The Hairdresser's Husband (Le Mari de la coiffeuse)

The Hairdresser's Husband (Le Mari de la coiffeuse)

Le mari de la coiffeuse

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Hairdresser's Husband 1990 BRrip 1080p x265
د لخوا تبصره Hesam_GH

تګونه

brrip
1080
x265
x264
720p
720
په خپور شو: 2024-03-30
ډاونلوډونه: 69
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

فیلمی از : اتریس لوکنت محصول سال 1990 فرانسه

..... ذهنم با خاطرات بهم ریخته

.از ساحل "لوشومر " شروع شد

مادر برای من و برادرم شرت حمام پشمی .درست کرده بود

.منگوله های قرمز داشت

.عینه گیلاس

،نه تنها اون آرایش میوه ایش بی خود بود

.اصلا هیچ وقت خشک هم نمیشد

.ما همیشه توی دریا بودیم

.اون پشم ها هم همیشه ِ خدا خیس بودن

.و لای کونمون می چسبید

.و لای پاهام رو خیلی زخم می کرد

بعد از یه هفته

.باید باز باز راه میرفتم

.تا از درد جیغ نکشم

از دست مادرم به خاطر اینکه باید اون

.شرت ها رو سالها می پوشیدیم خیلی عصبانی ام

اما از اینکه به طور غیر عمدی توجه ام رو

.به اندامهای تناسلی ام جلب کرد خوشحالم

اون تابستان فهمیدم

.باید از بیضه هام خوب مراقبت کنم

.کم میرم سلمانی

دوباره؟

.حدودا 12 ساله بودم

.عاشق سلمانی رفتن بودم

.توی شهرمون یه سلمانی بود

فقط هم برای مردها

.که بوسیله یه زن خوشکل ِ آلزاسی اداره می شد

.خانم شیفر دوست داشتنی

اون چندتایی مشتری داشت

.و نیازی به وقت قبلی نداشت

.شوهر هم نداشت

.و عاشق زیاد داشت

.من عاشق اونجا رفتن بودم

،وقتی در رو باز میکردم یه بوی شگفت آوری

،توی سوراخ بینی ام می ییچید مخلوطی از

لوسیون، اسپری مو ....گلاب،شامپو

.مست کننده بود

شگفت آور ترین بو میون اون همه

.بوی خودش بود

اون موهای قرمزی داشت

و ترتیب اعضای بدنی که

بعضی از مشتری ها رو اذیت نمیکرد

.اما منو دیوونه میکرد

.بدنش بوی عشق میداد

.من اونو می پرستیدم

چی رو کوتاه کنم؟

.مادرم دوست داره موهام کوتاه باشه

.اولین لذتش شامپوش بود

،خانم شیفر روی من خم می شد

نیم تنه اش تقریبا میخورد به صورتم

،من عمیق نفی می کشیدم

آروم خودم رو توی بوی بدنش غسل میدادم

هنوز شبها توی تخت خواب .هم میتونم احساسش کنم

.و آرزو داشتم توی بغلم بگیرمش

اوضاع مدرسه ات خوبه؟

دانش آموز خوبی هستی؟

.تو خوش شانسی

.من از مدرسه متنفرم .از انضباطش خوشم نمیاد

.باید این جدول رو تموم کنی

اوه آره.....مرسی .بعدا انجام میدم

،در ژوئن 1947 ،قبل از تعطیلات

،یه اتفاقی افتاد که همیشه یادم هست

هوا خیلی گرم بود

.اون بوی آسمانی میداد

،اون روز عصر سینه های خیلی گرد و

.سنگینش رو دیدم

چنان حالی شده بودم که .نمی تونستم حرف بزنم

حالت خوبه،آنتونی؟

.خوبم

.قیافه ات خیلی مسخره شده

!!!شام اماده است

سیستم دوتایی چیه؟

من یه جور دیگه

:بهش نگاه میکنم

یه گربه دوتایی چیه؟

.من چمی دونم

.دوباره،باید بندازمت بیرون

یه گربه معمولی

گربه ای هستش که

یه کله و دوتا چشم داره

.و چهارتا پنجه

یه گربه دوتایی

یه کله داره

یه چشم،یه چشم

یه پنجه،یه پنجه،یه پنجه

و یه پنجه

متوجه تفاوت شدی؟

.فکر میکردم همنچین حرفی بزنی

.اوه یه تفاوتی دیده

!اون نا امید کننده است

میخوای توی این دنیا باشی؟

.مهندسی مدنی

چرا به بندباز نشده؟

.ولش کن،اون هنوز جوونه

.من مایوسم

.اگه شروعت کوچیک باشه ،پایانت هم کوچیکه

و تو ؟

در آینده میخوای چیکار کنی؟

.در آینده میخوایم با یه سلمانی ازدواج کنم

چرا اینکارو کردم؟

.بهم بگو چرا اینکارو کردم

منم،مامان .باز کن

.پدرت متاسفه

خوشم غافلگیر شده،متوجه نشد ایی؟

حالت بده؟

!جواب بده

آنتونی؟

صدام رو میشنوی؟

داری چیکار میکنی؟

حالت خوبه؟

چی شد؟

.جواب نمیده

.ممکنه غش کرده باشه

به خاطر یه سیلی؟

!من نگرانم .باید در رو بشکنیم

.آروم باش! من میارمش بیرون

آنتونی،منم بابا .معذرت میخوام

.به خاطر کاری که کردم متاسفم

.هر کاری دوست داری تو زندگیت بکن

،من یه ساعت اونجا مونده .و به سقف خیره شدم

.خانم شیفر مال ِ من بود

.بدنش،رایحه اش مال ِ من بود

من تصاحبش کرده بودم

.من باید شوهر یه سلمانی می شدم

.یه طوفان در راهه

شاید

سلام سلام

اگه گلهای پلاستیکی در باغ رشد می کردن

.... میتونستن اثبات کن که

و رایحه اش؟

تو منو میخندونی

.میدونی که بدون یه مدل هیچ چیزی وجود نخواهد داشت

.گلهای پلاستیکی مشکلی ندارن

.اما اولویت با گلهای طبیعیه

یا اینکه الان نباید مصنوعی باشن

قهوه گریندر؟

خب ؟

وجود دارن ،درسته؟

...آره،خب

،روی درخت هم در نمیان

.یا توی طبیعت هم نیستن

.اما اونها رو داریم

پس میتونی بدون یه مدل

.گریندر درست کنی

.ما در مورد خدا صحبت میکنیم

!خدا

چطوری سر از قهوه گریندر در آوردی ؟

!چه استدلال بی خودی

! پس داری میگی !همیشه میخوای درست بگی

.قهوه گریندر فقط یه مثال بود

!خدا بی نهایته .نمیتونی درکش کنی

.بازم همونه

.خدا وجود داره

....خب تو داری میگی،اما

.اون یه کم خمیده شده

.فقط ژاکتش یه کم چروک خورده

.قبلا اون طفره میرفت

.حق با توئه،داره پیره میشه

.10 سال قبل،ماتیلدا توی مغازه پیرایش ایزیدور کار میکرد

رئیسش،ایزیدور آپوگین 3 نفر آرایشگر خانم داشت

.اون همجنسگرا بود

.خب از اصلاح موی زنها متنفر بود

به ماتیلدا علاقه داشت.

مهارتش،دلرباییش و هوای بی نهایت

بخشنده و غمگینش

.باعث رضایت مشتریه

وقتی آقای ایزیدور در دهه60 بازنشسته شد

.اون مغازه رو به ماتیلدا بخشید

به من؟

!من پولش رو ندارم

.مشکلی نیست .اصلا بهش نیازی نیست

.تا زمان مرگم یه مقداری ماهیانه بهم بده .مثل یه مقرری بازنشستگی

.میخوام بدونم که مغازه به دست تو میچرخه

.تو مهربونی،به تو اعتماد دارم

.بگو آره

ماتیلدا

.قبول کرد

اون باید عذر اون دوتا کارمند دیگه رو

.که حسادت میکردن میخواست

.تهایی رو دوست داشت .تنهایی مغازه رو اداره میکرد

این براش کار بزرگی بود،اما خب که چی؟

.اون موقع زمانی بود که من ملاقاتش کردم

میشه کار منو انجام بدی؟

.متاسفم ،من منتظر کسی هستم

عذر میخوام

.متوجه شدم که باید از قبل نوبت میگرفتم

.نیم ساعت دیگه برگردید

کاری دارید انجام بدید؟

.بله.....باشه ...خوبه

اسمم رو میخواید؟

.مشکلی نیست

خیلی سخته؟ بیخیالش میشی؟

.من هیچ وقت بیخیال نمی شم

.اون جدولی رو که شکل زن بود یادته

.مقاومت باعث شیرین تر شدنش میشود

.میدونم راجع به چی حرف میزنم

.بعدا میبینی که من درست میگفتم

بعدا وقتی جدول حل میکنم؟

.تا اندازه ایی

The Hairdresser's Husband (Le Mari de la coiffeuse) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Hairdresser's Husband (Le Mari de la coiffeuse)

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left