم
خودم یاد گرفتم
و یه روز میرم
...ولی تو
تو همینجا میمونی
خون بچههات رو میکشی تا با دانهها معامله کنی
!دخترک زیبای بلندپروازم
میدونی، من و تو خیلی شبیه هم هستیم
چون نمیذاریم این دنیای کثیف ما رو نابود کنه، مگه نه؟
ولی فکر نکن که میتونی همه چیز رو تغییر بدی
از هر فرصتی که پیش میاد استفاده کن
حالا میتونم باکتریم رو داشته باشم؟
باید دو روز دیگه بیای
اول باید خونت رو به سیتادل بفروشم
بابا تا اون موقع بدون برق دووم نمیاره
کاش بیشتر داشتم و بهت میدادم
!نه
!نه
اگه ببینی چی دارم دیگه عصبانی نمیشی
این چیه؟ از کجا آوردی؟
یونس بهم داد - برای چی؟ -
در ازاش چیکار کردی؟ - هیچی -
همینطوری برشون داشتم
قبل از اینکه بفهمه برشون گردون سرجاش
نه
اینها مال مناند و میخوام بازشون کنم
بارورشون میکنم - میدونی که شدنی نیست -
به محض اینکه انجامش بدم از سیتادل ازم میخوان که توی آزمایشگاهشون کار کنم
اونها هیچوقت نمیذارن اونجا کار کنی
همهاش میترسی یه روز !مثل مامان از اینجا برم
وسپر
تو نمیدونی آرزو داشتن چه هزینهای داره
خفه شو
خونه تو اینجاست - خفه شو -
دیشب یه گلایدر دیدم
شاید سقوط کرده
اگه تو بودی کمک نمیکردی؟
بندازش همونجا که پیداش کردی
مسئولیتش با ما نیست
شاید اون بتونه کمکمون کنه
...نه
خیال میکنی اون ما رو میبره سیتادل
اونها به کسی از این لطفها نمیکنن
با بردنت چی گیرش میاد؟
...شاید
آزمایشگاهها - هیچی -
وسپر، میخوای منفجرمون کنی؟
دوست داشتی میذاشتم میمرد؟
!آره
اون مردی که همرام بود کجاست؟
تنها بودی
باید پیداش کنم
،ممکنه آسیب دیده باشه گلایدرمون سقوط کرد
میشه من رو ببری همونجایی که پیدام کردی؟
خیلی نمیتونی راه بری
میشه کمکم کنی؟
میشه کمکم کنی؟
تو برو
برو کمک بیار و دنبالش بگرد
ما خدمتگزار تو نیستیم
بله. ببخشید بیادبی کردم
اون مرد پدرمه و نگرانشم
کمکت بدون پاداش نمیمونه
ما کمک کردیم
با سیتادل تماس گرفتی؟ دارن میان؟
نمیدونم
قبل از اینکه گلایدر سقوط کنه ازش پریدم بیرون
بابا - نه -
نمیتونی جلوم رو بگیری
هر کاری میخوای بکن ولی آخرش با چشم گریون نیای سراغ من
من کاملیام
وسپر
از کمک کردن به ما پشیمون نمیشی
قول میدم
با طلوع آفتاب جستجو رو شروع میکنیم
شب امن نیست - ممنون -
آبدارش رو به تو دادم
ممنون
اینجا با کی زندگی میکنی؟
فقط من و بابا
و اون پهپاد لکنته
برای حرف زدن ازش استفاده میکنه
چه بلایی سرش اومده؟
زخمی شد ...وقتی که
توی ارتش سیتادل بود
تنها چیزی که بهش دادن یه پهپاد قراضه بود
اگه هر دوتون رو به سیتادل ببرم
مطمئنم کمکش میکنن
...واقعا؟ تو
میتونی این کار رو بکنی؟
اوهوم
پدرم مرد با نفوذیه
شنیدی بابا؟
بابا؟
بابا
!بس کن
بابا، نه
!بابا
!نه، بس کن. بابا
بسه، بابا
!خواهش میکنم، بس کن
نگهاش دار
حالا دیگه خوابه
باهات چیکار کرد؟
نمیدونم
تموم اهالی سیتادل میتونن این کار رو بکنن؟
بعید میدونم
شانس آوردیم اون اونجا بود
بیدار شده
وسپر؟
انتظار داشتم رهسپار ببینم
این مرد به کمک نیاز داره
از دیدنت خوشحالم، داریوش - یونس -
میبینم که باتری داری
یه منبع پشتیبان پیدا کردم
عجب خوششانسی هستی
No comments yet. Be the first to leave one.