لومړۍ 49 کرښې.
انــفــرادي -
. حرکت کن
. درب ¨ بي-18 ¨ رو باز کن
. دريافت شد
. پاکه
. بشين
: صورت جلسه بدين شرحه
...بررسي درخواست ¨ آنتوني آلميدا ¨ جهت انتقال
. از زندان انفرادي فوق امنيتي به زندان عمومي...
¨ خانم ¨ دياز؟
، هشت سال پيش
آقاي ¨ آلميدا ¨ به اين محکوم شدن . که باقي عمرشون رو در انفرادي بگذرونن
. قوه قضايه مخالف هرگونه تنزل و کاهش درجه امنيتي ايشونه
، متحد شدن با يه گروه تروريستي
، دزديدن يه هواپيماي مسافربري
، قتل
...در اختيار داشتن سلاح هاي کشتار جمعي
، ¨ آقاي ¨ آلميدا اصلاً به چه دليلي بايد درخواستتون رو بررسي کنم؟
، هر روز
، جنايتکارها
، کارتل هاي مکزيکي
، القاعده . همه شون پشت اين ديوارها در حال طوتئه چيني هستن
، مي تونيد از يه منبع داخلي به صورت مخفيانه
. داخل يه زندان عمومي استفاده کنيد...
، اگه شما اطلاعاتي از انجام فعاليت هاي مجرمانه داريد
. بايد به نگهبان ها هشدار بدين
، اگه اطلاعات موثق و قابل پيگيري مي خوايد
. بايد بذارين از انفرادي بيام بيرون
واقعاً فکر مي کنيد که زنداني ها حاضر ميشن با شما صحبت کنن؟
با يه مأمور سابق سي.تي.يو؟
. اونا مي دونن من چيکار کردم
. فکر مي کنن الان يکي از خودشونم
. کاري که ايشون انجام دادن کُشتن مأمورهاي فدراله
. نميشه بهشون اعتماد کرد
.¨ اعتراض شما شنيده شد ، خانم ¨ دياز
¨ چرا الان اين تقاضا رو کردين ، آقاي ¨ آلميدا؟
...قربان ، هر شب
. خيس عرق از خواب بيدار ميشم...
مدام لحظه اي که همسرم بر اثر انفجار يه . خودروي بمب گذاري شده کُشته شد مياد جلوي چشمم
، اونو توي دستام در آغوش داشتم
. در حالي که صورت سوخته شده ش درست رو به روم بود
. اون همه چيز من بود
...بعد از مرگش
...انگيزه م براي انتقام...
. ديگه از پا درم آورده بود...
، کارهايي که انجام دادم به قيمت جون خيلي ها تموم شد ، اينو مي دونم
. مسئوليت تمام کارهام رو گردن مي گيرم
¨ و الان اينو مي دونم که ¨ ميشل . هچيوقت همچين آدمي که بهش تبديل شدم رو تأييد نمي کرد
...از اون آدم متنفر ميشد
No comments yet. Be the first to leave one.