Love Life

Love Life

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Love Life US S01E06 1080p WEB H264-BTX
Love Life US S01E06 720p WEB H264-BTX
Love Life US S01E06 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Love Life US S01E06 480p WEB x264-RMTeam
Love Life US S01E06 WEBRip x264-ION10
Love Life US S01E06 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Komentarz od _SinCities_
🌀 سینا صداقت | FilmoGen.Org 🌀

Tagi

web
720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
1080
webrip
BRip
Opublikowano: 2020-06-08
Pobrania: 32
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

آخه ببین این جزئیات چقدر عالین

‫مثلاً یه کاغذ دیواری دیگه، ‫شاید یه رنگِ دیگه بزنیم؟

‫- خوشگل میشه ‫- کاملاً

‫- خیلی بهت افتخار می‌کنم ‫- مرسی

‫وقتی عمه‌ات اینجا رو برات گذاشت، ‫حالِ آدم رو بهم می‌زد

‫مثل یه خونه‌ی کهنه و چندش آور تو نیوجرسی بود

‫هی، نیوجرسی خیلیم بد نیست

‫می‌دونی، می‌تونم ببینم که قراره محشر بشه،

‫و تو قراره کلی پول بابتش بگیری

‫آره

‫اگه نخوام بفروشمش چی؟

‫یعنی، آره، گمونم بتونی اینجا رو اجاره بدی

‫پولِ اضافیش به دردمون می‌خوره

‫نه، می‌خوام اینجا زندگی کنم

‫سارا، فکر کنم باید اینجا زندگی کنیم

‫چی؟

‫فقط یه لحظه به حرفم گوش بده

‫خب مدارسِ این ناحیه عالین،

‫فقط 40 دقیقه از شهر فاصله داره،

‫پس می‌تونیم رفت و آمد کنیم،

‫و این شهرک، سارا، دارم بهت می‌گم

‫یه خیابونِ اصلی داره که کاملاً ‫فکر می‌کنی عین بروکلینه

‫واقعاً؟

‫یا فکر می‌کنم یه خیابون تو نیوجرسیه

‫که یه مغازه سلمونی داره که آبجو می‌فروشه؟

‫تو اینجا رو خیلی عالی ردیف می‌کنی،

‫ولی دیوونه نشو

‫من دیوونه نشدم

‫اومدن به نیوجرسی دیوونگیه

‫سارا، من برای این کار حاضرم

‫ببین، من حاضرم که یه خونه داشته باشم

‫بیخیال، تو از هم اتاقی داشتن

‫و جابجا کردنِ کلی آت و آشغال هر دفعه ‫که از آپارتمان میری بیرون خسته نشدی؟

‫برای خوش گذرونی چیکار می‌کنیم، جیم؟

‫مثلاً، میریم تماشای بازی‌های فوتبال دبیرستان؟

‫فقط تصورش کن: تو روی کاناپه نشستی ‫داری جدول حل می‌کنی،

‫من تو آشپزخونه پنکیک درست می‌کنم

‫نمی‌دونم، شاید آخر سر

‫یه بچه کوچولو تو خونه بدو بدو کنه

‫نه

‫من این رو نمی‌خوام

‫منظورم اینه شاید

‫شاید یه روزی، ولی الان؟

‫نه، بیخیال

‫بیا بریم خونه

‫امشب میریم بیرون

‫مست می‌کنیم،

‫خبط و خطا می‌کنیم، می‌دونی که

‫جوونی می‌کنیم

‫من اینجا زندگی می‌کنم

‫چی؟

‫من واقعاً می‌خوام تو اینجا باهام زندگی کنی

‫ولی به هر حال، من میام اینجا زندگی کنم

‫این چیزیه که می‌خوام

‫این یعنی چی؟

‫نمی‌دونم سارا، به نظرت یعنی چی؟

« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.

‫بعضی از روابط به وضوح قرار نیست دوام بیارن،

‫بقیه به طور بدیهی به سمتِ ‫همیشگی شدن پیش میرن

‫و بعدش روابطی هستن که خیلی قطعی نیستن،

‫که توشون یه نفر باید بدونِ یه ‫مسیر مشخص تصمیم بگیره،

‫که دار و ندارش رو فدا کنه

‫یا جلوی زیانِ بیشتر رو بگیره

‫مگنوس؟

‫هی عزیزم، بازم دستمال توالت لازم دارم

‫گرچه داربی قبلاً ته دلش حدسِ ‫بدترین شرایط رو زده بود،

‫با این حال هشت ماه قبل،

‫بعد از یه نامزدیِ عجولانه،

‫جلوی عاقد وایساده بود

‫و امیدوار بود عاقبتِ خوبی ‫در انتظارش باشه

‫سلام

‫اوه نه، عزیزم، باید پاشم. باید برم سرِ کار

‫باشه

‫- برات صبحونه درست می‌کنم ‫- اوه، عالیه

« شش: مگنوس لاند، قسمتِ دوم »

« ‏2016 - یک سال بعد از خواستگاری »

‫- برات تُستِ فرانسوی درست می‌کنم ‫- اشکالی نداره، عزیزم

‫دیگه ساعت 9 شده و من باید سر وقت

‫برای تحویل گرفتنِ اثر باستانی نفیس برسم

‫ببخشید

‫فقط... خیلی خسته‌ام

‫اشکالی نداره

‫هی، اصلاً خبری از آخرین شغل‌هایی ‫که براشون درخواست دادی نشد؟

‫اوه آره، یه کار تو اون ‫رستوران فیوژن گیرم اومد

‫- چی؟ ‫- عزیزم

‫این عالیه. چرا بهم نگفتی

‫چون من قبولش نمی‌کنم

‫چرا؟

‫خب، آخه حقوقش مسخره بود

‫من پنج سال کمک آشپز بودم

‫اونا بهم 65 هزار دلار پیشنهاد دادن

‫این خیلیه

‫می‌دونم ارزشم چقدره،

‫و...

‫بعلاوه، واقعاً می‌خوام تو یه ‫رستورانِ فیوژن کار کنم؟

‫یعنی بخشی از وجودت دلش برای کار تنگ نشده؟

‫راستش، فقط می‌خوام روی پرونده‌ی چیپ تمرکز کنم

‫و اون عوضی رو مجبور کنم پولم رو بده

‫آره...

‫ولی عزیزم، تو پیشِ دوتا وکیل رفتی

‫و الان چقدر گذشته؟ تقریباً یه سال شده؟

‫آخه مگه نمی‌تونستی تا الان همونقدر در بیاری؟

‫بحثِ پوله نیست

‫بحثِ شهرت من به عنوان یه آشپزه

‫بعلاوه، امروز تلفنی با پسرعموی فردی حرف زدم

‫که ظاهراً یه وکیلِ کله‌گنده‌ست

‫فردی کیه؟

‫همون موبلندی که جلوی در کار می‌کرد

‫اوهوم

‫آره، استعفا داد

‫چون رئیسِ عوضی بهش ترفیع نمی‌داد

‫باشه. خب، من باید برم

‫خیلی خب

‫اوه، آره، از کدوم کارت باید برای ‫حقوق وکیل استفاده کنم؟

‫حقوقِ وکیله دیگه. وقتی برنده شیم ‫پسش می‌گیریم

‫فکر نکنم روالش اینجوری باشه

‫عزیزم، اگه می‌خوای این شغل ‫رو قبول کنم، قبولش می‌کنم

‫هر کاری بخوای انجام میدم، قسم می‌خورم

‫فعلاً باز کردنِ رستوران خودم رو عقب میندازم

‫فقط می‌خوام سربلندت کنم

‫فقط، می‌دونی، مطمئن شو آدمِ معتبریه

‫پرس و جو کن

‫خب، فردی رو که می‌شناسم

‫ولی آره، البته که پرس و جو می‌کنم

‫- باشه ‫- خیلی خب

‫هی، دوستت دارم

‫منم دوستت دارم

‫الان کجان؟

‫تقاطع خیابون 22 و لکس

‫باشه، پس تقریباً 20 دقیقه دیگه می‌رسن

‫- میشه لحظه‌ای که رسیدن بهم خبر بدی؟ ‫- آره

‫همچنین، یه ساندویچ تخم‌مرغ پنیری

‫از فروشگاهی که دوست داری خریدم

‫می‌دونی، همون گربه‌ی یه چشم

‫اوه، عالیه. ترفیع گرفتی

‫صبر کن، واقعاً؟

‫نه، ولی کارت عالیه،

‫و ازت ممنونم

‫باشه

‫داربی این بخشِ خجالت‌آور از نوجوونیش رو

‫در گوشه‌ای از حافظه‌ی خودش حفظ کرده بود

‫ولی اخیراً،

‫زیاد به گذشته فکر می‌کرد،

‫سعی داشت تکه‌های زندگیش رو بهم وصل کنه

‫تا بفهمه چطور به اینجایی که بود رسیده

« لوک دوشارم »

‫رسید

‫عالیه. الان میام

‫باشه، خیلی خب

‫خب دوتا اژدهای یشمی داریم...

‫- اوهوم ‫- خمره‌ی منقوشِ سلسله‌ی مینگ،

‫و 18 تا...

‫مهرِ نقره‌ای

‫- اوه، دستکش‌ها رو بده بهم ‫- آره

‫وای

‫فقط 10 تا از این فنجون‌ها تو کل دنیا هست

‫خدای من

‫وای

‫فکر کن چه چیزهایی رو از سر گذرونده

‫امپراتورها، جنگ‌ها، انقلاب‌ها

‫- باهام ازش عکس بگیر ‫- باشه

‫خیلی خب

‫عالیه. اوه

‫به نظر میاد یه پیامِ فیسبوکی

‫از یکی به اسم لوک دوشارم داری؟

‫اوه، هنوز تو فیسبوک هستی؟

‫- کافیه، تیم. ممنون ‫- اوهوم

‫عجب خاطراتی! چه خبر، کارباکتی؟ ‫من تو نیویورکم! بیا هم رو ببینیم!

‫وای

‫- بفرمایید ‫- خیلی خب، عزیزم

‫این خیلی قشنگه

‫این یه جورایی زیاده رویه

‫برای عزیزِ شماره یکم

‫- لطفاً سُس تند رو امتحان کن ‫- اوه، واقعاً؟

‫چون فکر می‌کنم خودِ خودشه

‫فکر کنم عیارِ فلفلش دستم اومده

‫باشه

‫روزت چطور بود؟

‫- خوب ‫- واقعاً؟

‫آره. روزِ تو چی؟

‫راستش یه جورایی عالی بود

‫یه محموله‌ای برای حراج به دستم رسید

‫‏40 قطعه‌ی مختلف از عتیقه‌جاتِ آسیایی

‫از چندین دوره‌ی مختلف بود

‫ولی، آخه این رو ببین

‫آره، اونا شبیه...

‫بات‌پلاگ هستن

‫آره

‫و آخه اسمشون رو گذاشتن،

‫"مهرهای نقره‌ای"، خب؟

‫ولی چیزِ خیلی مهمیه،

‫و بزرگ‌ترین سفارشمه، واسه همین هیجان‌زده‌ام

‫می‌دونم، ببخشید، فقط دارم دور خودم می‌چرخم

‫پسرعموی وکیلِ فردی پرونده رو قبول نمی‌کنه

‫اوه. دلیلش رو گفت؟

‫نمی‌دونم. یه سری مزخرفات

‫در مورد نیاز به ارائه سند ‫برای ساعاتِ کاریم

‫می‌تونی گیرش بیاری؟

‫اون آدمش نیست

‫باشه

More Farsi Persian subtitles for Love Life

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left